نقد و بررسی
نقد موریتانیایی (The Mauritanian) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از بازداشت، انتظار و عدالت «The Mauritanian» درامی حقوقی و سیاسی به کارگردانی Kevin Macdonald است که بر پایهٔ خاطرات محمدو ولد صلاحي ساخته شده؛ مردی موریتانیایی که سالها در گوانتانامو، بدون آنکه اتهامی رسمی علیه او مطرح شود، در بازداشت به سر برد. فیلم از دل این تجربهٔ شخصی، پرسشی بزرگتر را بیرون میکشد: وقتی ترس و مصلحت سیاسی بر سازوکارهای قانونی سایه میاندازند، چه چیزی از معنای عدالت باقی میماند؟
روایت، در کنار سرگذشت صلاحي، مسیر وکلایی را دنبال میکند که میکوشند به پروندهٔ او دسترسی پیدا کنند و در برابر دستگاهی بایستند که پاسخگویی را دشوار میسازد. فیلم از خاطرات منتشرشدهٔ او اقتباس شده است؛ بااینحال، بهجای آنکه صرفاً شرحی مستندوار از پرونده باشد، میکوشد تماشاگر را در تجربهٔ فرسایندهٔ بلاتکلیفی شریک کند.
قدرت داستان واقعی جاذبهٔ نخستین فیلم از خود موقعیت میآید: انسانی که زندگیاش در پیوند با اتهامی سنگین و فضایی امنیتی، سالها معطل میماند؛ در حالی که پاسخ روشن و روندی عادلانه در دسترسش نیست. همین فاصله میان جدیت اتهام و نبودِ محاکمهٔ شفاف، تنشی میسازد که برای پیشبرد قصه به حادثهپردازیهای پیدرپی نیاز ندارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر نه فقط میخواهد بداند پرونده به کجا میرسد، بلکه میپرسد چگونه ممکن است یک نظام حقوقی، که خود را پاسدار قانون میداند، در برابر چنین وضعیتی قرار گیرد. فیلم این کشش را با نگهداشتن بخشی از اطلاعات و جابهجایی میان زمانها تقویت میکند. گذشته و حال در کنار هم قرار میگیرند تا تصویر شخصیت اصلی فقط به پروندهٔ قضاییاش محدود نماند.
این انتخاب گاه به تعلیق کمک میکند، اما همزمان از وضوح روایت میکاهد؛ مسئلهای که در بخشهایی از فیلم، توجه مخاطب را از معنای صحنهها به دنبالکردن ترتیب رویدادها میکشاند. طاهر رحیم و چهرهٔ انسانی رنج نقطهٔ اتکای عاطفی فیلم، بازی طاهر رحیم در نقش محمدو است. او شخصیت را به نمادی یکبعدی از قربانیبودن فرو نمیکاهد؛ در اجرای او هم میتوان فرسودگی و ترس را دید و هم شوخطبعی، زیرکی و میل به حفظ شأن انسانی را.
این آمیزه مهم است، زیرا فیلم در محیطی میگذرد که ممکن است فرد را به شمارهٔ پرونده یا موضوع بازجویی تقلیل دهد. رحیم با جزئیات ظریفِ چهره و مکثهایش، حضور شخصیتی را حفظ میکند که حتی در شرایطی تحقیرآمیز، از درون کاملاً تعریف نمیشود. تأثیر بازی او به نمایش آشکار رنج محدود نیست. لحظههایی که شخصیت میکوشد رابطهای عادی با جهان بیرون برقرار کند، گاه از صحنههای پرتنش بازداشت اثرگذارترند؛ زیرا یادآوری میکنند که آنچه در خطر است فقط آزادی جسمانی نیست، بلکه امکان داشتن زندگی روزمره و پیوند با دیگران نیز هست.
« فیلم این کشش را با نگهداشتن بخشی از اطلاعات و جابهجایی میان زمانها تقویت میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با محورکردن این وجوه، اندوه را از سطح یک واکنش گذرا فراتر میبرد و به تجربهای انسانی بدل میکند. جودی فاستر و درام حقوقی جودی فاستر در نقش نانسی هالندر، وکیلی مدافع، حضوری استوار و سنجیده دارد. شخصیت او قهرمانی بینقص و پرشور به معنای متعارف نیست؛ نیروی او بیشتر از انضباط حرفهای و پافشاری بر اصول میآید.
فاستر به نقش نوعی صلابت میبخشد که در برابر زبان رسمی و سرد نهادها معنا پیدا میکند. رابطهٔ او با موکلش نیز بر اعتماد فوری و ساده بنا نشده است؛ اعتماد در دل محدودیتها و از خلال کار پیگیرانه شکل میگیرد. فیلم از تقابل وکیل مدافع با ساختار قدرت، مصالح یک درام دادگاهی پرتنش را فراهم میکند.
گفتگوها و رویاروییهای حقوقی گاه بهترین لحظههای اثرند، چون جدال بر سر واژهها و مدارک را به نبردی اخلاقی بدل میکنند. بازیهای شیلین وودلی و بندیکت کامبربچ نیز به این خط داستانی تنوع میدهند؛ بهویژه با نمایش مواضع متفاوت در قبال قانون، وظیفه و حقیقت. بااینحال، برخی شخصیتهای پیرامونی فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند و بیشتر در خدمت پیشبرد پرونده باقی میمانند.
« فیلم با محورکردن این وجوه، اندوه را از سطح یک واکنش گذرا فراتر میبرد و به تجربهای انسانی بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ساختار و ریتم؛ میان تعلیق و پراکندگی یکی از انتخابهای اصلی فیلم، رفتوبرگشت زمانی میان تجربهٔ بازداشت و روند پیگیری پرونده است. این ساختار، از یک سو، اجازه میدهد پیامدهای یک تصمیم یا پرسش حقوقی را در زندگی واقعی شخصیت ببینیم و از سوی دیگر، اطلاعات را قطرهچکانی در اختیار تماشاگر بگذارد.
اما مرز میان این دو خط همیشه بهاندازهٔ کافی روشن نیست. بعضی جابهجاییها به جای آنکه لایهای تازه به درام اضافه کنند، جریان عاطفی صحنه را قطع میکنند یا مخاطب را برای لحظهای از مسیر خارج میسازند. ریتم نیز یکدست نیست. فیلم در بخشهایی با تأکید بر روندهای اداری و گفتوگوهای تکرارشونده، کش میآید؛ گویی میخواهد کندی نظامی را که شخصیت در آن گرفتار شده، به زمان تماشاگر منتقل کند.
این کندی از نظر معنایی قابلفهم است، اما همیشه از نظر دراماتیک ثمربخش نیست. در مقابل، هرگاه فیلم روی یک مواجههٔ انسانی یا تصمیم دشوار متمرکز میشود، انرژی و تمرکزش افزایش مییابد. میان این دو کیفیت، نوسانی وجود دارد که مانع شکلگیری ریتمی کاملاً منسجم میشود. فضاسازی و تصویر بیعدالتی جهان فیلم سرد، محدود و گاه خفقانآور است.
« اما مرز میان این دو خط همیشه بهاندازهٔ کافی روشن نیست. »
قوتها و کاستیها
فضاهای بسته و چارچوبهای اداری، نوعی حس محاصره میسازند؛ گویی شخصیتها همواره در اتاقهایی گرفتارند که اختیار حرکت و دانستن در آنها تقسیم شده است. این فضاسازی با موضوع اثر پیوند مستقیم دارد: بخش مهمی از خشونت در این داستان نه در هیاهوی بیرونی، بلکه در محرومیت از اطلاعات، انتظار طولانی و بیپاسخماندن پرسشها رخ میدهد.
فیلم با این حال گاهی برای رساندن موضع اخلاقی خود بیش از اندازه بر صراحت تکیه میکند. مخاطب خیلی زود درمییابد که اثر نسبت به قدرتِ بیپاسخگو و فرسایش حقوق فردی موضع انتقادی دارد؛ بنابراین بعضی تأکیدهای روایی، بهجای افزودن پیچیدگی، همان داوری را دوباره بیان میکنند. نتیجه آن است که فیلم در بهترین لحظاتش به تماشاگر مجال میدهد خودش تناقض را ببیند، اما در لحظاتی دیگر معنای صحنه را بیش از حد توضیح میدهد.
واقعیت تاریخی و مرزهای بازنمایی واقعیبودن ماجرا بار عاطفی فیلم را افزایش میدهد، اما در عین حال مسئولیتی برای بازنمایی پدید میآورد. درام ناگزیر رویدادها را انتخاب، فشرده و مرتب میکند؛ بنابراین نباید آن را جایگزین کاملِ خاطرات یا بررسی تاریخی پرونده دانست. ارزش فیلم در این نیست که همهٔ ابعاد ماجرا را پوشش میدهد، بلکه در آن است که مسئلهای حقوقی را به تجربهای ملموس بدل میسازد: وقتی انسانی از روند منصفانه محروم میشود، مفاهیمی چون امنیت و قانون چه معنایی پیدا میکنند؟
« فیلم با این حال گاهی برای رساندن موضع اخلاقی خود بیش از اندازه بر صراحت تکیه میکند. »
جمعبندی
اثر در پرداخت این پرسش، گاه به دوگانههای نسبتاً روشن اخلاقی نزدیک میشود و از پیچیدگی برخی شخصیتها میکاهد. بااینهمه، نقطهٔ قوتش آن است که مرکز ثقل داستان را از بحثهای انتزاعی به زندگی یک فرد منتقل میکند. تماشاگر با اعداد و اصطلاحات حقوقی تنها نمیماند؛ هر تصمیم و تأخیر را در نسبت با انسانی میبیند که سالهای زندگیاش در تعلیق سپری میشوند.
جمعبندی «The Mauritanian» فیلمی تأثیرگذار و نابرابر است: در بازی طاهر رحیم و جودی فاستر، در کشمکشهای حقوقی و در لحظاتی که رنج فردی را در برابر سازوکارهای قدرت قرار میدهد، نیرویی جدی دارد؛ اما ریتم گاه کند، رفتوبرگشتهای زمانی و پرداخت ناکافی بعضی شخصیتهای فرعی، از انسجام آن میکاهند.
تندی و خشم پس از تماشای فیلم، بخشی از تجربهای است که اثر میسازد، اما اهمیتش فقط در برانگیختن احساس نیست. فیلم در نهایت یادآوری میکند که عدالت، تنها نتیجهٔ یک پرونده نیست؛ به این هم وابسته است که آیا انسانِ گرفتار در پرونده، همچنان بهعنوان انسانی کامل دیده میشود یا نه.
« اثر در پرداخت این پرسش، گاه به دوگانههای نسبتاً روشن اخلاقی نزدیک میشود و از پیچیدگی برخی شخصیتها میکاهد. »



ثبت دیدگاه