نقد و بررسی
نقد طوفان (The Hurricane) | 1937
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تیتر بخش ۱: میان ملودرام و فاجعه «The Hurricane» ساختهٔ جان فورد، فیلمی است که دو نیروی متفاوت را درون خود به هم میپیوندد: ملودرامی دربارهٔ جدایی، بیعدالتی و اشتیاق به بازگشت؛ و نمایشی پرتنش از برخورد انسان با نیروی ویرانگر طبیعت. قصه در جزیرهای خیالی در اقیانوس آرام میگذرد و بر سرنوشت ترنگی، ملوانی پلینزیایی، و ماراما، همسر او، متمرکز است.
زندانیشدن ناعادلانهٔ ترنگی، زندگی آرام جامعهٔ جزیره را زیر سایهٔ قانون استعماری قرار میدهد؛ قانونی که ادعای برقراری نظم دارد، اما در عمل با سختگیری و بیاعتنایی به انسانها گره میخورد. فیلم محصول ۱۹۳۷ و به کارگردانی جان فورد است و گروهی از بازیگران نامآشنا، از جمله جان هال، دوروتی لامور، مری آستور و توماس میچل، در آن حضور دارند.
تیتر بخش ۲: قصهای دربارهٔ قانون و عدالت هستهٔ دراماتیک فیلم، تقابل میان اجرای خشک قانون و معنای انسانی عدالت است. ترنگی نه در مقام قهرمانی بینقص، بلکه بهعنوان مردی گرفتار پیامدهای تصمیمی که برای دفاع از خود گرفته، به زندان میافتد. این موقعیت به فیلم امکان میدهد پرسشی روشن و درعینحال مهم طرح کند: آیا نظمی که تنها از اطاعت حرف میزند، سزاوار احترام است، اگر با همدلی و تناسب بیگانه باشد؟
فرماندار، باوری جدی به اقتدار و وظیفه دارد؛ اما اصرار او بر انضباط، بهتدریج از فضیلت اداری به نوعی لجاجت بدل میشود. در برابر او، درخواستهای مردم جزیره و میانجیگری چهرههایی چون کشیش و پزشک قرار میگیرد. فیلم این تقابل را ساده و نمایشی میسازد؛ گاه چنان مستقیم که مضمون پیش از آنکه از دل کنش بیرون بیاید، در دیالوگها اعلام میشود.
« در برابر او، درخواستهای مردم جزیره و میانجیگری چهرههایی چون کشیش و پزشک قرار میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، کشمکش مرکزی به اثر وضوح میدهد و سبب میشود تماشاگر، حتی وقتی از اغراق ملودراماتیک آن فاصله میگیرد، نسبت به وضعیت ترنگی بیاعتنا نماند. تیتر بخش ۳: جزیره بهمثابه جهان داستان جزیره صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرایی عاشقانه نیست؛ بخشی از منطق و حس فیلم است. فضای گرم و مرطوب، اجتماع کوچک و پیوند نزدیک میان ساکنان، تصویری از زندگیای میسازد که با طبیعت و روابط جمعی تعریف میشود.
در مقابل، دستگاه استعماری میکوشد این جهان را با مقررات و سلسلهمراتب بیرونی اداره کند. همین تضاد، پیش از آنکه توفان به صحنه بیاید، در هوای فیلم حضور دارد: نوعی ناآرامی که از فاصلهٔ میان تجربهٔ مردم جزیره و زبان رسمی قدرت برمیخیزد. فضاسازی، بهویژه در پیوند با باد و باران، از امتیازهای ماندگار اثر است.
فیلم کمکم تماشاگر را از آرامش ظاهری جزیره به احساسی از تهدید نزدیک میکند؛ طبیعت در حاشیهٔ تصویر باقی نمیماند، بلکه همچون نیرویی مستقل بر سرنوشت شخصیتها سایه میاندازد. فیلم در ساختن این انتظار موفق است، هرچند گاه برای طولانیکردن آن بیش از اندازه در موقعیتهای احساسی میماند.
تیتر بخش ۴: بازیها و شخصیتهای مکمل بازیهای گروهی از نقاط قوت فیلماند. جان هال ترنگی را با وقار و نیروی جسمانی تصویر میکند و دوروتی لامور به ماراما لطافتی میبخشد که به رابطهٔ آن دو جان میدهد. بااینحال، پیوند عاشقانهٔ آنان همیشه به اندازهٔ اهمیتش در روایت، از عمق عاطفی برخوردار نمیشود؛ بخشی از آن به شیوهٔ ملودراماتیک بیان احساسات برمیگردد و بخشی دیگر به محدودیت شخصیتپردازی.
« در مقابل، دستگاه استعماری میکوشد این جهان را با مقررات و سلسلهمراتب بیرونی اداره کند. »
شخصیتها و اجرا
ترنگی و ماراما گاهی بیش از آنکه انسانهایی با جهان درونی پیچیده باشند، نمودهای فداکاری و دلبستگیاند. در میان بازیگران مکمل، حضور توماس میچل و مری آستور به روایت رنگ و تنوع میدهد. نقشهای آنان و دیگر چهرههای جزیره کمک میکنند داستان از تقابل دو شخصیت اصلی فراتر برود و جامعهای پیرامون آنان شکل بگیرد.
در سوی دیگر، بازی Raymond Massey در نقش فرماندار به اقتدار او وزن میدهد؛ بااینحال، بعضی لحظهها اجراها و واکنشها بهسبب تأکید بیش از حد، حالتی مصنوعی پیدا میکنند. این ناهمواریها بهخصوص وقتی گفتوگوها مضمون را آشکارا توضیح میدهند، بیشتر به چشم میآیند. تیتر بخش ۵: ریتمی که پیش از توفان مکث میکند ساختار فیلم بر انتظار بنا شده است.
روایت ابتدا رابطهٔ شخصیتها، مناسبات جزیره و مسئلهٔ زندان را میگستراند و سپس به سوی فاجعهٔ طبیعی حرکت میکند. این انتخاب به توفان فرصت میدهد تا از یک نمایش ناگهانی به اوجِ انباشتهشدهٔ داستان تبدیل شود؛ اما بهای آن، کندشدن ریتم در بخش میانی است. تکرار درخواستها، مخالفتها و کوششها، گاهی حس پیشروی را کمرنگ میکند و ممکن است تماشاگر را به انتظار بخش توفانی فیلم واگذارد.
ملودرام در فصلهای آغازین نیز پررنگ است: احساسات با تأکید بیان میشوند و برخی واکنشها بیش از آنکه از ظرافت روانشناختی برخوردار باشند، برای هدایت روشن عاطفهٔ مخاطب طراحی شدهاند. این سبک بخشی از زبان سینمای عامهپسند آن دوره است، اما برای تماشاگر امروز ممکن است فاصلهای میان او و شخصیتها ایجاد کند.
« ترنگی و ماراما گاهی بیش از آنکه انسانهایی با جهان درونی پیچیده باشند، نمودهای فداکاری و دلبستگیاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم هرگاه از توضیح مستقیم فاصله میگیرد و به تصویر، حرکت و فضای محیط تکیه میکند، مؤثرتر میشود. تیتر بخش ۶: توفان؛ دستاوردی فنی و نمایشی توفان، بیتردید، جاذبهٔ بزرگ فیلم است. جلوههای ویژه با بلندپروازی قابلتوجهی ساخته شدهاند و باد، آب و ویرانی را به نیرویی دیدنی و تهدیدکننده بدل میکنند.
آنچه اهمیت دارد فقط مقیاس صحنهها نیست؛ فیلم موفق میشود آشفتگی طبیعت را به تجربهای جسمانی نزدیک کند، گویی خود محیط از ثبات افتاده است. برای اثری از سال ۱۹۳۷، این سکانسها چشمگیرند و هنوز هم توانایی دارند تماشاگر را درگیر کنند. ساخت دکور و تخریب آن در تولید فیلم نیز بخشی از ابعاد عملی این جلوهها بوده است.
اوج بصری اثر همچنین کارکردی معنایی دارد: توفان نظم انسانی را به آزمون میگذارد و نشان میدهد اقتدار اداری تا چه اندازه در برابر نیروهایی بیرون از کنترلش آسیبپذیر است. بااینحال، نباید این دستاورد فنی را با پیچیدگی کامل درام یکی دانست. فیلم در بخشهای مربوط به طبیعت، از زبان سینما بیش از گفتوگو بهره میگیرد؛ در بخشهای آرامتر، گاه همان مضمون را چند بار با کلام توضیح میدهد.
همین تفاوت، شکاف میان بهترین لحظههای بصری فیلم و بخشهای کشدارتر آن را آشکار میکند. تیتر بخش ۷: نگاه استعماری و محدودیتهای بازنمایی تماشای امروزی فیلم، توجه به زاویهٔ دید آن را ضروری میکند. اثر دربارهٔ بیعدالتی استعمار حرف میزند و اقتدار استعماری را به نقد میکشد، اما همچنان جزیره و مردمش را از خلال قراردادهای سینمای هالیوود آن دوره عرضه میکند.
« فیلم هرگاه از توضیح مستقیم فاصله میگیرد و به تصویر، حرکت و فضای محیط تکیه میکند، مؤثرتر میشود. »
قوتها و کاستیها
نقشهای محوری ترنگی و ماراما را جان هال و دوروتی لامور بازی کردهاند؛ بنابراین بازنمایی فرهنگی فیلم، با معیارهای امروز، محدودیتهایی جدی دارد. این تناقض جالب است: فیلم از همدلی با مردم جزیره دفاع میکند، اما در عین حال بخشی از نگاه بیرونی و خیالپردازانهٔ سینمای زمان خود را حفظ میکند.
جزیره گاه بیشتر به فضایی شاعرانه و دوردست شباهت دارد تا جامعهای با تنوع و تاریخ مستقل. چنین کاستیهایی ارزش تاریخی اثر را نفی نمیکنند؛ بلکه کمک میکنند آن را همزمان بهعنوان درامی سرگرمکننده و محصول دورهای خاص بخوانیم. جمعبندی «The Hurricane» اثری نابرابر اما دیدنی است: ملودرامی که در شخصیتپردازی و ریتم، گاه از تکرار و اغراق آسیب میبیند، ولی در فضاسازی و بهتصویرکشیدن توفان توانایی چشمگیری نشان میدهد.
بازیگران مکمل به جهان فیلم زندگی میبخشند و کشمکش میان قانون و عدالت، به قصه نیروی اخلاقی میدهد؛ هرچند مضمون در بعضی دیالوگها بیش از حد صریح بیان میشود. جذابیت اصلی فیلم در برخورد میان جامعهای آسیبپذیر، اقتدار انسانی و طبیعتی مهارنشدنی شکل میگیرد. برای تماشاگر امروز، ارزش آن هم در هیجان بصری و هم در امکان سنجیدن فاصلهٔ میان پیام ضدستم اثر و محدودیتهای نگاه تاریخی آن است.
« جزیره گاه بیشتر به فضایی شاعرانه و دوردست شباهت دارد تا جامعهای با تنوع و تاریخ مستقل. »



ثبت دیدگاه