نقد و بررسی
نقد ماجرای باورنکردنی و واقعی دو دختر عاشق (The Incredibly True Adventure of Two Girls in Love) | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای کوچک با افقی بزرگ «The Incredibly True Adventure of Two Girls in Love» ساختهٔ ماریا ماجنتی، در ظاهر داستانی ساده دربارهٔ آغاز رابطهٔ دو دختر نوجوان است؛ اما نیروی فیلم از همین سادگی میآید. اثر بهجای آنکه عشق را به زنجیرهای از بحرانهای بزرگ و لحظههای نمایشی تبدیل کند، آن را در برخوردهای روزمره، مکثهای معنادار و تردیدهای آشنای نخستین دلباختگی جستوجو میکند.
رندی و اِوی از دو جهان اجتماعی و اقتصادی متفاوت میآیند و آشناییشان، هم ماجرایی عاشقانه است و هم مواجههای میان دو شیوهٔ زیستن. فیلم از این تفاوتها برای ساختن فاصلهای ملموس بهره میگیرد، اما آنها را به مانعی قطعی یا تمهیدی صرفاً ملودراماتیک بدل نمیکند. این انتخاب، به فیلم حالوهوایی صمیمی و بیتکلف میدهد.
عنوان پرطمطراقش وعدهٔ ماجرایی پرهیاهو میدهد، اما آنچه در عمل میبیند بیشتر روایتی آرام، شیرین و نزدیک به تجربهٔ زیستهٔ نوجوانی است. همین فاصله میان عنوان و لحن، هم بخشی از جذابیت اثر است و هم زمینهٔ یکی از محدودیتهایش: قصه بیش از آنکه با حادثه پیش برود، با شکلگرفتن تدریجی پیوند دو شخصیت جان میگیرد.
دو شخصیت، دو جهان رندی و اِوی صرفاً دو قطب متضاد برای پیشبرد یک عاشقانه نیستند. اختلاف طبقاتی و تفاوت در جایگاه اجتماعیشان، بر اعتمادبهنفس، نگاهشان به آینده و شیوهٔ حضورشان در جمع اثر میگذارد. رندی با سرکشی و فاصلهگرفتن از قواعد رایج، هویتی مستقل برای خود میسازد؛ اِوی در محیطی برخوردارتر و پذیرفتهشدهتر زندگی میکند، اما این موقعیت لزوماً به معنای آسودگی یا خودشناسی کامل نیست.
« این انتخاب، به فیلم حالوهوایی صمیمی و بیتکلف میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظههایش اجازه میدهد هر دو شخصیت از تصویر اولیهای که دیگری از او ساخته فراتر بروند. جذابیت رابطه از همین شناخت تدریجی سرچشمه میگیرد. آنها نه از همان ابتدا همدیگر را بهتمامی میفهمند و نه اختلافهایشان با یک گفتوگوی ساده محو میشود. نزدیکیشان در خلال کنجکاوی، شوخی، خجالت و آزمودن مرزهای تازه شکل میگیرد.
این روند، عشق اول را نه همچون کشفی ناگهانی و بینقص، بلکه بهصورت تجربهای همراه با دستپاچگی و یادگیری تصویر میکند. فیلم در این زمینه، صادقانهتر از آثاری است که نوجوانی را یا کاملاً معصومانه و بیخطر میسازند یا آن را به بحرانی دائمی فرو میکاهند. بازیگری؛ گرمای رابطه در جزئیات بازی لورل هولومن در نقش رندی و نیکول آری پارکر در نقش اِوی، ستون اصلی باورپذیری فیلم است.
هولومن به رندی سرسختی و آسیبپذیری را همزمان میبخشد؛ شخصیتی که ممکن است در ظاهر بیاعتنا به قضاوت دیگران باشد، اما در موقعیتهای عاطفی تازه، ناچار میشود از پناهگاه عادتهایش بیرون بیاید. پارکر نیز اِوی را به چهرهای یکبعدی از دختر محبوب و مرفه تقلیل نمیدهد و در او هم کنجکاوی و گرمی میسازد و هم تردید و نیاز به استقلال.
هماهنگی این دو بازیگر بیش از آنکه به گفتوگوهای پرآبوتاب متکی باشد، در واکنشهای کوچک آشکار میشود: مکثی کوتاه، نگاه مردد، شوخیای که راه را برای صمیمیت باز میکند یا لحظهای که فاصلهٔ میان دو نفر اندکی کاهش مییابد. همین جزئیات است که رابطه را زنده نگه میدارد و به مخاطب امکان میدهد تغییر عاطفی شخصیتها را حس کند، نه آنکه فقط دربارهاش بشنود.
« فیلم در بهترین لحظههایش اجازه میدهد هر دو شخصیت از تصویر اولیهای که دیگری از او ساخته فراتر بروند. »
شخصیتها و اجرا
بازیهای گرم و طبیعی فیلم، بار احساسی روایت را حتی در بخشهایی که فیلمنامه چندان پیشرونده نیست، حفظ میکنند. عشق اول، طنز و احساس فیلم از طنز ملایم برای سبککردن فضا استفاده میکند، بیآنکه احساسات شخصیتها را به شوخی بگیرد. شوخیها بیشتر از برخورد شخصیتها با موقعیتهای نامأنوس و از تفاوت نگاهشان به جهان پدید میآیند.
در کنار آن، لحظههای عاطفی نیز با اغراق و موسیقیِ تحمیلی برجسته نمیشوند؛ احساس معمولاً از رفتار و سکوت سربرمیآورد. حاصل، لحنی است که بهجای تأکید بر تراژدی، بر شادی محتاطانهٔ کشف یک پیوند تازه تکیه دارد. این رویکرد در زمینهٔ بازنمایی عشق میان دو دختر نوجوان اهمیت ویژهای پیدا میکند.
فیلم رابطه را نه بهعنوان معمایی برای حلکردن و نه صرفاً بهعنوان ابزاری برای شوکهکردن مخاطب عرضه میکند؛ آن را بخشی از تجربهٔ عاطفی و روزمرهٔ شخصیتها میداند. همین عادیسازی، در عین آنکه از ارزش اجتماعی اثر میکاهد، به آن وجهی امیدوارکننده میبخشد. بااینحال، نگاه فیلم به این تجربه گاه بیش از اندازه نرم و خوشخیم است و پیچیدگی فشارهای بیرونی را به عمق بالقوهٔ خود نمیرساند.
روایت، ریتم و محدودیتهای فیلمنامه ساختار روایی اثر کمحادثه است. بخش مهمی از زمان فیلم صرف نزدیکشدن شخصیتها و تجربهکردن فراز و فرودهای معمول رابطه میشود؛ بنابراین مخاطبی که انتظار پیشروی سریع یا تعارضهای پیدرپی داشته باشد، ممکن است ریتم را کند بیابد. این کندی گاهی مجال میدهد تا لحظهها نفس بکشند، اما در بخشهایی دیگر به تکرار حس و موقعیت میانجامد.
« بازیهای گرم و طبیعی فیلم، بار احساسی روایت را حتی در بخشهایی که فیلمنامه چندان پیشرونده نیست، حفظ میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در صمیمیت موفقتر از تعلیق است و برای حفظ کشش، همیشه نیروی دراماتیک تازهای عرضه نمیکند. چند شخصیت فرعی نیز بیشتر در حد کارکرد روایی باقی میمانند تا آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقلی پیدا کنند. حضورشان میتواند فضای پیرامون رندی و اِوی را شکل دهد، اما برخی تعارضها فرصت کافی برای گسترش نمییابند و در نتیجه، اثر از پیامدهای بالقوهٔ اجتماعی و خانوادگی رابطه کمتر بهره میبرد.
این کاستی بهویژه زمانی محسوس میشود که فیلم مسئلهای را پیش میکشد، اما پیش از آنکه پیچیدگیاش را بکاود، به مسیر عاشقانهٔ اصلی بازمیگردد. لحن و هویت بصری فیلم تصویری مستقل و بیتظاهر دارد؛ جهانش با شکوه بصری یا میزانسنهای چشمگیر ساخته نمیشود، بلکه با فضاهای معمول و حس نزدیکی به زندگی روزانه شکل میگیرد.
این سادگی با داستانی دربارهٔ نوجوانانی که هنوز در حال یافتن زبان و جایگاه خود هستند تناسب دارد. دوربین بهجای آنکه رابطه را از بیرون قضاوت کند، اغلب به فاصلهای نزدیک میایستد و به مخاطب امکان میدهد در تجربهٔ شخصیتها شریک شود. بااینهمه، لحن اثر همیشه یکدست نیست. گاهی به کمدی نوجوانانه نزدیک میشود، گاهی درام عاطفی را پیش میکشد و گاهی لحنی سبک و آرمانگرایانه پیدا میکند.
این جابهجاییها الزاماً فیلم را از هم نمیپاشند، اما پیوند میان بخشهای مختلف را اندکی ناهماهنگ میکنند. گویی اثر هنوز در حال یافتن تعادل میان سرزندگی طنزآمیز و جدیت موضوع است؛ تعادلی که در لحظههای رابطهٔ مرکزی بهتر برقرار میشود تا در پیرامون داستان. جایگاه اثر و تماشای امروز اهمیت فیلم تنها به شیرینی رابطهٔ مرکزیاش محدود نمیشود.
« فیلم در صمیمیت موفقتر از تعلیق است و برای حفظ کشش، همیشه نیروی دراماتیک تازهای عرضه نمیکند. »
قوتها و کاستیها
اثری که در میانهٔ دههٔ نود میلادی داستان عشق میان دو دختر نوجوان را در قالبی رمانتیک و امیدوارانه روایت میکند، در زمینهٔ بازنمایی سینمایی تجربههای کوییر جایگاهی قابلتوجه دارد. ویژگی مهمش آن است که شخصیتهایش را به نمونههایی برای اثبات یک حکم یا حمل پیام تبدیل نمیکند؛ آنها ابتدا نوجوانانی با تفاوتهای فردیاند و سپس عاشقانی که میکوشند معنای رابطهشان را بفهمند.
تماشای امروز ممکن است برخی انتخابهای روایی را سادهانگارانه یا محدود ببیند و بعضی از شخصیتهای فرعی را پرداختنشده بیابد. بااینحال، گرمای بازیها و توجه فیلم به تجربهٔ نخستین عشق، همچنان دسترسپذیر و مؤثر است. اثر نه مدعی ارائهٔ تصویری کامل از همهٔ پیچیدگیهای هویت و جامعه است و نه به تلخی و فاجعه برای جدی جلوهکردن متوسل میشود.
ارزشش در همین امتناع از افراط و در ساختن فضایی است که در آن عشق، با همهٔ ناشیگریها و تردیدهایش، میتواند شیرین و امیدبخش باشد. جمعبندی «The Incredibly True Adventure of Two Girls in Love» عاشقانهای صمیمی و کمادعاست که بیش از حادثه، بر کیفیت رابطه و طبیعیبودن بازیها تکیه دارد.
روایت عشق اول را با طنزی سبک و لحظههایی عاطفی پیش میبرد و در بازنمایی رابطهٔ دو دختر جوان، رویکردی انسانی و امیدوارانه دارد. کندی ریتم، سطحیماندن بعضی شخصیتهای فرعی و ناهماهنگی گاهبهگاه لحن، مانع از آن میشود که فیلم در همهٔ اجزایش به یک اندازه موفق باشد؛ اما گرمای دو بازیگر اصلی و باورپذیری پیوندشان، اثر را از این لغزشها عبور میدهد.
« بااینحال، گرمای بازیها و توجه فیلم به تجربهٔ نخستین عشق، همچنان دسترسپذیر و مؤثر است. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی کوچک اما ماندگار در عاطفه است: نه ماجرایی پرهیاهو، بلکه یادآوری لطیفِ آنکه آغاز عشق اغلب در لحظههای ساده و ناشیانه رخ میدهد.



ثبت دیدگاه