نقد و بررسی
نقد طولانیترین هفته (The Longest Week) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا با وعدهای دلنشین «The Longest Week» ساختهٔ Peter Glanz، کمدیـدرامی رمانتیک دربارهٔ مردی است که ناگهان از زندگی مرفه و بیدغدغهاش بیرون انداخته میشود. کنراد والمونت، با بازی Jason Bateman، پس از فروپاشی زندگی خانوادگیاش پناهی جز خانهٔ دوست قدیمی خود، دیلن، ندارد؛ اما همانجا با بئاتریس آشنا میشود، زنی که توجهش را به خود جلب میکند و پیوند او با دیلن، موقعیت را از همان ابتدا پیچیده میسازد.
این موقعیت بالقوه میتواند بستری برای کمدی موقعیت، کشمکش اخلاقی و داستانی عاشقانه باشد؛ فیلم نیز از همین امکانات آغاز میکند، اما در ادامه همیشه نمیتواند نیروی لازم را برای پیشبردن آنها حفظ کند. اثر در سال ۲۰۱۴ ساخته شده و بازیگران اصلی آن Jason Bateman، Olivia Wilde و Billy Crudup هستند.
قهرمانی که سقوطش چندان دردناک نیست کنراد در ظاهر با یک دگرگونی بزرگ روبهروست: پشتوانهٔ مالیاش از میان میرود و ناچار میشود برای ادامهٔ زندگی به دیگران تکیه کند. بااینحال، فیلم برای آنکه این سقوط به تجربهای عاطفی و ملموس بدل شود، بهندرت به لایههای دشوار آن نزدیک میشود. تنگنای او بیشتر نشانهای روایی است تا بحرانی که بتواند شخصیت را از درون دگرگون کند.
در نتیجه، مخاطب ممکن است ماجرای بیپولی و بیخانمانی او را بیشتر بهعنوان تمهیدی برای ورود به یک موقعیت تازه ببیند، نه آغاز مسیری جدی برای شناخت او. مسئلهٔ اصلی نیز فقط این نیست که کنراد ثروتمند بوده است؛ مسئله آن است که فیلم به دشواری میان فاصلهگذاری طنزآمیز با این امتیاز و همدلی با شخصیت تعادل برقرار میکند.
« اثر در سال ۲۰۱۴ ساخته شده و بازیگران اصلی آن Jason Bateman، Olivia Wilde و Billy Crudup هستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی او را موضوع شوخی میگیرد و گاهی از تماشاگر انتظار دارد جدیاش بگیرد، اما این دو رویکرد بهندرت به تصویری پیچیده و زنده از او میرسند. شخصیت اصلی همچنان جذابیتهایی دارد، اما فیلم کمتر روشن میکند که این جذابیت از کجا میآید و چرا باید سرنوشتش برای ما اهمیت پیدا کند. عشق در سایهٔ دوستی ورود بئاتریس، با بازی Olivia Wilde، رابطهٔ میان کنراد و دیلن را در مرکز داستان قرار میدهد.
کشش عاشقانهٔ کنراد با مسئلهای روشن و بالقوه پربار همراه است: میل شخصی او با وفاداری به دوستش برخورد میکند. از این نقطه میتوان انتظار داشت فیلم دربارهٔ خودفریبی، مسئولیت عاطفی و تفاوت میان خواستن و شایستهبودن تأمل کند. اما قصه معمولاً این پرسشها را بهجای آنکه با کنشهای معنادار بپروراند، در حد موقعیتهایی آشنا نگه میدارد.
مثلث عاطفی فیلم بهخودیخود فاقد ظرفیت نیست؛ دشواری در آن است که روابط به اندازهٔ کافی عمق نمیگیرند تا انتخابهای شخصیتها وزن پیدا کند. بئاتریس گاه بیش از آنکه فردی مستقل با خواستها و تناقضهای خودش باشد، به نقطهٔ تمرکز دلباختگی کنراد بدل میشود. دیلن نیز در بخشهایی بیشتر نقشِ مانع یا آینهای برای قهرمان دارد تا انسانی که دوستیاش با کنراد بهطور کامل به آزمون گذاشته شود.
همین کمبود، کشمکش اخلاقی داستان را کماثر میکند. بازیهایی که به سکوت و ظرافت تکیه دارند بازیگران فیلم با لحنی کنترلشده و تا حدی خشک کار میکنند؛ انتخابی که با دنیای مرتب، خویشتندار و کمی تصنعی شخصیتها تناسب دارد. Jason Bateman در نقش کنراد از بازی پرتحرک یا احساساتی فاصله میگیرد و با مکثها، نگاهها و بیان کمفرازونشیب، نوعی بیاعتنایی دفاعی به شخصیت میبخشد.
« عشق در سایهٔ دوستی ورود بئاتریس، با بازی Olivia Wilde، رابطهٔ میان کنراد و دیلن را در مرکز داستان قرار میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این بازی در لحظههای موفق، طنز را از دل فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس ظاهری کنراد و آشفتگی واقعی او بیرون میکشد. Olivia Wilde حضوری چشمگیر دارد و به بئاتریس جذابیت و آرامشی میبخشد که در فضای کمتحرک فیلم به کار میآید. Billy Crudup نیز با بازیای متین، برای دیلن نوعی ثبات و وقار میسازد.
بااینهمه، بازی خوب بهتنهایی نمیتواند جای شخصیتپردازی ناکافی را بگیرد. بازیگران اغلب از راه ظرافت اجرایی، به نقشها رنگ میدهند؛ اما فیلمنامه همهٔ فرصتهایی را که این ظرافت فراهم میکند، به تجربهای عمیقتر تبدیل نمیسازد. نتیجه، گروهی بازیگر توانمند است که گاه از مصالح محدود داستان فراتر میروند، بیآنکه فیلم بتواند از تواناییشان استفادهٔ کامل کند.
زیبایی بصری و مسئلهٔ هویت یکی از دلایل اصلی تماشاییبودن فیلم، طراحی دیداری آن است. قاببندیهای متقارن، ترکیببندیهای دقیق و رنگبندی خوشآهنگ، جهان شخصیتها را به فضایی مرتب و آراسته بدل میکنند. این نظم بصری با سبک زندگی آنان هماهنگ است؛ گویی حتی بینظمیهای عاطفی نیز در اتاقهایی رخ میدهند که پیشاپیش برای تماشاگر چیده شدهاند.
قابها به فیلم هویت بصری مشخصی میدهند و در لحظههایی که داستان کند میشود، نگاه را درگیر نگه میدارند. اما همین نقطهٔ قوت میتواند یادآور مشکل دیگری هم باشد: فیلم گاه بیشتر به ساختن ظاهر یک جهان سینمایی علاقه دارد تا کشف جهان درونی شخصیتهایش. تقارنها و اداهای سبکی، اگر به معنایی ویژه در دل روایت گره نخورند، بهسرعت از امضای شخصی به نشانههایی آشنا تبدیل میشوند.
« این بازی در لحظههای موفق، طنز را از دل فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس ظاهری کنراد و آشفتگی واقعی او بیرون میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«The Longest Week» آشکارا از سنت کمدیهای شهری و سینمایی بهره میبرد که شخصیتهای روشنفکر، روابط پیچیده و طنز خشک را کنار هم میگذارند؛ بااینحال، الهامگرفتن از یک سنت با یافتن صدای مستقل یکی نیست. بعضی تماشاگران ممکن است این ارجاعها را بخشی از جذابیت فیلم بدانند و برخی دیگر، آنها را تقلیدی کمجان احساس کنند.
طنز آرام، ضرباهنگ کند طنز فیلم بلندآوازه و پرصدا نیست؛ بیشتر در گفتوگوهای خشک، خودنماییهای فرهنگی و جدیت بیشازحد شخصیتها شکل میگیرد. موسیقی ملایم نیز به این فضا کمک میکند و از فیلم اثری میسازد که بهجای شوخیهای پیاپی، بر حالوهوا و مکث تکیه دارد. این رویکرد برای مخاطبی که کمدیهای آرام و شخصیتمحور را میپسندد، میتواند خوشایند باشد.
فیلم در بهترین لحظههایش از شکاف میان تصویری که شخصیتها از خود دارند و آنچه رفتارشان آشکار میکند، طنزی زیرپوستی میسازد. بااینحال، لحن آرام تنها زمانی کار میکند که جزئیات شخصیتها یا تغییرهای کوچک داستانی پیوسته مخاطب را کنجکاو نگه دارند. اینجا، کُندی گاه به سکون نزدیک میشود.
مسئله فقط کوتاهی یا بلندی زمان فیلم نیست؛ حتی روایتی فشرده هم ممکن است کشدار احساس شود، اگر صحنههایش چیزی به رابطهها، فهم ما از شخصیتها یا جهت داستان نیفزایند. «The Longest Week» در بخشهایی چنین حسی ایجاد میکند: لحظهها بهجای آنکه آرامآرام تنش بسازند، در یک حالوهوای ثابت باقی میمانند.
« این رویکرد برای مخاطبی که کمدیهای آرام و شخصیتمحور را میپسندد، میتواند خوشایند باشد. »
قوتها و کاستیها
فیلمنامه و ظرفیتهای نیمهکاره داستان مرکزی ساده و قابلفهم است، اما سادگی آن بهتنهایی ایراد محسوب نمیشود. یک موقعیت عاشقانهٔ محدود میتواند با گفتوگوهای دقیق و شخصیتهای چندوجهی به اثری درگیرکننده بدل شود. مشکل این فیلم آن است که داستانش بیش از آنکه مسیر تحول روشنی را دنبال کند، به مجموعهای از موقعیتهای بالقوه جذاب متکی میماند.
هرکدام از آن موقعیتها نوید کشمکشی جدیتر را میدهند، اما فیلم معمولاً پیش از آنکه پیامدشان را کامل بکاود، به حالوهوای بعدی میرود. این کاستی در مضمون وابستگی نیز نمود دارد. از دسترفتن ثروت میتوانست کنراد را با پرسشی بنیادی روبهرو کند: وقتی امتیازهای بیرونی کنار میروند، او چه چیزی برای عرضهکردن دارد؟
فیلم این امکان را لمس میکند، اما بهندرت آن را به ستون اصلی درام تبدیل میسازد. در نتیجه، مضمونهای بلوغ، عشق و مسئولیت حاضرند، ولی پیوندشان با تغییر واقعی شخصیتها گاه سست میماند. جمعبندی «The Longest Week» فیلمی است با ظاهر چشمنواز، بازیهای مهارشده و طنزی آرام که برای مخاطب علاقهمند به کمدیهای رمانتیکِ غیرمتعارف میتواند لحظههایی دلپذیر فراهم کند.
Jason Bateman و Olivia Wilde به فیلم حضوری دیدنی میبخشند و طراحی بصری آن نشان میدهد که سازندگان برای ساختن فضایی مشخص تلاش کردهاند. اما داستان کمکشش، شخصیتپردازی ناتمام و ضرباهنگی که گاه بیش از اندازه کند میشود، مانع از آن است که این ویژگیها به اثری ماندگار تبدیل شوند. فیلم نه کاملاً بیجاذبه است و نه بهتمامی از پسِ وعدههایش برمیآید.
« فیلمنامه و ظرفیتهای نیمهکاره داستان مرکزی ساده و قابلفهم است، اما سادگی آن بهتنهایی ایراد محسوب نمیشود. »
جمعبندی
بهترین راه مواجهه با آن، پذیرفتنش بهعنوان تجربهای سبک و آراسته است، نه درامی عاشقانه که قرار است نگاه تازهای به عشق یا دگرگونی انسان عرضه کند. در پایان، آنچه بیشتر در خاطر میماند، کیفیت قابها و لحن کنترلشدهٔ بازیگران است؛ درحالیکه خود قصه، با همهٔ موقعیتهای آمادهاش، کمتر از آنچه میتوانست در ذهن رسوب میکند.



ثبت دیدگاه