نقد و بررسی
نقد دخترک درامر (The Little Drummer Girl) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی که همهچیز در آن نقش است «The Little Drummer Girl» مینیسریالی جاسوسی بر اساس رمانی از جان لوکاره است که پارک چانووک کارگردانی آن را بر عهده دارد. قصه با چارلی، بازیگر جوان انگلیسی، آغاز میشود؛ زنی که در تعطیلاتی در یونان با مردی مرموز آشنا میشود و بهتدریج درمییابد این برخورد اتفاقی و عاشقانه نیست.
او وارد عملیاتی میشود که از او میخواهد نه فقط نقش بازی کند، بلکه هویت خود را در دل یک موقعیت سیاسی و امنیتی خطرناک بازسازی کند. مجموعه در شش قسمت پیش میرود و از همان ابتدا روشن میسازد که با تریلری پرشتاب و متکی بر تعقیبوگریزهای پیدرپی روبهرو نیستیم؛ اینجا تعلیق از ابهام، مراقبت و بازیهای روانی میآید.
بازیگری بهمثابه ابزار و میدان خطر مرکز ثقل سریال، بیتردید چارلی با بازی فلورنس پیو است. او شخصیتی را میسازد که هم استعداد اجرا دارد و هم در فهم آنچه پیرامونش رخ میدهد، گاه شتابزده و خام است. این دوگانگی، نقش را از یک قهرمان جاسوسیِ همهچیزدان دور میکند: چارلی نه بهسادگی بازیچه است و نه از ابتدا بر موقعیت مسلط.
تواناییاش در تغییر لحن و رفتار، هم امتیاز اوست و هم خطری که ممکن است مرز میان اجرای نقش و تجربهکردن آن را از میان بردارد. بازی پیو بهجای آنکه شخصیت را با چند نشانه آشکار تعریف کند، تردیدها و واکنشهایش را در جزئیات رفتار و نگاه جا میدهد. مایکل شنون در نقش مارتین کورتز حضوری سرد و سنجیده دارد و الکساندر اسکارشگورد در نقش گادی بکر، وجهی شخصیتر و مبهمتر به جهان جاسوسی میافزاید.
« بازیگری بهمثابه ابزار و میدان خطر مرکز ثقل سریال، بیتردید چارلی با بازی فلورنس پیو است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سه بازیگر به شیوههای متفاوت نشان میدهند که در چنین مأموریتی، هیچکس صرفاً همان کسی نیست که در ظاهر به نظر میرسد. قدرت مجموعه در این است که بازیگری را فقط یکی از اجزای سرگرمکننده ماجرا نمیداند؛ آن را به موضوع اصلی خود تبدیل میکند. کارگردانی و تصویر؛ تعلیق در قابهای آرام امضای تصویری پارک چانووک در انتخاب قابها و میزانسنهای دقیق پیداست.
دوربین بهجای آنکه همیشه با حرکتهای تند و برشهای پرشتاب هیجان تولید کند، بارها مکث میکند و به چهرهها، فاصله میان آدمها و فضای خالی اطرافشان اهمیت میدهد. حاصل این انتخاب، تعلیقی است که از انتظار نیرو میگیرد: بیننده باید به سکوتها و جزئیاتی توجه کند که شاید در نگاه اول کماهمیت به نظر برسند.
این سبک ممکن است برای مخاطبی که از تریلر جاسوسی انتظار حادثههای پیاپی دارد، کند یا حتی سرد جلوه کند؛ اما با مضمون داستان، که بر مشاهده و وانمودکردن تکیه دارد، سازگار است. فضای اروپایی مجموعه نیز صرفاً پسزمینهای تماشایی نیست. تغییر مکانها حس بیثباتی و جابهجایی مداوم را تقویت میکند؛ گویی شخصیتها هیچگاه در یک محیط بهقدر کافی نمیمانند تا حقیقتی پایدار برای خود بسازند.
طراحی صحنه و حالوهوای دورهای اثر، جهان داستان را از زمان حال جدا میکند، بیآنکه آن را به بازسازی تزئینی گذشته فروبکاهد. در اینجا زیبایی تصویر با آسودگی همراه نیست؛ قابهای چشمنواز اغلب حامل تهدید یا بدگمانیاند. روایت جاسوسی؛ دانستن، دیر رسیدن و اشتباه فهمیدن سریال اطلاعات خود را با احتیاط تقسیم میکند.
« کارگردانی و تصویر؛ تعلیق در قابهای آرام امضای تصویری پارک چانووک در انتخاب قابها و میزانسنهای دقیق پیداست. »
شخصیتها و اجرا
مخاطب در آغاز، مانند چارلی، با موقعیتی روبهروست که اجزایش کاملاً روشن نیستند. شخصیتهای تازه، انگیزههای پنهان و جزئیات عملیات کمکم آشکار میشوند و همین شیوه میتواند کشش روایی ایجاد کند؛ زیرا هر قطعه، برداشت قبلی را اندکی جابهجا میکند. در عین حال، این روش همیشه آسان نیست. نامها و پیوندهای سیاسی و عملیاتی ممکن است در قسمتهای نخست درهم به نظر برسند و مجموعه نیز معمولاً برای رفع فوری این سردرگمی، توضیحی ساده و مستقیم ارائه نمیدهد.
منتقدان نیز به ابهام عمدی روایت و پرهیز آن از توضیحدادن همهچیز برای مخاطب اشاره کردهاند. این پیچیدگی بخشی از جهان داستان است، نه صرفاً مانعی اتفاقی در مسیر تماشا. در مأموریتی که فریب و اطلاعات ناقص نقش اساسی دارند، مخاطب هم از امتیاز دانایی کامل محروم میماند. بااینحال، میان ابهام ثمربخش و ابهام فرساینده مرزی وجود دارد.
بعضی بخشها به صبر و تمرکز بیشتری نیاز دارند و اگر بیننده در پی روایتی سرراست باشد، ممکن است پیش از آنکه رشتهها به هم برسند، از دنبالکردنشان خسته شود. خوشبختانه، با پیشرفت داستان، پیوندها روشنتر میشوند و احساس مشارکت در حل معما افزایش مییابد. سیاست و اخلاق؛ دور از آسودگیِ قضاوت ساده «The Little Drummer Girl» جاسوسی را تنها مجموعهای از شگردها و عملیات مخفیانه نمیبیند؛ این حرفه را با سیاست، خشونت و مسئولیت اخلاقی گره میزند.
چارلی وارد فضایی میشود که آدمها در آن از حقیقت، آرمان، هویت و رنج دیگران استفاده میکنند تا به هدفی برسند. در چنین جهانی، پرسش اصلی تنها این نیست که چه کسی به چه کسی دروغ میگوید، بلکه این است که دروغ را چه کسی طراحی میکند، چه کسی بهایش را میپردازد و آیا میتوان از پیامدهای آن فاصله گرفت.
« مخاطب در آغاز، مانند چارلی، با موقعیتی روبهروست که اجزایش کاملاً روشن نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تلخی و سنگینیای که برخی بینندگان از همان آغاز احساس میکنند، از همین نگاه میآید. مجموعه نمیکوشد خشونت سیاسی را به هیجانی بیهزینه تبدیل کند و برای تماشاگر پناهگاهی مطمئن در قالب قهرمانان کاملاً معصوم یا دشمنان کاملاً بیچهره فراهم نمیآورد. این انتخاب از نظر مضمونی قابلتوجه است، اما ممکن است تجربهای دلنشین و سبک به دست ندهد.
کسانی که برای سرگرمیای بیدغدغه سراغ سریال میروند، شاید با فضای عبوس و فشار اخلاقی آن احساس فاصله کنند. ریتم؛ آزمونی برای صبر مخاطب ریتم سریال آهستهسوز است. فصل کوتاه آن زمان کافی دارد تا عملیات، رابطهها و دگرگونی تدریجی چارلی را بپرورد، اما این فرصت همیشه به نفع تماشاگر عمل نمیکند.
در برخی بخشها، مکثها و گفتوگوهای طولانی به ساختن اضطراب کمک میکنند؛ در بخشهایی دیگر، حرکت داستان چنان کند میشود که حس پیشروی کمرنگ میگردد. این نوسان توضیح میدهد چرا ممکن است کسی پس از چند قسمت از ادامه منصرف شود، در حالی که تماشاگر دیگری درست با عبور از همان مرحله، به ماجرا وابستهتر شود.
با انباشتهشدن اطلاعات و بالاگرفتن فشار مأموریت، کشش روایی بیشتر میشود. آنچه در ابتدا مانند شبکهای دشوار از آدمها و نیتها به نظر میرسد، رفتهرفته به تجربهای پرتنشتر بدل میشود. اما این تغییر، تضمینی برای جذب همگان نیست: سریال از مخاطب میخواهد به آن فرصت بدهد، دقت کند و با ریتم خودش همراه شود.
« تلخی و سنگینیای که برخی بینندگان از همان آغاز احساس میکنند، از همین نگاه میآید. »
قوتها و کاستیها
اگر این همراهی شکل بگیرد، میل به تماشای قسمت بعدی از کنجکاوی درباره سرنوشت شخصیتها و معنای نقشهایی میآید که پذیرفتهاند، نه فقط از انتظار یک حادثه تازه. جمعبندی «The Little Drummer Girl» اثری خوشساخت و پرجزئیات است که نقطه قوتش را در بازیهای درخشان، کارگردانی حسابشده و پیوند میان هنر اجرا و جاسوسی مییابد.
فلورنس پیو به چارلی هم آسیبپذیری میبخشد و هم نیرویی سرسخت؛ در کنار او، بازیگران اصلی دیگر جهانی میسازند که اعتماد در آن همیشه موقت است. بااینحال، کندی بعضی بخشها، ابهام روایی و فضای سنگین سیاسی میتوانند تماشاگر را پس بزنند؛ اینها کاستیهایی نیستند که صرفاً با افزایش حادثه برطرف شوند، بلکه بخشی از انتخاب زیباییشناختی و روایی مجموعهاند.
اگر به تریلرهای جاسوسیِ آرام، پیچیده و شخصیتمحور علاقه دارید و از اثری که همهچیز را فوراً توضیح نمیدهد گریزان نیستید، این مینیسریال میتواند تجربهای پرکشش و ماندگار باشد. اگر ریتم تند، روایت شفاف و لحنی سبکتر را ترجیح میدهید، احتمال دارد همان قسمتهای نخست برایتان دشوار شوند.
جذابیت اصلی اثر در این پرسش نهفته است: وقتی بازیگری برای زندهماندن وارد نقشی خطرناک میشود، تا کجا میتواند وانمود کند و همچنان خودش باقی بماند؟
« اگر ریتم تند، روایت شفاف و لحنی سبکتر را ترجیح میدهید، احتمال دارد همان قسمتهای نخست برایتان دشوار شوند. »



ثبت دیدگاه