نقد و بررسی
نقد مستأجر: داستان لندن مهآلود (The Lodger: A Story of the London Fog) | 1927
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مه در مقام شخصیت «The Lodger: A Story of the London Fog» بیش از آنکه صرفاً معمایی دربارهٔ قاتلی ناشناس باشد، تمرینی در ساختن اضطراب از دل فضاست. لندنِ فیلم، شهری روشن و آشنا نیست؛ مکانی است که مه، شب و سایهها آن را به هزارتویی از پنجرهها، راهروها و خیابانهای نیمهپیدا بدل میکنند.
خطر در این جهان همیشه در قاب دیده نمیشود، اما حضورش را میتوان در نگاههای مشکوک، خبرهای روزنامه و مکثهای ناگهانی حس کرد. مه در اینجا پسزمینهای تزئینی نیست. همانگونه که مردم شهر نمیدانند قاتل کجاست، تماشاگر نیز از واقعیتِ مستأجر تازهوارد و انگیزههای او مطمئن نیست. فیلم با محدودکردن اطلاعات، تماشاگر را در همان فضای تردید قرار میدهد که شخصیتها در آن گرفتارند.
شبهای رنگگرفته و تضادهای شدید نور و تاریکی، در نسخههای مرمتشده، این کیفیت را دوچندان میکنند؛ رنگ و نور نه برای واقعنمایی، بلکه برای القای حس ناامنی به کار میروند. این تأکید بر فضای ذهنی و سایهپردازی، فیلم را به سنت اکسپرسیونیسم آلمانی نزدیک میکند. روایت و معماری تعلیق داستان با هراس عمومی از قتلهای زنجیرهای آغاز میشود و سپس به خانهٔ خانوادهٔ بانتینگ میرسد؛ جایی که ورود مردی ناشناس، نگرانیهای بیرون را به فضای خصوصی میآورد.
خانه که باید پناهگاهی امن باشد، کمکم به صحنهٔ مراقبت و بدگمانی بدل میشود. این جابهجایی، یکی از امتیازهای روایی فیلم است: تهدید از خیابان به اتاقهای خانه راه پیدا میکند و زندگی روزمره را آلوده میسازد. هیتچکاک برای حفظ تعلیق، صرفاً به پنهانکردن هویت قاتل تکیه نمیکند. او از تماشاگر میخواهد نشانهها را کنار هم بگذارد، اما هر نشانه را چنان در دل ابهام قرار میدهد که نتیجهٔ قطعی به دست نیاید.
« فیلم با محدودکردن اطلاعات، تماشاگر را در همان فضای تردید قرار میدهد که شخصیتها در آن گرفتارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مستأجر رفتارهایی دارد که میتوان آنها را نگرانکننده دانست، ولی همان رفتارها ممکن است از اضطراب یا رازهای شخصی سرچشمه بگیرند. این دوپهلو بودن، نیروی اصلی فیلم است؛ تماشاگر مدام میان سوءظن و همدلی جابهجا میشود. بااینحال، کشش روایت در همهٔ بخشها یکسان نیست. برخی لحظهها بهجای آنکه اطلاعات تازهای به معما بیفزایند، بر فضای مشکوک تأکید میکنند؛ رویکردی که برای ساختن حالوهوا سودمند است، اما گاه از شتاب داستان میکاهد.
فیلم در این لحظات بیشتر به کیفیت انتظار متکی است تا پیشروی پیرنگ. زبان تصویر و اندیشهٔ بصری اهمیت فیلم را باید تا اندازهٔ زیادی در شیوهٔ روایت تصویری آن جستوجو کرد. چون اثر صامت است، تصویر باید جای بسیاری از توضیحات کلامی را بگیرد؛ هیتچکاک این محدودیت را به فرصتی برای خلاقیت تبدیل میکند.
حرکت در فضای خانه، نگاههای شخصیتها و فاصلهٔ میان آنان، گاهی بهتنهایی اطلاعاتی دربارهٔ ترس، اشتیاق یا سوءظن منتقل میکنند. میاننوشتهها وجود دارند، اما بخشهایی از معنا را دوربین و میزانسن بر دوش میکشند. یکی از جلوههای شاخص فیلم، استفاده از کف شیشهای است که قدمزدن مستأجر را از پایین نشان میدهد.
تصویر، حرکت معمولی را به نشانهای از بیقراری و تهدید تبدیل میکند: گویی خانه نیز نمیتواند حضور او را از نظر پنهان نگه دارد. چنین لحظههایی نشان میدهند که فیلم تنها به ثبت کنشها بسنده نمیکند؛ بلکه شکل قاب و جایگاه دوربین را به ابزار روایت بدل میسازد. این جسارت بصری، در کنار نماهای نامتعارف و بازی سایهها، از نشانههای روشنِ علاقهٔ هیتچکاک به حل مسئلههای روایی با امکانات سینماست.
« این دوپهلو بودن، نیروی اصلی فیلم است؛ تماشاگر مدام میان سوءظن و همدلی جابهجا میشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، برخی تمهیدها ممکن است برای تماشاگر امروز آشکارتر از آن باشند که کاملاً طبیعی جلوه کنند. گاهی تصویر بیش از آنکه به کشف تدریجی معنا مجال دهد، میخواهد بر اهمیت لحظه تأکید کند. اما همین رویکردِ صریح و گاه نمایشی، بخشی از جذابیت تاریخی فیلم است: میتوان دید که سینما چگونه در حال آزمودن دستور زبانِ تعلیق بود.
مستأجر مرموز و بازیگران ایور نوولو برای نقش مستأجر انتخابی تعیینکننده است. چهرهٔ جذاب و شهرت او بهعنوان ستارهای محبوب، با رازآمیزی شخصیت تضاد میسازد. تماشاگر همزمان در معرض دو برداشت قرار میگیرد: ممکن است این مرد خطرناک باشد، اما ممکن است ظاهر شوم او فقط تصویری باشد که ترس جمعی بر او تحمیل کرده است.
نوولو با خویشتنداری و نگاههای سنجیده، این تردید را حفظ میکند و از تبدیل شخصیت به شروری یکبعدی پرهیز دارد. جون تریپ در نقش دیزی، نقطهٔ مقابلِ بدگمانی و سلطهگریِ پیرامون مستأجر است. توجه او به مرد تازهوارد، رابطهای پدید میآورد که در آن کشش عاطفی با نگرانی درهم میآمیزد. در مقابل، مالکوم کین در نقش جو نمایندهٔ نگاه قانونمدار و جستوجوگر است؛ اما حضور پلیس بهتنهایی به معنای دستیابی به حقیقت نیست.
این تقابل، به مضمون مهمی در کارنامهٔ بعدی هیتچکاک نزدیک میشود: فردی که زیر نگاه جامعه و نهادها قرار میگیرد و باید در فضایی آکنده از ظن، بیگناهی یا هویت خود را اثبات کند. شیوهٔ بازیگری، مانند بسیاری از آثار صامتِ آن دوره، گاهی بزرگنمایانه است. حرکت دستها، حالت چهره و مکثها باید جای گفتوگوی شنیداری را پر کنند؛ بنابراین بازیها در برخی صحنهها ممکن است برای تماشاگر معاصر مصنوعی به نظر برسند.
« بااینهمه، برخی تمهیدها ممکن است برای تماشاگر امروز آشکارتر از آن باشند که کاملاً طبیعی جلوه کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، این اغراق همیشه نشانهٔ ضعف نیست؛ بخشی از قرارداد بیانی سینمای صامت است. مشکل زمانی پدید میآید که احساسات بهجای آنکه از موقعیت و تصویر برخیزند، بیش از حد با ژست توضیح داده شوند. میاننوشتهها و محدودیتهای روایت میاننوشتهها به تماشاگر کمک میکنند اطلاعات داستانی و گفتوگوها را دنبال کند، اما همیشه برای روشنکردن انگیزهها یا ظرافت رابطهها کافی نیستند.
این کمبود در بخشهایی که چند شخصیت دربارهٔ مستأجر داوری میکنند بیشتر احساس میشود: چون فیلم باید سریع میان گفتهها، واکنشها و نشانههای تصویری جابهجا شود، گاهی احساس میشود بخشی از پیوند روانی شخصیتها ناگفته باقی مانده است. البته همین کمگویی میتواند به سود تعلیق نیز عمل کند.
خلأ اطلاعاتی، تماشاگر را وادار میکند از رفتارها نتیجهگیری کند و احتمال خطا در قضاوت را بپذیرد. تفاوت مهمی وجود دارد میان ابهامی که کنجکاوی میآفریند و ابهامی که صرفاً سردرگم میکند؛ فیلم اغلب در سوی نخست میایستد، اما در چند مقطع مرز این دو را از دست میدهد. اگر امروز تماشاگران با ریتم و قراردادهای روایت صامت خو نگرفته باشند، این نوسان ممکن است بیش از پیش به چشم بیاید.
جایگاه فیلم در مسیر هیتچکاک «مستأجر» از نخستین تریلرهای هیتچکاک و اثری مهم در شکلگیری امضای بصری اوست. در آن، چند علاقهای که بعدها در آثارش بارها بازمیگردند، از هماکنون قابل تشخیصاند: مردی که به ظن دیگران گرفتار میشود، اضطرابی که از راه تصویر ساخته میشود، و توجهی ویژه به جزئیات فضا و معماری.
« بااینحال، این اغراق همیشه نشانهٔ ضعف نیست؛ بخشی از قرارداد بیانی سینمای صامت است. »
قوتها و کاستیها
این فیلم هنوز به پختگی آثار مشهورتر او نرسیده، اما بذر بسیاری از دغدغههای سینماییاش را در خود دارد. از این منظر، تماشای فیلم فقط مواجهه با یک داستان جنایی قدیمی نیست؛ فرصتی است برای دیدن کارگردانی که در آغاز مسیرش، امکانات سینمای صامت را برای ساختن تعلیق میآزماید. ممکن است برخی انتخابها امروز خام یا آشکار به نظر برسند، اما همین تجربهگرایی، اثر را از یک معمای صرف فراتر میبرد و به مطالعهای دربارهٔ نگاه، ترس و قضاوت بدل میکند.
جمعبندی «The Lodger: A Story of the London Fog» اثری است که بیش از پاسخدادن به پرسشهای معمایی، از تداوم خودِ پرسش نیرو میگیرد. مه لندن، سایههای سنگین، خانهٔ ناامن و چهرهٔ رازآلود ایور نوولو، جهانی میسازند که در آن دیدن به معنای دانستن نیست. کندیهای گاهبهگاه، میاننوشتههای ناکافی و بازیگریِ نمایشی ممکن است فاصلهای میان اثر و تماشاگر امروز ایجاد کنند؛ اما خلاقیت تصویری و قدرت فضاسازی، این کاستیها را تا اندازهٔ زیادی جبران میکند.
فیلم نه نمونهای بینقص از تعلیق است و نه صرفاً سندی از دوران خاموش سینما. ارزشش در پیوند این دو نهفته است: هم تجربهای رازآلود و خوشساخت از سینمای صامت است و هم نشانهای از شکلگیری نگاه کارگردانی که بعدها تعلیق را به هنری مستقل تبدیل کرد.
« این فیلم هنوز به پختگی آثار مشهورتر او نرسیده، اما بذر بسیاری از دغدغههای سینماییاش را در خود دارد. »



ثبت دیدگاه