نقد و بررسی
نقد شوهر فریبخوردهٔ باشکوه (The Magnificent Cuckold) | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی ایتالیایی «The Magnificent Cuckold» یا «Il magnifico cornuto»، ساختهٔ آنتونیو پیترانجلی در سال ۱۹۶۴، کمدیای دربارهٔ خیانت زناشویی است که شوخیهایش را از سطح رسواییهای عاشقانه فراتر میبرد. فیلم بر اساس نمایشنامهٔ «Le Cocu magnifique» اثر فرناند کروملینک ساخته شده و در سنت کمدی ایتالیاییِ آن دوره، خنده را با نگاهی گزنده به مناسبات طبقاتی، نقشهای جنسیتی و اضطرابهای جامعهٔ مدرن درمیآمیزد.
حاصل، اثری است که هم سرگرمکننده است و هم آگاهانه ناراحتکننده: تماشاگر را به خنده میاندازد، اما بهتدریج روشن میکند که موضوع اصلی فقط خیانت نیست، بلکه نیاز بیمارگونهٔ یک مرد به مهار چیزی است که از اساس در اختیار او نیست. آندرهآ آرتوزی، بازرگانی متمول و شیفتهٔ همسرش ماریا گراتسیا، ظاهراً زندگی بینقصی دارد.
اما هنگامی که خود او از چارچوب ازدواج پا بیرون میگذارد، احتمال آنکه همسرش نیز چنین کند به ذهنش راه مییابد و بهسرعت تمام جهان او را تسخیر میکند. جذابیت این موقعیت در آن است که فیلم حسادت را نه نیرویی ناگهانی و بیمقدمه، بلکه پیامدِ منطق معیوبِ خود آندرهآ میسازد: او خطای خویش را تجربه میکند، اما بهجای پذیرفتن مسئولیت، همان خطا را به همسرش نسبت میدهد.
طنزِ دورویی و منطقِ حسادت طنز فیلم از تناقضی روشن سرچشمه میگیرد: آندرهآ از آزادیای که برای خود قائل است، برای همسرش هراس دارد. او میتواند خیانت خود را حادثهای گذرا یا حاصل موقعیت بداند، ولی حضور مردان دیگر در نزدیکی ماریا را نشانهای بالقوه از فاجعه تلقی میکند. همین معیار دوگانه، سرچشمهٔ کمدی است؛ اما خندهای که پدید میآورد آرام و بیدردسر نیست.
« آندرهآ آرتوزی، بازرگانی متمول و شیفتهٔ همسرش ماریا گراتسیا، ظاهراً زندگی بینقصی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرچه آندرهآ بیشتر برای اثبات وفاداری همسرش تلاش میکند، بیشتر گرفتار سوءظن میشود و بیش از پیش از واقعیت فاصله میگیرد. پیترانجلی این سازوکار را با دقتی کمیک پیش میبرد: نگاه یک مرد، گفتوگویی معمولی یا موقعیتی اجتماعی میتواند در ذهن آندرهآ به مدرکی خیالی بدل شود. تماشاگر از فاصلهٔ میان آنچه واقعاً میبیند و آنچه شخصیت تصور میکند آگاه است؛ همین فاصله، موقعیتهای خندهدار میآفریند.
ولی فیلم صرفاً بر نادانی قهرمانش نمیخندد. با پیگیری وسواس او، نشان میدهد که حسادت چگونه از میل به عشق و صمیمیت جدا میشود و به میل به مالکیت و نظارت تغییر شکل میدهد. آندرهآ؛ قهرمان کمیک و مردی نگرانکننده بازی اوگو تونیاتسی ستون اصلی فیلم است. او آندرهآ را مردی پرجنبوجوش، خودمحور و آشکارا مضطرب میسازد؛ کسی که هر بار میکوشد ظاهر اقتدارش را حفظ کند، آشفتگی درونیاش بیشتر نمایان میشود.
توانایی تونیاتسی در تغییر لحن و رفتار، از اعتمادبهنفس نمایشی به بدگمانی و پریشانی، به فیلم نیروی اجرایی میدهد. خندهداری شخصیت نه از شوخیهای جداگانه، بلکه از شدتِ جدیتی میآید که او به خیالات خود میبخشد. بااینحال، آندرهآ شخصیتی نیست که فیلم از تماشاگر بخواهد بیقیدوشرط دوستش بدارد.
رفتار او نسبت به ماریا گاه تحقیرآمیز و کنترلگرانه است و تماشای آن میتواند ناخوشایند باشد. این ناراحتی بخشی از کارکرد اثر است: فیلم رفتار مرد را صرفاً بهعنوان عادت بامزهٔ یک همسر حسود عرضه نمیکند؛ نشان میدهد که بدگمانی او چگونه استقلال و شأن همسرش را تهدید میکند. کمدی از همین دوگانگی نیرو میگیرد؛ آندرهآ مضحک است، اما آنچه انجام میدهد بیپیامد یا بیضرر نیست.
« ولی فیلم صرفاً بر نادانی قهرمانش نمیخندد. »
شخصیتها و اجرا
ماریا؛ فراتر از تصویرِ زیبایی کلودیا کاردیناله در نقش ماریا حضوری درخشان دارد، اما اهمیت شخصیت او فقط به زیبایی و جذابیتش محدود نمیشود. در نگاه آندرهآ، ماریا به تصویری بدل میشود که مردان دیگر ممکن است خواهانش باشند؛ در نتیجه، او مدام از منظر ترسها و خیالپردازیهای شوهرش بازنمایی میشود.
یکی از لایههای انتقادی فیلم همین است: زنی که در ظاهر مرکز توجه است، ممکن است در ذهن همسرش نه بهعنوان انسانی مستقل، بلکه بهمثابه موضوعی برای تملک و نگرانی دیده شود. کاردیناله به ماریا حضوری زنده و متین میبخشد و کمک میکند شخصیت او به ابزاری صرف برای پیشبرد بحران آندرهآ تقلیل نیابد.
تنش میان آنچه ماریا واقعاً هست و تصویری که شوهرش از او میسازد، به فیلم بُعدی فراتر از کشمکش عاشقانه میدهد. ماریا در این رابطه فقط موضوع اتهام نیست؛ واکنشها و تصمیمهایش نشان میدهند که رفتار آندرهآ بر زندگی او نیز اثر میگذارد. برای پرهیز از افشای جزئیات داستان، کافی است گفت فیلم این عدم توازن را نادیده نمیگیرد و پیامدهای آن را به بخشی از طنز تلخش تبدیل میکند.
کارگردانی و زبان بصری پیترانجلی که فیلمنامهنویسی آن را دیهگو فابری، روگرو ماکاری، اتوره اسکولا و استفانو استروکی بر پایهٔ نمایشنامهٔ کروملینک نوشتهاند، میان farce نمایشی و کمدی سینمایی تعادل برقرار میکند. جهان فیلم، با فضای مرفه و محافل اجتماعیاش، محیطی مناسب برای نمایش آداب و نقابهای طبقهٔ برخوردار فراهم میآورد.
« تنش میان آنچه ماریا واقعاً هست و تصویری که شوهرش از او میسازد، به فیلم بُعدی فراتر از کشمکش عاشقانه میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روابط و معاشرتها در این فضا گاه همچون صحنهای نمایشی به نظر میرسند؛ جایی که آدمها هم تماشاگر یکدیگرند و هم بازیگر نقشهایی که برای حفظ آبرو برگزیدهاند. تصویربرداری سیاهوسفید آرماندو نانوتزی و موسیقی آرماندو ترووایولی به هویت اثر کمک میکنند. در بخشهایی که ذهن آندرهآ از واقعیت فاصله میگیرد، تغییرات بصری و بازی با قاب و لنز میتوانند به فضا حالتی نامطمئن و اغراقشده بدهند.
این انتخابها صرفاً آرایش تصویری نیستند؛ با وضعیتی ذهنی هماهنگاند که در آن سوءظن، واقعیت را تحریف میکند. موسیقی نیز به جنبوجوش کمدی میافزاید، بیآنکه تلخی موقعیت را کاملاً از میان ببرد. ترکیب این عناصر سبب میشود فیلم، با وجود ریشهٔ نمایشیاش، از امکانات سینما برای نمایش خیال، اضطراب و فاصلهٔ میان ادراک و واقعیت بهره ببرد.
ریتم، تکرار و محدودیتهای اثر مهمترین لغزش فیلم، همان عنصری است که موتور اصلی آن را به کار میاندازد: تکرار بدگمانی آندرهآ. ایدهٔ مرکزی جذاب است و هر بار میتواند موقعیتی کمیک یا تنشآلود پدید آورد، اما الگوی سوءظن، واکنش و تشدید اضطراب گاهی بیش از اندازه کش میآید. در بخشهایی، پیشروی داستان کند میشود و تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم بهجای گشودن بُعدی تازه از شخصیت، دوباره همان چرخهٔ آشنا را بازسازی میکند.
زمانِ نسبتاً طولانیِ فیلم این مسئله را پررنگتر میکند. این کندی همچنین بر توازن میان طنز و نقد اجتماعی اثر میگذارد. هرگاه موقعیتهای کمیک به تکرار صرف نزدیک میشوند، ظرافت نگاه فیلم موقتاً کمرنگ میشود و آزاردهندگی رفتار آندرهآ بیش از پیچیدگی آن به چشم میآید. البته همین رفتار برای همهٔ تماشاگران تجربهای یکسان نخواهد بود: برخی ممکن است آن را بخشی از هجوِ عامدانهٔ مردسالاری و خودفریبی بدانند، و برخی دیگر با نمایش طولانیِ کنترل و تحقیر راحت نباشند.
« تصویربرداری سیاهوسفید آرماندو نانوتزی و موسیقی آرماندو ترووایولی به هویت اثر کمک میکنند. »
قوتها و کاستیها
اثر در بهترین لحظاتش هر دو واکنش را در خود نگه میدارد، اما همیشه نمیتواند از دام تکرار بگریزد. جمعبندی «The Magnificent Cuckold» کمدیای است که پشت ظاهر پرتحرک خود، به حسادتی دردناک و دوروییِ زناشویی میپردازد. ارزش آن در این است که خیانت را فقط بهصورت یک ماجرای رسواکننده نمیبیند؛ نشان میدهد چگونه فردی که خود مرتکب خطا شده، همان امکان را به ابزاری برای شکنجهٔ ذهنی خویش و کنترل دیگری تبدیل میکند.
تونیاتسی با بازیای سرشار از انرژی، آشفتگی آندرهآ را به نیرویی تماشایی بدل میکند و کاردیناله نیز به ماریا حضوری میبخشد که از تصویرِ صرفِ همسر زیبا فراتر میرود. فیلم بینقص نیست: تکرار وسواس قهرمان و کندی بخشهایی از روایت ممکن است صبر تماشاگر را بیازماید، و رفتار تحقیرآمیز آندرهآ گاه خنده را به ناراحتی بدل میکند.
بااینهمه، همین ناراحتی به طنز اثر عمق میدهد. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای تلخ، شخصیتهای معیوب و آثاری دربارهٔ قدرت و خودفریبی استقبال میکنند؛ کمدیای که میخنداند، اما اصرار ندارد مخاطب پس از خنده آسوده بماند.
« اثر در بهترین لحظاتش هر دو واکنش را در خود نگه میدارد، اما همیشه نمیتواند از دام تکرار بگریزد. »



ثبت دیدگاه