نقد و بررسی
نقد عمارت (The Mansion) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عمارت بهمثابه صحنهای آشنا «عمارت» یا «لو مانوار» ساختهٔ تونی تی. داتیس، از همان آغاز بر زمینی آشنا قدم میگذارد: گروهی از دانشجویان برای جشن سال نو راهی خانهای قدیمی و دورافتاده میشوند؛ جایی که انزوایش، گذشتهٔ مبهمش و حالوهوای نامطمئن آن، نوید میدهد شبِ خوشگذرانی به تجربهای هراسآور بدل شود.
فیلم در چارچوب وحشت کمدی و اسلشر حرکت میکند و از الگوی کلاسیک «جمعی گرفتار در مکانی بسته، در برابر تهدیدی ناشناخته» بهره میگیرد. این آشنایی، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیتش: تماشاگر بهسرعت قواعد بازی را درمییابد، اما کمتر با مسیری روبهرو میشود که واقعاً آن قواعد را از نو تعریف کند.
پیوند مهمانی و کابوس یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، تضاد میان شور و بیخیالی مهمانی با رخدادهای تاریکی است که آرامآرام آن را مختل میکنند. گردهمایی سال نو، با سروصدا و رفتارهای نمایشی شخصیتها، فضایی شلوغ و آشفته میسازد؛ سپس همین آشفتگی به بستری برای تعلیق و سوءظن تبدیل میشود. تغییر لحن ناگهانی نیست، بلکه فیلم میکوشد خنده و هراس را در یک قاب نگه دارد: لحظهای رفتار یا موقعیتی مضحک میشود و لحظهای دیگر یادآوری میکند که خطر، از جنس شوخی نیست.
« عمارت بهمثابه صحنهای آشنا «عمارت» یا «لو مانوار» ساختهٔ تونی تی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جابهجایی گاه کارآمد است، بهویژه وقتی فیلم از انتظارهای شناختهشدهٔ ژانر برای ساختن غافلگیری یا طنز استفاده میکند. اما هرچه شوخیها پررنگتر میشوند، تعلیق نیز آسانتر از میان میرود. فیلم بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را در وحشتی پیوسته فرو ببرد، به دنبال سرگرمی سبکی است که از کنار هراس عبور میکند و آن را دستمایهٔ خنده قرار میدهد.
عمارت و کارکرد فضاسازی لوکیشن عمارت، مؤثرترین دارایی بصری فیلم است. ساختمان کهنه و دورافتاده، با اتاقها و گذرگاههایش، امکان پنهانکاری، جدایی شخصیتها و بازی با انتظار تماشاگر را فراهم میکند. خانه در اینجا فقط پسزمینه نیست؛ فضای بستهاش حس بیپناهی میسازد و هر راهرو یا اتاق میتواند به نقطهای برای تشدید بدگمانی تبدیل شود.
طراحی صحنه و نورپردازی نیز به این حس کمک میکنند و به فیلم ظاهری منسجمتر از قصهٔ آشنایش میبخشند. بااینحال، عمارت بهندرت به شخصیتی مستقل بدل میشود. فیلم از ظرفیت رازآلود مکان استفاده میکند، اما کمتر آن را به معنایی عمیقتر یا به گذشتهای تأثیرگذار پیوند میزند. نتیجه، فضایی خوشساخت برای یک اسلشر است، نه مکانی که هویت رواییاش تا پایان در ذهن بماند.
« اما هرچه شوخیها پررنگتر میشوند، تعلیق نیز آسانتر از میان میرود. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها میان تیپ و بازیگری گروه دانشجویان عمدتاً با نشانههای آشنای کمدیهای ترسناک معرفی میشوند: شخصیتهای پرادعا، بیپروا، نگران یا بیشازحد بیخیال که رفتارشان هم میتواند زمینهٔ شوخی باشد و هم دردسر بیافریند. این انتخاب با لحن عامدانه سبک و اغراقآمیز فیلم سازگار است؛ از شخصیتها انتظار پیچیدگی روانشناختی چندانی نمیرود و بخش مهمی از کارکردشان، واکنش نشاندادن به موقعیتهای عجیب است.
در مقابل، همین تکیه بر تیپها باعث میشود شماری از افراد گروه بهسرعت در ذهن مخاطب به یک ویژگی یا رفتار محدود شوند. بازیها نیز یکدست نیستند: برخی اجراها از انرژی و لحن بازیگوشانهٔ اثر بهره میبرند، اما در بخشهایی دیگر اغراق یا ناپختگی بازیگری، شوخی را کماثر میکند. فیلم میخواهد شخصیتهایش خندهدار و دوستداشتنی باشند، ولی همیشه فاصلهٔ میان شوخی عمدی و اجرای تصنعی را حفظ نمیکند.
طنز؛ موتور سرگرمی و سرچشمهٔ شکاف «عمارت» را باید با توجه به قصدش برای ساختن کمدیِ عامدانه سبک و گاه ابلهانه تماشا کرد. شوخیها اغلب از خودشیفتگی، حماقت یا واکنشهای نابجای شخصیتها سرچشمه میگیرند و فیلم از بیمنطقی موقعیتها نیز برای خنداندن بهره میبرد. بعضی لحظهها بهخوبی از این لحن استفاده میکنند؛ بهخصوص وقتی کلیشههای اسلشر نه پنهان، بلکه آشکارا به بازی گرفته میشوند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما طنز اثر همیشه به یک اندازه موفق نیست. بخشی از شوخیها به تکرار رفتارهای آزاردهنده یا اغراق در کلیشههای شخصیتی وابستهاند و ممکن است بهجای خنده، خستگی ایجاد کنند. این همان شکافی است که واکنشها به فیلم را دوپاره میکند: برای مخاطبی که با کمدی زمخت و خودآگاهانهٔ آن همراه شود، ناهماهنگیها بخشی از سرگرمیاند؛ برای تماشاگر دیگری، همین ویژگیها مانع جدی گرفتن فیلم میشوند.
اثر چندان نمیکوشد میان این دو برداشت آشتی برقرار کند. روایت و کلیشههای اسلشر طرح مرکزی فیلم تازگی چشمگیری ندارد. گروهی جوان به مکانی دورافتاده میروند، نشانههای خطر پدیدار میشوند و با آغاز قتلها، پرسش از هویت مهاجم و راه بقا بر روایت سایه میاندازد. فیلم از ابزارهای آشنای اسلشر بهره میگیرد و بخش زیادی از جذابیتش را از شناخت تماشاگر نسبت به همین قواعد میسازد.
گاهی از انتظارهای ژانر برای ایجاد بازی یا تعلیق استفاده میکند، اما بازآفرینی آنها به اندازهای نیست که قصه را کاملاً تازه جلوه دهد. ریتم نیز با همین ساختار پیوند دارد. فیلم برای ورود به بخش خشنتر، زمانی را صرف معرفی گروه و تثبیت فضای مهمانی میکند؛ این مقدمه به شوخیها مجال میدهد، اما در برخی لحظهها کشدار به نظر میرسد.
« اما طنز اثر همیشه به یک اندازه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، هنگامی که خطر جدیتر میشود، روایت بیشتر به حرکت میان موقعیتهای پرتنش و کمدی متکی است تا به تحول عمیق شخصیتها. بنابراین، آنچه تماشاگر را پیش میبرد غالباً کنجکاوی دربارهٔ رخداد بعدی است، نه پیوندی عاطفی و پرقدرت با قهرمانان. تصویر، تدوین و ساختن ضرباهنگ فیلم از نظر بصری بیش از آنکه به نوآوریهای چشمگیر تکیه کند، به کارکرد درست ابزارهای ژانر متکی است.
نورپردازی و ترکیب فضای داخلی عمارت، حس انزوا را تقویت میکنند و دوربین در بسیاری از صحنهها بهخوبی از شکل و اندازهٔ مکان برای ایجاد انتظار بهره میبرد. تدوین نیز در حفظ ضرباهنگ میان شوخی، مکث و آشوب نقش مهمی دارد؛ گاهی همین برشها هستند که صحنهای نهچندان قوی را از افتادن کامل در بیحوصلگی نجات میدهند.
این مهارتها، البته، ضعفهای قصه یا بازیگری را از میان نمیبرند؛ بیشتر کمک میکنند فیلم از پراکندگی کامل دور بماند. حاصل کار اثری است که از نظر ساخت و پرداخت، بهاندازهای کارآمد هست که تماشایش آسان بگذرد، اما کمتر لحظهای میآفریند که پس از پایان فیلم در حافظهٔ تصویری مخاطب حک شود.
جمعبندی
جمعبندی «عمارت» اسلشری فرانسوی با رگههای پررنگ کمدی است که آگاهانه به کلیشههای آشنا تکیه میکند و بیش از تازگی داستان، بر فضای عمارت، آشفتگی مهمانی و شوخیهای گاهموفقش حساب باز میکند. لوکیشن و فضاسازی، همراه با تدوین و چند لحظهٔ سرگرمکننده، به فیلم جان میدهند؛ در برابر، قصهٔ کمابتکار، شخصیتهای تیپیک و بازیهای نابرابر، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای ماندگار تبدیل شود.
این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از وحشت کمدیِ سبک و بیپروا لذت میبرند و انتظار ندارند اسلشر آشنایی چون «جوانان در خانهای دورافتاده» را از نو تعریف کند. اگر با لحن شوخ و گاه زمخت آن همراه شوید، میتواند انتخابی خوشگذران برای یک شب کمتوقع باشد؛ اما اگر از فیلم ترسناک، تعلیق پیوسته یا طنزی ظریف میخواهید، احتمالاً سرگرمیاش برایتان پراکنده و محدود خواهد ماند.



ثبت دیدگاه