نقد و بررسی
نقد شوالیه قبل از کریسمس (The Knight Before Christmas) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای کوچک برای شبهای زمستان «The Knight Before Christmas» محصول سال ۲۰۱۹، کمدی رمانتیکی فانتزی است که از همان آغاز روشن میکند قرار نیست جهان را به کشفی تازه برساند؛ هدفش فراهمآوردن پناهگاهی گرم و بیتکلف برای چند ساعت است. شوالیهای از انگلستان قرون وسطی به آمریکای امروز میافتد، با آداب و فناوریهایی روبهرو میشود که برای او جادو مینمایند و در مسیر مأموریتی مبهم، به معلمی دلشکسته نزدیک میشود.
این طرح، بیش از آنکه بر منطق واقعگرایانه تکیه کند، بر جاذبهٔ خیال و لذت تماشای برخورد دو جهان بنا شده است. فیلم با آگاهی از این سادگی پیش میرود. جابهجایی در زمان، شگفتیهای دنیای مدرن و فضای کریسمسی، اجزای یک افسانهٔ معاصرند؛ افسانهای که لازم نیست برای هر قاعدهٔ خود توضیحی دقیق ارائه کند.
اگر بیننده قواعد این بازی را بپذیرد، اثر میتواند سرگرمکننده و دلنشین باشد؛ اگر بخواهد همهچیز را با معیار واقعگرایی بسنجد، شکاف میان ایدهٔ جذاب فیلم و پرداخت سادهانگارانهاش زود آشکار میشود. رویارویی دو زمان، سرچشمهٔ کمدی بخش عمدهای از نیروی سرگرمکنندهٔ فیلم از نگاه شوالیه به جهان امروز میآید.
« این طرح، بیش از آنکه بر منطق واقعگرایانه تکیه کند، بر جاذبهٔ خیال و لذت تماشای برخورد دو جهان بنا شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ابزارهای روزمره، رفتارهای اجتماعی و حتی واژهها برای او معنایی تازه پیدا میکنند؛ در مقابل، منش و عادتهای قرونوسطاییاش در محیطی کاملاً امروزی، موقعیتهایی مضحک و گاه نامنتظر میسازد. این تضاد، ظرفیت خوبی برای کمدی دارد، زیرا تماشاگر همزمان با دو جور ناآشنایی روبهروست: شخصیت اصلی نمیداند با جهان تازه چه کند و اطرافیان نیز نمیدانند با مردی که خود را از گذشته میداند چگونه رفتار کنند.
فیلم گاهی از همین موقعیتها بیشترین بهره را میبرد و گاهی به شوخیهایی آسانتر بسنده میکند. فاصلهٔ تاریخی و فرهنگی میان دو دوره نه همواره با ظرافتی یکسان به کار گرفته میشود و نه همیشه پیامدهایش جدی گرفته میشود. بعضی رفتارها بهجای آنکه از برخورد دو فرهنگ بهدرستی زاده شوند، بیشتر برای رساندن داستان به یک لحظهٔ خندهدار یا عاشقانه چیده شدهاند.
بااینحال، همین ناسازگاریها بخشی از لحن سبکبال و نامتظاهر فیلم میشوند؛ اثری که از تماشاگر نمیخواهد هر رخداد را موشکافی کند. عاشقانهای آرام با تکیه بر گرما رابطهٔ شوالیه و معلم، در مرکز عاطفی داستان قرار دارد. او با نگاهی آرمانی و آیینی به جهان مینگرد؛ او زنی است که تجربههای پیشین، نگاهش به عشق را محتاطتر کردهاند.
« فیلم گاهی از همین موقعیتها بیشترین بهره را میبرد و گاهی به شوخیهایی آسانتر بسنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت این دو، امکان تقابل میان آرمانگرایی و سرخوردگی را فراهم میکند، اما فیلم آن را به جدالی عمیق یا پیچیده تبدیل نمیکند. مسیر عاطفی شخصیتها بیشتر بر مهربانی، همراهی و نزدیکی تدریجی استوار است تا بر کشمکشی پرتنش. به همین دلیل، جذابیت رابطه بیش از آنکه از تازگی پیرنگ عاشقانه سرچشمه بگیرد، از حالوهوای آسوده و بیخطر آن نیرو میگیرد.
فیلم میخواهد مخاطب با شخصیتها احساس راحتی کند و از لحظههای کوچک صمیمیت لذت ببرد. این انتخاب برای یک کمدی رمانتیک مناسبتی قابلفهم است، اما بهایش محدودماندن لایههای روانشناختی است: انگیزهها و دگرگونیهای درونی به اندازهای بسط نمییابند که رابطه از الگوی آشنای عاشقانه فراتر برود.
بازیگری و مسئلهٔ نام «سر کول» ونسا هاجنز در نقش بروک، به شخصیتش گرما و صمیمیت میبخشد. حضور او با فضای آشنای فیلمهای کریسمسی سازگار است و کمک میکند فیلم حتی در لحظههای کممایهتر نیز لحن دلپذیر خود را حفظ کند. جاش وایتهاوس نیز باید شخصیتی را بازی کند که هم از جهانی دیگر آمده و هم قرار است برای تماشاگر باورپذیر و دوستداشتنی بماند.
« مسیر عاطفی شخصیتها بیشتر بر مهربانی، همراهی و نزدیکی تدریجی استوار است تا بر کشمکشی پرتنش. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او در بخشهایی از نقش، وقار و جدیتی را که از یک شوالیه انتظار میرود با نوعی سردرگمی کودکانه در برابر دنیای مدرن ترکیب میکند؛ تضادی که از منابع اصلی طنز فیلم است. بااینهمه، برخی انتخابهای جزئی میتوانند فاصلهای میان تماشاگر و شخصیت ایجاد کنند. نام «سر کول» که در زبان اصلی با صورت کاملتری همراه است، برای گوش ناآشنا و بهخصوص در شنیدن نخستینبار ممکن است گیجکننده باشد.
این مسئله بهتنهایی عیب بزرگی نیست، اما اگر نام شخصیت مدتی طول بکشد تا در ذهن بنشیند، از روانی ارتباط اولیه با او میکاهد. فیلم هم چندان درنگی برای رفع این سردرگمی نمیکند و آن را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر واگذار میگذارد. منطق روایی و بهای سبکگرفتن جزئیات داستان برای حرکت بهسوی لحظههای عاشقانه و کریسمسی، بارها از میانبُرهای روایی استفاده میکند.
پرسشهایی دربارهٔ اعتماد، خطر، رفتار شوالیه در موقعیتهای روزمره یا پیامدهای واقعی زندگی در دورهای دیگر، پاسخهایی آسان یا گذرا میگیرند. گاه تفاوتهای فرهنگی به جای آنکه با پیامدهای جدی همراه شوند، صرفاً بهانهای برای موقعیت طنزآمیزند. همچنین حضور فردی متعلق به قرن چهاردهم در زندگی امروز، طبیعتاً پرسشهای فراوانی دربارهٔ زبان، بهداشت، قانون و سازگاری اجتماعی ایجاد میکند؛ فیلم فقط به اندازهای به این مسائل نزدیک میشود که فضای قصه از حرکت بازنماند.
« بااینهمه، برخی انتخابهای جزئی میتوانند فاصلهای میان تماشاگر و شخصیت ایجاد کنند. »
قوتها و کاستیها
این سهلگیری را میتوان هم نقطهضعف دانست و هم بخشی از قرارداد اثر. فیلم واقعنمایی تاریخی یا کاوش در سفر زمان را وعده نمیدهد؛ بااینحال، حتی یک افسانهٔ سبک نیز وقتی جزئیات موقعیتهایش بیش از اندازه بیاعتنا به منطق باشند، ممکن است تماشاگر را از داستان بیرون بیندازند. برخی لحظهها بهجای آنکه از قواعد خود فیلم نتیجه شوند، صرفاً به این دلیل رخ میدهند که پیرنگ به آنها نیاز دارد.
هرچه انتظار مخاطب از انسجام روایی بالاتر باشد، این لغزشها آشکارتر خواهند شد. کریسمس بهمثابه فضای عاطفی یکی از موفقترین وجوه فیلم، فضاسازی گرم و آشنای کریسمسی آن است. تزئینات، موسیقی، دورهمیها و حالوهوای زمستانی، صرفاً پسزمینهای تزیینی نیستند؛ آنها ضرباهنگ و معنای عاطفی داستان را شکل میدهند.
جهان فیلم جهانی است که در آن بخشندگی، آشتی و فرصت دوباره ارزش دارند و شخصیتها، هرقدر هم با دشواریهایشان درگیر باشند، بهسوی نوعی امید جمعی کشیده میشوند. این فضا از فیلم اثری مناسب تماشای خانوادگی و فصلی میسازد. نیروی آن نه در غافلگیری یا تعلیق، بلکه در آسودگیای است که به بیننده عرضه میکند: وعدهٔ داستانی روشن، شخصیتهایی عمدتاً خوشقلب و پایانی عاطفی که مسیرش را میتوان در کلیت حدس زد، بیآنکه لازم باشد جزئیاتش آشکار شود.
« این سهلگیری را میتوان هم نقطهضعف دانست و هم بخشی از قرارداد اثر. »
جمعبندی
اشارههای کوچک به دیگر جهانهای داستانی کریسمسی نیز برای مخاطبانی که آن آثار را میشناسند، میتواند لذت جانبی داشته باشد؛ اما فیلم برای فهمیدهشدن به چنین آشناییای وابسته نیست. جمعبندی «The Knight Before Christmas» اثری استوار بر ایدهای بازیگوشانه و فضایی دلنشین، نه بر پیچیدگی روایی یا دقت تاریخی.
برخورد شوالیه با دنیای امروز، زمینهای سرگرمکننده فراهم میآورد؛ رابطهٔ عاشقانه نیز با مهربانی و بیادعایی پیش میرود. در برابر این امتیازها، نام شخصیت ممکن است در آغاز گیجکننده باشد، تفاوتهای فرهنگی گاه به موقعیتهایی نامعقول میانجامند و داستان برای حفظ سبکی خود، از کنار پرسشهای منطقی بهآسانی میگذرد.
تماشای فیلم بیش از همه به آمادگی برای پذیرفتن قواعد یک قصهٔ پریان مدرن وابسته است. کسی که از آن انتظار ظرافت درام تاریخی یا رمانسی چندلایه داشته باشد، احتمالاً با سادهسازیهایش کنار نخواهد آمد؛ اما برای مخاطبی که میخواهد در فضای کریسمس با کمدی سبک و عاشقانهای آرام همراه شود، فیلم تجربهای گرم و بیتکلف فراهم میکند.
« تماشای فیلم بیش از همه به آمادگی برای پذیرفتن قواعد یک قصهٔ پریان مدرن وابسته است. »



ثبت دیدگاه