نقد و بررسی
نقد The Match | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از همان آغاز درگیرکننده است «The Match» از فرضی دراماتیک و تکاندهنده آغاز میشود: در بهار ۱۹۴۴، در دل فضای سلطه و خشونت نازیها، گروهی از زندانیان اردوگاه ناچار میشوند در مسابقهای فوتبال برابر تیمی نخبه از آلمانها بازی کنند؛ مسابقهای که به مناسبت زادروز هیتلر ترتیب داده شده است.
اما بازی برای زندانیان صرفاً فرصتی برای نمایش مهارت ورزشی نیست. زمین فوتبال به صحنهای بدل میشود که در آن، اختیار اندک آنان، غرور انسانیشان و میل به مقاومت در برابر تحقیر آشکار میشود. این ایده ظرفیت آن را دارد که ورزش را از سرگرمی و رقابت معمول فراتر ببرد و آن را به زبان کنش و ایستادگی تبدیل کند.
فوتبال در اینجا، دستکم در سطح طرح، میدان برخورد دو نیروی نابرابر است: قدرتی که میخواهد همهچیز را به نمایش وفاداری و فرمانبرداری بدل کند و گروهی که میکوشد در همان نمایش تحمیلی، معنایی از آنِ خود بسازد. فیلم نیز از همین تضاد نیروی اولیهاش را میگیرد. روایت تاریخی و فاصله میان واقعیت و درام فیلم خود را الهامگرفته از رویدادهای واقعی معرفی میکند، نه بازسازی مستند و بیواسطهٔ یک حادثه.
این تمایز اهمیت دارد، زیرا «The Match» برای پیشبرد قصه از عناصر آشنای درام تاریخی و ورزشی استفاده میکند: کاپیتانی که باید گروه را گرد هم بیاورد، فشار سیاسی و جسمانی، وعدههایی که بازی را به آزمونی اخلاقی بدل میکنند و مسابقهای که بهتدریج معنایی فراتر از نتیجه پیدا میکند. چنین انتخابی برای سینمای داستانی طبیعی است، اما فیلم همیشه به اندازهٔ کافی میان واقعیت تاریخی و سازوکارهای ملودراماتیک خود تعادل برقرار نمیکند.
« اما بازی برای زندانیان صرفاً فرصتی برای نمایش مهارت ورزشی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت موضوع از جزئیات و زمینهٔ تاریخی آن سرچشمه میگیرد؛ بااینحال، گاه به نظر میرسد اثر بهجای آنکه جزئیات را به تجربهای زنده تبدیل کند، بیشتر به خودِ اهمیت موضوع تکیه دارد. آگاهی از اینکه داستان به واقعهای تاریخی پیوند خورده، بهتنهایی جای پرداخت دقیق شخصیتها و فضای تاریخی را نمیگیرد.
فیلم از یک نقطهٔ شروع کمنظیر برخوردار است، اما همیشه نمیتواند آن را به روایتی به همان اندازهٔ تازه و پیچیده تبدیل کند. فوتبال بهمثابه زبان مقاومت بهترین امکان تماتیک فیلم در پیوند میان فوتبال و کرامت انسانی نهفته است. در شرایطی که زندانیان از بسیاری از انتخابهای بنیادی محروماند، فوتبال میتواند قلمرویی کوچک برای تصمیمگیری، همکاری و حفظ هویت باشد.
بازی گروهی، بهخودیخود، در برابر منطق فردگرایانه و سلطهمحور قدرت قرار میگیرد: هر بازیکن به دیگری نیاز دارد و موفقیت از هماهنگی جمعی حاصل میشود. از این منظر، مقاومت فیلم الزاماً به سخنرانیهای بزرگ وابسته نیست؛ گاهی همین اصرار بر بازیکردن، کنار هم ماندن و جدی گرفتن قواعد بازی، حامل معنایی انسانی است.
بااینحال، فیلم این مضمون را بارها بهصورت صریح توضیح میدهد. بهجای آنکه تماشاگر فرصت یابد معنا را از رفتار بازیکنان، سکوتها و موقعیتهای پرتنش استنباط کند، گاه دیالوگها نتیجهگیری را آماده و آشکار پیش روی او میگذارند. همین توضیحگویی از ظرافت مضمون میکاهد. ایدهٔ مقاومت بهاندازهٔ کافی نیرومند است که برای اثرگذاری به تأکیدهای پیدرپی نیاز نداشته باشد؛ اما فیلم همیشه به قدرت تصویر و کنش اعتماد نمیکند.
« فوتبال بهمثابه زبان مقاومت بهترین امکان تماتیک فیلم در پیوند میان فوتبال و کرامت انسانی نهفته است. »
شخصیتها و اجرا
ساختار روایی و قابِ خاطره روایت با چارچوبی مبتنی بر یادآوری گذشته پیش میرود؛ بازگشت به خاطره میتواند فاصلهٔ میان تجربهٔ تاریخی و نگاه بازمانده را معنادار کند. این شیوه همچنین فرصتی فراهم میآورد تا رخداد فقط به مسابقه محدود نماند و در ذهن کسی که آن را از سر گذرانده، ادامه پیدا کند.
در بهترین حالت، خاطره میتواند نشان دهد که گذشته چگونه از خلال روایت بازماندگان شکل میگیرد و چه چیزهایی در حافظه باقی میمانند. اما این قاب روایی همیشه به داستان عمق تازهای نمیبخشد. گسستهای مکرر میان زمان حال و گذشته ممکن است جریان قصه را قطعهقطعه کند، بیآنکه هر بازگشت اطلاعات یا معنای تازهای به تجربهٔ تماشاگر بیفزاید.
نتیجه آن است که روایت در برخی بخشها بیش از آنکه پیش برود، موضوع خود را دوباره شرح میدهد. اگر پیوند میان قاب خاطره و رخداد اصلی فشردهتر و ضروریتر میبود، احتمالاً فیلم میتوانست انسجام عاطفی بیشتری پیدا کند. بازیگری و شخصیتپردازی یکی از نقاط قوت اثر، بازی بازیگر نقش کاپیتان زندانیان است.
او مرکز ثقل گروه به شمار میرود و حضورش به فیلم امکان میدهد اراده و مسئولیت را در قالب یک شخصیت مشخص مجسم کند. نقش کاپیتان در چنین داستانی صرفاً جایگاه ورزشی نیست؛ او باید میان امید و ترس، فرد و جمع، و تصمیم شخصی و سرنوشت مشترک پیوند برقرار کند. بازی او در لحظاتی که فشار موقعیت بر رفتار شخصیت سنگینی میکند، به روایت نیرویی ملموس میدهد.
« اما این قاب روایی همیشه به داستان عمق تازهای نمیبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، همهٔ بازیها به یک اندازه طبیعی و باورپذیر نیستند. بخشی از گروه بیشتر به کارکرد داستانی خود محدود میمانند تا آنکه به شخصیتهایی مستقل و بهیادماندنی بدل شوند. افزون بر این، تفاوت در لهجهها و شیوهٔ بیان گاه توجه را از موقعیت تاریخی منحرف میکند. هنگامی که فیلم میخواهد مخاطب را به فضای اردوگاه و خطرهای پیرامون بازیکنان نزدیک کند، اجرای ناهماهنگ برخی صحنهها میتواند فاصلهای ناخواسته ایجاد کند.
بازی کاپیتان در میان این کاستیها برجستهتر میشود، اما بهتنهایی قادر نیست تمام گروه را از نظر دراماتیک هموزن کند. دیالوگها و مهار احساسات دیالوگها یکی از ضعفهای آشکار فیلماند. بسیاری از جملهها بیش از آنکه از شخصیتها و وضعیت ویژهٔ آنان برخیزند، برای انتقال مستقیم پیام نوشته شدهاند.
این رویکرد در داستانی با چنین بار تاریخی و اخلاقی، خطر سادهسازی را به همراه دارد: شخصیتها بهجای آنکه در برابر وضعیت واکنش نشان دهند، گاه شبیه سخنگوی مضمون فیلم حرف میزنند. نتیجه، گفتوگوهایی است که ممکن است کممایه یا تصنعی به نظر برسند و از پیچیدگی تجربهٔ شخصیتها بکاهند. از آنجا که فیلم با موضوعی سنگین سروکار دارد، مهار احساسات اهمیتی ویژه پیدا میکند.
اثرگذاری الزاماً از بلندتر گفتن یا توضیحدادن بیشتر حاصل نمیشود؛ سکوت، مکث و واکنشهای کوچک گاهی میتوانند فشار را بهتر منتقل کنند. «The Match» در بخشهایی به چنین لحظههایی نزدیک میشود، اما در بخشهای دیگر، بیان مستقیم و تأکید مکرر بر پیام، مجال تأمل را محدود میکند. این مسئله یکی از دلایلی است که فاصلهٔ میان قدرت بالقوهٔ قصه و تأثیر نهایی آن را آشکار میسازد.
« در مقابل، همهٔ بازیها به یک اندازه طبیعی و باورپذیر نیستند. »
قوتها و کاستیها
میزانسن، فضای اردوگاه و صحنههای مسابقه فضاسازی فیلم در ساختن حس محصوربودن و تهدید، به اندازهٔ موضوعش موفق نیست. برای اینکه تقابل زندانیان و نازیها باورپذیر و هولناک جلوه کند، محیط باید پیوسته بر بدن و روان شخصیتها فشار وارد آورد. هرجا اردوگاه بیش از اندازه شبیه محیطی مرتب و قابلتحمل به نظر برسد، تضاد میان آنچه قصه میگوید و آنچه تصویر نشان میدهد پدیدار میشود.
این فاصله، از شدت تجربهٔ تاریخی میکاهد و تماشاگر را از درون جهان فیلم بیرون میبرد. صحنههای فوتبال نیز با چالشی مشابه روبهرو هستند. مسابقه باید هم از نظر بصری روشن و پرتحرک باشد و هم تنش روایی را افزایش دهد. استفاده از حرکت آهسته میتواند یک برخورد یا لحظهٔ سرنوشتساز را برجسته کند، اما تکرار آن ریتم بازی را کند میکند و حس پیوستگی رقابت را از میان میبرد.
در نتیجه، صحنههایی که باید نقطهٔ اوج انرژی فیلم باشند، گاه کشدار و کمهیجان جلوه میکنند. جلوههای بصری و اجرای بعضی حرکتها نیز همیشه چنان طبیعی نیست که تماشاگر بدون تردید در جریان مسابقه غرق شود. لحن، کلیشه و ظرفیت ازدسترفته «The Match» از الگوی آشنای فیلمهای ورزشی بهره میگیرد: گروهی ناهمگون، رهبری مرکزی، مسابقهای که به آزمون اراده تبدیل میشود و امیدی که در دل شرایط دشوار زنده میماند.
این الگو میتواند مؤثر باشد، اما در کنار داستانی دربارهٔ زندانیان اردوگاه، خطر آن وجود دارد که پیچیدگی تاریخی به قصهای ساده دربارهٔ پیروزی روحیهٔ تیمی فروکاسته شود. فیلم گاهی از این دام فاصله میگیرد و به فشار اخلاقی و انسانی موقعیت توجه میکند، اما گاه نیز به مسیرهای آشنا و قابلپیشبینی بازمیگردد.
« این فاصله، از شدت تجربهٔ تاریخی میکاهد و تماشاگر را از درون جهان فیلم بیرون میبرد. »
جمعبندی
این کلیشهمندی با دیالوگهای توضیحی و شخصیتپردازی محدود ترکیب میشود و به فیلم ظاهری کملایه میدهد. در عین حال، نباید جذابیت هستهٔ مرکزی قصه را نادیده گرفت. تقابل ورزش با قدرت سیاسی و استفادهٔ زندانیان از همان مسابقهٔ تحمیلی برای حفظ شأن خود، مصالحی بسیار نیرومند در اختیار فیلمسازان میگذارد.
مسئله آن است که فیلم همیشه این مصالح را به بهترین شکل بسط نمیدهد؛ برخی لحظات بیش از آنکه از دل موقعیت بجوشند، بر اهمیت ازپیشمعلوم آن تکیه دارند. جمعبندی «The Match» اثری است با ایدهای تاریخی و دراماتیک که بهراستی میتواند تماشاگر را جذب کند: مسابقهای فوتبال در فضای اردوگاه، جایی که بازی به صورت نمادین با اجبار، تحقیر و ارادهٔ مقاومت گره میخورد.
فضای پرتنش داستان و بازی قابلتوجه نقش کاپیتان، از عناصر موفق آناند. در سوی دیگر، دیالوگهای کمظرافت، اجراهای ناهماهنگ، فضاسازی نهچندان قانعکننده و زیادهروی در حرکت آهسته، مانع میشوند که ظرفیت احساسی و تاریخی قصه بهطور کامل شکوفا شود. فیلم بیش از آنکه در پرداخت همهٔ اجزایش یکدست باشد، به نیروی موضوع خود متکی است.
برای تماشاگرانی که به روایتهای تاریخیِ ورزشی علاقه دارند، هستهٔ قصه جذاب و قابلتأمل خواهد بود؛ اما کسانی که به دنبال فضاسازی دقیق، دیالوگهای چن
« این کلیشهمندی با دیالوگهای توضیحی و شخصیتپردازی محدود ترکیب میشود و به فیلم ظاهری کملایه میدهد. »
ثبت دیدگاه