نقد و بررسی
نقد The Idol Band Boy s Battle گروه آیدل : نبرد پسرانه (The Idol Band: Boy's Battle) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رقابت در خدمت تولد یک گروه «نبرد گروههای آیدل» مسابقهای برای یافتن استعدادهای تازه نیست که تنها صدای خوانندگان را محک بزند؛ محور آن ساختن یک گروه موسیقی از دل رقابت است. شرکتکنندگان کرهای و ژاپنی باید نهفقط مهارت خوانندگی و نوازندگی خود را نشان دهند، بلکه بیاموزند چگونه در قالب یک گروه کار کنند و از تفاوتهای فردی به صدایی مشترک برسند.
تهیهکنندگان سرشناس از هر دو کشور در شکلگیری و هدایت تیمها نقش دارند و جایزهٔ نهایی، فرصتی برای فعالیت در گروهی کرهایـژاپنی زیر نظر افانسی اینترتینمنت است. این چارچوب از همان ابتدا پرسشی جذاب پیش میکشد: آیا استعدادهای پراکنده میتوانند در زمانی کوتاه به یک گروه واقعی بدل شوند؟
رقابتی با چهرهای انسانی جذابیت برنامه در آن است که رقابت را به تقابل صرفِ برنده و بازنده تقلیل نمیدهد. برای پیشرفت، شرکتکنندگان ناچارند به تواناییهای یکدیگر تکیه کنند؛ موفقیت یک اجرا اغلب به هماهنگی میان صداها و سازها وابسته است، نه صرفاً درخشش یک فرد. از همینجا دوستی و همکاری، در کنار اضطراب انتخاب و حذف، به بخشی از روایت بدل میشود.
« رقابتی با چهرهای انسانی جذابیت برنامه در آن است که رقابت را به تقابل صرفِ برنده و بازنده تقلیل نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جنبه، بهویژه در ترکیب گروههایی با پیشینههای متفاوت، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد. برنامه میکوشد نشان دهد که موسیقی میتواند زبان مشترکی برای عبور از فاصلههای زبانی و فرهنگی باشد. بااینحال، پیوند انسانی همیشه به یک اندازه مجال بروز پیدا نمیکند؛ ضرباهنگ مسابقه و ضرورت رسیدن به اجرای بعدی گاهی روابط را در حد نشانههایی گذرا نگه میدارد.
تماشاگر امکان دارد صمیمیت شکلگرفته را ببیند، اما کمتر فرصت مییابد مسیر شکلگیری آن را بهتمامی دنبال کند. موسیقی؛ نقطهٔ اتکای اصلی در برنامهای دربارهٔ گروههای آیدل، موسیقی باید فراتر از پسزمینهای برای رقابت عمل کند؛ و این مجموعه، بهویژه با تکیه بر اجرای زنده و حضور سازها، از این امکان بهره میبرد.
تفاوت در ترکیب گروهها و نقش نوازندگان، به اجراها رنگوبویی متنوع میدهد و میدان شنیداری برنامه را از قالبی که صرفاً بر آواز و جلوههای نمایشی متکی است، گستردهتر میکند. تماشای هنرجویانی که باید همزمان گوش بدهند، واکنش نشان دهند و جایگاه خود را در گروه پیدا کنند، وجهی ملموس از موسیقی گروهی را آشکار میسازد.
« این جنبه، بهویژه در ترکیب گروههایی با پیشینههای متفاوت، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد. »
شخصیتها و اجرا
حضور تهیهکنندگان و اعضای گروههای شناختهشده نیز بُعدی آموزشی به ماجرا میدهد. راهنمایی آنان میتواند شرکتکنندگان را به شناخت بهتر تواناییها و انتخاب مسیر مناسب برای اجرا سوق دهد. با این همه، برنامه همیشه زمان کافی برای نشاندادن تأثیر دقیق این راهنماییها ندارد؛ گاه نتیجه روی صحنه برجستهتر از فرایند تمرین و تصمیمگیری است.
ازاینرو، بخش موسیقایی هرچند نقطهٔ قوت مهمی است، میتوانست با مکثی بیشتر بر جزئیات آفرینش و تنظیم اجراها عمق بیشتری پیدا کند. همکاری میان دو فرهنگ وجه کرهایـژاپنی برنامه فقط برچسبی تبلیغاتی نیست؛ در ترکیب شرکتکنندگان و تیمهای هدایتکننده، امکان برخورد دو سنت و دو نگاه موسیقایی را فراهم میکند.
برنامه از این تفاوتها برای ایجاد تنوع در اجراها بهره میبرد و نشان میدهد که گروه تازه میتواند از کنار هم قرارگرفتن صداها و تجربههای ناهمسان شکل بگیرد. در بهترین لحظهها، تفاوت نه مانعی برای هماهنگی، بلکه سرچشمهای برای یافتن هویتی تازه است. اما این ایده بیش از آنکه همیشه بهطور کامل کاویده شود، گاه در سطح وعده باقی میماند.
« حضور تهیهکنندگان و اعضای گروههای شناختهشده نیز بُعدی آموزشی به ماجرا میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای درک عمیقترِ همکاری، تماشاگر باید شاهد گفتوگوهای بیشتر، اختلافنظرهای سازنده و سازشهایی باشد که به تصمیم موسیقایی میانجامند. وقتی زمان محدود است، حاصلِ همکاری دیده میشود، اما مراحل و هزینههای آن کمرنگ میمانند. بااینحال، همین ظرفیت بینفرهنگی، برنامه را از مسابقهای معمولی دربارهٔ گزینش خوانندهها متمایز میکند.
ساختار مسابقه و تکرارپذیری قالب رقابتی به برنامه نیروی پیشبرنده میدهد: هر اجرا آزمونی تازه است و هر انتخاب میتواند مسیر شرکتکننده را تغییر دهد. حضور گروههای رقیب و داوری تهیهکنندگان نیز تعلیقی میسازد که مخاطب را به دنبالکردن نتیجه ترغیب میکند. این سازوکار در آغاز مؤثر است، زیرا تماشاگر با استعدادهای تازه و ترکیبهای گوناگون آشنا میشود.
بااینحال، هر قالبی که بر آزمونهای پیدرپی تکیه کند، در معرض تکرار قرار دارد. ساختار آشنای آمادهسازی، اجرا و ارزیابی ممکن است بهتدریج تفاوت میان مراحل را کمرنگ کند. در چنین وضعی، تنش رقابت بهجای آنکه هر بار معنایی تازه بسازد، به انتظار برای اعلام نتیجه محدود میشود. پیشبینیپذیری، بهخصوص هنگامی که فرصت پرداختن به مسیرهای متفاوت شرکتکنندگان کم باشد، بخشی از طراوت اجراها را میگیرد.
« وقتی زمان محدود است، حاصلِ همکاری دیده میشود، اما مراحل و هزینههای آن کمرنگ میمانند. »
قوتها و کاستیها
شتاب تولید و رشد ناتمام یکی از دشواریهای بنیادین مجموعه، جمعکردن فرایند تشکیل گروه با زمانبندی فشردهٔ مسابقه است. شکلگیری یک گروه موسیقی به شناخت متقابل، تمرین مداوم و آزمونوخطا نیاز دارد؛ اما برنامه باید در هر مرحله مخاطب را به اجرای بعدی برساند. نتیجه آن است که مسیر رشد اعضا گاه فشرده و گزیده نمایش داده میشود.
میبینیم که گروهی روی صحنه شکل گرفته است، اما ممکن است از آنچه در تمرینها به اختلاف یا هماهنگی انجامیده، تصویر کاملی به دست نیاوریم. این شتاب، بر توازن روایت نیز اثر میگذارد. رقابت برای انتخاب نهایی، بهطور طبیعی توجه را به سرنوشت گروه برنده و لحظههای سرنوشتساز معطوف میکند؛ در نتیجه، پیشرفت فردی برخی شرکتکنندگان ممکن است در حاشیه بماند.
اگر برنامه زمان بیشتری را به تغییرات کوچک در مهارت، اعتمادبهنفس و همکاری اختصاص میداد، پیوند عاطفی مخاطب با شرکتکنندگان عمیقتر میشد و نتیجهٔ رقابت نیز معنای بیشتری پیدا میکرد. جمعبندی «نبرد گروههای آیدل» در هستهٔ خود دربارهٔ چیزی فراتر از انتخاب چند استعداد است: دربارهٔ دشواریِ تبدیل مهارتهای فردی به همکاری موسیقایی و ساختن هویتی مشترک میان جوانانی با پیشینههای متفاوت.
« نتیجه آن است که مسیر رشد اعضا گاه فشرده و گزیده نمایش داده میشود. »
جمعبندی
اجراهای زنده، حضور سازها و همراهی هنرمندان باسابقه، به آن جذابیتی شنیداری و آموزشی میبخشند؛ همزمان، رفاقت و رقابت، کشمکشی انسانی فراهم میکنند که از نتیجهٔ مسابقه فراتر میرود. محدودیتهای قالب نیز آشکارند: تکرار ساختار رقابتی، شتاب آمادهسازی و تمرکز بر انتخاب نهایی، گاهی مانع پرداخت کامل به رشد فردی و فرایند واقعی همکاری میشوند.
بااینهمه، مجموعه بهواسطهٔ ترکیب فرهنگی و تأکید بر گروهنوازی، تجربهای متمایز در میان برنامههای استعدادیابی موسیقی ارائه میکند؛ اثری که ارزش اصلیاش نه فقط در پرسش از اینکه چه کسی برنده میشود، بلکه در مشاهدهٔ چگونگی شکلگرفتن یک گروه نهفته است.
ثبت دیدگاه