نقد و بررسی
نقد The Measure of a Man | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مردی در برابر قانون بازار «The Measure of a Man» ساختهٔ Stéphane Brizé، در ظاهر روایت مردی است که پس از دورهای طولانی از بیکاری کاری تازه پیدا میکند؛ اما فیلم خیلی زود روشن میسازد که مسئله فقط یافتن شغل نیست. تیری، مردی پنجاهویکساله، باید در برابر نظامی دوام بیاورد که ارزش انسان را با کارآمدی، انعطافپذیری و توانایی سازگارشدن با قواعدش میسنجد.
عنوان فرانسوی فیلم، «قانون بازار»، این نگاه را صریحتر از عنوان انگلیسی آن بیان میکند: اینجا بازار صرفاً پسزمینهٔ زندگی شخصیتها نیست، بلکه نیرویی است که به روابط، انتخابها و حتی احساس آدمها شکل میدهد. فیلم نه با خطابهای اجتماعی آغاز میشود و نه با حادثهای بزرگ. دوربین ما را به دل موقعیتهایی روزمره میبرد که در آنها تیری ناچار است بارها خود را توضیح دهد، از تواناییهایش دفاع کند و در برابر پاسخهای بیروح نهادها صبر پیشه کند.
همین تکرارِ کوشش و ناکامی است که فرسایش را ملموس میکند: بیکاری در اینجا یک وضعیت موقت نیست، بلکه تجربهای است که آرامآرام اعتمادبهنفس و امکان تصور آینده را محدود میسازد. بیکاری بهمثابه فرسایش تدریجی یکی از دستاوردهای مهم فیلم آن است که بیکاری را به یک بحران نمایشی و ناگهانی فرو نمیکاهد.
تیری بارها در موقعیتهایی قرار میگیرد که ظاهراً فرصتی برای پیشرفتاند، اما نتیجهٔ آنها چیزی جز سرخوردگی بیشتر نیست. دورههای آموزشی، گفتوگوهای شغلی و دیدارهای اداری با وعدهٔ نجات همراه نیستند؛ برعکس، هر کدام نشان میدهند که چگونه مسئولیت بیکاری بهتدریج بر دوش خود فرد گذاشته میشود.
« فیلم نه با خطابهای اجتماعی آغاز میشود و نه با حادثهای بزرگ. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او باید مهارت تازه بیاموزد، شیوهٔ معرفی خود را اصلاح کند و همچنان امیدوار بماند، حتی وقتی ساختارها عملاً راهی پیش پایش نمیگذارند. در این جهان، ناکامی فقط اقتصادی نیست. تیری در برابر دیگران ناچار به بازگویی شرایط خود است؛ گویی باید بارها ثابت کند که هنوز سزاوار فرصت است. فیلم از طریق همین لحظههای کماهمیتنما، زخمِ عزتنفس را نشان میدهد.
فشار مالی بر خانواده سنگینی میکند، اما سنگینی اصلی در احساس بیقدرتی و بیاعتباری است: اینکه فرد کمکم به چشم خود نیز کمتر از گذشته ارزشمند به نظر برسد. واقعگراییِ بیپیرایه سبک Brizé با این مضمون پیوندی مستقیم دارد. فیلم بهجای تکیه بر موسیقیِ هیجانساز، تدوین پرشتاب یا تأکیدهای عاطفی آشکار، به مکثها و جزئیات روزمره مجال میدهد.
بسیاری از صحنهها طولانیاند و گاه با آغاز ناگهانی به دل گفتوگویی وارد میشوند؛ انگار تماشاگر به جای آنکه از بیرون ناظر زندگی تیری باشد، ناگهان در میانهٔ آن قرار گرفته است. این شیوه به روایت حالوهوایی نزدیک به مشاهدهٔ مستند میبخشد. واقعگرایی فیلم، البته صرفاً حاصل ظاهر طبیعی صحنهها نیست.
اهمیتش در آن است که مناسبات قدرت را بدون بزرگنمایی نشان میدهد. گفتوگوهای مربوط به کار، بانک و زندگی روزمره به ندرت به جدلهای پرشور تبدیل میشوند؛ بااینحال، در همین گفتوگوهای معمولی است که تیری مدام با داوری دیگران و محدودیتهای موقعیتش روبهرو میشود. فیلم از مخاطب میخواهد به لحنها، سکوتها و تغییرهای کوچک در رفتار توجه کند؛ همان جاهایی که تحقیر یا درماندگی، بیآنکه نامی بر آنها گذاشته شود، خود را آشکار میکنند.
« تیری در برابر دیگران ناچار به بازگویی شرایط خود است؛ گویی باید بارها ثابت کند که هنوز سزاوار فرصت است. »
شخصیتها و اجرا
(فیلم از شیوهای شبهمستند، برداشتهای بلند و حضور بازیگران غیرحرفهای در بسیاری از نقشها بهره میگیرد.) فروشگاه؛ صحنهٔ آزمون اخلاقی با ورود تیری به شغل تازه، جهان فیلم شکل دیگری پیدا میکند. فروشگاه بزرگ، فضایی آشنا و معمولی است؛ اما دوربین آن را به صحنهای برای سنجش اخلاق بدل میسازد.
تیری در مقام نگهبان باید رفتار مشتریان و همکاران را زیر نظر بگیرد و در اجرای قواعدی مشارکت کند که از او اطاعت میخواهند. این شغل در ظاهر امنیت و درآمدی فراهم میکند، اما معنای واقعیاش در پرسشی نهفته است که مدام بیصدا مطرح میشود: حفظ کار تا کجا میتواند از انسان بخواهد چشم بر وجدانش ببندد؟
قدرت فیلم در این است که این دوراهی را به انتخابی ساده میان درست و نادرست تبدیل نمیکند. تیری نه قهرمانی بینقص است و نه قربانیای که هیچ اختیاری ندارد. او خسته است، مسئولیت خانواده را بر دوش میکشد و به امنیت شغلی نیاز دارد؛ در همان حال، هنوز میکوشد مرزی برای رفتار خود نگه دارد.
تضاد میان این دو نیرو، یعنی نیاز به بقا و میل به حفظ شأن انسانی، هستهٔ اخلاقی اثر را میسازد. فروشگاه همچنین نشان میدهد که قدرت چگونه از راه نقشهای ظاهراً کوچک عمل میکند. تیری خود در جایگاهی نیست که قواعد را تعیین کند، اما از او انتظار میرود آنها را اجرا کند. این موقعیت او را به حلقهای از زنجیره بدل میسازد که فشارش از بالا به پایین انتقال مییابد و در زندگی روزمرهٔ آدمهای عادی نمود پیدا میکند.
« فروشگاه بزرگ، فضایی آشنا و معمولی است؛ اما دوربین آن را به صحنهای برای سنجش اخلاق بدل میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Vincent Lindon و هنرِ سکوت بازی Vincent Lindon ستون اصلی فیلم است. او تیری را با نمایش بیرونی و پرهیاهوی رنج تعریف نمیکند؛ برعکس، بخش مهمی از بازیاش در سکوت، مکث و واکنشهای کوچک شکل میگیرد. چهرهٔ خسته، نگاههای حسابشده و طرز نشستن یا ایستادن او، مردی را مجسم میکند که مدتهاست با ناامیدی زندگی میکند، اما هنوز همهٔ نیروی درونیاش را از دست نداده است.
این بازی کنترلشده با شیوهٔ کارگردانی هماهنگ است. Lindon احساسات تیری را بهجای آنکه برای تماشاگر توضیح دهد، در رفتار او رسوب میدهد؛ در لحظهای که پیش از پاسخدادن درنگ میکند، یا در سکوتی که پس از شنیدن سخنی آزارنده بر چهرهاش مینشیند. حاصل، شخصیتی است که پیچیدگیاش از تناقضهای آشکار نمیآید، بلکه از فاصلهٔ میان آنچه به زبان میآورد و آنچه در خود نگه میدارد پدیدار میشود.
(Lindon برای این نقش در جشنوارهٔ کن سال ۲۰۱۵ جایزهٔ بازیگری دریافت کرد.) خانواده و حدود نگاه فیلم زندگی خانوادگی تیری، بُعد دیگری از فشارهای او را نشان میدهد. رابطه با همسر و پسرش از همان جنس اغراق و فوران عاطفی رایج در درامهای ملودراماتیک نیست؛ بیشتر از خلال عادتها، وظایف و لحظههای مشترک شکل میگیرد.
همین انتخاب به فیلم کمک میکند زندگی خانه را امتداد طبیعی کشمکشهای بیرون از خانه نشان دهد: فشار اقتصادی در یک سوی ماجراست و کوشش برای حفظ پیوندهای خانوادگی در سوی دیگر. بااینحال، پرداخت برخی شخصیتهای فرعی محدود میماند. این محدودیت بهویژه در مورد کسانی حس میشود که پیرامون تیری زندگی میکنند، اما کمتر فرصت مییابند تجربه و خواستههای مستقل خود را آشکار کنند.
« Vincent Lindon و هنرِ سکوت بازی Vincent Lindon ستون اصلی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
تمرکز فشردهٔ فیلم بر قهرمانش از یک طرف به انسجام روایت کمک میکند، اما از طرف دیگر جهان عاطفی اطراف او را کمعمقتر میسازد. در نتیجه، بعضی روابط بیش از آنکه بهعنوان تجربهٔ کامل شخصیتهای دیگر فهمیده شوند، در خدمت روشنکردن وضعیت تیری قرار میگیرند. ریتم و بهای خویشتنداری همان پرهیزی که به فیلم واقعگرایی میبخشد، گاه به کندی نیز میانجامد.
صحنههای طولانی و تکرار موقعیتهای اداری یا شغلی در ابتدا حس گرفتارشدن در روزمرگی را تقویت میکنند؛ اما در بخشهایی، این تکرار دیگر چیز تازهای به شناخت ما از تیری نمیافزاید و پیشروی روایت را کمرمق میکند. فیلم بهندرت از سکون فاصله میگیرد، و گاه تماشاگر ممکن است احساس کند کشمکشها بیش از حد در همان نقطه میمانند.
خویشتنداری روایت نیز دو چهره دارد. از یک سو، فیلم از احساساتگرایی و داوریهای سادهساز دور میماند؛ از سوی دیگر، این پرهیز میتواند شدت بعضی لحظهها را کاهش دهد. اگر مخاطب انتظار تحولهای پررنگ یا گرهگشاییهای نمایشی داشته باشد، ممکن است این شیوه را کمتحرک بیابد. اما برای فیلمی که موضوعش فرسایش آرام و انباشتهشدن فشار است، همین کندی بخشی از صورتبندی تجربه به شمار میرود؛ مسئله آن است که این تصمیم در تمام صحنهها به یک اندازه ثمربخش نیست.
جمعبندی «The Measure of a Man» درامی اجتماعی است که از راه زندگی یک مرد معمولی، سازوکارهای بیچهرهٔ بازار کار را به مسئلهای انسانی تبدیل میکند. مهمترین نیروی آن، بازی درونگرای Vincent Lindon و نگاه بیپیرایهای است که بیکاری را نه فقط به شکل فقدان درآمد، بلکه بهصورت فرسایش اعتمادبهنفس و شأن فردی میبیند.
« ریتم و بهای خویشتنداری همان پرهیزی که به فیلم واقعگرایی میبخشد، گاه به کندی نیز میانجامد. »
جمعبندی
فروشگاه نیز در نیمهٔ دوم روایت، پرسشی اخلاقی و روزمره را پیش روی تماشاگر میگذارد: در برابر نیاز به امنیت، چه چیزهایی را میتوان حفظ کرد؟ فیلم در ریتم و پرداخت برخی شخصیتهای فرعی ضعفهایی دارد و خویشتنداریاش گاهی به کمتحرکی نزدیک میشود. بااینهمه، صداقت نگاهش و پرهیز از پاسخهای آماده، اثر را به تجربهای ماندگار بدل میکند.
این فیلم بیش از آنکه حکم صادر کند، موقعیتی میسازد که در آن تماشاگر ناچار میشود دربارهٔ بهای کار، اطاعت و عزتنفس بیندیشد.
« فیلم در ریتم و پرداخت برخی شخصیتهای فرعی ضعفهایی دارد و خویشتنداریاش گاهی به کمتحرکی نزدیک میشود. »



ثبت دیدگاه