نقد و بررسی
نقد پادشاهان تابستان (The Kings of Summer) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیال استقلال در دل جنگل «The Kings of Summer» از رؤیایی ساده و وسوسهانگیز آغاز میشود: سه نوجوان از خانه میگریزند تا در جنگل، دور از والدین و قواعد بزرگسالان، قلمرو خود را بسازند. اما فیلمِ Jordan Vogt-Roberts نه ماجراجوییِ بقا به معنای متعارف است و نه حکایتی قهرمانانه از فرار.
جنگل در اینجا بیش از آنکه مکانی برای پیروزی بر طبیعت باشد، صحنهای است که نوجوانان روی آن تصور خود از آزادی را میآزمایند. خانهٔ دستسازشان وعدهٔ استقلال میدهد، ولی خیلی زود آشکار میشود که آزادی، تنها با کنار گذاشتن بزرگترها به دست نمیآید؛ زیستن در کنار دیگران، مسئولیت و تواناییِ فهم احساسات را نیز میطلبد.
فیلم با لحنی سبک و بازیگوش پیش میرود و از همان ابتدا، خیالپردازی نوجوانانه را جدی میگیرد، بیآنکه آن را با واقعگرایی سنگین خفه کند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم محدودیت آن: قصه میخواهد تجربهای خوشطعم و تابستانی بسازد، نه پژوهشی تیرهوتار دربارهٔ خانواده یا سرکشی.
از همین رو، تماشاگر باید با قراردادهای خیالانگیز فیلم همراه شود تا لذتِ مهمتر آن، یعنی تماشای شکلگیری و فرسایش یک رؤیای مشترک، آشکار شود. نوجوانی؛ میان خشم و نیاز در مرکز روایت، Joe قرار دارد؛ نوجوانی که از نظارت و دخالت پدرش خسته شده و استقلال را راهی برای اثبات بزرگشدن خود میداند.
« اما فیلمِ Jordan Vogt-Roberts نه ماجراجوییِ بقا به معنای متعارف است و نه حکایتی قهرمانانه از فرار. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، Patrick از فشارهای خانه و والدینی که به شکلی متفاوت او را در تنگنا میگذارند، دلزده است. Biaggio نیز با حضوری نامتعارف و پیشبینیناپذیر به جمع آن دو میپیوندد و ترکیب تازهای میسازد. این سه، با آنکه در یک خواسته شریکاند، تصور یکسانی از زندگی مستقل ندارند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که میل به فرار همیشه از نفرت ساده نسبت به خانواده نمیآید.
گاه نوجوان میخواهد دیده شود، حرفش شنیده شود و برای خودش تصمیم بگیرد؛ اما چون هنوز زبان روشنی برای بیان این نیازها ندارد، اعتراض را جای گفتوگو مینشاند. در این معنا، ساختن خانه در جنگل تنها اقدامی عملی نیست، بلکه تلاشی نمادین برای ساختن هویتی جدا از خانواده است. بااینحال، فیلم گاهی بهجای آنکه این گرههای عاطفی را عمیقتر بکاود، به موقعیتهای کمیک یا رفتارهای عجیبوغریب پناه میبرد.
همین فاصله میان ظرفیت دراماتیک ایده و سادگی پرداخت، در سراسر اثر محسوس است. دوستی و دشواریِ زیستن کنار یکدیگر یکی از نکات قابلتوجه فیلم آن است که دوستی را پناهگاهی بیدردسر تصویر نمیکند. سه پسر با تصمیم مشترکی از خانه بیرون میآیند، اما اشتراک در شورش بهتنهایی برای ساختن یک زندگی جمعی کافی نیست.
تقسیم کار، قدرت، توجه و حتی تصور اینکه چه کسی حق دارد تصمیم بگیرد، بهتدریج اهمیت پیدا میکند. آنان در جنگل از قواعد بزرگسالان فاصله میگیرند، اما ناخواسته قواعد کوچک خودشان را میسازند؛ و این قواعد نیز میتوانند به همان اندازه محدودکننده باشند. در این میان، Biaggio حضوری خاص دارد.
« در سوی دیگر، Patrick از فشارهای خانه و والدینی که به شکلی متفاوت او را در تنگنا میگذارند، دلزده است. »
شخصیتها و اجرا
او نه صرفاً همراهی برای تکمیل گروه است و نه فقط سرچشمهٔ شوخیهای عجیب. نگاه متفاوتش به موقعیتها، فضای بستهٔ رقابت و حساسیت میان دو دوست دیگر را گاه میشکند و فیلم را از پیشبینیپذیری نجات میدهد. در عین حال، شخصیتپردازی او بیشتر بر غرابت و انرژی بیرونی تکیه دارد تا بر لایههای درونی؛ بنابراین ممکن است برای برخی تماشاگران، جذابترین شخصیت فیلم باشد و برای برخی دیگر، عنصری که بیش از اندازه به کمدیِ نامتعارف متکی است.
بازیگری و شخصیتپردازی Nick Robinson در نقش Joe، سرکشی را با脆ندگیِ نوجوانی درهم میآمیزد. شخصیتش میخواهد مقتدر و خودبسنده به نظر برسد، اما رفتارهایش نشان میدهد هنوز در پی تأیید و همراهی است. Gabriel Basso نیز در نقش Patrick، ترکیبی از احتیاط، حساسیت و میل به تعلق را به نمایش میگذارد.
تفاوت این دو بازیگر در ریتم و کیفیت حضورشان به رابطهٔ دوستانهٔ شخصیتها شکل میدهد؛ اختلاف میان آنها صرفاً محصول یک سوءتفاهم منفرد نیست، بلکه از تفاوت خلقوخوها و خواستههایشان برمیخیزد. بااینحال، پرانرژیترین اجرای فیلم از آنِ Moisés Arias در نقش Biaggio است. بازی او بر مرز میان کمیکبودن و صمیمیت حرکت میکند و شخصیت را از تبدیلشدن به یک شوخیِ طولانی نجات میدهد.
Arias به Biaggio نوعی آزادیِ غریب میبخشد؛ گویی او کمتر از دیگران نگران این است که مطابق انتظار رفتار کند. در سوی بزرگسالان، Nick Offerman در نقش Frank، پدر Joe، حضوری خشک و در عین حال عاطفی دارد. رابطهٔ پدر و پسر، با وجود آنکه میتوانست سهم بیشتری از فیلم را به خود اختصاص دهد، یکی از نقاطی است که به اثر عمق میدهد: تنش میان آنها هم خشمبرانگیز است و هم از دلبستگیای خبر میدهد که بهدرستی بیان نمیشود.
« او نه صرفاً همراهی برای تکمیل گروه است و نه فقط سرچشمهٔ شوخیهای عجیب. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جنگل، تصویر و موسیقی فضای طبیعی فیلم فقط پسزمینهای زیبا برای ماجراجویی نیست؛ جنگل تصویری بیرونی از ذهن نوجوانان است، جایی دور از نظارت که در آن میتوان قواعد تازهای اختراع کرد و خود را از نو تعریف کرد. خانهٔ ساده و ناتمام، در برابر خانههای خانوادگی، تصویری از استقلالِ ناپخته و آرمانی است: پناهگاهی که ساخته شده، اما هنوز نمیتواند همهٔ نیازهای ساکنانش را برآورده کند.
فیلمبرداری Ross Riege و موسیقی Ryan Miller در ساخت حالوهوای تابستانی و رؤیایی اثر نقش مهمی دارند. طبیعت در قابها فضایی گشوده و آرام دارد و موسیقی، لحظات فراغت را به خاطرهای شیرین و اندکی نوستالژیک نزدیک میکند. این کیفیت بصری و شنیداری گاهی بیش از خود پیرنگ در ذهن میماند؛ گویی فیلم، پیش از آنکه بخواهد ما را با پیچیدگیهای داستانی شگفتزده کند، میخواهد حسِ یک تابستان کوتاه و آزاد را به ما منتقل کند.
این انتخاب مؤثر است، اما گاه نیز باعث میشود صحنهها در زیبایی و مکث بمانند، بیآنکه پیشرفت دراماتیک متناسبی داشته باشند. کمدی، ریتم و محدودیتهای فیلمنامه طنز فیلم از برخوردِ جدیت نوجوانان با نامعقولیِ موقعیتها پدید میآید. پسرها برنامهٔ خود را همچون طرحی بزرگ و تاریخی میگیرند، در حالی که فاصلهٔ میان تصوراتشان از استقلال و دشواریهای واقعیِ آن، خودبهخود موقعیتهای کمیک میسازد.
برخی شوخیها بهخوبی از شخصیتها و رابطههایشان برمیخیزند؛ برخی دیگر، بهویژه وقتی بر غرابت یا گفتوگوی عجیب تکیه میکنند، اثرگذاری کمتری دارند و ممکن است برای همهٔ تماشاگران کار نکنند. ضعف آشکارتر فیلم در نیمهٔ دوم، کندشدن ریتم و کشآمدن برخی بخشهاست. طرح اصلی از ظرفیت یک ایدهٔ جذاب برخوردار است، اما فیلم همیشه نمیتواند برای هر مرحله از ماجراجویی، کشمکش تازهای بسازد.
« فیلمبرداری Ross Riege و موسیقی Ryan Miller در ساخت حالوهوای تابستانی و رؤیایی اثر نقش مهمی دارند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، بعضی لحظات بیش از آنکه به تحول شخصیتها یا رابطهها خدمت کنند، حالوهوای کلی را تکرار میکنند. همچنین چند بحران داستانی از آن نوعاند که گفتوگویی صریح و بهموقع میتوانست از شدتشان بکاهد؛ این امر با مضمون اثر پیوند دارد، زیرا نوجوانان فیلم دقیقاً در بیان خواستهها و ترسهای خود ناتواناند، اما تکرار این الگو گاه به جای ظرافت، حسِ تصنع ایجاد میکند.
رابطه با والدین و معنای آزادی فیلم در نگاه به والدین جانبداریِ مطلق نمیکند. بزرگسالان مزاحم و ناقصاند، اما نوجوانان نیز درک کاملی از پیامدهای تصمیمهایشان ندارند. تقابل نسلها از همین نابرابریِ تجربه شکل میگیرد: والدین میخواهند مراقبت کنند، اما گاه مراقبت را با کنترل اشتباه میگیرند؛ نوجوانان خواهان اختیارند، اما استقلال را با نداشتن هیچ مسئولیتی یکی میپندارند.
فیلم زمانی موفقتر است که این دو سوی ماجرا را بدون محکومکردن کامل یکی از آنها کنار هم میگذارد. بااینهمه، مضمون آزادی در اثر بیش از آنکه به نتیجهای فلسفی برسد، در قالب تجربهای عاطفی باقی میماند. آزادی برای این پسرها ابتدا به معنای دورشدن از خانه است؛ سپس روشن میشود که دوری، بهتنهایی پاسخگوی نیازشان نیست.
آنها در جنگل با همان پرسشهایی روبهرو میشوند که از آن گریخته بودند: چگونه باید با دیگری کنار آمد؟ چطور باید خواسته را بیآنکه به فرمان تبدیل شود بیان کرد؟ و آیا بزرگشدن به معنای بریدن از خانواده است، یا یافتن رابطهای تازه با آن؟ جمعبندی «The Kings of Summer» فیلمی دلنشین دربارهٔ خیالِ استقلال و شکنندگیِ دوستی در آستانهٔ بزرگشدن است.
« در نتیجه، بعضی لحظات بیش از آنکه به تحول شخصیتها یا رابطهها خدمت کنند، حالوهوای کلی را تکرار میکنند. »
جمعبندی
قدرت اصلی آن در بازیهای زنده، بهویژه اجرای پرجنبوجوش Moisés Arias، و در فضاسازی جنگلی و موسیقی آرامی نهفته است که تابستان را به قلمرویی خیالانگیز بدل میکنند. فیلم همچنین با هوشمندی نشان میدهد که شورش نوجوانانه، پشت ظاهر جسورانهاش، اغلب نیازی عمیق به شنیدهشدن و تعلقداشتن پنهان کرده است.
در مقابل، سادگی طرح، ناهماهنگیِ بعضی شوخیها و افت ریتم در نیمهٔ دوم مانع از آن میشود که ایدهٔ مرکزی به کاوشی کاملاً پخته و پیوسته تبدیل شود. با این حال، اثر بیش از آنکه به پیچیدگی پیرنگ وابسته باشد، بر کیفیت حالوهوا و خاطرهٔ یک تابستان کوتاه تکیه میکند: تابستانی که در آن آزادی وعده داده میشود، دوستی آزموده میشود و نوجوانان آرامآرام درمییابند ساختن خانه آسانتر از ساختن رابطه است.
ثبت دیدگاه