نقد و بررسی
نقد سازندگان تصویر (The Image Makers) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری دربارهٔ آفرینش و تصاحب «سازندگان تصویر» بیش از آنکه روایتی پرحادثه دربارهٔ پشتصحنهٔ یک فیلم باشد، نمایشی فشرده دربارهٔ لحظهای است که هنر از مرز مالکیت شخصی بیرون میرود. ماجرا در سال ۱۹۲۰ و در اتاق نمایش استودیویی سوئدی میگذرد؛ ویکتور شوستروم بخشهایی از اقتباس سینمایی خود از رمان «ارابهٔ شبح» را برای سلما لاگرلوف نمایش میدهد.
در کنار آنان، یولیوس ینزون، فیلمبردار، و تورا تیه، بازیگر جوان، حضور دارند. همین موقعیت محدود، بهانهای میشود برای طرح پرسشهایی بزرگتر: داستان از آنِ نویسنده است یا فیلمسازی که آن را به تصویر درمیآورد؟ الهام از کجا میآید؟ و آفرینش هنری چه بهایی از سازنده و اطرافیانش میگیرد؟
این اثرِ تلویزیونی را اینگمار برگمان بر پایهٔ نمایشنامهای از پر اولوو انکویست ساخته است. فضای بسته، تنشهای گشوده محدودیت مکانی فیلم در آغاز میتواند همچون نشانهای از ایجاز و تمرکز به نظر برسد. شخصیتها در فضایی محصور گرد هم آمدهاند و هرچه میگذرد، گفتوگوها لایههای پنهان روابطشان را آشکارتر میکند.
فیلم به جای گستراندن پیرنگ در مکانها و موقعیتهای متعدد، نیروی خود را بر برخورد نگاهها و اختلاف دیدگاهها متمرکز میسازد: نویسندهای نامدار، کارگردانی صاحباقتدار، بازیگری جوان و فیلمبرداری که در حاشیهٔ کشمکشها قرار دارد، اما از آنها جدا نیست. این تمرکز، گاه به سود اثر عمل میکند؛ فضای بسته اجازه میدهد کوچکترین تغییر در حالت چهره یا لحن گفتار معنا پیدا کند.
« در کنار آنان، یولیوس ینزون، فیلمبردار، و تورا تیه، بازیگر جوان، حضور دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین انتخاب محدودیتی نیز به همراه دارد. وقتی وزن اصلی فیلم بر کلام و مواجهههای فکری نهاده میشود، اگر گفتوگوها برای مخاطب روان و زنده نباشند، صحنهها ممکن است ایستا و کشدار احساس شوند. «سازندگان تصویر» در این نقطه میان تئاتر و سینما معلق میماند: از یکسو به انسجام نمایشی و وحدت مکان تکیه دارد و از سوی دیگر، از تصویر انتظار دارد که این سکون را به تجربهای سینمایی بدل کند.
قصه بهمثابه میدان کشمکش جذابترین ایدهٔ فیلم در پرسش ساده اما دشوارِ «قصه از آنِ کیست؟» نهفته است. لاگرلوف داستانی را نوشته، شوستروم آن را به فیلم بدل کرده و بازیگرانی دیگر به آن بدن، صدا و حضور بخشیدهاند. اقتباس در این نگاه انتقال بیطرفانهٔ یک متن نیست؛ نوعی بازآفرینی است که ناگزیر با انتخاب، حذف و تفسیر همراه میشود.
نویسنده ممکن است در برابر تصویری که از اثرش ساختهاند احساس بیگانگی کند، اما فیلمساز نیز خود را صرفاً مجری خواست نویسنده نمیبیند. فیلم از همین اختلاف، پرسشی گستردهتر میسازد: آیا هنرمند واقعاً میتواند ریشهٔ اثرش را بشناسد؟ شاید اثر از خاطرهای شخصی آغاز شود، اما در فرایند آفرینش از محدودهٔ زندگی سازنده فراتر برود.
شاید هم آنچه در نگاه دیگران «تعبیر» به نظر میرسد، برای خالق اثر تغییری ناخواسته در حقیقتی خصوصی باشد. این لایهٔ فکری ظرفیت زیادی دارد و به فیلم امکان میدهد دربارهٔ رابطهٔ هنر و زندگی تأمل کند؛ بااینحال، طرح ایدههای عمیق بهتنهایی تضمین نمیکند که تماشاگر نیز از نظر عاطفی درگیر شود.
« بااینحال، همین انتخاب محدودیتی نیز به همراه دارد. »
شخصیتها و اجرا
گاهی فیلم بیش از آنکه اجازه دهد کشمکش در رفتار شخصیتها شکل بگیرد، آن را در قالب گفتوگو توضیح میدهد. قدرت، جنسیت و نگاه هنری مواجههٔ لاگرلوف و تیه یکی از مهمترین محورهای انسانی اثر است. یکی نویسندهای مسن و مشهور است که جایگاهی استوار در جهان ادبی دارد؛ دیگری بازیگری جوان است که در ساختن تصویری از خود و یافتن جایگاهش در میان مردان صاحبقدرت قرار گرفته است.
این تقابل، صرفاً تفاوت سن یا شهرت نیست. دو زن با موقعیتهایی متفاوت به صحنهٔ آفرینش نگاه میکنند و حضورشان نشان میدهد که «دیدن» و «دیدهشدن» نیز بخشی از مناسبات قدرت است. در سوی دیگر، شوستروم و ینزون نمایندگان دو نیروی حرفهایاند که در ساخت تصویر نقش دارند، اما نه به یک اندازه و نه با اقتداری همسان.
اثر با کنار هم قرار دادن این شخصیتها، به رابطهٔ میان جنسیت، منزلت هنری و حق تصمیمگیری اشاره میکند. بااینهمه، این ظرفیت گاه بیش از حد در قالب ایده باقی میماند. فیلم میخواهد از رقابتها و وابستگیهای عاطفی به تصویری کلیتر از سلطه و آسیب برسد، اما همهٔ این لایهها همواره به یک اندازه دراماتیک و ملموس نمیشوند.
بازیها و حضور آنیتا بیورک بازی آنیتا بیورک در نقش لاگرلوف از عناصر برجستهٔ فیلم است. حضور او به شخصیت وقار و درونگرایی میبخشد، بیآنکه او را به پیکرهای صرفاً نمادین تبدیل کند. بیورک در سکوتها و مکثها نیز حضوری مؤثر دارد و میتواند نشان دهد که پشت آرامش ظاهری، ذهنی مشغول و عاطفهای مهارشده جریان دارد.
« گاهی فیلم بیش از آنکه اجازه دهد کشمکش در رفتار شخصیتها شکل بگیرد، آن را در قالب گفتوگو توضیح میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین اجرایی برای اثری که بخش مهمی از بار خود را بر گفتوگو میگذارد، اهمیت اساسی دارد. الین کلینگا در نقش تیه حضور متفاوتی میآورد و در برابر سنگینی تجربه و اعتبار لاگرلوف، نیروی جوانی و آسیبپذیری را قرار میدهد. هماهنگی این دو بازیگر در لحظاتی که گفتوگو از بحث ادبی فراتر میرود و به کشف موقعیت شخصی میرسد، به فیلم جان میدهد.
بااینحال، کیفیت بازیها در تمام لحظات به یک اندازه اثرگذار نیست؛ برخی اجراها یا واکنشها برای تماشاگر معاصر فاصلهای سرد ایجاد میکنند. هنگامی که متن سنگین میشود، بازیگر ناچار است بار بیشتری بر دوش بکشد تا کلمات را به تجربهای زنده بدل کند، و فیلم همیشه از پس این دشواری برنمیآید.
قاببندی و صورت سینمایی فیلمبرداری و قاببندی از امتیازهای روشن اثرند. شیوهٔ قرار گرفتن شخصیتها در قاب، فاصلههای میان آنان را محسوس میکند و فضای نمایش خصوصی را به صحنهای برای سنجش و مراقبه بدل میسازد. قابها فقط ظرفی برای ثبت دیالوگ نیستند؛ ترکیببندی آنها میتواند توجه را به نسبت میان افراد، نگاهها و سکوتها هدایت کند.
از همین رو، حتی هنگامی که صحنهها از نظر کنش بیرونی محدودند، تصویر امکان مییابد نوعی حرکت درونی ایجاد کند. در عین حال، فیلم در بازآفرینی حالوهوای دوره به نتیجهای کاملاً متقاعدکننده نمیرسد. توجه به طراحی و شکل بصری، بهتنهایی برای زنده کردن گذشته کافی نیست؛ فضای تاریخی باید در رفتار، زبان، مناسبات اجتماعی و جزئیات روزمره نیز احساس شود.
« چنین اجرایی برای اثری که بخش مهمی از بار خود را بر گفتوگو میگذارد، اهمیت اساسی دارد. »
قوتها و کاستیها
در «سازندگان تصویر»، گذشته گاه بیش از آنکه جهانی مستقل و ملموس باشد، صحنهای برای گفتوگو دربارهٔ هنر و روان شخصیتها به نظر میآید. این فاصله لزوماً تماشای فیلم را ناممکن نمیکند، اما از میزان غوطهوری میکاهد و یادآوری میکند که با بازسازی کامل یک دوره روبهرو نیستیم. دیالوگ، ریتم و فاصله با مخاطب بزرگترین مانع فیلم در برقراری ارتباط، دیالوگهایی است که گاهی سنگین، فشرده و نامأنوس میشوند.
مسئله فقط پیچیدگی موضوع نیست؛ فیلم دربارهٔ مفاهیمی سخن میگوید که ذاتاً انتزاعیاند، اما در بعضی صحنهها گفتوگوها آنقدر در بیان اندیشهها پیش میروند که مجال اندکی برای تنفس عاطفی باقی میماند. نتیجه آن است که تماشاگر ممکن است اهمیت بحث را درک کند، بیآنکه الزاماً درگیر وضعیت شخصیتها شود.
ریتم اثر نیز از همین وابستگی به گفتار تأثیر میپذیرد. تکرار پرسشها و مکثهای طولانی میتواند به ایجاد تعلیق ذهنی کمک کند، اما اگر هر بازگشت به موضوع لایهٔ تازهای نیفزاید، زمان کش میآید. فیلم شروعی کنجکاویبرانگیز دارد و ایدهٔ مرکزیاش نوید مواجههای پیچیده را میدهد، اما در ادامه همیشه آن وعده را به تجربهای فراگیر تبدیل نمیکند.
برای مخاطبی که از گفتوگوی فلسفی، تاریخ سینما و بازیهای درونگرایانه لذت میبرد، این کندی ممکن است بخشی از جذابیت باشد؛ برای تماشاگرانی که انتظار درامی پرتحرکتر دارند، احتمالاً مانعی جدی خواهد بود. جمعبندی «سازندگان تصویر» اثری خوشساخت و اندیشهمحور است که به جای روایت گستردهٔ سرگذشت یک فیلم، لحظهای از تلاقی چند ارادهٔ هنری را زیر ذرهبین میگذارد.
« نتیجه آن است که تماشاگر ممکن است اهمیت بحث را درک کند، بیآنکه الزاماً درگیر وضعیت شخصیتها شود. »
جمعبندی
پرسش آن دربارهٔ خاستگاه الهام و مالکیت قصهها همچنان جذاب است، قاببندیها سنجیدهاند و آنیتا بیورک حضوری ماندگار به فیلم میدهد. در مقابل، دیالوگهای سنگین، ریتم کند و حالوهوای تاریخی نهچندان باورپذیر، فاصلهای میان ایدهٔ غنی اثر و تأثیر عاطفی آن ایجاد میکنند. این فیلم بیش از آنکه برای تماشاگرِ خواهان روایتی پرشتاب ساخته شده باشد، برای کسی مناسب است که از مشاهدهٔ کشمکشهای فکری و رابطهٔ میان هنر و زندگی لذت میبرد.
بااینحال، حتی در مقام درامی دربارهٔ آفرینش، همیشه نمیتواند اندیشههایش را به تجربهای کاملاً زنده و فراگیر بدل کند. حاصل، اثری قابلتأمل و گاه چشمنواز است که ایدهاش از اجرای دراماتیکش نیرومندتر مینماید.
« حاصل، اثری قابلتأمل و گاه چشمنواز است که ایدهاش از اجرای دراماتیکش نیرومندتر مینماید. »



ثبت دیدگاه