نقد و بررسی
نقد مردی از لارامی (The Man from Laramie) | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
غربیِ انتقام، اما نه فقط انتقام «The Man from Laramie» ساختهٔ آنتونی مان، وسترنی است که از قالب آشنای غریبهای واردشونده به شهری دورافتاده بهره میگیرد، اما علاقهٔ اصلیاش نه به قهرمانی بینقص و نه به رویارویی سادهٔ خیر و شر است. ویل لاکهارت با بازی جیمز استوارت برای یافتن کسی به کورونادو میآید که تفنگ در اختیار آپاچیها گذاشته است؛ انگیزهای شخصی و تلخ که بهتدریج او را در میانهٔ رقابتها و رازهای خانوادهٔ واگومن قرار میدهد.
فیلم از همان آغاز، جستوجوی حقیقت را با میل به انتقام درهم میآمیزد و میپرسد آیا مردی که برای دادخواهی آمده، میتواند از خشونتی که با آن روبهرو میشود مصون بماند؟ شهری زیر سایهٔ یک خانواده کورونادو در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای ماجرا نیست؛ نظمی اجتماعی است که قدرت یک دامدار ثروتمند، الک واگومن، بر آن سایه انداخته.
ورود لاکهارت این نظم را برهم میزند، اما فیلم بهجای آنکه او را بیدرنگ منجی شهر معرفی کند، رفتارش را در برابر شبکهای از مناسبات خانوادگی و اقتصادی میسنجد. واگومن پیر، پسرش دیو و دستیار مورداعتمادش ویک، هر یک جایگاهی متفاوت در این ساختار دارند و هر کدام تصویری جداگانه از قدرت، وفاداری و میراث به دست میدهند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، کشمکش فیلم تنها بر سر شناسایی فروشندهٔ اسلحه نیست. پرسش مهمتر این است که چه کسی حق دارد قدرت را به ارث ببرد، چه کسی واقعاً شایستگی آن را دارد و چه اندازه از خشونت خانوادگی زیر نام اقتدار پنهان میماند. حضور باربارا، دختر الک، نیز به جهان فیلم بُعدی دیگر میبخشد: او در محدودهای زندگی میکند که دیگران برایش تعریف کردهاند، اما میل به رهایی از آن را در خود دارد.
این شخصیتها همیشه به یک اندازه پرورده نیستند، ولی تنش میان خواستههای شخصی و وظایف خانوادگی به داستان عمق میدهد. جیمز استوارت؛ قهرمانی با خشم مهارشده یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، بازی جیمز استوارت است. او لاکهارت را نه به شکل قهرمانی شکستناپذیر، بلکه مردی مصمم، کمحرف و درگیر زخمی عاطفی تصویر میکند.
شخصیت او آرام به نظر میرسد، اما زیر این آرامش، خشمی انباشته جریان دارد؛ خشمی که بازی استوارت با مکثها، نگاههای ثابت و واکنشهای ناگهانی آشکارش میکند. او بهخوبی نشان میدهد که عزم لاکهارت برای یافتن مقصر، در عین حال نیروی محرک و نقطهٔ آسیبپذیر اوست. این نقش همچنین با تصویر آشنای استوارت از مردی شریف و قابلاعتماد تفاوت دارد.
« در نتیجه، کشمکش فیلم تنها بر سر شناسایی فروشندهٔ اسلحه نیست. »
شخصیتها و اجرا
لاکهارت گاه سرسخت و لجوج است و در موقعیتهایی قرار میگیرد که تماشاگر نمیتواند بهسادگی همهٔ انتخابهایش را تأیید کند. همین ابهام اخلاقی به بازی او جان میدهد: قهرمان فیلم پاک و بیتناقض نیست، بلکه انسانی است که گذشتهاش او را به سوی کنشی خطرناک میراند. در برابر او، آرتور کندی در نقش ویک حضوری حسابشده دارد؛ مردی که آرامش ظاهریاش همیشه خبر از آشوب درونی نمیدهد، اما رابطهاش با خاندان واگومن تنش داستان را فشردهتر میکند.
منظره بهمثابه نیروی دراماتیک فیلمبرداری رنگی و قاب عریض اثر، گسترهٔ دشتها و خشونت اقلیم غرب را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر تبدیل میکند. این مناظر فقط چشماندازهایی برای زیبایی بصری نیستند؛ آدمها را در برابر فضایی وسیع و بیاعتنا کوچک نشان میدهند. در شهر، قدرت و نزاعها ظاهراً همهچیز را در اختیار دارند، اما بیرون از آن، طبیعت با سکوت و پهناوریاش یادآور میشود که هیچیک از شخصیتها مالک مطلق این سرزمین نیستند.
آنتونی مان در صحنههای بیرونی از همین تضاد بهره میبرد: آدمها در فضایی باز حرکت میکنند، اما آزادی عملشان محدود به ترس، انتقام و منافع خانوادگی است. در صحنههای نزدیکتر نیز دوربین از فشار روانی غافل نمیشود و برخوردهای جسمانی را به نمایشهایی قهرمانانه و بیدرد بدل نمیکند. خشونت در این جهان، هزینه دارد؛ بدن را زخمی میکند و رابطهها را فرسوده میسازد.
« خشونت در این جهان، هزینه دارد؛ بدن را زخمی میکند و رابطهها را فرسوده میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قاب عریض سینماسکوپ، که از ویژگیهای بصری مهم فیلم است، این فاصلهٔ میان عظمت چشمانداز و تنگنای زندگی آدمها را برجسته میکند. تعلیق و معمایی که زود گره نمیاندازد فیلم از چند نیروی داستانی برای حفظ تعلیق استفاده میکند: انگیزهٔ پنهان لاکهارت، مناسبات پرتنش خاندان واگومن و سرنخهای مربوط به مسیر رسیدن اسلحهها به آپاچیها.
این اجزا در کنار هم، تماشاگر را به دنبال کشف حقیقت میفرستند و هر برخورد تازه را به فرصتی برای تغییر موازنهٔ قدرت بدل میکنند. بااینحال، وجه معمایی اثر آنقدر پیچیده نیست که همواره امکان حدسهای تازه فراهم کند. برخی نشانهها مسیر کشف را نسبتاً زود روشن میکنند و بخشی از انتظار، بیش از آنکه بر غافلگیری تکیه داشته باشد، بر پیامدهای عاطفی و اخلاقی دانستن حقیقت استوار میشود.
این نکته بهتنهایی فیلم را از کار نمیاندازد؛ زیرا جذابیت اصلی آن در خود معما خلاصه نمیشود. تنش میان لاکهارت و خانواده، و میان اعضای خانواده با یکدیگر، اهمیت بیشتری پیدا میکند. اما اگر تماشاگر به دنبال معمایی چندلایه و پرپیچوخم باشد، ممکن است احساس کند داستان زودتر از انتظار به سمت پاسخ حرکت میکند.
« بااینحال، وجه معمایی اثر آنقدر پیچیده نیست که همواره امکان حدسهای تازه فراهم کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم بیش از آنکه با غافلگیریهای پیدرپی پیش برود، با حالوهوای تهدیدآمیز، برخوردهای تلخ و انتظار برای رویاروییهای بعدی تماشاگر را همراه میسازد. ریتم و نابرابری شخصیتپردازی ریتم اثر در بخشهایی سنجیده و تأملی است و این مکثها گاهی به ساخت فضای سنگین و خصمانهٔ شهر کمک میکنند.
بااینحال، همهٔ این مکثها به یک اندازه ثمربخش نیستند. بعضی صحنهها بیش از نیاز روایت درنگ میکنند و حرکت داستان را کند میسازند؛ بهویژه هنگامی که اطلاعات تازه یا دگرگونی عاطفی چشمگیری به ماجرا اضافه نمیشود. این کندی در فیلمی که چند خط کشمکش را همزمان پیش میبرد، ممکن است فاصلهای میان تماشاگر و داستان ایجاد کند.
ناهمواری دیگری در پرداخت دیو، پسر خشن الک، دیده میشود. نقش او در ایجاد تهدید و بیثباتی روشن است، اما شخصیتپردازیاش گاه به رفتارهای تند و تکانهای محدود میماند. در نتیجه، انگیزههایش همیشه به اندازهٔ ظرفیت دراماتیک موقعیت باورپذیر نمیشوند و او میتواند بیش از آنکه انسانی پیچیده باشد، به نیرویی برای پیشبرد بحرانها بدل شود.
« بااینحال، همهٔ این مکثها به یک اندازه ثمربخش نیستند. »
جمعبندی
این ضعف، بهخصوص در مقایسه با ظرافت نسبی رابطههای میان الک، ویک و لاکهارت، بیشتر به چشم میآید. بااینحال، تقابل او با شخصیتهای دیگر همچنان موتور مهمی برای تنش فیلم است. جمعبندی «The Man from Laramie» وسترنی است که از ماجرای انتقام و جستوجوی مقصر آغاز میکند، اما در بهترین لحظههایش به بررسی قدرت، وفاداری و فرسودگی اخلاقی میرسد.
بازی پرقدرت جیمز استوارت، هدایت تصویری آنتونی مان و مناظر وسیع غرب، به فیلم هویتی ماندگار میبخشند. در سوی دیگر، ریتم گاه کند، معمای نسبتاً زودحدسزدنی و شخصیتپردازی نابرابر دیو از کاستیهای واقعی اثرند. با وجود این، فیلم بهسبب نگاه جدیاش به خشونت و پرهیز از قهرمانسازی ساده، از یک وسترن ماجراجویانهٔ معمول فراتر میرود.
جذابیت آن در این نیست که همهٔ گرهها را با شتاب بگشاید، بلکه در این است که شخصیتهایش را در چشماندازی خشن، زیر فشار گذشته و مناسبات قدرت قرار میدهد. نتیجه اثری است که ممکن است در حرکت روایی همیشه یکدست نباشد، اما همچنان تصویری پرتنش و انسانی از مردانی به دست میدهد که برای یافتن حقیقت، ناگزیرند با خشونت خود نیز روبهرو شوند.
« این ضعف، بهخصوص در مقایسه با ظرافت نسبی رابطههای میان الک، ویک و لاکهارت، بیشتر به چشم میآید. »
ثبت دیدگاه