نقد و بررسی
نقد The Lionheart | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مرثیهای در دل سرعت «The Lionheart» مستندی دربارهٔ دن ولدون است؛ قهرمان دوبارهقهرمان مسابقات ایندیاناپولیس ۵۰۰ که مرگش در سانحهای در سال ۲۰۱۱، جامعهٔ اتومبیلرانی را تکان داد. اما فیلم به زندگینامهای خطی از یک ورزشکار نامدار بسنده نمیکند. گذشتهٔ او را در کنار زندگیِ سوزی، همسرش، و پسرانشان سباستین و الیور قرار میدهد؛ دو نسلی که با فاصلهای دهساله، در یک مسیر مشترک به هم میرسند: پیست مسابقه.
حاصل، فیلمی است دربارهٔ ورزش، خانواده، سوگ و دشواریِ بهارثبردن میراثی که هم مایهٔ افتخار است و هم یادآور فقدانی دردناک. قهرمان در قاب خاطره فیلم دن ولدون را نه فقط از راه افتخارات و لحظههای سرنوشتساز حرفهایاش، بلکه با تصویرهایی از زندگی خصوصی و خصلتهای روزمرهاش زنده میکند.
تصاویر آرشیوی، فیلمهای خانگی و روایت کسانی که او را میشناختند، پیکرهای انسانیتر از قهرمان ورزشی میسازند؛ کسی که در کنار مهارت و اعتمادبهنفس، شوخطبعی و صمیمیت نیز داشت. این انتخاب اهمیت دارد، زیرا وقتی فقدان او در مرکز روایت قرار میگیرد، مخاطب تنها با مرگ یک رانندهٔ مشهور روبهرو نیست؛ با جای خالی همسر و پدری مواجه است که زندگی خانوادهاش را شکل داده بود.
« اما فیلم به زندگینامهای خطی از یک ورزشکار نامدار بسنده نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سوزی؛ قلب عاطفی روایت هرچند عنوان فیلم به لقب دن اشاره دارد، نیروی عاطفی اصلی آن در تجربهٔ سوزی شکل میگیرد. دوربین او را صرفاً در مقام همسرِ قهرمان ازدسترفته نشان نمیدهد؛ سوزی مادری است که باید در برابر اشتیاق پسرانش به مسابقه، هم پشتیبان باشد و هم خطرهای ورزشی را به یاد آورد.
این دوگانگی، فیلم را از ستایش سادهٔ شجاعت و رقابت فراتر میبرد. هر بار که پسران پشت فرمان مینشینند، برای او پیست هم محل پیوند با خاطرهٔ دن است و هم مکانی که ممکن است اندوهی تازه را به خانواده تحمیل کند. تابآوری او در فیلم، نه ژستی قهرمانانه، بلکه کاری روزانه و دشوار است. پسران و میراثی دوپهلو سباستین و الیور راه پدر را با شیفتگی و جدیت دنبال میکنند، اما فیلم این مسیر را همچون ادامهای بیدردسر از یک داستان موفقیتمحور تصویر نمیکند.
مسابقهدادن برای آنها میتواند شیوهای برای نزدیکشدن به پدری باشد که حضورش را تجربه نکردهاند یا خاطرهاش را در کنار خانواده حفظ میکنند؛ در عین حال، همین پیوند آنان را به ورزشی پرخطر وارد میکند. فیلم با ظرافت پرسشی محوری را پیش میکشد: آیا میراث خانوادگی برکتی است که به نسل بعد انگیزه میدهد، یا باری که از آن گریزی نیست؟
« سوزی؛ قلب عاطفی روایت هرچند عنوان فیلم به لقب دن اشاره دارد، نیروی عاطفی اصلی آن در تجربهٔ سوزی شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
پاسخ را به تماشاگر تحمیل نمیکند و به همین دلیل رابطهٔ پسران با گذشته، بیش از یک داستان معمول دربارهٔ جانشینی و افتخار معنا پیدا میکند. ساختار روایی و برخورد دو زمان یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، کنار هم نشاندن گذشتهٔ دن و اکنونِ خانوادهاش است. تصاویر مسابقه و خاطرات قدیمی با لحظههای معاصرِ زندگی سوزی و پسران درهم میآمیزند و این رفتوآمد زمانی نشان میدهد که گذشته، در این خانواده، به پایان نرسیده است.
خاطره صرفاً بازگشت به چیزی دور نیست؛ در تصمیمهای امروز و در حضور خانواده در پیست ادامه دارد. این شیوه به مستند حالتی چندلایه میدهد، هرچند جابهجایی میان زمانها ممکن است گاهی تمرکز روایی را دشوار کند. فیلم بیش از آنکه بخواهد زندگی دن را از آغاز تا پایان بهصورت منظم گزارش کند، به پژواکِ زندگی او در خانواده میپردازد.
زبان مستند و تنشِ پیست «The Lionheart» از تصاویر آرشیوی و لحظههای مشاهدهگرانه بهره میگیرد تا هم جهان حرفهای مسابقه را ترسیم کند و هم جزئیات خصوصیتر زندگی خانواده را از نزدیک دنبال کند. حضور دوستان، همتیمیها و چهرههای شناختهشدهٔ اتومبیلرانی، به بازسازی جایگاه دن در این اجتماع کمک میکند؛ اما ارزش اصلی این شهادتها در آن است که شهرت ورزشی را به تجربهای انسانی پیوند میزنند.
« ساختار روایی و برخورد دو زمان یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، کنار هم نشاندن گذشتهٔ دن و اکنونِ خانوادهاش است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیست در فیلم فقط پسزمینهای پرهیجان نیست؛ فضایی است که شور، خطر و خاطره در آن به هم گره میخورند. برای مخاطبی که با قواعد و اصطلاحات مسابقه آشنا نیست، بخشهایی از جهان فنی ورزش ممکن است فاصلهگذار باشد، ولی محور خانوادگی داستان راه ورود دیگری به فیلم فراهم میکند. سنگینی عاطفی و محدودیتهای فیلم تلخی موضوع، گاه تجربهٔ تماشا را دشوار میکند.
بازگشت به سانحه و پیامدهای آن، در کنار مواجههٔ سوزی با روزی که زندگی خانوادهاش دگرگون شد، بار عاطفی سنگینی دارد. این سنگینی با هدف فیلم سازگار است، اما ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از اندازه طاقتفرسا باشد. همچنین علاقهمندان به مستندهای ورزشیِ پرشتاب شاید انتظار داشته باشند مسابقهها و جزئیات فنی سهم بیشتری در روایت داشته باشند؛ حال آنکه فیلم، در نهایت، بیشتر به سوگ و میراث خانوادگی نظر دارد تا به تحلیل تخصصی رقابتها.
در مقابل، همین تمرکز باعث میشود اثر از یک پرترهٔ صرفاً ورزشی فاصله بگیرد و پرسشهای عاطفیاش را جدیتر دنبال کند. جمعبندی «The Lionheart» مستندی است که از یک قهرمان مسابقه آغاز میکند، اما بهتدریج به داستان خانوادهای میرسد که باید با فقدان زندگی کند و معنای میراث را از نو بیازماید.
« پیست در فیلم فقط پسزمینهای پرهیجان نیست؛ فضایی است که شور، خطر و خاطره در آن به هم گره میخورند. »
قوتها و کاستیها
دن ولدون در فیلم حضوری زنده و دوستداشتنی دارد، اما سوزی و پسرانشاند که نشان میدهند اثر یک زندگی چگونه پس از مرگ نیز در انتخابها و رابطهها ادامه مییابد. روایت گاه سنگین است و فضای فنی مسابقه ممکن است برای همه جذاب نباشد، بااینحال صداقتش در نمایشِ همزمانِ عشق، خطر و اندوه به آن عمق میبخشد.
این فیلم بیش از آنکه ستایشنامهای از سرعت باشد، تأملی است دربارهٔ خانوادهای که تلاش میکند با خاطرهٔ پدر پیوند بماند، بیآنکه چشم بر بهای این پیوند ببندد.



ثبت دیدگاه