نقد و بررسی
نقد مستند (The Men Who Sold The World Cup) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی درباره فوتبالِ پشت درهای بسته «The Men Who Sold the World Cup» مستندی دو قسمتی است که به یکی از رسواکنندهترین فصلهای تاریخ فوتبال معاصر بازمیگردد: سازوکار انتخاب میزبان جامهای جهانی و اتهامهای فساد در فیفا، بهویژه در پی واگذاری میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ به قطر. عنوان اثر لحنی اتهامی دارد و از همان ابتدا وعده میدهد که فوتبال را نه در زمین بازی، بلکه در اتاقهای مذاکره، شبکههای نفوذ و مناسبات قدرت دنبال کند.
این وعده، در کلیت، برآورده میشود؛ مستند تصویری از ورزشی میسازد که در مقیاس جهانی، دیگر صرفاً رقابتی میان تیمها نیست، بلکه داراییای سیاسی و اقتصادی است که ارزشش میتواند به ابزار چانهزنی تبدیل شود. اثر میکوشد از دل تحقیقات روزنامهنگاران و پیگیریهای قضایی، زنجیرهای از روابط و تصمیمها را روشن کند.
محور روایت، تنها این نیست که چه کسی به چه کسی رشوه داده یا کدام مقام چه ادعایی را رد کرده است؛ پرسش بنیادیتر این است که چگونه نهادی با نفوذی عظیم میتواند چنین تصمیمهایی را در محیطی مبهم و کمپاسخگو بگیرد. مستند، فساد را نه استثنایی در حاشیه، بلکه مسئلهای ساختاری نشان میدهد؛ مسئلهای که در آن پول، نفوذ و دسترسی به قدرت، مرز میان منافع عمومی و خصوصی را کمرنگ میکنند.
روایت تحقیق و کشش افشاگری یکی از امتیازهای اصلی مستند، تبدیل پروندهای پیچیده و پرشاخه به روایتی قابلدنبالکردن است. گفتوگو با روزنامهنگاران تحقیقی، مأموران و افراد مرتبط با پرونده، به مخاطب امکان میدهد مسیر افشاگریها و واکنشها را از چند زاویه ببیند. این انتخاب، اطلاعات را از حالت گزارشی خشک بیرون میآورد و به آنها تنش و ضرباهنگ میبخشد: هر کشف میتواند راهی به سوی سرنخی تازه باز کند و هر پاسخ، پرسشهای بیشتری پدید آورد.
« اثر میکوشد از دل تحقیقات روزنامهنگاران و پیگیریهای قضایی، زنجیرهای از روابط و تصمیمها را روشن کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جذابیت روایی اثر بیش از آنکه از کشف معمایی ناشناخته حاصل شود، از مواجهه با مقیاس و گستاخی اتهامها میآید. مخاطب از آغاز میداند که با پروندهای درباره فساد در فوتبال روبهروست؛ بنابراین نیرو محرکه، بیش از «چه اتفاقی افتاد؟»، این است که «چگونه چنین چیزی ممکن شد؟» مستند در لحظات موفق خود همین پرسش را زنده نگه میدارد و اجازه نمیدهد ماجرا به فهرستی از نامها و اتهامها فروکاسته شود.
قطر؛ گرهگاه فوتبال، پول و اعتبار واگذاری میزبانی به قطر، در روایت مستند، به کانونی برای سنجش تناقضها بدل میشود. انتخاب کشوری با تابستانهای بسیار گرم و زیرساختهایی که قرار بود برای چنین رویدادی گسترش یابند، پرسشهایی درباره منطق تصمیمگیری فیفا برمیانگیزد. اما اثر این پرسشها را صرفاً به غرابت جغرافیایی یا دشواری برگزاری محدود نمیکند؛ موضوع اصلی، نسبت میان سرمایه، اعتبار بینالمللی و نفوذ سیاسی است.
در اینجا مستند یادآور میشود که جام جهانی فقط مجموعهای از مسابقهها نیست. میزبانی آن میتواند چهره یک کشور را در برابر جهان بازنمایی کند، سرمایه و توجه جهانی را جذب کند و برای صاحبان قدرت اعتبار بسازد. همین ارزش نمادین، رقابت بر سر میزبانی را به موضوعی فراتر از ورزش تبدیل میکند.
اثر در نشاندادن این لایه موفق است، هرچند گاهی زبان انتقادیاش چنان قاطع میشود که پیچیدگیهای سیاسی و اقتصادی پیرامون تصمیمها کمتر مجال بروز مییابند. چهرهها و توازن روایت بخش مهمی از نیروی مستند از حضور افرادی میآید که در ماجرا نقش داشتهاند یا در پیگیری آن بودهاند. روزنامهنگاران تحقیقی، از جمله Heidi Blake و Jonathan Calvert، روایت را به کارِ مستمر گردآوری شواهد و بازسازی پیوندها متصل میکنند.
« در اینجا مستند یادآور میشود که جام جهانی فقط مجموعهای از مسابقهها نیست. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، حضور چهرههایی چون Sepp Blatter امکان میدهد انکار و دفاع نیز وارد قاب شود. این تقابل، دستکم در سطح نمایشی، به مستند حس مواجهه مستقیم میبخشد: ادعا در برابر پاسخ، و بازسازی روزنامهنگارانه در برابر روایت مقامهای درگیر. اما توازن کامل نیست. صدای منتقدان و کسانی که پرونده را پی گرفتهاند، غالباً منسجمتر و پرجزئیاتتر از صدای متهمان به نظر میرسد.
از یک سو، چنین تفاوتی ممکن است حاصل دسترسی نابرابر به اسناد و شواهد باشد؛ از سوی دیگر، برای مستندی که میخواهد تصویری جامع ارائه دهد، این محدودیت اهمیت دارد. اثر میتواند اتهامها را با قدرت مطرح کند، اما گاه فرصت چندانی برای گشودن لایههای پیچیدهتر دفاع، اختلاف روایتها یا ابهامهای باقیمانده فراهم نمیکند.
فرم تصویری و ریتم دو قسمتی ساختار دو قسمتی، امکان میدهد روایت از افشاگریهای رسانهای به پیگیریهای قضایی و مواجهه با نهادهای رسمی حرکت کند. این تقسیمبندی، برای موضوعی با جزئیات فراوان، انتخابی کارآمد است: بخش نخست بیشتر بر شکلگیری و افشای پرونده تمرکز دارد و بخش بعدی چشمانداز واکنشها و پیگیریها را گستردهتر میکند.
در نتیجه، مستند میتواند زمینه را بسازد، افراد را معرفی کند و سپس پیامدهای تلاش برای پاسخگوکردن قدرت را دنبال کند. بااینهمه، ریتم همیشه به یک اندازه محکم نیست. تکرار رفتوبرگشت میان اتهام و انکار در بخشهایی از اثر، حس حرکت را کند میکند. برخی نکتهها چند بار با صورتبندیهای نزدیک به هم بازمیگردند و بهجای آنکه فهم تازهای بسازند، بر همان برداشت قبلی تأکید میگذارند.
« در سوی دیگر، حضور چهرههایی چون Sepp Blatter امکان میدهد انکار و دفاع نیز وارد قاب شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تکرار در لحظاتی به تلخی و سرسختی موضوع خدمت میکند، اما گاه نیز نشانهای از محدودیت مواد روایی به نظر میرسد. خشم اخلاقی و مرزهای اثرگذاری فضای تلخ مستند از این تصور سرچشمه میگیرد که فوتبال، با همه پیوندش با شور جمعی و خاطرات میلیونها نفر، در سطح مدیریت جهانی میتواند به معاملهای میان گروهی کوچک از صاحبان نفوذ بدل شود.
این تضاد، به اثر بُعدی اخلاقی میدهد: مسئله فقط تخلف احتمالی چند مقام نیست، بلکه فاصله میان مردمی است که فوتبال را با اشتیاق دنبال میکنند و سازوکاری که تصمیمهای بزرگش در محیطی دور از دسترس آنان گرفته میشود. مستند بهدرستی از تبدیل خشم به هیجان زودگذر پرهیز نمیکند؛ برعکس، میخواهد مخاطب پس از تماشای آن با احساسی ناخوشایند باقی بماند.
این انتخاب مؤثر است، زیرا فساد را امری انتزاعی نمیگذارد و آن را به پرسشی درباره پاسخگویی و توزیع قدرت پیوند میزند. بااینحال، اثر بیشتر در تشخیص بحران تواناست تا در ترسیم راهی برای اصلاح آن. پایانبندی فکری آن، بیش از آنکه پاسخ بدهد، تصویری از دوام قدرت و دشواری مهار آن باقی میگذارد.
میزان تازگی برای مخاطب آگاه برای بینندهای که سالهاست اخبار فساد فیفا و پرونده موسوم به «فیفاگیت» را دنبال میکند، همه اطلاعات این مستند تازه نخواهد بود. ارزش آن در چنین وضعی بیشتر به گردآوری و ساماندادن مواد پراکنده، شنیدن روایت برخی افراد مرتبط و ساختن تصویری پیوسته از مسیر تحقیق بازمیگردد.
« بااینحال، اثر بیشتر در تشخیص بحران تواناست تا در ترسیم راهی برای اصلاح آن. »
قوتها و کاستیها
مستند میتواند برای آشنایی دوباره با پرونده یا دیدن پیوند میان رویدادهای مختلف مفید باشد، اما لزوماً برای مخاطب مطلع مجموعهای از افشاگریهای تکاندهنده و بیسابقه عرضه نمیکند. در مقابل، برای کسی که ماجرا را تنها بهصورت خبرهایی پراکنده شنیده، ساختار روشن و شخصیتمحور اثر راه ورود مناسبی فراهم میآورد.
آنچه ممکن است مانع تجربهای کاملاً تازه شود، همان تکرار بعضی ادعاها و غلبه یک زاویه دید مشخص است؛ کاستیهایی که ارزش موضوع را از میان نمیبرند، اما از عمق تحلیلی بالقوه مستند میکاهند. جمعبندی «The Men Who Sold the World Cup» مستندی افشاگرانه و پرکشش است که فوتبال را از شکوه ورزشگاهیاش جدا میکند و به سازوکارهای پشت پرده قدرت میبرد.
نقطه قوتش، پیوند دادن تحقیقات روزنامهنگارانه و قضایی با پرسشی بزرگتر درباره پاسخگویی نهادهای بینالمللی است؛ پرسشی که با ماجرای میزبانی قطر صورت ملموسی پیدا میکند. در سوی دیگر، تکیه نامتوازن بر برخی صداها، تکرار بخشی از تقابل اتهام و انکار و کمبود اطلاعات تازه برای مخاطب آگاه، از محدودیتهای آن است.
با وجود این کاستیها، اثر تصویری نیرومند از فاصله میان شور عمومی فوتبال و منافع پنهان پیرامون آن ارائه میدهد. تماشای آن بیش از آنکه لذت کشف را به همراه داشته باشد، حس تلخِ دیدن سازوکاری را برمیانگیزد که در آن پول و نفوذ میتوانند بازی را پیش از سوت آغاز، در اتاقهای بسته تعیین کنند.
« با وجود این کاستیها، اثر تصویری نیرومند از فاصله میان شور عمومی فوتبال و منافع پنهان پیرامون آن ارائه میدهد. »
ثبت دیدگاه