نقد و بررسی
نقد راز کومیکو (The Koumiko Mystery) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای در میان جمعیت «راز کومیکو» ساختهٔ کریس مارکر، مستندی کوتاه و در عین حال اندیشهورز است که از برخوردی ظاهراً اتفاقی آغاز میشود: فیلمساز در توکیو و در روزگار برگزاری بازیهای المپیک با کومیکو مورائوکا آشنا میشود؛ زنی جوان که در منچوری زاده شده، در فرانسه تحصیل کرده و اکنون میان زبانها و تجربههای گوناگون زندگی میکند.
مارکر او را نه بهعنوان نمونهای برای توضیح جامعهٔ ژاپن، بلکه همچون فردی یگانه دنبال میکند؛ کسی که پرسش از هویت را از دل زندگی شخصیاش بیرون میکشد. همین جابهجایی کانون، فیلم را از یک گزارش شهری یا تصویرنامهٔ توریستی دور میکند و به تأملی دربارهٔ دشواری شناخت دیگری بدل میسازد.
روایت جستوجو، نه داستانی خطی فیلم بر پایهٔ پیشروی روایی متعارف بنا نشده است. گفتوگوها، خیابانگردیها و تصاویر شهر، بیش از آنکه زنجیرهای از رویدادها بسازند، همچون قطعاتی در یک جستوجوی ذهنی کنار هم مینشینند. پرسشهای مارکر دربارهٔ ژاپن، گذشته و تجربههای شخصی کومیکو، پاسخهایی قطعی به دنبال ندارند؛ هر گفتوگو مسیر تازهای میگشاید و گاه به مکث یا تناقض میرسد.
ساختار اپیزودیک فیلم میتواند برای بینندهای که انتظار داستانی منظم و نتیجهمحور دارد، پراکنده به نظر برسد؛ اما این پراکندگی تا حد زیادی با موضوع اثر پیوند دارد. هویت در فیلم، تعریف آمادهای نیست که در پایان کشف شود، بلکه چیزی است که در برخورد با خاطره، زبان و محیط شکل میگیرد و دوباره از نو مورد پرسش قرار میگیرد.
« روایت جستوجو، نه داستانی خطی فیلم بر پایهٔ پیشروی روایی متعارف بنا نشده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کومیکو؛ حضوری فراتر از موضوع پژوهش قدرت عاطفی اثر بیش از هر چیز به حضور کومیکو وابسته است. او در برابر دوربین نه به یک شخصیت نمایشی و نه به سخنگوی رسمی یک فرهنگ تبدیل میشود. تردیدها، حساسیتها و حتی ناتمامی پاسخهایش بخشی از جذابیت اوست. تجربهٔ زیستن میان چند جهان، در سخنانش به گزارهای نظری تقلیل نمییابد؛ در شیوهٔ نگاهکردن و مکثکردنش نیز احساس میشود.
کومیکو میتواند همزمان به فرهنگ ژاپنی تعلق داشته باشد و از فاصلهای انتقادی به آن بنگرد. فیلم از این دوگانگی، تصویری گرم و انسانی میسازد، بیآنکه او را به معمایی صرفاً زیبا و دستنیافتنی فروبکاهد. بااینحال، همین شیفتگیِ دوربین به کومیکو گاه پرسشی دربارهٔ توازن نگاه به میان میآورد: آیا او در تمام لحظات سوژهای مستقل است، یا گاهی به دریچهای برای خیالپردازی فیلمساز دربارهٔ ژاپن بدل میشود؟
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد. اهمیتش در این است که فاصلهٔ میان مشاهدهگر و مشاهدهشونده را کاملاً پنهان نمیکند. صدای روایی مارکر و پرسشهایش همواره یادآورند که این پرتره محصول برخورد دو نگاه است، نه تصویری بیواسطه و خنثی. توکیو؛ شهر بهمثابه اندیشه توکیوی فیلم فقط پسزمینهٔ گفتوگوها نیست.
خیابانها، تابلوهای نئونی، جمعیت و حرکتهای شهری، با ریتمی تصویری به پرسشهای کومیکو پاسخ میدهند یا آنها را پیچیدهتر میکنند. مارکر از عناصر شهر برای ساختن تصویری زنده از مکانی در حال دگرگونی بهره میبرد؛ شهری که در آن نشانههای سنت و زندگی مدرن کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه یکی دیگری را بهکلی حذف کند.
« کومیکو؛ حضوری فراتر از موضوع پژوهش قدرت عاطفی اثر بیش از هر چیز به حضور کومیکو وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
توکیو هم موضوع مشاهده است و هم فضایی که نگاه شخصیت اصلی را شکل میدهد. در این میان، تدوین نقشی تعیینکننده دارد. تصاویر صرفاً برای نشاندادن آنچه در گفتوگو گفته میشود به کار نمیروند؛ گاه در کنار صدا، معنایی تازه میسازند یا از توضیح مستقیم سر باز میزنند. حاصل، لحنی شاعرانه و کمی رازآلود است که با عنوان فیلم نیز همخوانی دارد.
شهر همچون مجموعهای از نشانههای پراکنده پیش چشم میآید؛ مجموعهای که تماشاگر باید پیوندهایش را حدس بزند، نه آنکه پاسخ نهایی را از فیلم دریافت کند. هویت، تاریخ و مسئلهٔ نگاه بیرونی پرسش محوری «راز کومیکو» این است که ژاپنیبودن چه معنایی دارد؛ اما فیلم بهجای ارائهٔ تعریفی جامعهشناختی، این پرسش را از خلال یک زندگی مشخص میآزماید.
تولد کومیکو در منچوری و تحصیلش در فرانسه، او را در موقعیتی قرار داده که مرزهای سادهٔ ملی و فرهنگی برایش کافی نیستند. تعلق در این فیلم امری یکدست و بیچونوچرا نیست؛ ممکن است با زبان، خاطره یا احساس نزدیکی به دیگران پیوند بخورد و در همان حال، شک و بیگانگی را نیز در خود نگه دارد. در عین حال، اثر از محدودیتهای تاریخی و نگاه بیرونی کاملاً رها نیست.
مارکر فیلمسازی فرانسوی است که با پرسشی دربارهٔ ژاپن به سراغ یک زن ژاپنی میرود؛ همین موقعیت میتواند خطر تعمیمدادن تجربهٔ فردی به تصویری کلی از یک ملت را ایجاد کند. بعضی پرسشها و لحظههای فیلم ممکن است امروز بیش از اندازه در چارچوب تصورهای زمانه دربارهٔ «شرق» و تفاوت فرهنگی خوانده شوند.
« توکیو هم موضوع مشاهده است و هم فضایی که نگاه شخصیت اصلی را شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، فیلم در بهترین لحظات خود این خطر را مهار میکند، زیرا کومیکو را شاهدی برای اثبات یک نظریه نمیگیرد. مقاومت او در برابر پاسخهای ساده، امکان هرگونه جمعبندی قطعی دربارهٔ هویت ژاپنی را محدود میسازد. ابهام بهمثابه روش ابهام در این اثر هم سرچشمهٔ زیبایی است و هم یکی از کاستیهایش.
برای تماشاگر علاقهمند به سینمای جستارگونه، گریز فیلم از نتیجهگیری روشن میتواند آزادکننده باشد: اندیشه بهجای آنکه در قالب یک پیام نهایی محصور شود، در ذهن بیننده ادامه پیدا میکند. اما همین رویکرد گاهی به ابهامی بیش از اندازه نزدیک میشود. پیوند میان برخی تصاویر و پرسشهای فلسفی همیشه روشن نیست و تأملها ممکن است در سطحی ذهنی باقی بمانند.
فیلم در این لحظات بهجای آنکه تجربهای را بسط دهد، صرفاً بر رازآمیزی آن تأکید میکند. این دوگانگی از مهمترین ویژگیهای «راز کومیکو» است. اثر نه کاملاً استدلالی است و نه فقط شاعرانه؛ میان مشاهدهٔ مستند و تأویل شخصی در رفتوآمد است. آنچه برای یک تماشاگر جذابیت دارد، ممکن است برای دیگری نشانهٔ کمبود انسجام باشد.
فیلم بیش از آنکه مسیر تفسیر را هموار کند، از بیننده میخواهد با ریتم خودِ تصاویر و سکوتها همراه شود. جایگاه اثر در سینمای مارکر «راز کومیکو» نمونهای از علاقهٔ کریس مارکر به ترکیب تصویر، صدا، خاطره و تأمل است. این اثر در قالب مستندی کوتاه، از امکانات سینمای جستار بهره میگیرد: شهر را میبیند، اما به توصیف آن بسنده نمیکند؛ با یک انسان گفتوگو میکند، اما او را به موضوعی برای مطالعهٔ سرد تبدیل نمیسازد.
« بااینهمه، فیلم در بهترین لحظات خود این خطر را مهار میکند، زیرا کومیکو را شاهدی برای اثبات یک نظریه نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم از همین آمیختگی، پرترهای میسازد که هم دربارهٔ کومیکو است و هم دربارهٔ عملِ نگاهکردن به دیگری. همین شیوه البته توقع مشخصی از تماشاگر دارد. فیلم برای کسی که به روایت کلاسیک، اطلاعات گسترده یا تحلیل اجتماعی منظم نیاز دارد، ممکن است کممایه یا نامتمرکز جلوه کند. در مقابل، بینندهای که از پیوندهای آزاد میان تصویر و اندیشه لذت میبرد، احتمالاً در آن تجربهای آرام و ماندگار خواهد یافت.
ریتم سنجیده و فضای تأملی آن، نه برای ایجاد هیجان روایی، بلکه برای بازگشت ذهن به پرسشهای طرحشده طراحی شده است. جمعبندی «راز کومیکو» پرترهای شاعرانه و ناتمام از زنی است که هویتش در مرز میان زبانها، خاطرهها و فرهنگها شکل گرفته است. ارزش فیلم در پاسخدادن به پرسش «ژاپنیبودن چیست؟» نیست؛ در نشاندادن دشواریِ طرح چنین پرسشی از موضعی ساده و قطعی است.
حضور صمیمی کومیکو، تصاویر زندهٔ توکیو و تدوین تداعیگر مارکر، اثر را به تجربهای لطیف و اندیشهبرانگیز بدل میکنند. در سوی دیگر، روایت پراکنده، ابهامهای گاه بیش از حد ذهنی و احتمال کلیشهسازی در نگاه فرهنگی، مانع از آن میشوند که فیلم برای هر تماشاگری یکسان اثرگذار باشد. بااینحال، همین ناتمامی بخشی از صداقت آن است: فیلم بهجای حلکردن راز کومیکو، نشان میدهد که شناخت یک انسان و فرهنگی که در آن زندگی میکند، همواره از پاسخ نهایی میگریزد.
« فیلم از همین آمیختگی، پرترهای میسازد که هم دربارهٔ کومیکو است و هم دربارهٔ عملِ نگاهکردن به دیگری. »
ثبت دیدگاه