نقد و بررسی
نقد ساعات کوچک (The Little Hours) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جهان فیلم «The Little Hours» به کارگردانی Jeff Baena کمدی سیاهی است که در گارفانیانای ایتالیا، در سدهٔ چهاردهم، میگذرد؛ اما بهجای بازسازی موشکافانهٔ زبان و رفتار تاریخی، عمداً با گفتار امروزی و لحنی بیپروا سراغ آن دوره میرود. فیلم از قصهای در مجموعهٔ «دکامرون» اثر Giovanni Boccaccio الهام گرفته، ولی بیش از آنکه اقتباسی ادبی و وفادار باشد، بازیگوشی معاصر با موقعیتی قرونوسطایی است.
همین ناهمخوانی، نخستین شوخی و نیز مهمترین شرط پذیرش فیلم است: اگر تماشاگر با دیدن راهبههایی که به زبانی امروزی دعوا و بدگویی میکنند همراه شود، جهان اثر را میپذیرد؛ اگر این فاصله را مصنوعی بداند، بخش بزرگی از طنز برایش بیاثر خواهد ماند. قصه و موتور کمدی داستان با ماسِتو آغاز میشود؛ خدمتکاری که از ارباب کینهتوزش میگریزد و در صومعهای پناه میگیرد.
برای آنکه حضورش در آنجا دردسرساز نشود، او را مردی ناشنوا و لال معرفی میکنند. در همان صومعه، الِساندرا، جینِورا و فِرناندا هر یک با نارضایتیها، حسرتها و خواستههای خود دستوپنجه نرم میکنند. این فرض ساده، بستری برای موقعیتهای کمیک و برخوردهایی فراهم میآورد که از راز، میل و سوءتفاهم نیرو میگیرند؛ اما فیلم علاقهٔ چندانی به ساختن تعلیقی منظم یا پیشبردن قصه به شیوهای پرشتاب ندارد.
موتور اصلی کمدی، برخورد میان ظاهر منضبط صومعه و آشفتگی عاطفی ساکنان آن است. فیلم از تقابل تقدس و میل، نه با جدیتی تراژیک، بلکه با ناسازگاری و گستاخی شوخی میسازد. این رویکرد در آغاز تازگی دارد، بهخصوص وقتی شخصیتها با خونسردی و جدیتی کامل حرفهایی نامتناسب با فضای مذهبی بر زبان میآورند.
« برای آنکه حضورش در آنجا دردسرساز نشود، او را مردی ناشنوا و لال معرفی میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اتکای مکرر به همین تضاد سبب میشود بعضی صحنهها پس از مدتی قابلپیشبینی شوند: تماشاگر میداند که هر گفتوگو ممکن است به ناسزا، هوس یا شرمساری ختم شود، اما همیشه غافلگیر نمیشود. لحن و مرزهای شوخی فیلم در انتخاب لحن، بیپروا و گاه عامدانه ناهنجار است. زبان امروزی شخصیتها در دل فضایی تاریخی قرار میگیرد و شوخیها نیز با همین تضاد نیرو میگیرند.
نتیجه، اثری است که نه میخواهد کمدی تاریخی متعارف باشد و نه هجو مؤدبانهای از نهادهای مذهبی. شوخیهایش زمینی، جسمانی و گاه زنندهاند؛ ازاینرو واکنش تماشاگر به آنها تا اندازهای به میزان تحملش در برابر طنز رک و بیپرده وابسته است. این صراحت همیشه به خنده نمیانجامد. گاهی صحنهای بیش از آنکه بامزه باشد، عجیب یا معذبکننده است و فیلم ظاهراً تفاوت چندانی میان این دو واکنش قائل نمیشود.
در لحظههای موفق، همین بیاعتنایی به آداب، انرژی طنز را آزاد میکند؛ در لحظههای ناموفق، شوخی بهجای آنکه موقعیت را گسترش دهد، تنها بر غیرمنتظرهبودن خود تکیه میکند. بنابراین «The Little Hours» بیش از آنکه کمدیای با ضرباهنگی پیوسته باشد، رشتهای از لحظههای کمیک با کیفیتهای متفاوت است.
بازیگران و شیمی گروهی نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، گروه بازیگران آن است. Alison Brie، Aubrey Plaza و Kate Micucci سه راهبه را با تفاوتهایی روشن و قابلتشخیص میسازند: یکی گرفتار امتیازهای طبقاتی و سردرگمی خویش است، دیگری با تلخی و میل به سلطه پیش میرود و سومی رفتاری عصبی و پیروانه دارد.
« لحن و مرزهای شوخی فیلم در انتخاب لحن، بیپروا و گاه عامدانه ناهنجار است. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوتها به رابطهٔ میان آنها شکل میدهد و از تبدیلشدنشان به سه نسخهٔ تکراری از یک شوخی جلوگیری میکند. Dave Franco نیز در نقش ماسِتو، با حضوری آرام و تا حدی منفعل، در برابر آشوب پیرامونش تضادی کارآمد میسازد. John C. Reilly، Molly Shannon و Fred Armisen نیز با حضورهای مکمل به فضای نامتعارف فیلم جان میدهند.
نکتهٔ مهمتر از تکتک بازیها، هماهنگی جمعی بازیگران است: بسیاری از لحظهها چنین به نظر میرسند که بازیگران از فرصت بازی با موقعیت و واکنشهای یکدیگر لذت میبرند. این حس رفاقت و آسودگی به فیلم گرما میبخشد و حتی بعضی شوخیهای کمجانتر را قابلتحمل میکند. بداههپردازی و ساختار روایی فیلم بر طرحی آزاد و گفتوگوهایی بداههپردازانه تکیه دارد؛ روشی که با لحن رها و بازیگوش آن تناسب دارد.
آزادی بازیگران به واکنشها حالتی زنده میدهد و گاه باعث میشود مکالمهها از مسیر قابلحدس خارج شوند. در بهترین لحظهها، انگار شخصیتها واقعاً در حال کشف یکدیگرند، نه آنکه صرفاً جملههایی از پیشساخته را اجرا کنند. این شیوه همچنین با روحیهٔ داستانگویی «دکامرون» و تأکید آن بر میلها و ضعفهای انسانی همخوانی دارد.
اما بداههپردازی بهتنهایی جای انسجام را نمیگیرد. فیلم در ساماندادن به مجموعهٔ موقعیتها گاه سست عمل میکند و رشتهٔ اتفاقات، بهویژه در ادامه، به اندازهٔ کافی فشرده و هدفمند نیست. برخی خردهپیرنگها و شوخیها بیشتر حس افزودههایی پراکنده دارند تا اجزای ضروری یک مسیر روایی. از همینجا ناهماهنگی ریتم پدید میآید: صحنهای ممکن است با طراوت و سرعت پیش برود، اما صحنهٔ بعدی بیش از اندازه در یک ایدهٔ محدود توقف کند.
« این تفاوتها به رابطهٔ میان آنها شکل میدهد و از تبدیلشدنشان به سه نسخهٔ تکراری از یک شوخی جلوگیری میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و افت نیمهٔ دوم نیمهٔ نخست فیلم معمولاً پرتحرکتر و سرزندهتر است. معرفی شخصیتها، فضای صومعه و راز حضور ماسِتو، فرصت کافی برای شکلگیری موقعیتهای تازه فراهم میکند. تماشاگر همزمان با شناختن روابط، از تضاد میان ظاهر رسمی زندگی مذهبی و رفتار آشفتهٔ ساکنانش لذت میبرد. در این بخش، پراکندگی روایت هنوز به چشم نمیآید، زیرا تازگی جهان فیلم و بازیهای بازیگران انرژی لازم را تأمین میکنند.
در نیمهٔ دوم، همین انرژی افت میکند. برخی موقعیتها طولانیتر از ظرفیت شوخیشان ادامه مییابند و حرکت داستان کندتر میشود. فیلم همچنان لحظههای بامزه و بازیهای دلنشین دارد، اما فاصلهٔ میان این لحظهها افزایش مییابد و ریتم یکدست نمیماند. اگر اثر موجزتر بود و با سختگیری بیشتری صحنههای تکراری را کنار میگذاشت، احتمالاً تأثیر کمدی آن ماندگارتر میشد.
این کاستی بیش از آنکه به فقدان ایده مربوط باشد، از انتخاب و چینش ایدهها سرچشمه میگیرد. زیرمتن و نگاه به شخصیتها زیر ظاهر شوخیهای جنسی و گستاخانه، فیلم به زنانی میپردازد که زندگیشان در چارچوبی محدود شکل گرفته است. سه راهبه صرفاً موضوع هجو نیستند؛ هرکدام میکوشد راهی برای مواجهه با تنهایی، میل یا آیندهٔ نامعلوم خود پیدا کند.
این کوششها الزاماً به شناختی عمیق یا دگرگونی چشمگیر نمیانجامند، اما به شخصیتها وجهی انسانی میبخشند. فضای صومعه نیز تنها پسزمینهای عجیب برای شوخیها نیست؛ نهادی است که نظم بیرونیاش با آشفتگی درونی ساکنانش در تضاد قرار میگیرد. بااینحال، فیلم این لایهٔ اجتماعی و روانشناختی را تا ژرفای کامل دنبال نمیکند.
« ریتم و افت نیمهٔ دوم نیمهٔ نخست فیلم معمولاً پرتحرکتر و سرزندهتر است. »
قوتها و کاستیها
گاه به نظر میرسد ایدهٔ محدودیت و سرکوب میل فقط برای راهاندازی شوخی به کار میرود و شخصیتها فرصت چندانی برای رسیدن به پیچیدگی بیشتر نمییابند. همین سطحیماندن نسبی، برای کمدیای که عمدتاً بر بازی و موقعیت تکیه دارد، الزاماً شکست نیست؛ اما اگر تماشاگر انتظار نقدی جدیتر از دین، جنسیت یا مناسبات قدرت داشته باشد، ممکن است دستاورد فیلم را ناکافی ببیند.
جمعبندی «The Little Hours» کمدی تاریخیای نامتعارف، بیپروا و وابسته به سلیقه است. جذابیتش بیش از آنکه از داستانی محکم یا شوخیهایی پیوسته خندهآور برخیزد، از جسارت ایده، تضاد لحن و شیمی بازیگران سرچشمه میگیرد. نیمهٔ نخست سرزندهتر است و لحظههای واقعاً بامزهای دارد؛ اما در ادامه، ریتم افت میکند و پراکندگی ساختار آشکارتر میشود.
فیلم گاهی از حد شوخیهای عجیب فراتر نمیرود، ولی در بهترین لحظههایش با آسودگی و بیاعتنایی به قاعدهها سرگرم میکند. تماشاگرانی که با طنز زمخت و بازیگوشانه همراهاند، احتمالاً از حالوهوای گروهی و جسارتش لذت میبرند؛ آنان که کمدی منسجمتر و ظریفتری میخواهند، ممکن است آن را نابرابر و کشدار بیابند.
« جمعبندی «The Little Hours» کمدی تاریخیای نامتعارف، بیپروا و وابسته به سلیقه است. »



ثبت دیدگاه