نقد و بررسی
نقد آخرین حرف (The Last Word) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آغاز زندگینامهای که هنوز نوشته نشده است «The Last Word» کمدیدرامی است درباره زنی که حتی پس از بازنشستگی، مرگ احتمالی و تصویری را که دیگران از او به یاد خواهند آورد، میخواهد به نظم دلخواهش درآورد. هریت لاولر، بازرگان بازنشستهای که عادت دارد همهچیز را مدیریت کند، از روزنامهنگاری جوان به نام اَن شرمن میخواهد آگهی درگذشتش را بنویسد؛ اما پژوهش اَن درباره زندگی او تصویری چندان ستایشآمیز به دست نمیدهد.
از همین نقطه، فیلم پرسشی ساده اما پرظرفیت پیش میکشد: آیا میتوان روایت زندگی خویش را تا واپسین لحظه در اختیار داشت؟ این ایده به فیلم امکان میدهد همزمان درباره گذشته، اعتبار اجتماعی و فرصتهای باقیمانده سخن بگوید. آگهی درگذشت در ظاهر گزارشی کوتاه از یک زندگی است، اما در عمل به آینهای برای سنجیدن فاصله میان خودپنداره و خاطره دیگران بدل میشود.
هریت میخواهد متن نهایی را کنترل کند؛ اَن ناچار است میان خواستههای او و آنچه از مصاحبهها و رابطههای ازدسترفته آشکار میشود، تعادل برقرار کند. فیلم از دل همین کشمکش، مسیر تغییر دو شخصیت را بنا میکند، بیآنکه راز یا فرجام داستان را برملا سازد. هریت؛ نیروی جاذبه و نقطه اصطکاک فیلم شیرلی مکلین مهمترین نیروی محرک «The Last Word» است.
« این ایده به فیلم امکان میدهد همزمان درباره گذشته، اعتبار اجتماعی و فرصتهای باقیمانده سخن بگوید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او هریت را با حضوری پرانرژی، نگاههای تیز و لحنی آمرانه میسازد؛ شخصیتی که میتواند در نخستین برخورد آزارنده باشد، اما بهتدریج لایههایی از تنهایی و آسیبپذیریاش نیز دیده میشود. مکلین نقش را صرفاً به مجموعهای از تندیها و شوخیهای گزنده تقلیل نمیدهد: زیر اطمینان ظاهری هریت، هراس از بیاهمیت ماندن و میل به آنکه دستکم معنای زندگیاش را خودش تعیین کند، جریان دارد.
بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر کاریزمای بازیگر تکیه میکند. هریت چنان مسلط و پررنگ نوشته و اجرا شده که موقعیتهای پیرامونش ناگزیر به صحنهای برای جلوهگری او تبدیل میشوند. این تمرکز در بخشهایی سرگرمکننده است، اما گاه مجال کمتری برای رشد طبیعی روابط و شخصیتهای فرعی باقی میگذارد.
فیلم میخواهد هریت را هم خندهدار و هم دشوار، هم بیپروا و هم جریحهپذیر نشان دهد؛ مکلین اغلب این تضادها را باورپذیر میکند، هرچند فیلمنامه همیشه نمیتواند به عمق اجرایش برسد. اَن و رابطهای که باید شکل بگیرد آماندا سایفرد در نقش اَن، نقطه مقابل هریت است: روزنامهنگاری جوان که با مسئلههای شخصی و کاری خودش دستوپنجه نرم میکند و در آغاز، بیشتر واکنشگر است تا کنشگر.
« بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر کاریزمای بازیگر تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
حضور او برای فیلم ضروری است، زیرا ماجرا فقط درباره زنی نیست که میخواهد گذشتهاش را بازنویسی کند؛ درباره کسی نیز هست که در فرایند شنیدن زندگی دیگران، ناچار میشود به انتخابهای خودش نگاه کند. سایفرد با لحنی کمادعا و رفتاری زمینی، اَن را از تبدیلشدن به همراهی صرف برای ه Harriet دور نگه میدارد.
بااینهمه، پیوند میان این دو همیشه به اندازهای که روایت میخواهد، قانعکننده نیست. دو شخصیت از جهانها و خلقوخوهای متفاوتی میآیند و فیلم برای نزدیککردنشان به هم به چند لحظه عاطفی و موقعیت آشنای آشتی و تفاهم تکیه میکند. گاه احساس میشود دوستیشان بیشتر به اقتضای مسیر ازپیشتعیینشده داستان شکل میگیرد تا از دل تغییرهای تدریجی و کاملاً ملموس.
بازیهای خوب، بخشی از این فاصله را جبران میکند، اما شیمی میان مکلین و سایفرد در همه صحنهها یکسان نیست. میراث، خاطره و معنای اثرگذاری گرمترین وجه فیلم در پرسشی نهفته است که از عنوان و ماجرای آگهی درگذشت فراتر میرود: از یک انسان چه چیزی باقی میماند؟ عنوان «The Last Word» میتواند به آخرین سخن یا آخرین روایت اشاره کند، اما فیلم هوشمندانهتر زمانی عمل میکند که این پرسش را از قلمرو عبارتهای زیبا بیرون میآورد و به رفتارهای روزمره پیوند میزند.
« سایفرد با لحنی کمادعا و رفتاری زمینی، اَن را از تبدیلشدن به همراهی صرف برای ه Harriet دور نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثرگذاری، در منطق قصه، الزاماً با موفقیت شغلی یا شهرت سنجیده نمیشود؛ گاهی در لحظهای کوچک، در توجهی ناگهانی یا در تغییری است که دیگری بهواسطه ما تجربه میکند. این پیام انسانی و دلگرمکننده است و بهویژه در بخشهای پایانی، گرمای عاطفی فیلم را تقویت میکند. البته گاهی بیان آن بیش از اندازه مستقیم میشود.
شخصیتها و رویدادها بهسرعت در خدمت نتیجه اخلاقی قرار میگیرند و فیلم کمتر به تماشاگر فرصت میدهد معنای این تغییرها را خودش کشف کند. ازاینرو، پیام فیلم صمیمانه است، اما همیشه از دام اندرزگویی فاصله نمیگیرد. بهترین لحظههایش آنهایی هستند که عاطفه را نه در قالب جملهای حکمتآمیز، بلکه از خلال رفتار و حضور شخصیتها منتقل میکنند.
لحن کمدی و طراحی لحظهها «The Last Word» میکوشد میان کمدی تلخ، شوخیهای گزنده و درامی درباره تنهایی و گذر زمان تعادل برقرار کند. بخش مهمی از طنز از برخورد شخصیت هریت با قواعد اجتماعی میآید؛ او در برابر تعارفهای معمول و پاسخهای محتاطانه، زبانی بیپرده دارد و همین فاصله میان انتظار دیگران و رفتار او موقعیتهای بامزه میسازد.
« این پیام انسانی و دلگرمکننده است و بهویژه در بخشهای پایانی، گرمای عاطفی فیلم را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در این لحظهها از بازی مکلین بهره فراوان میبرد: مکث، نگاه یا طرز بیان او گاه بیش از خود دیالوگ خنده میآفریند. اما لحن اثر همیشه یکدست نیست. شوخیهای تند در کنار صحنههای احساسی قرار میگیرند و گاهی گذار میان این دو، نرم و طبیعی از کار درنمیآید. فیلم در پی آن است که هم جسور و بیتعارف باشد و هم گرم و دلپذیر؛ این دو خواسته معمولاً قابل جمعاند، اما اجرای آنها در برخی صحنهها حالتی محاسبهشده پیدا میکند.
در سوی مقابل، بخش پایانی با شوخیها و لحنی دلگرمکننده، به روایت جان تازهای میدهد و از سردی احتمالی موضوع میکاهد، بیآنکه آن را به کمدی سبک و بیدغدغه بدل کند. ریتم، پیشبینیپذیری و محدودیت فیلمنامه ساختار داستان از همان آغاز مسیر نسبتاً روشنی را ترسیم میکند. هنگامی که اَن برای بررسی زندگی هریت قدم برمیدارد، انتظار تماشاگر از شکلگیری تدریجی دگرگونیها بالا میرود؛ اما خود مسیر کلی کمتر غافلگیرکننده است.
فیلم گاه بهجای پیچیدهکردن برداشت ما از شخصیتها، همان برداشت نخست را با موقعیتهای تازه تأیید میکند. به همین دلیل، کسانی که به دنبال روایت پرپیچوخم یا تحولهای غیرمنتظرهاند، احتمالاً با اثری آشنا و قابلحدس روبهرو خواهند شد. ریتم نیز در بخشهایی کند میشود. بعضی موقعیتها بیش از اندازه امتداد مییابند و تکرار برخوردهای مشابه، حرکت عاطفی داستان را موقتاً متوقف میکند.
« شوخیهای تند در کنار صحنههای احساسی قرار میگیرند و گاهی گذار میان این دو، نرم و طبیعی از کار درنمیآید. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم کاملاً از نفس نمیافتد: بازیگران و شوخیهای پراکنده آن در لحظات کمتحرک نیز توجه را نگه میدارند و هرچه به بخش پایانی نزدیکتر میشویم، قصه انرژی و گرمای بیشتری پیدا میکند. مسئله اصلی، نه فقدان جذابیت، بلکه ناهمواری میان ایدهای روشن و فیلمنامهای است که همیشه راهی تازه برای پیشبردن آن نمییابد.
جمعبندی «The Last Word» فیلمی بینقص یا غافلگیرکننده نیست؛ روایتش از مسیرهای آشنای کمدیدرام بهره میگیرد، رابطه دو شخصیت مرکزی گاه ساختهشده به نظر میرسد و ریتمش در بخشهایی افت میکند. بااینحال، حضور درخشان و دلنشین شیرلی مکلین، همراهی قابلقبول آماندا سایفرد و پیامی گرم درباره زندگی و ردپایی که از خود بهجا میگذاریم، به فیلم نیرویی عاطفی میبخشد.
نتیجه اثری است که بیش از آنکه با تازگی ساختاری به یاد بماند، با شخصیت محوریاش و چند لحظه صمیمی و بامزه اثر میگذارد؛ فیلمی مناسب برای تماشاگرانی که از داستانهای انسانی و امیدبخش لذت میبرند و حاضرند در برابر پیشبینیپذیری آن اندکی مدارا کنند.
ثبت دیدگاه