نقد و بررسی
نقد آخرین وایکینگ (The Last Viking) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشتهای که دفن نمیشود «The Last Viking» از یک طرح جنایی ساده آغاز میکند: آنکر پس از چهارده سال زندان آزاد میشود و برای یافتن پول سرقتشده به سراغ منفرد، برادرش و تنها کسی که از محل اختفا خبر دارد، میرود. اما حافظهٔ منفرد دیگر راهنمای قابلاعتمادی نیست و سفر دو برادر، خیلی زود از جستوجوی پول فراتر میرود.
گنج گمشده در اینجا بیش از آنکه مقصدی روشن باشد، بهانهای است برای بازگشت به گذشته؛ به خانهای که زخمهایش هنوز در رفتار و سکوت اعضای خانواده حضور دارند. فیلم بهجای آنکه مسیر جستوجو را با قواعد یک ماجرای سرقت پیش ببرد، آن را به سفری درونی و ناپایدار بدل میکند. هر قدم در راه، پرسشی تازه دربارهٔ هویت، خاطره و پیوند خانوادگی پیش میکشد.
از همینرو، جذابیت اثر نه در معمای محل پول، بلکه در برخورد دو برادر با واقعیتی است که سالها از آن گریختهاند. طنز سیاه در کنار آسیب واقعی آندرس توماس ینسن از خشونت و موقعیتهای نامعقول برای ساختن طنزی تند و گاه تکاندهنده بهره میگیرد. شوخیها در این فیلم از جنس آسودگی و خوشمشربی نیستند؛ اغلب از دل آشفتگی، درماندگی یا رفتارهای نامنتظری بیرون میآیند که تماشاگر را میان خنده و ناراحتی معلق نگه میدارند.
« اما حافظهٔ منفرد دیگر راهنمای قابلاعتمادی نیست و سفر دو برادر، خیلی زود از جستوجوی پول فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، جهان فیلم را از کمدیهای متعارف جدا میکند و به آن حالوهوایی غریب میبخشد. بااینحال، این آمیزش همیشه به یک اندازه موفق نیست. خشونت ناگهانی و شوخیهای بیرحمانه ممکن است در لحظههایی با پرداخت جدیتر آسیبهای روانی و خانوادگی اصطکاک پیدا کنند. فیلم میخواهد هم بیپرواییِ یک کمدی سیاه را حفظ کند و هم با رنج شخصیتهایش همدلی داشته باشد؛ اما گاهی گذر از یکی به دیگری چنان سریع است که فرصت نمیدهد دو لحن در ذهن تماشاگر بهخوبی با هم آشتی کنند.
دو برادر، دو شیوهٔ زندهماندن مرکز عاطفی فیلم رابطهٔ آنکر و منفرد است؛ رابطهای که نه با اعترافهای طولانی، بلکه از طریق مکثها، برخوردها و تفاوتهای رفتاری شکل میگیرد. آنکر مردی است که زندان و گذشته او را به سوی هدفی مشخص رانده است: پول را پیدا کند و زندگیاش را از جایی ادامه دهد.
منفرد اما در جهانی زندگی میکند که قواعدش برای دیگران همیشه قابلفهم نیست. کنار هم قرار گرفتن این دو، تضادی کمیک میسازد، ولی فیلم به آن بسنده نمیکند؛ کمکم روشن میشود که هر دو، بهنحوی متفاوت، زیر بار گذشته ماندهاند. نیکولای لی کاس نقش آنکر را با نیرویی مهارشده پیش میبرد. در ظاهر، او برادر عملگرا و سختجان است، اما بازیگر اجازه میدهد ترکهایی در این ظاهر دیده شود؛ لحظههایی که نشان میدهد اطمینان و خشونتِ او شاید پوششی برای ناتوانی در مواجهه با زندگی باشد.
« این انتخاب، جهان فیلم را از کمدیهای متعارف جدا میکند و به آن حالوهوایی غریب میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
مادس میکلسن نیز در نقش منفرد، از تصویر آشنای قهرمان سرد و مسلط فاصله میگیرد و شخصیتی آسیبپذیر، متزلزل و گاه انفجاری میسازد. شیمی میان این دو بازیگر، به فیلم تکیهگاهی مهم میدهد: حتی وقتی روایت به مسیرهای عجیبوغریب میرود، رابطهٔ برادران همچنان نقطهٔ تمرکز باقی میماند. بازی جمعی و جهان شخصیتهای نامتعارف فیلم تنها به دو برادر محدود نمیماند و گروهی از شخصیتهای حاشیهای را وارد مسیر آنها میکند.
این آدمها نه چهرههایی کاملاً واقعگرا هستند و نه صرفاً ابزارهایی برای افزودن شوخی؛ بیشتر به اجزای یک دنیای جانبی میمانند که منطق خاص خود را دارد. حضورشان به داستان انرژی و پیشبینیناپذیری میبخشد، هرچند گاهی همین پرشماری و اغراق، تمرکز روایی را پراکنده میکند. بازیگران مکمل با شور و جسارت به این جهان نامتعارف جان میدهند.
فیلم از آنها نمیخواهد صرفاً واکنشی طبیعی به موقعیتهای عجیب نشان دهند؛ بلکه باید به شکلی درونی، قواعد اغراقآمیز اثر را بپذیرند. همین پذیرش است که بسیاری از لحظات را باورپذیر میکند. در عین حال، هرگاه شخصیتپردازی به شوخیِ صرف نزدیک میشود، امکان دارد آدمها بیش از آنکه انسانهایی مستقل باشند، به تمهیدی برای پیشبرد کمدی بدل شوند.
« بازیگران مکمل با شور و جسارت به این جهان نامتعارف جان میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هویت، خاطره و استعارهٔ وایکینگ عنوان فیلم وعدهٔ حماسهای تاریخی نمیدهد؛ «وایکینگ» در اینجا بیشتر نشانهای اسطورهای و نمادین است. فیلم از حکایتی تمثیلی دربارهٔ یک جامعهٔ وایکینگی آغاز میکند و با آن زمینهای میچیند برای پرسشهایی دربارهٔ تفاوت، پذیرش و میل به همشکلکردن آدمها.
این مقدمه، کلید قطعی برای رمزگشایی از اثر نیست، اما به تماشاگر نشان میدهد که قرار نیست با واقعگرایی متعارف روبهرو شود. در لایهٔ زیرین، فیلم به این میاندیشد که انسان چگونه خود را میشناسد: از راه خاطرات شخصی، از راه نامی که برای خویش برمیگزیند، یا از خلال نقشی که خانواده و جامعه به او تحمیل کردهاند؟
بحران منفرد این پرسشها را به سطح داستان میآورد، درحالیکه سرگذشت آنکر نشان میدهد فراموشکردن نیز همیشه راهی برای رهایی نیست. فیلم در این زمینه صریح و یکدست نیست، اما مضمون هویت را به رشتهای پیونددهنده میان شوخیها، خشونتها و لحظات عاطفی تبدیل میکند. ریتم و نوسان لحن ساختار اثر پرجنبوجوش است، اما این جنبوجوش گاهی به بیقراری نزدیک میشود.
« ریتم و نوسان لحن ساختار اثر پرجنبوجوش است، اما این جنبوجوش گاهی به بیقراری نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم با سرعت از موقعیتی خندهآور به صحنهای خشن یا احساسی میرسد و چندان درنگ نمیکند تا تماشاگر با هر تغییر همراه شود. برای مخاطبی که از سینمای نامتعارف و جابهجاییهای تند استقبال میکند، همین ناپایداری میتواند نیرویی جذاب باشد؛ هر لحظه احتمال دارد مسیر داستان به سمتی پیشبینیناپذیر منحرف شود.
اما این ویژگی هزینهای هم دارد. وقتی طنز سیاه، خشونت و درام خانوادگی پشت سر هم قرار میگیرند، بعضی لحظهها بهاندازهٔ کافی مجال نمییابند تا اثر عاطفی خود را بگذارند. گاه شوخی شدت صحنهای دردناک را خنثی میکند و گاه جدیت عاطفی، ناگهان فضای کمیک را سنگین میسازد. این ناهماهنگی الزاماً به معنای شکست کامل فیلم نیست؛ بخشی از جهان آشفتهٔ آن است، ولی میتواند مانع از شکلگیری تجربهای کاملاً یکپارچه شود.
فضاسازی و لحن بصری «The Last Viking» فضایی میسازد که هم آشناست و هم اندکی از واقعیت فاصله گرفته است. خانه، مسیر سفر و مکانهای برخورد شخصیتها بهجای آنکه صرفاً پسزمینهای خنثی باشند، کیفیتی غریب و کمی کاریکاتوری دارند. این فضا با شخصیتهایی هماهنگ است که زندگیشان در چارچوبهای معمول جا نمیگیرد.
« گاه شوخی شدت صحنهای دردناک را خنثی میکند و گاه جدیت عاطفی، ناگهان فضای کمیک را سنگین میسازد. »
جمعبندی
فیلم در نتیجه، میان واقعیت روزمره و افسانهای تلخ در رفتوآمد است؛ انگار داستانی خانوادگی را از چشماندازی کج و ناآرام میبینیم. این فضاسازی، بهویژه در کنار بازیهای پرتحرک، به حفظ ریتم کمدی کمک میکند. در عین حال، اثر بهندرت به زیباییشناسیِ صرف دل میبندد؛ شکل بصری بیش از آنکه نمایشی مستقل باشد، در خدمت لحن و شخصیتها قرار میگیرد.
کیفیت سرد و نامأنوس جهان فیلم، به شکلی غیرمستقیم بر فاصلهٔ آدمها از زندگی عادی تأکید میکند. جمعبندی «The Last Viking» کمدی سیاهی است دربارهٔ دو برادر، پولی گمشده و گذشتهای که نمیتوان بهآسانی پشت سر گذاشت. نیروی اصلی آن در بازیهای زندهٔ نیکولای لی کاس و مادس میکلسن، شیمی باورپذیر میان آنها و جسارتش در پیوندزدن طنز نامتعارف با رنج انسانی نهفته است.
فیلم گاه در تغییر لحن شتابزده و در استفاده از خشونت و شوخی بیملاحظه به نظر میرسد؛ همچنین شخصیتها و موقعیتهایش برای دوستداران کمدی واقعگرایانه ممکن است بیش از اندازه عجیب باشند. بااینهمه، همین ناپایداری و غرابت بخشی از هویت اثر است. فیلم بیش از آنکه پاسخی قطعی برای پرسشهایش عرضه کند، تماشاگر را در میان خنده، اندوه و حیرت نگه میدارد؛ تجربهای نامتعارف که زیر ظاهر آشفتهاش، به نیاز انسان برای پذیرفتهشدن و دوباره شناختن خویش میاندیشد.
« این فضاسازی، بهویژه در کنار بازیهای پرتحرک، به حفظ ریتم کمدی کمک میکند. »



ثبت دیدگاه