نقد و بررسی
نقد مرد چمنزن (The Lawnmower Man) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای رایانهای از آغاز دههٔ نود «The Lawnmower Man» ساختهٔ Brett Leonard، بیش از آنکه فیلمی علمیتخیلی دربارهٔ آیندهای دقیق و سنجیده باشد، سندی خیالپردازانه از اضطرابها و شیفتگیهای اوایل دههٔ نود است؛ زمانی که واقعیت مجازی هنوز نوید جهانی بیمرز میداد و رایانه میتوانست هم ابزار رهایی باشد و هم دروازهای به سوی کابوس.
فیلم از ایدهای جذاب آغاز میکند: دکتر لارنس آنجلو میخواهد با داروهای محرک ذهن و شبیهسازیهای رایانهای، تواناییهای جاب اسمیت را افزایش دهد. اما این آزمایش علمی در خلأ انجام نمیشود؛ قدرت، نظارت و میل به کنترل نیز در اطراف آن حضور دارند. حاصل، اثری است که گاه جدی و نگرانکننده میشود و گاه چنان از مرزهای منطق عبور میکند که بیشتر به رؤیایی آشفته شباهت مییابد.
این رؤیا همیشه خوشساخت نیست، اما هویت بصری و عاطفی ویژهای دارد. فیلم در بهترین لحظههایش بیننده را به جهانی میبرد که فناوری نه پسزمینه، بلکه خودِ مادهٔ خیالپردازی است؛ جهانی رنگین، مصنوعی و اندکی هراسآور که آینده را با زبان تصویرهای دیجیتال تصور میکند. فناوری؛ وعدهٔ رهایی و ابزار سلطه هستهٔ فکری فیلم در پرسشی ساده اما پربار نهفته است: اگر بتوان ذهن انسان را با فناوری گسترش داد، چه کسی حق دارد این کار را انجام دهد و پیامدهای آن را چگونه میتوان مهار کرد؟
آنجلو پژوهشگری است که میخواهد تواناییهای ذهنی جاب را افزایش دهد، اما نیت علمی بهتنهایی برای توجیه آزمایش کافی نیست. نهاد دولتی نیز از این امکان، نه برای رشد فردی، بلکه در چارچوبی امنیتی و ابزاری استقبال میکند. از همینجا شکاف میان دانش و مسئولیت اخلاقی شکل میگیرد. فیلم در این زمینه به سنت آشنای داستانهای «آزمایش از کنترل خارجشده» نزدیک میشود؛ روایتی که در آن انسان، با تصور پیشرفت، پیامدهای مداخله در طبیعت یا ذهن را دستکم میگیرد.
« اما این آزمایش علمی در خلأ انجام نمیشود؛ قدرت، نظارت و میل به کنترل نیز در اطراف آن حضور دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، «The Lawnmower Man» بهجای پرورش آرام این ایدهها، بارها به هیجان و اغراق روی میآورد. پرسشهای فلسفیاش روشناند، اما همیشه فرصت نمییابند به عمق برسند. فناوری گاهی استعارهای برای آزادی است و گاهی صرفاً موتور حرکت صحنههای پرزرقوبرق. جاب؛ قربانی، پدیده و نیروی پیشبینیناپذیر یکی از وجوه جالب فیلم، نگاه دوگانهاش به جاب است.
او در آغاز انسانی سادهدل و آسیبپذیر است که دیگران بهسادگی دربارهاش تصمیم میگیرند. آزمایشها به او تواناییهایی میدهند که پیشتر نداشته، اما این دگرگونی صرفاً روایتی ساده از «باهوششدن» نیست؛ فیلم آن را با پرسش هویت و اختیار گره میزند. آیا جاب در مسیر تازهاش واقعاً آزادتر میشود، یا تنها از زیر سلطهٔ یک محیط وارد قلمرو سلطهای دیگر میگردد؟
Jeff Fahey به این نقش انرژی و بیثباتی میبخشد. بازی او میان معصومیت، شگفتی و تهدید جابهجا میشود و کمک میکند جاب به شخصیتی یکبعدی تقلیل نیابد. در مقابل، شخصیت آنجلو بیشتر از آنکه فردی پیچیده باشد، نمایندهٔ دانشمندی است که میان همدلی، جاهطلبی و مسئولیت گرفتار شده است. رابطهٔ این دو گاهی بار عاطفی مؤثری پیدا میکند، اما فیلمنامه در پرداخت پیوندشان پیوستگی لازم را ندارد و بعضی تغییرات روانی را با شتاب از سر میگذراند.
واقعیت مجازی؛ نقطهٔ قوت بصری فیلم مهمترین امتیاز «The Lawnmower Man» را باید در تصویرسازی فضای مجازی جستوجو کرد. جلوههای رایانهای آن امروز آشکارا نشانههای زمانهٔ خود را دارند؛ هندسههای ساده، رنگهای تند و حرکتهایی که گاه بیشتر به نمایش توانایی فنی شباهت دارند تا به تجسم یک جهان باورپذیر.
« بااینحال، «The Lawnmower Man» بهجای پرورش آرام این ایدهها، بارها به هیجان و اغراق روی میآورد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، همین کهنگی بخشی از جذابیت اثر شده است. این تصاویر نه میکوشند آینده را با واقعنمایی سرد بازسازی کنند و نه از محدودیتهای ابزارهای زمان خود پنهان میشوند. آنها جهان دیجیتال را همچون فضایی رؤیایی و ناپایدار نشان میدهند. از این منظر، فیلم را میتوان کمتر بهعنوان پیشگویی فناورانه و بیشتر بهعنوان خیالپردازی بصری دربارهٔ رایانه تماشا کرد.
لحظههایی که داستان وارد این جهان میشود، فیلم از قالب معمول روایت علمیتخیلی فاصله میگیرد و به تجربهای سوررئال نزدیک میشود. البته این بخشها همیشه به اندازهٔ ایدهشان تحولآفرین نیستند؛ تکرار تصویرها و کشآمدن برخی توالیها ممکن است حوصلهسربر شود. همان ویژگیای که برای یک تماشاگر جذابیت نوستالژیک دارد، برای تماشاگر دیگر میتواند یادآور یک نمایش طولانی از فناوریهای قدیمی باشد.
روایت پراکنده و نابرابری لحن ضعف اصلی فیلم در ساختار داستانی آن آشکار میشود. چند خط روایی در کنار هم قرار میگیرند، اما همهٔ آنها به اندازهٔ کافی پرورده نمیشوند. برخی شخصیتها و موقعیتها پس از معرفی، نقش چندانی در پیشبرد مضمون یا تحول داستان پیدا نمیکنند. به همین دلیل، روایت گاهی چنین احساس میشود که میان چند فیلم متفاوت تقسیم شده است: داستان آزمایش علمی، تریلر توطئهآمیز، درام اجتماعی و خیالپردازی دیجیتال.
این عناصر میتوانستند در ترکیبی نامتعارف به هم نیرو بدهند، اما پیوند میانشان همواره محکم نیست. لحن فیلم نیز از همین پراکندگی آسیب میبیند. گاه میخواهد دربارهٔ بهرهکشی از انسان و مسئولیت دانشمندان جدی باشد، اما اندکی بعد به اغراقهای ملودراماتیک یا صحنههایی با حالوهوای کمیک و ناخواسته مضحک پناه میبرد.
« بااینهمه، همین کهنگی بخشی از جذابیت اثر شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نوسان الزاماً همهٔ جذابیت اثر را از میان نمیبرد؛ حتی بخشی از لذت تماشای فیلم، همین بیپروایی عجیب آن است. اما مانع میشود که لحظههای تراژیک یا پرسشهای اخلاقیاش به اندازهٔ ظرفیت اولیهٔ خود اثر بگذارند. دیالوگها و بازیگران دیالوگها اغلب مستقیم و توضیحیاند؛ شخصیتها گاهی بهجای آنکه موقعیت را از خلال کنش و سکوت بسازند، مضمون صحنه را با جملههایی روشن و کمابیش کلیشهای بیان میکنند.
چنین رویکردی در فیلمی که ایدههای بزرگی دربارهٔ هوش، قدرت و آینده مطرح میکند، بهسرعت خود را نشان میدهد. در نتیجه، بعضی گفتوگوها بیش از آنکه به کشف شخصیتها کمک کنند، کارکردی انتقالی دارند و میان دو بخش پرتحرکتر قرار میگیرند. با اینحال، حضور Pierce Brosnan و Jeff Fahey به فیلم نیرویی اجرایی میدهد.
Brosnan در نقش آنجلو، چهرهٔ دانشمندی را میسازد که اعتمادبهنفس حرفهایاش بهتدریج با نگرانی اخلاقی درگیر میشود. Fahey نیز با بازی پرتحرکتر خود، مرکز ثقل عاطفی فیلم را به جاب منتقل میکند. بازیها بهتنهایی نمیتوانند ضعفهای نوشتاری را جبران کنند، اما به اثر شخصیت و حرارتی میبخشند که در بخشهای صرفاً نمایشی یا توضیحی آن کمرنگ میشود.
پیوند با داستان استیون کینگ با آنکه فیلم از نام یک داستان کوتاه استیون کینگ بهره گرفته، شباهت روایی آن با آن اثر محدود است. فیلم در عمل بیشتر به پروژهای علمیتخیلی دربارهٔ هوش مصنوعیگون، واقعیت مجازی و دگرگونی ذهن شباهت دارد تا اقتباسی وفادارانه. این فاصله برای تماشاگرانی که با انتظار دیدن اقتباس مستقیم سراغ فیلم میروند اهمیت دارد؛ اما مستقل از آن انتظار، میتوان اثر را بر اساس هویت خاص خودش سنجید.
« این نوسان الزاماً همهٔ جذابیت اثر را از میان نمیبرد؛ حتی بخشی از لذت تماشای فیلم، همین بیپروایی عجیب آن است. »
قوتها و کاستیها
این ناهمخوانی همچنین بخشی از آشفتگی فیلم را توضیح میدهد: داستانی که میخواهد چند دغدغهٔ متفاوت را همزمان در خود جای دهد، گاهی از انسجامی که برای شکلگیری یک اقتباس یا روایت مستقل لازم است فاصله میگیرد. بااینحال، همین ترکیب ناهموار به فیلم حالتی نامتعارف داده است؛ گویی عناصر گوناگونش بهجای آنکه کاملاً درهم حل شوند، با درزهای آشکار کنار هم قرار گرفتهاند.
جمعبندی «The Lawnmower Man» فیلمی بینقص یا منسجم نیست؛ روایتش پراکنده است، دیالوگهایش گاهی کمجاناند و بخشهایی از آن بیش از اندازه کش میآیند. اما در عوض، تخیل بصری جسورانه و حالوهوایی دارد که بهسادگی با آثار همدورهاش اشتباه گرفته نمیشود. جلوههای رایانهای قدیمیاش همزمان میتوانند خستهکننده و دلنشین باشند: یادگار دورانی که جهان دیجیتال هنوز سرزمینی ناشناخته به نظر میرسید.
ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهای فلسفیاش باشد، در آشفتگی خیالانگیز و انرژی نامتعارف آن است. تماشاگرانی که دنبال روایت دقیق و پرداخت روانشناختی منسجماند، احتمالاً با فاصلههای داستانی و زیادهگوییهایش روبهرو خواهند شد. اما برای کسانی که از علمیتخیلیهای عجیب، تصویرهای رایانهای نوستالژیک و ترکیب جدیت و ناخواستهخندهآور استقبال میکنند، این اثر تجربهای فراموشنشدنی و بهطرزی خاص دوستداشتنی باقی میماند.
« اما در عوض، تخیل بصری جسورانه و حالوهوایی دارد که بهسادگی با آثار همدورهاش اشتباه گرفته نمیشود. »



ثبت دیدگاه