نقد و بررسی
نقد The Howling | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گرگینه در حاشیهی تمدن «The Howling» جو دانته از دل موقعیتی آشنا آغاز میشود: کارن وایت، خبرنگار تلویزیونی، پس از مواجههای هولناک با قاتلی زنجیرهای، برای بازیابی آرامش به اقامتگاهی دورافتاده در کالیفرنیا میرود. اما فیلم خیلی زود آرامش را به تعلیق بدل میکند. ساکنان آنجا رفتاری نامتعارف دارند، صدای زوزه از دل جنگل به گوش میرسد و هر نشانه، مرز میان واقعیت و کابوس را اندکی سستتر میکند.
دانته با این مقدمه، نه فقط داستانی دربارهی موجوداتی افسانهای، بلکه روایتی دربارهی آسیبپذیری روان انسان و دشواری اعتماد به آنچه میبیند میسازد. ترس، تروما و نگاه دوربین یکی از ایدههای جذاب فیلم، پیوند دادن وحشت بیرونی با تجربهی روانی کارن است. او زنی است که در حرفهاش باید تصویرها را ثبت و برای دیگران روایت کند، اما پس از آن واقعهی تکاندهنده دیگر نمیتواند بیدغدغه به تصویر و حافظهی خود اعتماد کند.
اضطرابش فقط واکنشی به خطر نیست؛ شکافی است میان آنچه به یاد میآورد و آنچه توان پذیرشش را دارد. از این منظر، اقامتگاه دورافتاده فضایی برای استراحت صرف نیست، بلکه مکانی است که ترسهای سرکوبشده در آن شکل ملموس پیدا میکنند. حرفهی کارن نیز به فیلم امکان میدهد نگاهی طعنهآمیز به تلویزیون و سازوکار رسانه بیندازد.
خبر، خشونت را به تصویری قابلمصرف تبدیل میکند؛ گویی میتوان حادثهای را قاب گرفت، پخش کرد و سپس از آن فاصله گرفت. اما تجربهی کارن نشان میدهد که دیدن، الزاماً به معنای فهمیدن یا مهار کردن نیست. دوربین و تصویر تلویزیونی در این فیلم تنها ابزار روایت نیستند؛ بخشی از مسئلهاند. در این جهان، نمایش دادن واقعیت ممکن است به همان اندازهی پنهان کردن آن، مخاطرهآمیز باشد.
« اما فیلم خیلی زود آرامش را به تعلیق بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اقامتگاهی که وعدهی درمان نمیدهد «مستعمره» با طبیعت محصور، کلبههای پراکنده و فاصلهاش از شهر، در آغاز وعدهی رهایی از فشار زندگی روزمره را میدهد. اما همین جدایی، حس ناامنی را تشدید میکند. طبیعت در فیلم نه منظرهای آرامشبخش، بلکه فضایی است که هر صدایی را بزرگتر و هر سایهای را مشکوکتر جلوه میدهد.
جنگل، با زوزههای دور و حضور نامعلومش، پیوسته یادآوری میکند که پشت ظاهر دلپذیر اقامتگاه چیزی مهارنشدنی در کمین است. دانته از این محیط برای ساختن طنزی تلخ دربارهی زبان درمان و آرامش نیز بهره میگیرد. خطابهای صمیمانه، شعارهای خودیاری و توصیه به پذیرش خویشتن در فضایی قرار میگیرند که تعریف «خود» را به پرسشی نگرانکننده بدل میکند.
فیلم از این تضاد، هم برای ایجاد خنده استفاده میکند و هم برای برهم زدن آسودگی تماشاگر. شوخیها هرگز کاملاً فضای هراس را از میان نمیبرند؛ بیشتر نشان میدهند که گاهی زبان خوشبینانهی درمان، در برابر نیروهای غریزی و خشونتبار، تا چه اندازه ناتوان است. بدن بهمثابه میدان وحشت شهرت ماندگار فیلم بیش از هر چیز به جلوههای عملی دگرگونی گرگینهها وابسته است.
طراحی راب بوتین بدن را به مادهای ناپایدار تبدیل میکند: چهره و اندام از شکل آشنای انسانی فاصله میگیرند و تماشاگر ناچار میشود تغییر را نه در ذهن، بلکه در برابر چشم خود دنبال کند. اهمیت این لحظهها تنها در نمایش مهارت فنی نیست؛ دگرگونی جسمانی، تصور امنیت در بدن انسانی را زیر سؤال میبرد.
« اما همین جدایی، حس ناامنی را تشدید میکند. »
شخصیتها و اجرا
در جهان فیلم، هیولا موجودی کاملاً بیگانه نیست؛ امکانِ هیولا شدن درون همین بدن آشنا نهفته است. با این حال، همان چیزی که جلوهها را به یادماندنی میکند، گاه به نقطهضعف اجرایی فیلم بدل میشود. دگرگونیها طولانیاند و دوربین مدت زیادی بر روند تغییر مکث میکند. این مکث برای نمایش جزئیات فرصت میسازد، اما در عین حال ضرباهنگ صحنه را کاهش میدهد و ممکن است از تنش آن بکاهد.
وقتی شخصیت در میانهی دگرگونی تقریباً بیحرکت میماند، تماشاگر بهجای آنکه سراپا درگیر خطر شود، فرصت پیدا میکند به ساخت و ساز جلوهها فکر کند. بنابراین صحنهها همزمان چشمگیر و نامتوازناند: دستاوردهایی فنی که گاهی بیش از اندازه به خودشان مجال نمایش میدهند. طنز، ارجاع و لحن دوگانه جو دانته در سراسر فیلم میان وحشت و شوخی رفتوآمد میکند.
این طنز همیشه به شکل لطیفهی آشکار ظاهر نمیشود؛ گاهی در رفتار نامعقول شخصیتها، گاهی در گفتوگوها و گاهی در آگاهی فیلم از قراردادهای ژانر پنهان است. «The Howling» از سنت فیلمهای هیولایی قدیمی خبر دارد و با احترام و بازیگوشی به آن سنت نگاه میکند. حضور چهرههای آشنا برای دوستداران سینمای وحشت و علمیتخیلی نیز بخشی از همین گفتوگوی بینامتنی است.
این لحن دوگانه برای همهی تماشاگران به یک اندازه کارساز نیست. اگر انتظار وحشتی بیوقفه و جدی وجود داشته باشد، شوخیها ممکن است تنش را پراکنده کنند. در مقابل، اگر فیلم را اثری بداندیش و خودآگاه دربارهی افسانهی گرگینه ببینیم، همان سبک نامتجانس به بخشی از جذابیتش تبدیل میشود. دانته نه کاملاً به هراس واقعگرایانه وفادار میماند و نه فیلم را به هجو محض تقلیل میدهد.
« در جهان فیلم، هیولا موجودی کاملاً بیگانه نیست؛ امکانِ هیولا شدن درون همین بدن آشنا نهفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، اثری است که گاهی ترسناک، گاهی خندهآور و گاهی عمداً غریب به نظر میرسد. شخصیتها و نابرابریهای فیلمنامه دی والاس در نقش کارن مرکز ثقل عاطفی فیلم است. او باید هم خبرنگاری حرفهای و کنترلشده را مجسم کند و هم زنی را که اعتمادش به ادراک و حافظهی خودش آسیب دیده است. بازی او در انتقال اضطراب و درماندگی اهمیت دارد، هرچند فیلمنامه همیشه فرصت کافی برای عمق بخشیدن به تناقضهای درونی شخصیتها فراهم نمیکند.
برخی از چهرههای فرعی بیشتر به کارکردی در پیشبرد فضای رازآلود محدود میمانند تا شخصیتهایی با زندگی مستقل و تحول روشن. همین محدودیت به ریتم نیز آسیب میزند. فیلم در بخشهایی با ابهام و نشانهگذاری تدریجی پیش میرود، اما گاهی مکثهایش به تعلیق ثمربخش تبدیل نمیشوند و صرفاً احساس کندی پدید میآورند.
ساختار داستانی نیز در لحظاتی پراکنده به نظر میرسد؛ ایدههای جذاب فراواناند، ولی پیوند میان آنها همیشه به استحکام لازم نمیرسد. این ضعفها، در کنار ظاهر ناهموار بعضی از گرگینهها، باعث میشوند فیلم نه در همهی لحظهها به اندازهی جاهطلبی تصویریاش قانعکننده باشد و نه از نظر دراماتیک یکدست بماند.
میراث جلوههای عملی تماشای امروزی «The Howling» ناگزیر با تغییر معیارهای جلوههای ویژه همراه است. مخاطبی که به تصاویر دیجیتالی صیقلی عادت دارد، ممکن است در بعضی نماها محدودیتهای طراحی موجودات یا حرکت آنها را آشکارتر ببیند. با این همه، جلوههای عملی فیلم کیفیتی ملموس دارند: چیزی واقعاً در قاب ساخته شده، نور خورده و در برابر بازیگر قرار گرفته است.
« نتیجه، اثری است که گاهی ترسناک، گاهی خندهآور و گاهی عمداً غریب به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
این حضور فیزیکی به تصاویر وزن میدهد و حتی زمانی که ظاهر هیولا کاملاً باورپذیر نیست، نوعی جذابیت ناهموار و دستساز پدید میآورد. اهمیت فیلم را باید در همین ترکیب جستوجو کرد: جسارت تصویری، شوخی با قراردادهای ژانر و نگاهی که هیولای کلاسیک را با حساسیتهای سینمای وحشت اوایل دههی ۱۹۸۰ بازمیسازد.
«The Howling» در همان سالی پدید آمد که فیلمهای مهم دیگری دربارهی گرگینهها نیز به نمایش درآمدند و به برجستهشدن دوبارهی این موجود در سینمای عامهپسند کمک کردند. اما ارزشش تنها تاریخی نیست؛ هنوز هم لحظههایی دارد که از نظر طراحی بدن و ساخت فضای وهمآلود، تماشاگر را به خود جلب میکنند.
جمعبندی «The Howling» فیلمی بینقص نیست: ریتمش در بخشهایی افت میکند، شخصیتهای فرعی همیشه پرورده نیستند و دگرگونیهای طولانی گاهی از نیروی تعلیق میکاهند. با این حال، جلوههای عملیِ جسورانه، پیوند میان ترس و تروما، طنز تلخ و بازی آگاهانه با سنت فیلمهای هیولایی، به آن هویتی متمایز میبخشند.
این اثر بیش از آنکه وحشتی یکدست و بیوقفه باشد، تجربهای ناپایدار و گاه نامتعارف است؛ فیلمی که ممکن است در یک لحظه مخاطب را بلرزاند و در لحظهای دیگر لبخند بر لبش بیاورد. همین ناهمواری، در کنار تصویرهای ماندگارش، سبب میشود هنوز چیزی برای کشف و گفتوگو در آن باقی بماند.
« همین ناهمواری، در کنار تصویرهای ماندگارش، سبب میشود هنوز چیزی برای کشف و گفتوگو در آن باقی بماند. »



ثبت دیدگاه