نقد و بررسی
نقد صاحبخانه (The Landlord) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: فرار از خانه، ورود به تناقض «The Landlord» نخستین فیلم بلند Hal Ashby در مقام کارگردان است؛ اثری که از همان آغاز میان کمدی و درام اجتماعی حرکت میکند و بهجای آنکه تماشاگر را با خطابهای مستقیم روبهرو کند، تضادهایش را در برخوردهای روزمره و موقعیتهای گاه مضحک میسازد. فیلمنامه را Bill Gunn بر پایه رمانی از Kristin Hunter نوشته است و داستان را بر محور Elgar Enders میچیند: مردی بیستونهساله، برخوردار از ثروت خانوادگی و گرفتار نوعی ناآگاهی آسودهخیالانه.
او خانه را ترک میکند، اما استقلالطلبیاش در آغاز بیشتر به شکل تصمیمی ناگهانی و نمایشی جلوه میکند تا گسستی واقعی از جهان مرفه و بستهای که در آن پرورش یافته است. خرید ساختمانی در محلهای سیاهپوستنشین در بروکلین، در نگاه نخست، راهی برای ساختن زندگی تازه به نظر میرسد. بااینحال، طرح اولیه الگار ــ بیرونراندن مستأجران و تبدیل ساختمان به خانهای لوکس ــ نشان میدهد که او هنوز جهان را از دریچه مالکیت و آسایش شخصی میبیند.
فیلم از این نقطه، نه داستانی ساده درباره دگرگونی یک فرد، بلکه کاوشی طنزآمیز در فاصله میان نیتهای اعلامشده و امتیازهایی است که شخصیت حتی از وجودشان آگاه نیست. طنز بهمثابه ابزار نقد اجتماعی طنز فیلم از برخورد دو جهان متفاوت نیرو میگیرد: خانوادهای سفیدپوست و ثروتمند که به آداب و سلسلهمراتب خود خو گرفته، و مستأجرانی که زندگیشان را نمیتوان به سادگی در نقشههای مالک تازه خلاصه کرد.
الگار با این تصور وارد محله میشود که اختیار ساختمان، اختیار معنای آن را نیز به او میدهد؛ اما حضور ساکنان، عادتها، روابط و نیازهایشان این تصور را پیوسته به چالش میکشد. خنده در اینجا صرفاً برای سبککردن فضای روایت نیست. اغلب تماشاگر را وامیدارد بپرسد چه کسی حق دارد درباره آینده یک خانه یا محله تصمیم بگیرد.
« خرید ساختمانی در محلهای سیاهپوستنشین در بروکلین، در نگاه نخست، راهی برای ساختن زندگی تازه به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم همچنین بهخوبی نشان میدهد که نژادپرستی همیشه در قالب خصومت آشکار ظاهر نمیشود. گاه در زبان مؤدبانه، در اعتمادبهنفس طبقاتی یا در این فرض نهفته است که فرد برخوردار میتواند برای دیگران «بهتر» تصمیم بگیرد. بااینهمه، شوخطبعی اثر همیشه به یک اندازه ظریف نیست. برخی موقعیتها عمداً مرزهای سلیقه را میآزمایند و بعضی شوخیها ممکن است برای تماشاگر امروز آزاردهنده یا از نظر معنایی مبهم باشند.
این ناهمواری، هم بخشی از جسارت فیلم است و هم از محدودیتهای نگاه و زمانهاش خبر میدهد. الگار: تحول یا کشف تدریجی امتیاز؟ نقطه قوت شخصیت الگار در آن است که فیلم او را از آغاز قهرمانی آگاه و اخلاقمدار معرفی نمیکند. او بیشتر مردی خام، خودمحور و متکی به امکاناتی است که هرگز ناچار نشده دربارهشان بیندیشد.
همین نقص، مسیر او را از یک موعظه ساده درباره «خوبشدن» دور میکند. تغییر نگرش الگار از برخوردهای واقعی با مستأجران شکل میگیرد؛ آدمهایی که نه نمادهای یک مسئله اجتماعی، بلکه شخصیتهایی با خواستهها و تناقضهای خود هستند. اما فیلم پرسشی مهم را کاملاً حل نمیکند: آیا الگار واقعاً از منطق مالکیت و امتیاز فاصله میگیرد، یا فقط میکوشد تصویری متفاوت از خودش بسازد؟
این ابهام میتواند به غنای شخصیت بیفزاید، زیرا نیتهای انسانی را بهندرت میتوان از خودفریبی جدا کرد. در عین حال، گاهی روایت بیش از اندازه به تجربه و بیداری مرد سفیدپوست مرفه وابسته میشود؛ گویی محله و ساکنانش عمدتاً برای تغییر مسیر او حاضرند. این تمرکز، یکی از تنشهای اصلی فیلم است: اثری که میخواهد به زندگی سیاهپوستان مجال حضور بدهد، اما هنوز مرکز ثقل قصه را در تحول شخصی الگار قرار میدهد.
« فیلم همچنین بهخوبی نشان میدهد که نژادپرستی همیشه در قالب خصومت آشکار ظاهر نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتهای فرعی و قدرت گروه بازیگران بازی گروهی از مهمترین امتیازهای فیلم است. Beau Bridges الگار را با ترکیبی از دستپاچگی، خامی و اعتمادبهنفسی کودکانه بازی میکند؛ اجرایی که شخصیت را هم خندهآور میسازد و هم آسیبپذیر. Lee Grant در نقش مادر او حضوری دقیق و مسلط دارد. در اجرای او، ظرافت اجتماعی خانوادهای ممتاز با میل به کنترل و نگاه تحقیرآمیزش به دیگران بهتدریج آشکار میشود.
Diana Sands و Pearl Bailey نیز به فیلم گرما و وزن میبخشند. حضورشان کمک میکند جهان مستأجران صرفاً پسزمینهای برای بحرانهای الگار نباشد؛ آنها به روایت کیفیتی زنده و انسانی میدهند. Louis Gossett Jr. نیز در کنار دیگر بازیگران، به فضای جمعی فیلم قوت میبخشد. بااینحال، تقسیم توجه میان شخصیتهای متعدد همیشه متوازن نیست.
بعضی رابطهها و خطهای داستانی با ظرفیتهای چشمگیری آغاز میشوند، اما فرصت کافی برای پیوندی طبیعی با مسیر اصلی پیدا نمیکنند. حاصل، فیلمی است که در لحظاتش سرشار از شخصیت و حیات است، اما گاه در ساختار کلی پراکنده به نظر میرسد. محله، خانه و تصویر شهر ساختمان در «The Landlord» چیزی بیش از محل وقوع رویدادهاست.
این بنا هم ملک است، هم خانه و هم عرصهای برای برخورد دو برداشت از زندگی شهری. الگار آن را در آغاز همچون پروژهای برای مصرف و بازآرایی میبیند؛ مستأجران اما در آن روابط، خاطره و نوعی تعلق روزمره دارند. همین تفاوت، ایده نوسازی را از مفهومی خنثی بیرون میآورد و بُعدی طبقاتی و نژادی به آن میبخشد.
« شخصیتهای فرعی و قدرت گروه بازیگران بازی گروهی از مهمترین امتیازهای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نشان میدهد که تغییر چهره یک محله، هرچند در زبان سرمایهگذاری با واژههایی چون پیشرفت و زیباسازی توصیف شود، میتواند هزینهاش را بر دوش کسانی بگذارد که از تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند. تصویربرداری Gordon Willis نیز در باورپذیرکردن این جهان نقش مهمی دارد. دوربین بهجای آنکه محله را به منظرهای تزئینی یا نشانهای کلی از فقر تبدیل کند، آن را فضایی محسوس و پرجزئیات جلوه میدهد.
همین توجه به محیط، برخوردهای انسانی را از حالت انتزاعی بیرون میآورد. ساختمان و خیابان، بخشی از استدلال فیلم میشوند: زندگی اجتماعی را نمیتوان از مکان و مناسبات قدرتی که بر آن حاکم است جدا کرد. ریتم و ناهماهنگیهای روایی «The Landlord» از آزادی و انرژی سینماییای بهره میبرد که به بسیاری از آثار آغاز دهه هفتاد میلادی سرزندگی میبخشد.
بااینحال، روایت همیشه به اندازه ایدههایش منسجم نیست. چندین رابطه و مسیر داستانی در کنار هم پیش میروند و گاه پیوند میان آنها بهاندازه کافی استوار نمیشود. تغییر لحن میان طنز، ملودرام و نقد اجتماعی نیز در بعضی لحظهها بهجای ایجاد پیچیدگی، نوعی گسست میآفریند. تدوین هم این بیثباتی را تشدید میکند.
برشهای تند و جهشهای روایی در برخی صحنهها حس تازگی دارند، اما در مواردی خام یا ناهماهنگ جلوه میکنند؛ انگار فیلم هنوز در حال آزمودن زبان مناسب برای ماده پیچیدهای است که در اختیار دارد. این کاستیها از جذابیت اثر نمیکاهند، ولی مانع از آن میشوند که همه اجزای آن به تجربهای کاملاً یکپارچه بدل شوند.
« تصویربرداری Gordon Willis نیز در باورپذیرکردن این جهان نقش مهمی دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم گاهی در همان لحظهای که نکتهای مهم را طرح میکند، به سوی خط داستانی دیگری میرود و فرصت بسط آن را از دست میدهد. آزمون زمانه و محدودیتهای نگاه تماشای فیلم امروز، هم تحسینبرانگیز است و هم ناگزیر با فاصلهای انتقادی همراه میشود. جسارت پرداختن به نژاد، طبقه و جابهجایی ساکنان شهری در سال ۱۹۷۰ همچنان قابلتوجه است؛ اما برخی بیانها و شوخیها به دورهای تعلق دارند که زبان عمومی و حساسیتهای فرهنگی آن با امروز تفاوت داشت.
افزون بر این، حضور شخصیتهای سیاهپوست در مرکز عاطفی بسیاری از صحنهها لزوماً به معنای رهایی کامل آنها از نگاه بیرونی نیست. گاهی سیاهی برای الگار و در نتیجه برای تماشاگر، همچون تجربهای تازه و آموزنده صورتبندی میشود؛ این انتخاب، هرچند به فیلم امکان طنز میدهد، محدودیت زاویه دید آن را نیز آشکار میکند.
اهمیت اثر دقیقاً در همین دوگانگی است. فیلم نه متنی بینقص درباره نژاد و طبقه است و نه میتوان آن را صرفاً بهسبب لغزشهایش کنار گذاشت. ارزشش در این است که درون کمدی و ملودرام، تناقضهای نیت خیرخواهانه، امتیاز موروثی و میل به تصاحب را قابلمشاهده میکند. تماشاگر میتواند هم از جسارت و بازیهای آن لذت ببرد و هم بپرسد چه صداهایی در روایت مجال بیشتری میطلبیدند.
جمعبندی «The Landlord» فیلمی زنده، نابرابر و اندیشهبرانگیز است؛ اثری که بیش از آنکه به پاسخی قطعی برسد، مجموعهای از تناقضهای اجتماعی را پیش روی تماشاگر میگذارد. طنز تیز، بازیهای گروهی، فضای باورپذیر بروکلین و تصویربرداری چشمنواز، آن را به تجربهای متمایز بدل میکنند. در مقابل، پراکندگی روایت، ناهماهنگی تدوین و برخی پرداختهای حساسیتبرانگیز، مانع از آن میشوند که فیلم در همه لحظهها به نیروی بالقوهاش دست یابد.
« فیلم نه متنی بینقص درباره نژاد و طبقه است و نه میتوان آن را صرفاً بهسبب لغزشهایش کنار گذاشت. »
جمعبندی
بااینهمه، کاستیها بخشی از ارزش بحثبرانگیز اثر را روشن میکنند: «The Landlord» درباره مردی است که میخواهد خانهای را تصاحب کند، اما ناچار میشود با معنای زندگی کسانی روبهرو شود که پیشتر در آن خانه بودهاند. فیلم از همین برخورد، پرسشی ماندگار میسازد: آیا همدلی میتواند مناسبات نابرابر را دگرگون کند، یا گاهی فقط شکل آبرومندانهتری به امتیاز میدهد؟
ثبت دیدگاه