نقد و بررسی
نقد بر فراز شگفتیها؛ برت وندرستون (The Incredible Burt Wonderstone) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرگرمیای که میان خاطره و فرسودگی گرفتار است «The Incredible Burt Wonderstone» کمدیای درباره شعبدهبازی است که بیش از آنکه با راز و افسون سروکار داشته باشد، به فرسودگیِ نمایش و دشواریِ تغییر میپردازد. برت واندرستون، ستارهای جاافتاده در لاسوگاس، سالهاست با شریک قدیمیاش آنتون مارولتون همان ترفندها را برای همان تماشاگران اجرا میکند.
اما هنگامی که شعبدهبازی خیابانی با شگردهایی تازه و ظاهری جوانپسند توجه مردم را میرباید، شکاف میان شهرت گذشته و نیازهای امروز آشکار میشود. فیلم از این موقعیت ساده، قصهای درباره غرور، دوستی و بازآفرینی حرفهای میسازد؛ قصهای که ظرفیت طنز و حتی اندکی تأمل را دارد، هرچند همیشه به اندازه ایدهاش از آن بهره نمیگیرد.
لاسوگاس؛ صحنهای برای نمایشِ کهنهشدن فضای لاسوگاس در فیلم فقط پسزمینهای پرنور برای اجرای شعبدهها نیست؛ بخشی از منطق داستان است. این شهر بر تازگی، اغراق و جلب نگاه بنا شده و در چنین جهانی، تکرارِ موفقیت گذشته بهسرعت به عادت بدل میشود. نمایش برت و آنتون زمانی نشانه مهارت و محبوبیت بوده، اما حالا اجرای بیروح و تکراری آنها بیشتر به بازپخش برنامهای قدیمی میماند تا تجربهای زنده.
طنز فیلم در همین تضاد شکل میگیرد: هنرمندانی که زمانی با شگفتی مخاطب را مسحور میکردند، اکنون خودشان از اجرای نمایش خستهاند. این مضمون میتوانست به نقدی تیزتر بر صنعت سرگرمی تبدیل شود؛ صنعتی که در آن محبوبیت بهسرعت بالا میرود و زودتر از آنچه انتظار میرود جای خود را به پدیدهای تازه میدهد.
« این شهر بر تازگی، اغراق و جلب نگاه بنا شده و در چنین جهانی، تکرارِ موفقیت گذشته بهسرعت به عادت بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، فیلم معمولاً از مشاهده دقیق این سازوکار فراتر نمیرود و در چارچوب کمدی عامهپسند باقی میماند. لاسوگاس را بیشتر بهعنوان محل رقابت و موقعیتهای کمیک به کار میگیرد تا جهانی با پیچیدگی اجتماعی یا فرهنگی مستقل. دوستیِ اصلی؛ نقطه اتکای فیلم رابطه برت و آنتون از مهمترین دلایل تماشاییبودن فیلم است.
استیو کرل نقش برت را با ترکیبی از خودشیفتگی و دستوپاچلفتیبودن پیش میبرد؛ مردی که چنان به تصویر پرزرقوبرق خود خو گرفته که بهسختی میتواند فرسودگی کارش یا رنجش نزدیکترین همراهش را ببیند. در سوی دیگر، استیو بوشمی به آنتون لطافتی میبخشد که او را از یک شریکِ صرفاً مکمل فراتر میبرد.
او در عین وفاداری، شخصیتی مستقل دارد و از اینکه سالها در سایه ستارهبودن برت مانده، دلزده است. هماهنگی این دو بازیگر در لحظههای مشترک، فیلم را از سطح نمایش چند بازیگر مشهور کنار هم بالاتر میبرد. اختلافهایشان، بهویژه وقتی از دل عادتهای مشترک و دوستی قدیمی بیرون میآید، طبیعیتر از بسیاری از گرههای داستانی به نظر میرسد.
فیلم میفهمد که جدایی این دو فقط پایان یک همکاری حرفهای نیست؛ فروپاشی رابطهای است که از کودکی و علاقه مشترک به شعبده آغاز شده. با وجود این، شخصیتپردازی در ادامه همیشه به عمق لازم نمیرسد و مسیر آشتی و تغییر گاه بیش از آنکه از تصمیمهای پیچیده شخصیتها شکل بگیرد، تابع نیازهای آشنای یک کمدی است.
« با این حال، فیلم معمولاً از مشاهده دقیق این سازوکار فراتر نمیرود و در چارچوب کمدی عامهپسند باقی میماند. »
شخصیتها و اجرا
تقابل دو نسل از سرگرمی در برابر شعبده کلاسیک برت و آنتون، استیو گری با اجرایی افراطی و نمایشی قرار میگیرد. شخصیت او، با بازی جیم کری، صورت اغراقشدهای از سرگرمی معاصر است: شگفتی باید سریعتر، پرصداتر و تکاندهندهتر باشد تا توجه مخاطبی را که پیوسته با محرکهای تازه روبهروست نگه دارد.
فیلم با این تقابل پرسشی روشن مطرح میکند: آیا تماشاگران دیگر به مهارت و ظرافت علاقه ندارند، یا فقط شکل عرضه آنها تغییر کرده است؟ جیم کری در نقش گری حضوری پرانرژی دارد و هر بار که وارد صحنه میشود، ریتم و شدت اجرا را بالا میبرد. بازی او بهاندازهای پرتحرک است که گاهی از خود فیلم پیشی میگیرد؛ گویی نیروی کمدی بازیگر در حال جبران کمبود جسارت متن است.
با این همه، فیلم در پرداخت تقابل دو شیوه سرگرمی چندان بیطرف نمیماند. بهجای بررسی پیچیدهتر تفاوت میان مهارت، خطر، ابتذال و نوآوری، بیشتر از تضاد بصری و موقعیتهای عجیب برای گرفتن خنده بهره میبرد. نتیجه، تقابلی روشن و قابلفهم است، اما نه چندان ژرف. شوخیها؛ برقهای کوتاه در میان سکوت کمدی فیلم نوسان دارد.
شماری از شوخیها بهخوبی از شخصیتها و موقعیتها بیرون میآیند، بهخصوص زمانی که غرور برت با واقعیت برخورد میکند یا اجرای تشریفاتی او از کنترل خارج میشود. چند لحظه واقعاً خندهدارند و تماشاگر را غافلگیر میکنند؛ از جمله ترفندی در بخش پایانی که شوخیاش بهخوبی زمینهچینی و اجرا میشود.
« تقابل دو نسل از سرگرمی در برابر شعبده کلاسیک برت و آنتون، استیو گری با اجرایی افراطی و نمایشی قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لحظهها نشان میدهند که ترکیب دنیای شعبده و کمدی موقعیت میتوانسته سرچشمهای پربارتر باشد. اما فاصله میان شوخیهای موفق زیاد است. فیلم گاهی ایدهای را چند بار تکرار میکند، بیآنکه هر بار شکل تازهای به آن بدهد؛ یا موقعیتی را صرفاً به دلیل امکان ایجاد شرمندگی و اغراق کمیک طول میدهد.
بخشی از شوخیها به طنز جسمانی و رفتارهای افراطی تکیه دارند و برای برخی مخاطبان کارآمدند، اما برای برخی دیگر ممکن است کماثر یا حتی ملالآور باشند. بنابراین فیلم بیشتر مجموعهای از لحظههای موفق و ناموفق است تا کمدیای با ضرباهنگی یکنواخت و مطمئن. بازیگران مکمل و فرصتهای نیمهتمام آلن آرکین در نقش رنس هالووی، شعبدهباز سالخورده و الگوی دوران کودکی برت، به فیلم گرمایی آرام میبخشد.
حضور او یادآور پیوند میان نسلها و سرچشمه عاطفی علاقه برت به شعبده است. آرکین بدون آنکه بار عاطفی نقش را بیش از اندازه سنگین کند، به داستان مکثی انسانی میدهد. در مقابل، اولیویا وایلد در نقش جین واجد ظرفیتی است که فیلم فقط بخشی از آن را به کار میگیرد. علاقه او به شعبده و نگاه مستقلش میتوانست شخصیت را به عاملی مؤثرتر در مسیر داستان بدل کند، اما نقش او اغلب در مدار تحول برت باقی میماند.
بازیگران شناختهشده دیگر نیز حضوری کوتاهتر یا محدودتر از آن دارند که مجموعه را به اثری یکدستتر تبدیل کنند. فیلم از حضور این گروه بهره میبرد، اما همیشه فرصت کافی برای گسترش شخصیتها فراهم نمیکند. در نتیجه، بعضی نقشها بیش از آنکه بخشی ضروری از جهان داستان باشند، بهصورت چهرههایی آشنا در خدمت شوخیها و پیشبرد روایت ظاهر میشوند.
« این لحظهها نشان میدهند که ترکیب دنیای شعبده و کمدی موقعیت میتوانسته سرچشمهای پربارتر باشد. »
قوتها و کاستیها
ریتم و محدودیتهای روایت ساختار داستان مسیر نسبتاً آشنایی دارد: ستارهای مغرور جایگاهش را از دست میدهد، با پیامدهای رفتارش روبهرو میشود و میکوشد دوباره خود را پیدا کند. این مسیر بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مشکل زمانی شکل میگیرد که فیلم از همان ابتدا نشانههای دگرگونی را چنان آشکار میکند که گامهای بعدی کمتر غافلگیرکنندهاند.
بسیاری از موقعیتها از الگویی شناختهشده پیروی میکنند و مخاطب معمولاً پیش از شخصیتها میتواند حدس بزند داستان به کدام سمت میرود. ریتم نیز در نیمه دوم افت میکند. فیلم پس از شروعی که جهان شخصیتها و رقابت میان سبکهایشان را نسبتاً چابک معرفی میکند، گاهی در مسیر تغییر برت بیش از حد مکث میکند.
برخی صحنهها طولانیتر از نیازشان به نظر میرسند و کشمکش اصلی بهجای آنکه پیوسته شدت بگیرد، در بخشهایی پراکنده میشود. این کندی از تأثیر لحظههای خوب نمیکاهد، اما باعث میشود انرژی آغازین فیلم تا پایان به شکل پیوسته حفظ نشود. جمعبندی «The Incredible Burt Wonderstone» کمدیای سبک و نابرابر است که بهترین داراییاش را در رابطه میان استیو کرل و استیو بوشمی و در انرژی نامتعارف جیم کری مییابد.
فیلم ایده جذابی دارد: برخورد شعبدهپردازی کلاسیک با سرگرمیای که برای جلب مخاطب به افراط و هیجان تکیه میکند. چند شوخی واقعاً میگیرند و فضای نمایشهای لاسوگاس نیز بستری مناسب برای طنز فراهم میآورد. با این حال، روایت قابلپیشبینی، شوخیهای کماثر و افت ریتم در نیمه دوم مانع میشوند که ظرفیت این ایده بهتمامی شکوفا شود.
« این کندی از تأثیر لحظههای خوب نمیکاهد، اما باعث میشود انرژی آغازین فیلم تا پایان به شکل پیوسته حفظ نشود. »
جمعبندی
این اثر را بهتر است نه بهعنوان کمدیای پیوسته خندهآور، بلکه بهعنوان فیلمی خوشنیت و گاه بامزه دید که لحظههای موفقش از میان اجرای ناپایدار سر برمیآورند. برای تماشایی سبک و بیدردسر مناسب است؛ اما اگر انتظار کمدیای دقیق، پرضرباهنگ و ماندگار وجود داشته باشد، فاصله میان وعده فیلم و دستاورد نهایی آن محسوس خواهد بود.



ثبت دیدگاه