نقد و بررسی
نقد مرد خانه (The Homesman) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در مسیر وارونه «The Homesman» به کارگردانی Tommy Lee Jones، وسترنی است که آگاهانه از مسیرهای آشنای این گونه فاصله میگیرد. در اینجا خبری از فتح سرزمین، جستوجوی ثروت یا قهرمانیِ بیچونوچرا نیست؛ سفر از غرب به شرق میرود و مقصد، بیش از آنکه وعده رهایی باشد، نشانی از پناهی موقت در جهانی بیرحم است.
ماجرا با مأموریت Mary Bee Cuddy آغاز میشود: او باید سه زن را که زندگی دشوار در دشتهای مرزی از پا انداخته، با واگنی سرپوشیده به آیووا برساند. برای این کار از George Briggs، مردی آواره و بدنام، کمک میگیرد. همین طرح ساده، زمینهای برای کاوش در تنهایی، فرسودگی و معنای مسئولیت فراهم میآورد.
مرزی که از درون میگذرد فیلم مرز را فقط خطی جغرافیایی میان سرزمینهای آباد و وحشی نمیبیند؛ مرز اصلی درون شخصیتهاست. دشتهای پهناور و آبادیهای پراکنده، آدمها را در وضعیتی قرار میدهند که فاصله از دیگران و دشواری زیستن، گاه از خطرهای طبیعی هم سنگینتر میشود. سه زنِ همراه گروه، حضوری صرفاً حاشیهای یا ابزاری برای پیشبرد ماجرا ندارند؛ رنج آنان پرسشی تلخ درباره بهایی است که زندگی در غربِ دورافتاده از انسان میگیرد، بهویژه از زنانی که فرصت اندکی برای انتخاب یا بیان نیازهای خود داشتهاند.
فیلم در عین حال از سادهسازی پرهیز میکند. رنج این زنان را نه به رخدادی منفرد فرو میکاهد و نه به توضیحی روانشناختی و قطعی محدود میسازد. بهجای آن، فشارهای روزمره، انزوا و فقدان را در دل محیطی نشان میدهد که برای ضعف و آسیبپذیری مجال چندانی نمیگذارد. از این منظر، «The Homesman» وسترنی زنمحور است؛ نه به این معنا که صرفاً جای قهرمان مرد را با زنی عوض کند، بلکه چون تجربههایی را در مرکز میگذارد که روایتهای مرسوم غرب آمریکا کمتر به آنها پرداختهاند.
« برای این کار از George Briggs، مردی آواره و بدنام، کمک میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Mary Bee؛ استواری و نیاز بازی Hilary Swank از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. Mary Bee زنی عملگرا، مسئولیتپذیر و مستقل است، اما استقلالش به معنای آسودگی یا مصونیت از تنهایی نیست. Swank این دوگانگی را با خویشتنداری اجرا میکند: استواری شخصیت را به صلابت نمایشی بدل نمیسازد و آسیبپذیریاش را نیز به احساساتگرایی آسان فرو نمیکاهد.
در نتیجه، Mary Bee زنی واقعی و چندوجهی به نظر میرسد؛ کسی که توان انجام کارهای دشوار را دارد، اما در جهانی که او را به نقشهای محدود میراند، همچنان با نیازهای عاطفی و میل به همراهی روبهروست. اهمیت این شخصیت در آن است که فیلم او را نه قدیس میسازد و نه صرفاً قربانی شرایط. ارادهاش نیروی پیشبرنده داستان است، اما تصمیمهایش نیز در بستری از محدودیت و فقدان معنا پیدا میکنند.
همین تضاد، به بازی Swank عمق میدهد: شخصیت در برابر دشواریها میایستد، بیآنکه فیلم وانمود کند ایستادگی همیشه به پیروزی یا آسودگی میانجامد. George Briggs و همراهی ناهموار Tommy Lee Jones در نقش George Briggs، مردی را تصویر میکند که ابتدا بیشتر به دردسر و منفعت خود میاندیشد تا تعهدی اخلاقی.
کنار هم قرار گرفتن او و Mary Bee، موتور دراماتیک رابطهای ناهموار است: یکی به نظم، وظیفه و ملاحظه پایبند است و دیگری با بدبینی، خودخواهی و شیوهای زمخت از جهان عبور میکند. اما فیلم این تضاد را به جدالهای بامزه و آشتیِ سرراست تقلیل نمیدهد. همراهی آنها آرام و تدریجی شکل میگیرد و هر دو را در موقعیتهایی میگذارد که تصویر اولیهشان از یکدیگر را پیچیده میکند.
« Mary Bee؛ استواری و نیاز بازی Hilary Swank از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بازی Jones عمداً از خشونت بیرونی و گاه نامطبوع شخصیت بهره میگیرد، اما در زیر آن، نشانههایی از انسانی ناپایدار و مبهم باقی میگذارد. Briggs قهرمان کلاسیک وسترن نیست؛ بیشتر مردی است که در حاشیه اجتماع مانده و میان فرصتطلبی و امکان همدلی در نوسان است. فیلم نیز بهجای آنکه او را یکباره تطهیر کند، این نوسان را حفظ میکند.
دشتهای سرد و زبان تصویر چشماندازهای فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا برای سفر نیستند؛ خود به نیرویی روایی بدل میشوند. وسعت دشتها، افق کممانع و سکون خانهها و اردوگاهها، آدمها را کوچک و بیپناه نشان میدهد. قابهایی که پیکرها را در برابر زمینهای خالی مینشانند، بر فاصله میان فرد و محیط تأکید دارند.
این زیبایی، آرامشبخش نیست؛ بیشتر شکوهی سرد و بیاعتناست که به تماشاگر یادآوری میکند طبیعت در برابر رنج انسان نه دشمنی شخصی دارد و نه شفقتی ویژه. صدا و موسیقی نیز در ساختن این فضا سهم دارند. سکوتها، صدای باد و موسیقی کمگرمای Marco Beltrami حس خلأ را تقویت میکنند؛ گویی محیط نهفقط شخصیتها را در محاصره خود گرفته، بلکه آرامآرام بر ذهن و رفتارشان اثر میگذارد.
این انتخابهای دیداری و شنیداری به فیلم هویتی متمایز میبخشند و حالوهوایی میسازند که پس از پایان تماشا نیز در ذهن میماند. ریتمی که راه را طولانی میکند آهستگی «The Homesman» بخشی از منطق روایی آن است. فیلم میخواهد سفر را همچون تجربهای فرساینده و ممتد به تماشاگر منتقل کند؛ بنابراین از شتاب و حادثهپردازی پیدرپی پرهیز میکند.
« فیلم نیز بهجای آنکه او را یکباره تطهیر کند، این نوسان را حفظ میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب در بسیاری از لحظهها مؤثر است: انتظار، تکرار و دشواری راه فرصت مییابند تا وزن پیدا کنند و رابطه شخصیتها بیعجله شکل بگیرد. اما همین روش گاهی به کشآمدن بخشهایی از فیلم میانجامد. بعضی صحنهها بیش از آنکه لایه تازهای به شخصیت یا موقعیت بیفزایند، بر حس ملال و تداوم دشواری تأکید میکنند.
همچنین، با وجود سفر پرخطر، فیلم در پی هیجان متعارف وسترن نیست. خطرها بیشتر به صورت فشار مداوم و احساس ناامنی حضور دارند تا رشتهای از اوجهای پرتحرک. تماشاگرانی که انتظار ماجراجویی پرحادثه یا تعلیق پیوسته دارند، ممکن است از فاصله میان طرح پرمخاطره و اجرای آرام فیلم شگفتزده شوند.
این کمبود برای برخی ضعف است و برای برخی دیگر، بخشی از صداقت اثر در نمایش سفری است که دشواریاش بیشتر روانی و انسانی است تا نمایشی. تلخی، بدون تسکین آسان لحن فیلم سرد و اندوهبار است و «The Homesman» برای متعادل کردن آن به شوخیهای فراوان یا لحظههای آسودهکننده متوسل نمیشود. حتی هنگامی که طنزی خشک و ناگهانی رخ میدهد، معمولاً از دل ناسازگاری شخصیتها یا پوچی موقعیت برمیآید و تلخی کلی را از میان نمیبرد.
این لحن یکدست، به اثر انسجام میدهد؛ اما در عین حال ممکن است تجربه تماشا را برای کسانی که به درامهای سنگین حساساند، خستهکننده کند. فیلم از تماشاگر میخواهد با اندوه و بیپناهی شخصیتها بماند، بیآنکه وعده دهد همهچیز سرانجام در نظمی روشن قرار خواهد گرفت. از همین رو، تأثیر آن بیشتر در پرسشهایی است که باقی میگذارد تا در تسکینی که فراهم میکند.
« اما همین روش گاهی به کشآمدن بخشهایی از فیلم میانجامد. »
قوتها و کاستیها
این تلخی زمانی ثمربخش است که با جزئیات انسانی و بازیهای کنترلشده همراه شود؛ هرجا روایت بیش از اندازه بر تیرگی تکیه میکند، خطر یکنواختی نیز پدیدار میشود. جمعبندی «The Homesman» وسترنی نامتعارف و تأملبرانگیز است که سفر را به بستری برای بررسی انزوا، مسئولیت و آسیبپذیری بدل میکند.
Hilary Swank حضوری نافذ و دقیق دارد و Tommy Lee Jones نیز در نقش و کارگردانی، اثری خشن، سرد و گاه غریب میسازد. منظرههای خلوت و لحن بیتساهل فیلم، جهان آن را بهیادماندنی میکنند؛ در مقابل، ریتم کند، فضای افسردهکننده و کمبود هیجان متعارف ممکن است فاصلهای میان اثر و بخشی از مخاطبان ایجاد کند.
این فیلم بیش از آنکه برای سرگرمی پرشتاب ساخته شده باشد، دعوتی است به تماشای رنج و تنهایی در حاشیههای یک اسطوره آشنا؛ اسطورهای که این بار از چشم کسانی روایت میشود که معمولاً در مرکز آن نبودهاند.
ثبت دیدگاه