نقد و بررسی
نقد تلاش واپسین (The Last Hurrah) | 1958
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سیاست بهمثابه هنرِ شناختن مردم «The Last Hurrah» ساختهٔ John Ford، در ظاهر روایتی از کارزار انتخاباتی شهرداری است؛ اما نیروی اصلیاش در شمارش شعارها و مانورهای سیاسی خلاصه نمیشود. فیلم به جهانی مینگرد که در آن سیاست هنوز از رابطههای شخصی، خاطرهٔ محلهها و وفاداریهای دیرپا نیرو میگیرد، حال آنکه رسانههای نو و صورتهای تازهٔ تبلیغات، قواعد میدان را دگرگون میکنند.
در مرکز این جهان، فرانک اسکفینگتن، شهردار سالخوردهٔ شهری در نیوانگلند، قرار دارد؛ مردی که سیاست را نه مجموعهای از اصول انتزاعی، بلکه کار روزانهٔ دیدن آدمها، شنیدن نیازهایشان و ساختن ائتلافهایی گاه دشوار میداند. نگاه فیلم به این سیاست قدیمی نه ستایش بیقیدوشرط است و نه محکومیتی سادهانگارانه.
اسکفینگتن زیرک و محبوب است، اما شیوهٔ کارش به شبکهای از بدهبستانها و مناسبات قدرت وابسته است. همین دوگانگی به فیلم امکان میدهد بپرسد آیا سیاستِ مؤثر الزاماً پاکیزه و آرمانی است، یا آیا کارآمدی سیاسی خود میتواند صورتی از خدمت عمومی باشد. فیلم پاسخ قطعی نمیدهد؛ تماشاگر را در فاصلهٔ میان جذابیت شخصیت شهردار و تردید دربارهٔ روشهای او نگه میدارد.
ساختار روایت و کشمکش کارزار داستان از خلال چشمانداز آدام کالفیلد، روزنامهنگار جوان و خواهرزادهٔ شهردار، پیش میرود. جایگاه آدام اهمیت دارد: او هم به خانوادهٔ اسکفینگتن نزدیک است و هم، بهواسطهٔ روزنامهنگاری، میتواند فاصلهای ناظرانه با او حفظ کند. ازاینرو فیلم صرفاً زندگینامهای ستایشآمیز از یک سیاستمدار نیست؛ تلاشی است برای سنجیدن فاصلهٔ میان مردی که در خانه و جمع دوستان دیده میشود و چهرهای که در میدان عمومی ساخته و عرضه میگردد.
« نگاه فیلم به این سیاست قدیمی نه ستایش بیقیدوشرط است و نه محکومیتی سادهانگارانه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بخش مهمی از کشش فیلم از رفتوآمد میان رویدادهای انتخاباتی و لحظههای خصوصیتر پدید میآید. گردهماییها، گفتوگوهای پشتپرده و دیدارهای سیاسی، کارزار را به رشتهای از موقعیتهای کوچک و پرمعنا بدل میکنند. خطرهای سیاسی نه تنها در سخنرانیهای بزرگ، بلکه در تصمیمهای ظاهراً فرعی، ملاحظههای شخصی و تغییر توازن میان گروههای مختلف آشکار میشود.
بااینحال، این ساختار گاه پراکنده به نظر میرسد. فیلم بیش از آنکه با ضربآهنگی فشرده به سوی نتیجهای روشن حرکت کند، در فضای شخصیتها و مناسباتشان مکث میکند؛ مکثی که برای بعضی تماشاگران غنی و تأملبرانگیز است و برای برخی دیگر کند و کشدار. اسپنسر تریسی و شخصیت شهردار بازی Spencer Tracy ستون اصلی فیلم است.
او اسکفینگتن را با ترکیبی از گرما، شوخطبعی، اقتدار و حسابگری میسازد؛ مردی که لازم نیست هر لحظه صدایش را بلند کند تا حضورش احساس شود. تریسی به شخصیت نوعی آسودگی میبخشد، گویی شهردار در هر اتاقی پیشاپیش میداند چه کسی را باید خطاب قرار دهد، چه سکوتی را بشکند و چه زمانی از شوخی برای نرمکردن موقعیت استفاده کند.
این تسلط، چهرهٔ سیاستمداری را میسازد که قدرتش فقط از منصب نمیآید، بلکه از تواناییاش در خواندن دیگران سرچشمه میگیرد. در عین حال، همان جذابیتی که اسکفینگتن را دیدنی میکند، گاه خطر آرمانیسازی او را در پی دارد. فیلم به قدر کافی نشانههایی از سازوکارهای خشن و مصلحتجویانهٔ سیاست او عرضه میکند، اما گاهی چنان به حضور پرنفوذش دل میبندد که پیامدهای آن سازوکارها در حاشیه میمانند.
« بخش مهمی از کشش فیلم از رفتوآمد میان رویدادهای انتخاباتی و لحظههای خصوصیتر پدید میآید. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر میتواند او را دوست بدارد بیآنکه کاملاً با روشهایش موافق باشد؛ بااینهمه، فیلم همیشه این فاصله را به یک کاوش انتقادی عمیق تبدیل نمیکند. در نتیجه، شخصیت شهردار گاه بیش از آنکه متناقض و پیچیده بماند، به پیکرهای بزرگ و کمابیش یکپارچه بدل میشود. کاراکترهای پیرامونی و رابطههای نسلی حضور Jeffrey Hunter در نقش آدام، مسیر ورود تماشاگر به جهان داستان را فراهم میکند، اما رابطهٔ او با شهردار ظرفیت دراماتیک بیشتری از آنچه فیلم همیشه به کار میگیرد دارد.
آدام هم شاهد کارزار است و هم وارث نوعی نگاه تازهتر به سیاست و رسانه. تقابل نسلی در فیلم از همینجا شکل میگیرد: اسکفینگتن به پیوندهای حضوری و وفاداریهای شخصی تکیه دارد، در حالی که فضای عمومی بهتدریج زیر تأثیر تصویر، خبر و شیوههای نوین ارتباط قرار میگیرد. تلویزیون در این روایت صرفاً وسیلهای برای پخش خبر نیست؛ نشانهٔ تغییری است که سیاستمدار کهنهکار را وادار میکند با قواعدی تازه روبهرو شود.
Pat O’Brien در نقش جان گورمن و گروهی از بازیگران مکمل، به شهر و دستگاه سیاسی آن بافت میبخشند. آنان گاه بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، اجزای یک دنیای اجتماعیاند: مردانی آشنا به راهورسم کارزار، با زبان و عادتهایی که از تجربهٔ مشترک میآیند. این جمع، حس تداوم و ریشهداری ایجاد میکند، اما همزمان باعث میشود برخی چهرهها به تیپهای آشنا نزدیک شوند.
طنز وابسته به دستیار کمهوش نیز همیشه کارگر نیست؛ شوخیهایی که قرار است انرژی سبکتری به روایت بدهند، گاه از شخصیتپردازی جدا میافتند و ریتم صحنه را متوقف میکنند. کارگردانی، تصویر و فضاسازی John Ford با فیلمبرداری سیاهوسفید Charles Lawton Jr. شهری میسازد که بیش از آنکه پسزمینهای خنثی باشد، حامل حافظه است.
« در نتیجه، شخصیت شهردار گاه بیش از آنکه متناقض و پیچیده بماند، به پیکرهای بزرگ و کمابیش یکپارچه بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانهها، خیابانها و فضاهای عمومی به جهانی تعلق دارند که نظم اجتماعیاش در حال تغییر است. قاببندیها اغلب حس استقرار و پیوند با مکان را تقویت میکنند؛ در برابر این ثبات بصری، ناآرامی کارزار و دگرگونی رسانهای معنای بیشتری مییابد. سیاهوسفید بودن تصویر نیز صرفاً انتخابی زیباشناختی نیست: کنتراست سایهها و روشناییها به فضای نوستالژیک فیلم کمک میکند و حالوهوایی میآفریند که گویی از همان آغاز با خاطره و زوال پیوند خورده است.
کارگردانی Ford در اینجا بیش از نمایش پرشتاب رقابت سیاسی، به مشاهدهٔ رفتار جمعی و جزئیات انسانی علاقه دارد. او جهان را از خلال دیدارها، مکثها و واکنشهای کوچک میسازد. این رویکرد در لحظههایی که بازیگران با کمترین اغراق حضور مییابند، مؤثر است؛ اما در صحنههایی که فیلم باید کشمکش را تندتر پیش ببرد، همین خویشتنداری به کندی میانجامد.
در مجموع، فضاسازی یکی از دستاوردهای ماندگار فیلم است، هرچند وزن آن گاهی از حرکت روایی پیشی میگیرد. نوستالژی و نگاه انتقادی لحن نوستالژیک «The Last Hurrah» هم منبع زیبایی آن است و هم محدودیتی برای تحلیلش. فیلم با علاقه به نسلی مینگرد که سیاست را از نزدیک و در تماس مستقیم با مردم تجربه میکرد؛ بااینحال، این حسرت برای گذشته خطر آن را دارد که پیچیدگیهای آن جهان را ملایمتر از واقعیت نشان دهد.
سیاستِ محلیِ فیلم میتواند هم دسترسپذیر و انسانی به نظر برسد و هم بر پایهٔ نفوذ، معامله و مهندسی حمایتها بچرخد. فیلم این تنش را میشناسد، اما همیشه تا پایان در آن نمیماند؛ گاه نوستالژی، داوری انتقادی را آرام میکند. از سوی دیگر، مواجهه با رسانهٔ نو در فیلم واجد طنین معاصر است، بیآنکه به پیشگویی سادهای فروکاسته شود.
« خانهها، خیابانها و فضاهای عمومی به جهانی تعلق دارند که نظم اجتماعیاش در حال تغییر است. »
قوتها و کاستیها
مسئله فقط این نیست که تلویزیون سیاست را تغییر میدهد؛ مسئله این است که چه نوع شخصیت سیاسی در برابر رسانهٔ تازه دوام میآورد و چه چیزی از رابطهٔ مستقیم میان نامزد و شهروند باقی میماند. در این معنا، فیلم دربارهٔ پایان یک کارزار خاص نیست، بلکه دربارهٔ فرسایش یک شیوهٔ حضور در عرصهٔ عمومی است.
جمعبندی «The Last Hurrah» اثری استوار بر بازی درخشان Spencer Tracy، فضاسازی سیاهوسفید و نگاه پرجزئیات به سیاست شهری. فیلم در ترسیم شهرداری کهنهکار، جذابیت قدرت را در کنار فرسودگی و سازشهای آن قرار میدهد و از همین راه به پرسشی ماندگار میرسد: آیا سیاستمداری که مردم را میشناسد و میتواند برایشان کاری انجام دهد، بهسبب روشهایش نیز سزاوار اعتماد است؟
پاسخ فیلم یکدست نیست؛ گاهی شیفتهٔ قهرمان خود میشود و گاهی فاصلهای انتقادی با او حفظ میکند. کندی ریتم، شوخیهای نهچندان موفق و آرمانیشدن نسبی شهردار از کاستیهای اثرند. بااینهمه، این ضعفها ارزش تماشای فیلم را از میان نمیبرند. اهمیت آن در بازسازی جهان سیاسیِ رو به دگرگونی و در ثبت لحظهای است که شیوههای قدیمیِ قدرت با رسانه و ذائقهای تازه روبهرو میشوند.
حاصل، درامی سیاسی و نوستالژیک است که بیش از آنکه به هیجان نتیجهٔ رقابت تکیه کند، به خاطرهٔ آدمها و پایان یک عصر میاندیشد.
« در این معنا، فیلم دربارهٔ پایان یک کارزار خاص نیست، بلکه دربارهٔ فرسایش یک شیوهٔ حضور در عرصهٔ عمومی است. »
ثبت دیدگاه