نقد و بررسی
نقد مهارت… و نحوه به دست آوردنش (The Knack... and How to Get It) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و فضای تاریخی «The Knack... and How to Get It» ساختهٔ ریچارد لستر، کمدی بریتانیاییِ سال ۱۹۶۵ است؛ فیلمی که بیش از آنکه قصهای کلاسیک دربارهٔ عشق و رقابت باشد، ثبتِ پرجنبوجوشِ نسلی است که قواعد معاشرت، میل و تصویر اجتماعی را از نو میآزمود. اثر از نمایشنامهٔ آن جلیکو اقتباس شده، اما لستر با افزودن بازیهای تصویری و روایی، آن را به تجربهای سینمایی با حالوهوای موج نو نزدیک میکند.
لندن در فیلم نه پسزمینهای خنثی، بلکه بخشی از انرژی داستان است: شهری که جوانان در خیابانها و فضاهای عمومیاش خود را میآزمایند و نگاه نسل بزرگتر را به چالش میکشند. از همین رو، تماشای فیلم امروز نیز فرصتی برای دیدن بخشی از فرهنگ جوانیِ آن دوره است، نه فقط پیگیری ماجرای چند شخصیت.
قصهای ساده، مسئلهای پیچیده در مرکز روایت، کالین قرار دارد؛ آموزگاری خجالتی که گمان میکند برای جلب توجه زنان باید فوتوفنی آموختنی در اختیار داشته باشد. او از تولن، همخانهٔ مطمئنبهنفس و زنبارهاش، کمک میخواهد و با ورود نَنسی به ماجرا، رقابتی شکل میگیرد که بیش از آنکه عاشقانه باشد، به نمایشِ اعتمادبهنفس و مهارت در خودفروشی شباهت دارد.
تام، دوست خوشقلب و اندکی نامتعارف آنها، نیز با وسواس سفیدکردن هرچیز، نیرویی کمیک و گاه ابزورد به این جمع اضافه میکند. این طرح عمداً از پیچیدگی داستانیِ پررنگی برخوردار نیست. فیلم میخواهد مفاهیمی چون جذابیت، مردانگی و «فوتوفن» را از خلال رفتارها و موقعیتها به پرسش بکشد؛ اما همین رویکرد گاهی به بهای انسجام روایی تمام میشود.
« این طرح عمداً از پیچیدگی داستانیِ پررنگی برخوردار نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها همیشه به شکلی متعارف رشد نمیکنند و برخی رخدادها بیشتر بهانهای برای بازی بعدی فیلمسازند تا حلقهای ضروری در زنجیرهٔ داستان. کارگردانی؛ آشوب بهمثابهٔ روش مهمترین ویژگی فیلم، لحن بصری و ریتم نامتعارف آن است. لستر به روایت آرام و خطی وفادار نمیماند: برشهای ناگهانی، شوخیهای تصویری، خطاب مستقیم به تماشاگر و جابهجاییهای غیرمنتظره، فضای اثر را به میدان بازی تبدیل میکنند.
این شیوه با شور جوانانهٔ شخصیتها هماهنگ است و حسِ جهانی را میسازد که در آن هیچچیز کاملاً جدی، ثابت یا قابل پیشبینی نیست. افزودههای فرمی لستر، از جمله عنوانهای طنزآمیز و حضور نوعی گروه ناظر از نسل قدیمیتر، از عناصر شاخص اقتباس سینمایی او بهشمار میروند. بااینحال، آشوبِ کنترلشدهٔ فیلم همیشه به نتیجهای یکسان نمیرسد.
وقتی شوخی تصویری با موقعیت و شخصیت پیوند دارد، تازگی و سرزندگی میآفریند؛ اما در لحظههایی دیگر، شلوغی صوری جای پیشرفت دراماتیک را میگیرد. تماشاگر ممکن است بهجای آنکه درگیر مسیر شخصیتها شود، صرفاً منتظر حرکت عجیب بعدی بماند. سبک لستر جذاب است، اما جذابیت سبکی بهتنهایی نمیتواند همهٔ خلأهای روایت را پر کند.
تصویر، خیابان و شهر سیاهوسفید بودن فیلم به آن بافتی ویژه میدهد. لندن در قابها شهری مرتب و کارتپستالی نیست؛ فضایی زنده و گاه بیقرار است که آدمها در آن مدام وارد و خارج میشوند. فیلم با حضور در خیابان، فاصلهٔ میان اجرا و زندگی روزمره را کم میکند و واکنش رهگذران و نگاههای ناظر را به بخشی از فضای اجتماعی بدل میسازد.
« کارگردانی؛ آشوب بهمثابهٔ روش مهمترین ویژگی فیلم، لحن بصری و ریتم نامتعارف آن است. »
شخصیتها و اجرا
در این جهان، جوانان گویی صحنهای برای بازی خود میسازند و بزرگترها از بیرون، با نگاهی سرزنشآمیز یا حیرتزده، تماشاگر آناند؛ تقابلی که شکاف نسلی را بیآنکه به بحثی صریح تبدیل کند، ملموس میسازد. صحنههای تختی که در خیابان حرکت میکنند، نمونهٔ روشنی از شوخیهای تصویری فیلماند: یک شیء روزمره از کارکرد معمولش جدا میشود و به وسیلهای برای حرکت، بازی و آشفتن نظم شهر بدل میگردد.
این لحظهها از آن دست شوخیهایی هستند که بیش از دیالوگ، به ترکیببندی و حرکت وابستهاند. بااینحال، فیلم گاهی چنان مشتاقِ غافلگیرکردن است که فاصلهای میان شوخی و مخاطب ایجاد میکند؛ برخی موقعیتها بیش از آنکه بامزه باشند، غریب یا معذبکننده به نظر میرسند. بازیگران و شخصیتها مایکل کرافورد در نقش کالین، دستپاچگی و ناتوانی مردی را مجسم میکند که میخواهد خود را به قالبی مطمئنتر تحمیل کند.
بازی او بر تضاد میان آرزوی تسلط و رفتار نامطمئن تکیه دارد و همین شکاف، منبع اصلی کمدی شخصیت است. ری بروکس در نقش تولن، سویهٔ نمایشیتر و مطمئنتر این جهان را نمایندگی میکند؛ مردی که جذابیتش را همچون مهارتی قابل عرضه به نمایش میگذارد. ریتا تاشینگام نیز به نَنسی حضوری مستقل میدهد و او را صرفاً موضوع رقابت مردان باقی نمیگذارد.
دونال دانلی در نقش تام، با مهربانی و رفتارهای عجیبش، نقطهٔ تعادل و در عین حال منشأ موقعیتهای نامنتظره است. با وجود این، شخصیتپردازی فیلم همیشه به اندازهٔ ایدههایش بسط نمییابد. برخی چهرهها بیشتر حامل تیپ یا کارکرد کمیکاند تا آدمهایی با عمق روانشناختیِ روشن. این انتخاب با منطق هزلآمیز اثر سازگار است، اما اگر تماشاگر به دنبال رابطهای عاطفی و تدریجی با شخصیتها باشد، ممکن است فاصلهای محسوس احساس کند.
« این لحظهها از آن دست شوخیهایی هستند که بیش از دیالوگ، به ترکیببندی و حرکت وابستهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها در لحظههای کوتاه و حرکتی بهتر از موقعیتهایی عمل میکنند که نیازمند تحول احساسیِ ممتدند. شوخی، میل و فاصلهٔ نسلی شوخیهای فیلم از تصویریبودن، سوءتفاهم و اغراق نیرو میگیرند، اما موضوع آنها صرفاً سرگرمی نیست. فیلم، دستکم در سطح ایده، به این میپردازد که آیا جذابیت چیزی طبیعی است یا مجموعهای از نمایشها و قواعد آموختنی.
تولن این قواعد را با اعتمادبهنفس عرضه میکند، حال آنکه تلاش کالین برای یادگیریشان نشان میدهد تقلید از ظاهرِ تسلط الزاماً به ارتباط واقعی نمیانجامد. در سوی دیگر، نَنسی حضور دارد تا تعادل این بازی را برهم بزند و نگاه مردانهٔ شخصیتها را به چالش بکشد. بااینهمه، نگاه فیلم به روابط و رضایت، امروز میتواند ناراحتکننده یا کهنه به نظر برسد.
بعضی موقعیتها بر مرز میان شوخی و رفتار آزارنده حرکت میکنند و فیلم همیشه آن مرز را با وضوح یا حساسیتی که تماشاگر امروز انتظار دارد مشخص نمیکند. این ناهمواری بخشی از فاصلهٔ تاریخی اثر را آشکار میسازد: فیلم هم سندِ تغییرات فرهنگی زمانهٔ خود است و هم محصول نگرشهایی که دیگر بیمسئله تلقی نمیشوند.
کمدی آن گاه از همین اصطکاک نیرو میگیرد و گاه در آن گرفتار میشود. ریتم و محدودیتهای روایت فیلم در آغاز، با سرعت و تازگیِ شوخیهایش تماشاگر را به جهان خود میکشاند. اما هرچه پیش میرود، تکرارِ موقعیتها و پراکندگیِ ماجراها ممکن است انرژی نخستین را کاهش دهد. نیمهٔ دوم برای بعضی مخاطبان کشدارتر از آن چیزی جلوه میکند که ساختار سبک و پرتحرک فیلم وعده داده بود.
« بازیها در لحظههای کوتاه و حرکتی بهتر از موقعیتهایی عمل میکنند که نیازمند تحول احساسیِ ممتدند. »
قوتها و کاستیها
این مسئله تا اندازهای از انتخاب آگاهانهٔ لستر سرچشمه میگیرد: او بیش از آنکه در پی داستانی فشرده باشد، میخواهد زنجیرهای از لحظههای بصری و کمیک بسازد. چنین رویکردی تماشای فیلم را برای علاقهمندان به سینمای تجربی لذتبخش میکند، اما برای کسانی که به انسجام روایی و تحول روشن شخصیتها اهمیت میدهند، میتواند دشوار باشد.
جمعبندی «The Knack... and How to Get It» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در سرزندگی فرمی، شوخیهای تصویری و ثبت فضای اجتماعی لندنِ دههٔ شصت مییابد. ریچارد لستر با شکستن قواعد روایت متعارف، جهانی آشفته و بازیگوش میسازد؛ جهانی که در آن اعتمادبهنفس، میل و مردانگی به شکل اجراهایی اجتماعی دیده میشوند.
صحنههای تخت در خیابان و دیگر لحظههای نامنتظر، نشان میدهند فیلم چگونه از اشیای معمولی و فضاهای شهری برای ساختن کمدی بهره میگیرد. اما این جسارت همیشه به انسجام نمیانجامد. شخصیتها گاهی دور از دسترس میمانند، ریتم در ادامه افت میکند و برخی شوخیها بهجای خنده، حس معذببودن برمیانگیزند.
بنابراین فیلم بیش از آنکه کمدیای یکدست و همهپسند باشد، تجربهای تاریخی و سبکی است: اثری که میتوان هم از اختراعهای سینماییاش لذت برد و هم محدودیتهای روایی و اجتماعیاش را دید.
« اما این جسارت همیشه به انسجام نمیانجامد. »



ثبت دیدگاه