نقد و بررسی
نقد File not found. (The Last Kumite) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به میدانِ آشنا «The Last Kumite» از همان عنوانش وعده میدهد که قرار نیست قواعد بازی را از نو بنویسد؛ قرار است ما را به میدانهایی بازگرداند که سینمای رزمی دههٔ هشتاد در حافظهٔ جمعی ساخته است: مبارزانی با گذشتهای سنگین، رقابتی زیرزمینی، استادانی که در لحظهٔ مناسب راه را نشان میدهند و موسیقیای که مشت و لگد را به ضرباهنگی حماسی پیوند میزند.
فیلم به کارگردانی Ross W. Clarkson و با بازی Mathis Landwehr در نقش مایکل ریورز، اثری است که هویت خود را نه در نوآوری، بلکه در ادای احترام به الگوی محبوبی جستوجو میکند که با فیلمهایی چون «Bloodsport» و «Kickboxer» در ذهن تماشاگران حک شده است. حضور چهرههایی چون Billy Blanks، Cynthia Rothrock و Matthias Hues این پیوند را آشکارتر میکند؛ گویی خودِ بازیگران نیز بخشی از خاطرهای هستند که فیلم میخواهد دوباره زنده کند.
قصهای ساده، انگیزهای آشنا مایکل ریورز قهرمانی است که میخواهد از مبارزه فاصله بگیرد و زندگی آرامتری در کنار دخترش داشته باشد. اما ران هال، تاجر فاسد و گردانندهٔ رقابتهای غیرقانونی، با ربودن دختر او، مایکل را به شرکت در کومیتۀ مرگبار بلغارستان وادار میکند. در آنجا، مایکل درمییابد که دیگر مبارزان نیز بهنوعی با تهدید عزیزانشان به میدان کشانده شدهاند و باید برای بقا و بازگشت به زندگی، با یکدیگر بجنگند.
این طرح، از همان آغاز، بهجای پیچیدگی روایی بر کارکردی روشن تکیه دارد: قهرمان را به میدان بازگرداند و مجموعهای از مبارزهها را پشت سر هم سامان دهد. سادگی قصه بهخودیخود نقطهضعف نیست؛ در فیلمهای رزمیِ مسابقهمحور، روایت اغلب چارچوبی برای رسیدن به رویاروییهاست. مسئله زمانی پدیدار میشود که فیلم میان دو خواسته گرفتار میماند: از یک سو میخواهد برای مایکل و دیگر مبارزان انگیزهای عاطفی فراهم کند، و از سوی دیگر میخواهد بیدرنگ تماشاگر را بهسوی رقابتها ببرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ربودهشدن عزیزان، خطر را بالا میبرد، اما فضای فیلم را نیز تلختر و جدیتر میکند؛ در نتیجه، آن سبکبالی و حس ماجراجویانهای که در بسیاری از آثار قدیمیِ این ژانر وجود داشت، گاه جای خود را به نگرانیای سنگین میدهد. با این همه، فیلم از مخاطب نمیخواهد معمایی پیچیده را دنبال کند؛ خواستهاش ساده است: همراه قهرمان بماند و انتظار آغاز مبارزهها را بکشد.
نوستالژی بهمثابه زبان فیلم مهمترین دارایی «The Last Kumite» فضای نوستالژیک آن است. فیلم تنها به ارجاع لفظی یا حضور بازیگران آشنا بسنده نمیکند؛ میکوشد حالوهوای سینمای رزمی قدیم را در ریتم، موسیقی، قهرمانپردازی و شکل پیشرفت داستان بازسازی کند. از تمرینهای مکرر تا ورود تدریجی مبارزان به عرصهٔ رقابت، عناصر آشنای این سنت در فیلم حضور دارند.
حتی خامی و بیپیرایگی بعضی لحظهها ممکن است برای تماشاگر شیفتهٔ آن دوران، بخشی از جذابیت کار به نظر برسد؛ گویی فیلم میخواهد بهجای پرداختی صیقلی و امروزی، حس یک نوار قدیمی را زنده کند. موسیقی در این بازسازی نقشی اساسی دارد. آهنگهای پرانرژی و حالوهوای سینثمحور، ضرباهنگی میسازند که با جهان داستان تناسب دارد و بسیاری از لحظهها را پرشورتر میکند.
موسیقی Paul Hertzog و ترانههای Stan Bush نیز آگاهانه به سنت موسیقایی فیلمهای رزمی آن دوره نزدیک میشوند. این انتخاب فقط تزئینی نیست: موسیقی به تماشاگر کمک میکند فاصلهٔ میان یک تولید کمهزینه و تصویری آرمانی از سینمای رزمی گذشته را نادیده بگیرد. در صحنههایی که روایت یا بازیگری توانِ برانگیختن هیجان را ندارد، موسیقی گاه بار عاطفی و انرژی صحنه را به دوش میکشد.
« نوستالژی بهمثابه زبان فیلم مهمترین دارایی «The Last Kumite» فضای نوستالژیک آن است. »
شخصیتها و اجرا
مبارزهها و تنِ اکشن فیلم در نهایت باید در میدان مبارزه از خود دفاع کند، و بخشهایی از طراحی نبردهایش برای علاقهمندان ژانر سرگرمکننده است. تنوع شیوههای مبارزه و حضور بازیگرانی با پیشینهٔ رزمی، به صحنهها بُعدی فراتر از زدوخوردهای معمول میدهد. Mathis Landwehr در نقش مایکل، قهرمانی باورپذیر از نظر آمادگی جسمانی عرضه میکند و حضور بازیگران رزمیِ شناختهشده، برای مخاطب آشنا با این سینما، ارزش افزوده دارد.
فیلم در بهترین لحظههایش میفهمد که جذابیت مبارزه فقط در نتیجهٔ آن نیست؛ در مکث پیش از حمله، تغییر فاصله، حرکت بدن و انتظار برای ضربهٔ بعدی نیز هست. بااینحال، اجرای اکشن همواره یکدست نیست. بعضی ضربهها بهروشنی به حریف نمیرسند و همین فاصله میان تماس واقعی و نمایش آن، پیوستگی توهم سینمایی را مختل میکند.
وقتی زاویهٔ دوربین یا برش تدوینی نتواند برخورد را قانعکننده جلوه دهد، تماشاگر بیش از آنکه نیروی ضربه را حس کند، متوجه طراحی آن میشود. مشکل بهویژه در فیلمی که بخش مهمی از هویت خود را بر مبارزه بنا کرده، اهمیت دارد. با وجود این لغزشها، اکشن فیلم برای کسانی که به دنبال ظرافت واقعگرایانه یا طراحی پیچیدهٔ مبارزه نیستند، همچنان لحظههای پرتحرک و قابلقبولی فراهم میکند.
تمرینهای طولانی و ریتم نامتوازن یکی از دشواریهای اصلی فیلم، فاصلهٔ میان معرفی قهرمان و رسیدن به رقابت مرکزی است. تمرینها و آمادهسازیها آنقدر امتداد مییابند که شروع مسابقهها برای بخشی از مخاطبان دیرهنگام احساس میشود. این تأخیر از نظر داستانی قابلفهم است: فیلم میخواهد رابطهٔ مایکل با استادانش و شرایط مبارزان دیگر را نشان دهد.
« تنوع شیوههای مبارزه و حضور بازیگرانی با پیشینهٔ رزمی، به صحنهها بُعدی فراتر از زدوخوردهای معمول میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما اجرای این بخشها گاهی به جای آنکه انتظار را پُرمعنا کند، آن را فرسوده میسازد. تکرار تمرینها، بهویژه هنگامی که اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا تحول مایکل نمیدهد، از شتاب روایت میکاهد. در عوض، فیلم فرصت کافی برای پرداخت ژرفتر به بسیاری از شخصیتها پیدا نمیکند. ایدهٔ مبارزانی که برای نجات عزیزان خود وارد رقابت شدهاند، ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: میتوانست تفاوت ترسها، انگیزهها و مرزهای اخلاقی آنان را آشکار کند.
اما اثر بیشتر از آنکه این وضعیت را به مطالعهای دقیق دربارهٔ ناچاری و انتخاب بدل کند، از آن بهعنوان زمینهای برای پیشبرد مسابقهها بهره میبرد. بنابراین، حس خطر در سطح داستان باقی میماند و کمتر به تجربهای عاطفی و ماندگار تبدیل میشود. بازیگری و گفتوگوها بازیگری در فیلم تابع همان لحن مستقیم و کمپیرایهای است که روایت دنبال میکند، اما کیفیت اجرا در همهٔ صحنهها برابر نیست.
مایکل غالباً در وضعیت اندوه و اضطرار قرار دارد؛ این حالت با موقعیت او سازگار است، ولی دامنهٔ بازی شخصیت را محدود میکند. در سوی دیگر، چهرههای آشنای سینمای رزمی با حضورشان به فیلم اعتبار نوستالژیک میبخشند، هرچند حضور آنان همیشه به معنای شکلگیری شخصیتهایی چندلایه نیست. فیلم بیش از آنکه به ظرافت روانشناختی تکیه کند، از شناخت تماشاگر نسبت به این بازیگران بهره میگیرد.
ضعف آشکارتر در دیالوگها نمایان میشود. جملهها گاه کلیشهایاند و گاه چنان نامفهوم یا کمجان ادا میشوند که تأثیر موردنظرشان را از دست میدهند. در لحظههایی که باید رابطهٔ استاد و شاگرد یا تهدید دشمن را برجسته کنند، گفتوگوها بهجای افزودن تنش، مکثی بیثمر میان دو صحنهٔ اکشن میشوند.
« اما اجرای این بخشها گاهی به جای آنکه انتظار را پُرمعنا کند، آن را فرسوده میسازد. »
قوتها و کاستیها
این مسئله با محدودیتهای تولید و الگوی فیلمهای قدیمی همخوانی دارد، اما صرفِ نوستالژیک بودن نمیتواند هر لغزش روایی را به امتیاز بدل کند. تماشاگر ممکن است از موسیقی و مبارزه لذت ببرد، اما بهندرت بهواسطهٔ دیالوگها درگیر جهان درونی شخصیتها میشود. جمعبندی «The Last Kumite» پیش از هر چیز نامهای عاشقانه به سینمای رزمی دهههای گذشته است؛ نامهای که گیراییاش به میزان علاقهٔ مخاطب به آن سنت بستگی دارد.
فیلم با موسیقی پرشور، حضور چهرههای آشنا و چند مبارزهٔ سرگرمکننده، خاطرهٔ فیلمهایی را زنده میکند که قهرمانی تنها را در برابر رقابتی خشن قرار میدادند. در مقابل، شروع دیرهنگام مسابقهها، تمرینهای کشدار، دیالوگهای کماثر و ضربههایی که همیشه باورپذیر به نظر نمیرسند، مانع از آن میشوند که این ادای احترام به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود.
تماشاگرانی که از فیلم رزمی انتظار قصهای پیچیده، شخصیتپردازی عمیق یا اکشنی بینقص دارند، احتمالاً با کاستیهایش روبهرو خواهند شد. اما برای مخاطبی که به فضای قدیمی، موسیقی خاطرهانگیز و خودِ آیین رویارویی در میدان علاقه دارد، فیلم لحظههایی دلپذیر فراهم میکند. ارزش اصلی آن نه در بازآفرینی بیعیبِ گذشته، بلکه در کوشش صادقانهاش برای بازگرداندن حس آن سینماست؛ کوششی که گاه موفق میشود و گاه زیر بار محدودیتهای فنی و روایی خود میماند.
ثبت دیدگاه