نقد و بررسی
نقد برادران منسون: کشتار زامبیها در نیمهشب (The Manson Brothers: Midnight Zombie Massacre) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به رینگ، ورود به کابوس «The Manson Brothers: Midnight Zombie Massacre» از برخورد دو جهان آشنا اما کمتر همنشین نیرو میگیرد: کشتی حرفهای و هراس زامبیمحور. دو برادرِ کشتیگیر که روزگار اوجشان سپری شده، برای مسابقهای نیمهشب در شب هالووین به رینگ بازمیگردند؛ اما آنچه قرار است نمایشی پرهیاهو و حسابشده باشد، بهسرعت رنگ بقا میگیرد.
سالن از بیرون بهسان قفسی بسته میشود و بیماریای جهشیافته، کشتیگیران و تماشاگران را به تهدیدی هولناک بدل میکند. فیلم از همین موقعیت، هم برای ساختن صحنههای درگیری بهره میبرد و هم برای آزمودن رابطه دو برادر: آیا مهارتهای نمایشی و اختلافهای دیرینهشان در برابر خطری واقعی کارساز خواهد بود؟
این ایده از ابتدا وعده اثری جدی و واقعگرا نمیدهد. فیلم در قلمرو کمدی ترسناکِ عامدانه اغراقآمیز حرکت میکند؛ قلمرویی که در آن خونریزی، شوخیهای زمخت، شخصیتهای رنگارنگ و قواعد کشتی حرفهای میتوانند در یک قاب جا بگیرند. کارگردانی Max Martini و حضور دو بازیگر اصلی، Chris Margetis و Mike Carey، به جهان فیلم هویتی وابسته به همین ترکیب میدهد: قصه زامبیها بهتنهایی تازه نیست، اما انتقال آن به فضای کشتیهای مستقل و مناسبات پشتصحنهشان امکان مییابد اندکی از کلیشههای معمول فاصله بگیرد.
دو برادر؛ نیروی عاطفی فیلم مرکز ثقل اثر، نه ویروس است و نه محاصره سالن، بلکه رابطه Stone و Skull است. دو برادر از یک سو همکارانی ناگزیرند و از سوی دیگر، بهواسطه تفاوت خلقوخو و نگاهشان به زندگی، مدام اصطکاک دارند. کلکلها و گفتوگوهایشان برای فیلم فقط وسیلهای جهت پرکردن فاصله میان صحنههای حمله نیست؛ بخشی از شخصیتپردازی و راهی برای ساختن صمیمیتی است که تماشاگر را به ادامه ماجرا ترغیب میکند.
« این ایده از ابتدا وعده اثری جدی و واقعگرا نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
یکی بیشتر اهل محاسبه و اداره امور است و دیگری سادهدلتر و کماحتیاطتر؛ این تضاد، هم زمینه شوخی میسازد و هم موقعیتهایی ایجاد میکند که همکاریشان اهمیت پیدا کند. شیمی میان دو بازیگر اصلی از امتیازهای آشکار فیلم است. آنها رابطهای را بازی میکنند که هم به رقابت و سرزنش آمیخته است و هم به نوعی وفاداری خانوادگی.
این پیوند، در لحظههایی که فیلم بهجای پیشبرد حمله زامبیها روی گفتوگو مکث میکند، مانع از آن میشود که تمام شخصیتها صرفاً ابزارهایی برای رسیدن به مبارزه بعدی به نظر برسند. با این همه، شوخیهای مکرر همیشه به یک اندازه کار نمیکنند. بعضی از آنها از دل تفاوت دو برادر برمیآیند و طراوت دارند؛ برخی دیگر چنان اصرارآمیز تکرار میشوند که اثرشان کاهش مییابد.
در نتیجه، صمیمیت شخصیتها واقعیتر از خندهای است که فیلم گاه بهزور از تماشاگر طلب میکند. کشتی؛ امتیاز ویژه و ظرفیت استفادهنشده انتخاب رینگ بهعنوان صحنه اصلی بقا، از هوشمندانهترین تصمیمهای فیلم است. کشتی حرفهای خود بر نمایشیبودن خشونت تکیه دارد: بدنها نقش میپذیرند، حرکتها تمرینشدهاند و تماشاگر برای دیدن نزاعی طراحیشده گرد هم میآید.
حالا همین فضای ساختگی با خطری واقعی آلوده میشود. این دگرگونی، امکان طنزی موقعیتمحور فراهم میکند: کسانی که عادت دارند ضربه را اجرا یا تحمل کنند، ناگهان باید واکنشهایی را از خود نشان دهند که دیگر بخشی از نمایش نیستند. مهارتهای رینگی، فنون بدنی و ماسکها نیز میتوانند از ابزارهای هویتی و نمایشی به وسایل دفاع و بقا تبدیل شوند.
« شیمی میان دو بازیگر اصلی از امتیازهای آشکار فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این ظرفیت، فیلم همیشه به بهترین شکل از زبان کشتی بهره نمیگیرد. انتظار میرود طراحی مبارزهها تفاوتی روشن با زدوخوردهای معمول فیلمهای زامبی داشته باشد؛ یعنی حرکتها، قواعد رینگ و میزانسن سالن نقشی اساسی در شکلگیری کنش پیدا کنند. در برخی لحظهها چنین حسی پدید میآید و برخورد بدنها با فضای محدود، به صحنهها انرژی میبخشد؛ در بخشهایی دیگر، مبارزهها بیشتر در مسیر آشنای حمله و فرار پیش میروند.
بنابراین، فیلم ایدهای جذابتر از آنچه در تمام مدت اجرا میکند در اختیار دارد. کشتی به جهان داستان رنگ میدهد، اما گاه بهجای آنکه موتور خلاقیت صحنهها باشد، تنها پسزمینهای پرزرقوبرق باقی میماند. لحن کمدی و هراس فیلم میخواهد هم ترسناک باشد و هم خندهدار؛ و کامیابیاش به تعادل میان این دو بستگی دارد.
فضای پرهیاهوی مسابقه، شخصیتهای اغراقشده و خشونت کمیک اجازه میدهد اثر از قواعد واقعگرایانه فاصله بگیرد. شوخیها و تماشای کشتیگیرانی که با تهدیدی نامتعارف روبهرو شدهاند، انرژی خاصی به روایت میبخشند. جلوههای خونآلود نیز با این رویکرد سازگارند: هدفشان بیش از آنکه ایجاد وحشتی روانشناختی و ماندگار باشد، برانگیختن واکنشی فوری و گاه آمیخته به خنده است.
فیلم میخواهد تماشاگر را در یک نمایش عامهپسند شریک کند، نه آنکه او را در هراسی خاموش و ممتد فرو ببرد. اما طنز، خطرِ شکستن تعلیق را هم به همراه دارد. اگر شوخی پیش از آنکه تهدید فرصت اثرگذاری پیدا کند از راه برسد، صحنه هراس به لطیفهای گذرا بدل میشود. اگر هم خشونت بیش از حد جدی گرفته شود، لحن سبک و بازیگوشانه فیلم آسیب میبیند.
« با وجود این ظرفیت، فیلم همیشه به بهترین شکل از زبان کشتی بهره نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر در بعضی بخشها از این دوگانگی به سود خود استفاده میکند، اما در همهجا به توازن کامل نمیرسد. شوخیهایی که بر پیوند برادران یا خصلتهای دنیای کشتی تکیه دارند، معمولاً طبیعیترند؛ لطیفههای کمجانتر بیشتر شبیه تلاشی آشکار برای یادآوری کمدیبودن فیلماند. حاصل، تجربهای پرانرژی اما نابرابر است: لحظاتی سرگرمکننده در کنار مکثهایی که نه ترس را عمیقتر میکنند و نه خندهای بهیادماندنی میسازند.
ریتم روایت و پراکندگی داستان یکی از تناقضهای اصلی فیلم میان تحرک ظاهری و کندی روایی آن است. قصه در موقعیتی بنا شده که ذاتاً ظرفیت شتاب دارد: مسابقهای نیمهشب، سالن محصور، تهدیدی که میان جمعیت گسترش مییابد و شخصیتهایی که امکان خروج ندارند. با این حال، بخشی از زمان صرف گفتوگوهای طولانی و معرفی جهان کوچک کشتی میشود.
پرداختن به مناسبات این جمع، بهخودیخود بیفایده نیست؛ حتی کمک میکند تماشاگر تفاوت شخصیتها و جایگاهشان را دریابد. مشکل آنجاست که بعضی از این مکثها بهاندازه کافی شخصیتپردازی یا تعلیق تولید نمیکنند و در نتیجه، ضرباهنگ رخدادهای اصلی را کند میسازند. پراکندگی دیگری نیز از ورود عناصر فرعی، بهویژه ماسکهای جادویی، سرچشمه میگیرد.
ماسکها از نظر تصویری با جهان کشتی پیوند دارند و میتوانند به اسطورهسازی درون فیلم کمک کنند؛ با این حال، حضورشان سطح دیگری از خیالپردازی را به داستانی اضافه میکند که پیشتر بر ویروس، زامبیها و بقا استوار شده است. فیلم بهجای آنکه همیشه این لایهها را در یک منطق روایی واحد ادغام کند، گاه میان آنها رفتوآمدی نامطمئن دارد.
« اثر در بعضی بخشها از این دوگانگی به سود خود استفاده میکند، اما در همهجا به توازن کامل نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
مسئله این نیست که اثر نباید شگفتی یا بیمنطقی عامهپسند داشته باشد؛ مسئله آن است که هر عنصر تازه باید به تمرکز و ریتم کلی کمک کند. برخی از این خردهداستانها بیشتر توجه را از موقعیت محوری منحرف میکنند تا آنکه معنای آن را گسترش دهند. اجرا، خشونت و جاذبه تولید بازیگران مکمل به ساختن فضای شلوغ و پرشخصیت سالن کمک میکنند.
در میان آنان، حضور چهرههایی چون Randy Couture، Bas Rutten، D.B. Sweeney و Adrian Pasdar به فیلم رنگوبویی متفاوت میبخشد؛ ترکیبی از شخصیتهای مرتبط با دنیای مبارزه، کشتی و کمدی اغراقآمیز. برخی نقشها آشکارا بر تیپسازی تکیه دارند و چندان فرصت پیچیدهشدن پیدا نمیکنند، اما در اثری با این لحن، همین تیپها میتوانند بخشی از سرگرمی باشند.
نقطه ضعف زمانی پدید میآید که بازی یا گفتوگوها بیش از اندازه مصنوعی به نظر برسند و توجه را از فضای داستان بیرون ببرند. جلوههای خونین و خشونت بدنی، برای فیلم اهمیت کارکردی دارند. آنها به تماشاگر نشان میدهند که خطر صرفاً یک شوخی یا بخشی از نمایش کشتی نیست و به صحنههای درگیری وزن میبخشند.
با این حال، ارزش این لحظهها بیشتر در انرژی و بیپرواییشان است تا در ظرافت فنی یا خلق ترسی ماندگار. فیلم از محدودیتهای تولید کمهزینه پنهانکاری نمیکند و در عوض میکوشد با شور بازیگران، ایده نامتعارف و نمایش خونآلود، کمبودها را جبران کند. چنین رویکردی برای مخاطبی که از سینمای ژانریِ مستقل و خودآگاه لذت میبرد، بخشی از جذابیت اثر است؛ برای کسی که انتظار پرداختی صیقلی و جدی دارد، همین نابرابریها بیشتر به چشم خواهد آمد.
« برخی از این خردهداستانها بیشتر توجه را از موقعیت محوری منحرف میکنند تا آنکه معنای آن را گسترش دهند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Manson Brothers: Midnight Zombie Massacre» تجربهای بر پایه ترکیبی نامعمول است: برادرانی کهنهکار در کشتی، مسابقهای هالووینی و هجوم زامبیها در فضایی بسته. بهترین دارایی فیلم، رابطه دو شخصیت اصلی و شور بازیگوشانهای است که به جهان کشتی میآورند. مبارزههای خونآلود و شوخیهای برآمده از کلکل آنان نیز لحظاتی پرتحرک و سرگرمکننده میسازد.
در سوی دیگر، گفتوگوهای طولانی، شوخیهای نابرابر و خردهداستانهایی که تمرکز را پراکنده میکنند، مانع میشوند فیلم از ایده مرکزی خود بیشترین بهره را ببرد. این اثر بیش از آنکه یک فیلم هراس منسجم باشد، نمایشی ژانری و عامدانه زمخت است؛ فیلمی که گاه با انرژی و صمیمیتش به هدف میرسد و گاه زیر بار پراکندگی و کندی میماند.
تماشاگر علاقهمند به کشتی حرفهای، کمدی ترسناک و فیلمهای کمهزینهای که از اغراق خود خجالت نمیکشند، احتمالاً از این مسابقه نامتعارف لذت خواهد برد. اما اگر اولویت، تعلیق پیوسته، خندههای مداوم یا روایتی کاملاً متمرکز باشد، تجربهای ناهموارتر در انتظار اوست.
« بهترین دارایی فیلم، رابطه دو شخصیت اصلی و شور بازیگوشانهای است که به جهان کشتی میآورند. »



ثبت دیدگاه