نقد و بررسی
نقد The Man from Earth | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که با پرسش آغاز میشود «مردی از زمین» از آن دسته آثار علمیتخیلی است که برای ساختن جهانی شگفتانگیز، نه به چشماندازهای عظیم و فناوریهای آیندهنگرانه، بلکه به یک ایده و پیامدهای فکری آن تکیه میکند. جان اولدمن، استادی که در آستانهٔ ترک دانشگاه است، همکاران نزدیکش را برای خداحافظی گرد هم میآورد.
در دل این دیدار ساده، رازی را با آنان در میان میگذارد که گفتوگوی معمول دوستانه را به آزمونی برای عقل، باور و اعتماد بدل میکند. فیلم بیآنکه معمای خود را با شتاب حلوفصل کند، تماشاگر را به همان موقعیتی میبرد که شخصیتها در آن گرفتارند: باید شنید، پرسید و دربارهٔ ممکن یا ناممکن بودن آنچه میشنویم داوری کرد.
قدرت یک موقعیت محدود بخش عمدهٔ فیلم در فضایی بسته و در جریان یک شب میگذرد. این محدودیت، در نگاه نخست میتواند نشانهٔ کمبود امکانات به نظر برسد، اما فیلم آن را به بخشی از منطق روایی خود تبدیل میکند. ماجراهای دور و دراز در قاب تصویر نمایش داده نمیشوند؛ در عوض، از خلال روایت و واکنش شنوندگان در ذهن تماشاگر شکل میگیرند.
خانه به صحنهای برای برخورد جهانبینیها بدل میشود: هر شخصیت با دانستهها، پیشفرضها و حساسیتهای خود به سخنان جان پاسخ میدهد. این انتخاب، فیلم را به نمایشی گفتوگومحور نزدیک میکند؛ نمایشی که نیروی پیشبرندهاش نه تعقیبوگریز و رخدادهای پیاپی، بلکه تغییر تدریجی حالوهوای جمع است.
« جان اولدمن، استادی که در آستانهٔ ترک دانشگاه است، همکاران نزدیکش را برای خداحافظی گرد هم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور شخصیتها در یک مکان، حس محاصره و بیقراری میسازد: با هر پرسش تازه، امکان دارد فضای صمیمانهٔ آغازین جای خود را به بدگمانی یا آشفتگی بدهد. فیلمنامه و هنر طرح پرسش ستون اصلی اثر، فیلمنامهٔ جروم بیکسبی است؛ متنی که یک فرض خیالانگیز را به نقطهٔ آغاز بحثهایی دربارهٔ تاریخ، علم، دین و حافظه تبدیل میکند.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد صرفاً مجذوب بزرگی ادعا شود؛ پیوسته او را به سنجیدن آن وامیدارد. آیا روایت جان با شواهد سازگار است؟ آیا دانش علمی میتواند همهٔ امکانها را از پیش کنار بگذارد؟ و وقتی یک ادعا با جهانبینی ما ناسازگار است، تا چه اندازه آمادهایم آن را جدی بگیریم؟ نکتهٔ مهم این است که پرسشهای فیلم بیش از آنکه پاسخهای قطعی عرضه کنند، نحوهٔ اندیشیدن شخصیتها را آشکار میسازند.
گفتوگوها گاه به جدل نزدیک میشوند و گاه لحنی شخصی پیدا میکنند؛ زیرا موضوع فقط یک ادعای عجیب نیست، بلکه اعتبار حرفهای، ایمان، خاطره و پیوندهای عاطفی افراد نیز در میان است. به این ترتیب، بحث انتزاعی به تجربهای انسانی و گاه دردناک تبدیل میشود. شخصیتها و برخورد جهانبینیها جمع همکاران جان، گروهی همفکر و همصدا نیست.
هر یک از زاویهای متفاوت به روایت او نزدیک میشود و همین تفاوت، گفتوگو را از پرسشوپاسخ ساده فراتر میبرد. دانشمند، تاریخپژوه، باستانشناس و چهرهٔ مذهبی، هرکدام معیارهای جداگانهای برای سنجیدن حقیقت دارند. بعضی میکوشند ادعا را با منطق و دانش تخصصی بیازمایند؛ برخی از پیامدهای اخلاقی و معنوی آن نگران میشوند؛ و برخی بیش از هر چیز میخواهند بدانند آیا دوستی را که میشناسند هنوز میتوانند باور کنند.
« فیلم از تماشاگر نمیخواهد صرفاً مجذوب بزرگی ادعا شود؛ پیوسته او را به سنجیدن آن وامیدارد. »
شخصیتها و اجرا
جان نیز قهرمانی پرهیاهو و مدعی نیست. آرامش او در برابر واکنشهای دیگران، بخشی از نیروی شخصیتپردازیاش را میسازد؛ اما همین خویشتنداری گاهی فاصلهای میان او و تماشاگر ایجاد میکند. فیلم بهجای آنکه شخصیتها را به ابزارهایی برای بیان یک نظریه فروبکاهد، اختلافهایشان را در واکنشهای فردی و رابطههای میان آنان جای میدهد.
بااینحال، برخی از گفتوگوها چنان صیقلی و هدفمند نوشته شدهاند که کمتر شبیه مکالمهٔ خودجوش به نظر میرسند. بازیگری و محدودیتهای اجرا بازی دیوید لی اسمیت بر خویشتنداری استوار است. او جان را با حرکات و واکنشهای کنترلشده میسازد و به شخصیت حالتی میدهد که گویی از شتاب و اضطراب معمول اطرافیان فاصله دارد.
این انتخاب با طرح فیلم سازگار است، هرچند در لحظاتی ممکن است به سردی یا یکنواختی تعبیر شود. بازیگران دیگر وظیفهای دشوار دارند: باید در فضایی محدود، بیشتر از راه گفتار و چهرهپردازی، تغییرات عاطفی خود را نمایان کنند. هماهنگی گروه در بسیاری از صحنهها به باورپذیری موقعیت کمک میکند، اما اجرا در همهجا یکدست نیست.
گاه واکنشها بیش از اندازه توضیحی یا نمایشی جلوه میکنند و برخی مکثها به جای آنکه تنش بسازند، مصنوعی به نظر میرسند. این کاستیها بهویژه هنگامی آشکار میشوند که فیلم برای حفظ کشش خود به شدت به دیالوگ وابسته است؛ زیرا در اثری با چنین ساختاری، کوچکترین لغزش در لحن یا ریتم بیشتر به چشم میآید.
« بااینحال، برخی از گفتوگوها چنان صیقلی و هدفمند نوشته شدهاند که کمتر شبیه مکالمهٔ خودجوش به نظر میرسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و یکنواختی گفتوگوها فیلم در آغاز، آرام و سنجیده پیش میرود و از تماشاگر میخواهد بهجای انتظار برای حادثهای بیرونی، در جزئیات گفتوگوها مشارکت کند. این رویکرد برای مخاطبی که از بحثهای فلسفی و علمی لذت میبرد، جذاب است؛ اما برای کسی که انتظار حرکت تصویری یا تنوع مکانی دارد، میتواند خستهکننده باشد.
گفتوگوها گاه چند بار به یک محور بازمیگردند و در بخشهایی، فیلم میان طرح پرسش تازه و تکرار تردیدهای پیشین تعادل کاملی برقرار نمیکند. بااینحال، کندی ریتم همیشه نقصی منفصل از مضمون نیست. شخصیتها برای پذیرفتن یا رد کردن سخنان جان به زمان نیاز دارند و همین مکثها، سنگینی موقعیت را منتقل میکنند.
مسئله آنجاست که مکثِ مؤثر باید به تغییر در رابطه یا فهم شخصیتها بینجامد؛ هرجا چنین تغییری رخ نمیدهد، سکون فیلم بیشتر محسوس میشود. اثر در بهترین لحظاتش از همین سکون تنش میسازد، اما در بخشهایی نیز در آن گرفتار میماند. امکانات اندک و نیروی تخیل «مردی از زمین» نمونهای روشن از این است که خیالپردازی سینمایی الزاماً به جلوههای ویژه وابسته نیست.
فیلم با تکیه بر فضایی ساده، گروهی محدود و کلام، گسترهای بسیار فراتر از محیط خانه را پیش چشم تماشاگر میگشاید. آنچه دیده نمیشود، گاه از آنچه به نمایش درمیآید اثرگذارتر است: تاریخهای دور، تجربههای زیسته و امکانهای نامعمول در ذهن مخاطب تصویر میشوند. البته این شیوه به همان اندازه که فرصت میآفریند، خطر هم دارد.
« بااینحال، کندی ریتم همیشه نقصی منفصل از مضمون نیست. »
قوتها و کاستیها
وقتی بخش بزرگی از جهان فیلم بر زبان شخصیتها بنا شده، کیفیت متن و باورپذیری بازیها باید بار اصلی را به دوش بکشند. هرگاه اطلاعات تاریخی یا علمی بیش از اندازه فشرده و بیوقفه عرضه میشوند، گفتوگو ممکن است حالتی آموزشی پیدا کند. اثر از این مرز عبور نمیکند، اما گاهی به آن نزدیک میشود؛ بهخصوص وقتی شخصیتها بیشتر شبیه نمایندگان یک حوزهٔ فکری به نظر میرسند تا آدمهایی که در یک مهمانی واقعی حضور دارند.
جمعبندی «مردی از زمین» تجربهای کمادعا اما بلندپروازانه است: فیلمی که در ظاهر از یک شب و چند گفتوگو فراتر نمیرود، اما میکوشد تاریخ و باور انسانی را در همان فضای محدود به بحث بگذارد. جذابیت اصلی آن نه در جلوههای بصری، بلکه در ایدهای است که ذهن را به مشارکت دعوت میکند و در برخورد میان یقین، شک و عاطفه معنا مییابد.
کندی ریتم، تکرار برخی بحثها و نابرابری در بازیها میتوانند تماشاگر را از اثر دور کنند؛ بااینحال، فیلمنامه و توانایی فیلم در برانگیختن پرسش، آن را از یک نمایش سادهٔ گفتوگومحور فراتر میبرد. این اثر بیش از آنکه پاسخی نهایی بدهد، تجربهٔ شنیدن یک ادعای نامحتمل و سنجیدن واکنش خودمان به آن را به یادمان میسپارد.
ثبت دیدگاه