نقد و بررسی
نقد The Hole in the Fence | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اردوگاهی پشت حصار «The Hole in the Fence» ساختهٔ Joaquín del Paso، در ظاهر با موقعیتی آشنا آغاز میشود: گروهی از پسران یک مدرسهٔ خصوصی مذهبی برای اردوی سالانه به طبیعت فرستاده میشوند؛ جایی که آموزگاران و کشیشان قرار است جسم، اخلاق و ایمان آنان را پرورش دهند. اما این اردوگاه نه پناهگاهی برای فاصله گرفتن از جهان، بلکه نسخهای کوچک و فشرده از همان جهانی است که کودکان قرار است روزی در آن جایگاه بگیرند.
نظم، مراقبت و موعظه، در کنار امتیاز طبقاتی و ترس از بیرون، فضایی میسازند که آرامآرام به صحنهای برای آشکار شدن تناقضها بدل میشود. عنوان فیلم به مانعی ساده اما پرمعنا اشاره دارد: حصاری که اردوگاه را از پیرامونش جدا میکند و شکافی که این مرز ظاهراً مطمئن را برهم میزند. کشف این گشودگی، تنها آغاز یک ماجرای رازآلود نیست؛ پرسشی است دربارهٔ آنچه نظام تربیتی میکوشد از دید پسران دور نگه دارد.
فیلم از همان ابتدا القا میکند که امنیت اردوگاه بیش از آنکه واقعیتی عینی باشد، تصویری ساختهشده از اقتدار بزرگسالان است. تربیت بهمثابه انتقال قدرت مدرسه و اردوگاه در فیلم، فقط نهادهایی برای آموزش نیستند. آنان به پسران میآموزند چه کسانی سزاوار احتراماند، چه کسانی باید از آنان فاصله گرفت و چگونه میتوان برتری را امری طبیعی جلوه داد.
مناسک مذهبی، تمرینهای جسمانی و پندهای اخلاقی ظاهراً در خدمت ساختن انسانهایی منضبطاند؛ اما زیر این ظاهر، سلسلهمراتبی طبقاتی و فرهنگی شکل میگیرد که بهتدریج در رفتار نوجوانان نیز بازتاب مییابد. تأکید فیلم بر فرزندان خانوادههای مرفه، نقد اجتماعی را از سطح گفتار به سطح تجربه میآورد.
« تربیت بهمثابه انتقال قدرت مدرسه و اردوگاه در فیلم، فقط نهادهایی برای آموزش نیستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پسران صرفاً دربارهٔ نابرابری نمیشنوند؛ در موقعیتی قرار میگیرند که امتیاز را زندگی میکنند و آن را با حق مسلم خود اشتباه میگیرند. از همین رو، اردوگاه را میتوان کارگاهی برای بازتولید نظم اجتماعی دانست: بزرگسالان ارزشها را به زبان میآورند و نوجوانان آنها را در رابطه با یکدیگر میآزمایند.
فیلم، این فرایند را نه با توضیح مستقیم، بلکه با رفتارهای روزمره، نگاهها و مناسبات قدرت نشان میدهد. نوجوانی، گروه و مرزهای تعلق یکی از محورهای مهم اثر، دگرگونی فرد در دل جمع است. پسران گاه همچون گروهی واحد رفتار میکنند؛ جمعی که میتواند به همان اندازه که از اعضایش محافظت میکند، آنان را به پیروی وادارد.
در چنین فضایی، تفاوت بهآسانی بهانهای برای طرد میشود و تعلق، بهایی دارد: فرد باید خود را با قواعد نانوشتهٔ گروه هماهنگ کند. فیلم با دقت نشان میدهد که خشونت لزوماً از لحظهای بزرگ و نمایشی آغاز نمیشود. گاه از شوخی، تمسخر، دستهبندی یا سکوت در برابر تحقیر نیرو میگیرد. نوجوانان در حال آموختناند که چگونه جای خود را در جمع تثبیت کنند؛ اما آموزگارانی که باید مرزهای اخلاقی را روشن سازند، خود بخشی از سازوکار فشار و ترساند.
از این جهت، اثر به داستانی ساده دربارهٔ «بدرفتاری چند پسر» فروکاسته نمیشود. پرسش جدیتر آن است که رفتار آنان از چه الگوهایی نیرو میگیرد و چه کسی مسئول شکلگیری آن الگوهاست. تعلیق و زبان بصری طبیعت در این فیلم نه پسزمینهای آرام و رهاییبخش، بلکه فضایی دوپهلو است. جنگل، راههای باریک و محوطهٔ محدود اردوگاه با قاببندیهایی سنجیده به محیطی تبدیل میشوند که هم چشمنواز است و هم ناآرامکننده.
« فیلم، این فرایند را نه با توضیح مستقیم، بلکه با رفتارهای روزمره، نگاهها و مناسبات قدرت نشان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
زیبایی منظره، احساس امنیت را تقویت نمیکند؛ برعکس، تضادی میسازد که در آن هر نشانهٔ خطرناک پررنگتر به نظر میرسد. فیلم بهجای آنکه پیوسته اطلاعات تازه عرضه کند، از فاصلهها، مکثها و تکرار موقعیتها برای افزایش اضطراب بهره میگیرد. تماشاگر نیز مانند نوجوانان با دانستههایی ناقص روبهروست و ناچار است میان هشدارهای بزرگسالان، شایعات و نشانههای پراکنده رابطه برقرار کند.
همین محدودیت اطلاعات، تعلیق را شکل میدهد. موسیقی و صدا نیز در خدمت ساختن فضاییاند که در آن امر عادی میتواند بهسرعت تهدیدآمیز جلوه کند. بازیهای گروهی و حضور بزرگسالان بازیگران نوجوان به انسجام فیلم کمک مهمی میکنند. از آنجا که اثر بیش از یک قهرمان منفرد بر پویایی جمعی تکیه دارد، باورپذیری واکنشها و تفاوتهای کوچک میان اعضای گروه اهمیت ویژهای مییابد.
نوجوانان در کنار هم حضوری طبیعی دارند و اضطراب فزایندهٔ داستان را بدون آنکه همهچیز به واکنشهای اغراقآمیز فردی وابسته شود، منتقل میکنند. تماشاگر حس میکند با گروهی روبهروست که قواعد درونی خودش را دارد و هر عضو، آگاهانه یا ناآگاهانه، در حفظ آن نقش بازی میکند. در سوی دیگر، بزرگسالان با حضوری نگرانکننده ظاهر میشوند.
اقتدار آنان از جایگاه رسمی، زبان اخلاقی و توانایی تعریف موقعیت سرچشمه میگیرد. آنان نهفقط بر رفتار پسران نظارت میکنند، بلکه تعیین میکنند چه چیزی خطر محسوب شود و کدام پرسش باید بیپاسخ بماند. این وجه از فیلم، تقابل سادهٔ کودکان معصوم و بزرگسالان شرور را پیچیدهتر میکند: مسئله، صرفاً نیت یک فرد نیست، بلکه ساختاری است که قدرت را در دست گروهی محدود متمرکز میکند و پاسخگویی را به حاشیه میراند.
« همین محدودیت اطلاعات، تعلیق را شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مذهب، ابهام و نقد اجتماعی نقد مذهبی فیلم بیش از آنکه به ایمان شخصی بپردازد، متوجه استفاده از زبان دین برای مشروعیتبخشیدن به اقتدار است. دعا و موعظه در کنار کنترل و انضباط قرار میگیرند؛ همین همجواری پرسشی مهم میسازد: وقتی اخلاق به ابزار فرمانبرداری بدل شود، چه چیزی از معنای اخلاق باقی میماند؟
فیلم در این زمینه بهجای ارائهٔ بحثی نظری، از فضای اردوگاه و مناسبات میان شاگردان و سرپرستان بهره میبرد. با این حال، گستردگی موضوعات گاه به پراکندگی میانجامد. طبقه، مذهب، تبعیض، مردانگی و سوءاستفاده از قدرت همگی در تار و پود فیلم حضور دارند، اما همهٔ این خطوط همیشه با وضوح یکسان به هم نمیرسند.
برخی نشانهها بیش از آنکه به نتیجهای روشن منتهی شوند، در قالب ابهام باقی میمانند. این ویژگی میتواند تماشاگر را به تأمل وادارد، اما در بخشهایی نیز این احساس را ایجاد میکند که فیلم میخواهد بیش از ظرفیت روایت خود معناهای گوناگون را حمل کند. ریتم و میزان صراحت ریتم آرام و تدریجی فیلم با جهان بسته و پرتنش آن تناسب دارد.
داستان شتاب نمیگیرد تا زود به پاسخ برسد؛ بلکه با انباشتن جزئیات و تغییر تدریجی فضای جمع، انتظار میسازد. این انتخاب برای کسانی که تعلیق روانشناختی را در مکث و مشاهده مییابند، مؤثر است. در مقابل، تماشاگرانی که انتظار پیشروی پیوستهٔ پیرنگ را دارند، ممکن است در میانهٔ فیلم با کندی یا نامشخص بودن جهت حرکت روبهرو شوند.
« فیلم در این زمینه بهجای ارائهٔ بحثی نظری، از فضای اردوگاه و مناسبات میان شاگردان و سرپرستان بهره میبرد. »
قوتها و کاستیها
همچنین، فیلم در بعضی لحظات برای انتقال اضطراب و مضمون، به لحن و تصویرپردازی پررنگتری متوسل میشود. این شدت گاه اثرگذار است، اما گاه بر ظرافتی که در بخشهای دیگر شکل گرفته سایه میاندازد. تنش میان واقعگرایی اجتماعی و فضای کابوسوار از نقاط جذاب فیلم است؛ بااینحال، مرز میان استعاره و اغراق همیشه به یک اندازه متعادل نمیماند.
جمعبندی «The Hole in the Fence» فیلمی است دربارهٔ اردوگاهی که قرار است پسران را برای آینده آماده کند، اما همزمان مناسبات نابرابر همان آینده را در مقیاسی کوچک بازتولید میکند. قوت اصلی اثر در ساختن فضای محصور و ناآرام، نمایش اثر جمع بر فرد و پیوند دادن تعلیق با نقد طبقاتی و تربیتی نهفته است.
بازیهای هماهنگ نوجوانان و قاببندیهای حسابشده نیز به این جهان بسته جان میبخشند. فیلم در پرداخت مضمونهای متعدد و حفظ تعادل میان ابهام، تعلیق و صراحت بینقص نیست؛ گاهی کند میشود و گاهی پیام اجتماعیاش بیش از اندازه آشکار یا پراکنده به نظر میرسد. بااینهمه، این ناهماهنگیها از نیروی پرسش مرکزی آن نمیکاهند: جامعه چگونه ارزشهای خود را به نسل بعد منتقل میکند، و چه زمانی آموزش اخلاقی به تمرین اطاعت و برتریجویی بدل میشود؟
پاسخ فیلم ساده و آرامشبخش نیست؛ فضای اردوگاه نیز پس از پایان تماشا همچنان در ذهن باقی میماند.
« همچنین، فیلم در بعضی لحظات برای انتقال اضطراب و مضمون، به لحن و تصویرپردازی پررنگتری متوسل میشود. »



ثبت دیدگاه