نقد و بررسی
نقد جاماندگان (The Holdovers) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
داستانی کوچک دربارهٔ آدمهای置مانده «The Holdovers» ساختهٔ Alexander Payne، در ظاهر روایتی سرراست دارد: معلمی سختگیر در مدرسهای شبانهروزی در نیوانگلند، هنگام تعطیلات کریسمس ناچار میشود مراقب دانشآموزانی باشد که به خانه نرفتهاند. اما فیلم خیلی زود از چارچوب قصهٔ تعطیلاتی بیرون میآید و به تأملی دربارهٔ کسانی بدل میشود که در حاشیه ماندهاند؛ آدمهایی که نه فقط از دیگران، بلکه گاه از امکانِ تغییر و تعلق نیز دور افتادهاند.
عنوان فیلم هم به همین گروه اشاره دارد: کسانی که در مدرسه جا ماندهاند، و در معنایی گستردهتر، از زندگیِ معمول و پذیرفتهشده عقب ماندهاند. قصه در سال ۱۹۷۰ میگذرد؛ انتخابی که تنها آرایهای نوستالژیک نیست، بلکه به فیلم امکان میدهد فاصلهٔ طبقاتی، اقتدار مدرسه و سایهٔ جنگ ویتنام را در پسزمینهٔ تجربههای شخصی شخصیتها نگه دارد.
این عناصر هرگز به خطابهای سیاسی تبدیل نمیشوند؛ بیشتر همچون فشارهایی بیرونی حضور دارند که زندگی روزمره را شکل میدهند. در مرکز فیلم، نه حادثهای بزرگ، بلکه موقعیتی محدود قرار دارد: چند نفر در فضایی خلوت کنار هم میمانند و ناچار میشوند حضور یکدیگر را تاب بیاورند. از ناسازگاری تا همنشینی هستهٔ دراماتیک فیلم بر برخورد سه شخصیت بنا شده است: Paul Hunham، معلم کلاسیکهای عبوس و مقرراتمدار؛ Angus Tully، دانشآموزی باهوش و سرکش؛ و Mary Lamb، سرآشپز مدرسه که با سوگی سنگین دستوپنجه نرم میکند.
فیلم رابطهٔ این سه نفر را با شتاب به صمیمیتی دلپذیر نمیرساند. آغاز کار با بدگمانی، لجاجت و قضاوتهای شتابزده همراه است؛ هر شخصیت دیگری را از پشت نقابی میبیند که خودِ او نیز برای پنهانکردن زخمهایش به چهره زده است. نکتهٔ مهم آن است که پیوند میان آنها از راه اعترافهای ناگهانی و توضیحهای مفصل ساخته نمیشود.
« فیلم رابطهٔ این سه نفر را با شتاب به صمیمیتی دلپذیر نمیرساند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نزدیکیشان بیشتر در رفتارهای کوچک شکل میگیرد: گفتوگویی که برخلاف انتظار ادامه مییابد، مکثی که معنایی تازه پیدا میکند، یا لحظهای که یکی از آنها به جای سرزنش، اندکی درنگ میکند. فیلم در این مسیر به الگوی آشنای «غریبهها که خانواده میشوند» نزدیک میشود، اما بهواسطهٔ ناهمواری روابط و ناسازگاری خلقوخوها، از شیرینیِ بیدردسر فاصله میگیرد.
صمیمیت در اینجا نه هدیهای آماده، بلکه نتیجهٔ تحملکردن دیگری است. شخصیتپردازی و بازیها Paul Giamatti نقش Hunham را با دقتی چشمگیر میسازد. او معلمی است که خشونت کلامی و خشکی رفتارش ابتدا چهرهای یکبعدی از او ترسیم میکند، اما بازی Giamatti اجازه نمیدهد این ظاهر به تعریف کامل شخصیت بدل شود.
در زیر لحن آمرانه، نوعی ناامنی و تلخی قدیمی جریان دارد؛ در حرکات کوچک و تغییرات ظریف صدا میتوان دید که صلابت این مرد تا چه اندازه به سازوکاری دفاعی وابسته است. بازیگر نه او را تبرئه میکند و نه به کاریکاتوری از معلم بداخلاق فرو میکاهد. Dominic Sessa در نقش Angus نیز حضوری زنده و کنترلشده دارد.
او شخصیت نوجوان را صرفاً به صورت شورشی پرخاشگر عرضه نمیکند؛ هوش و تیزیاش در کنار رنجش و نیاز پنهانش به دیدهشدن قرار میگیرد. همین دوگانگی مانع میشود رفتارهایش به مجموعهای از ترفندهای نوجوانانه تقلیل یابد. رابطهٔ او با Hunham از کشمکشی ساده میان نسلها فراتر میرود: هر دو در برابر جهان موضعی دفاعی گرفتهاند و هر دو، به شیوهٔ خود، از آسیبپذیری گریزاناند.
« صمیمیت در اینجا نه هدیهای آماده، بلکه نتیجهٔ تحملکردن دیگری است. »
شخصیتها و اجرا
Da'Vine Joy Randolph به Mary نقشی آرامتر اما عمیقاً اثرگذار میبخشد. اندوه او برای از دستدادن پسرش در جنگ، بهجای آنکه صرفاً ابزاری برای برانگیختن احساس تماشاگر باشد، بخشی از حضور روزانهاش است؛ سوگی که حتی در لحظههای عادی نیز از میان نمیرود. بازی Randolph در همین پرهیز از نمایشگری قدرت میگیرد.
او غم را با نشانههای محدود و انسانی آشکار میکند و به شخصیتش شأن و استقلال میبخشد؛ Mary تنها میانجی آشتی دو مرد نیست، بلکه زندگی درونی و تجربهٔ ویژهٔ خود را دارد. لحن، شوخی و احساس یکی از جذابیتهای فیلم، رفتوآمد میان طنز خشک و ملودرام است. شوخیها معمولاً از برخورد شخصیتها، غرور و بدخلقی آنان یا بیپروایی نوجوانانهٔ Angus میجوشند؛ نه از طراحی موقعیتهای کمدیِ پرسرعت.
این طنز، جهان فیلم را از سنگینی مطلق دور میکند و اجازه میدهد شخصیتها در کنار رنج، همچنان مضحک، خودخواه و گاه آزاردهنده باشند. همین آمیزه، تصویری انسانیتر از آنان میسازد. بااینحال، جابهجایی لحن همیشه بینقص نیست. گاه شوخی ناگهانی درست در لحظهای وارد میشود که صحنه نیازمند سکوت و ماندن در احساس است؛ در چنین مواردی، طنز به جای آنکه تلخی را متعادل کند، اندکی از نیروی عاطفی آن میکاهد.
از سوی دیگر، بعضی لحظههای آشتی یا همدلی بیش از حد روشن و قابلپیشبینیاند. فیلم گاهی احساسات را با بیانی صریحتر از آنچه لازم است به تماشاگر منتقل میکند و مجال کشف و برداشت شخصی را محدود میسازد. بااینهمه، چون شخصیتها پیشتر بهتدریج زمینهٔ عاطفی این لحظهها را فراهم کردهاند، این آشکاری معمولاً به تصنع کامل نمیانجامد.
« Da'Vine Joy Randolph به Mary نقشی آرامتر اما عمیقاً اثرگذار میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و ساختار روایی «The Holdovers» به ریتمی آرام و کمشتاب وفادار میماند. بسیاری از صحنهها بیش از آنکه حادثهای تازه به داستان بیفزایند، به تماشاگر فرصت میدهند در فضای مدرسه، سکوتهای میان شخصیتها و تغییرات تدریجی رابطهٔ آنها بماند. این انتخاب با مضمون فیلم سازگار است: تحول درونی، برخلاف پیچشهای داستانی، اغلب در سکون و تکرار روزمره رخ میدهد.
اما همین ویژگی گاهی به کندیِ محسوس میانجامد. برخی کشمکشها دیر پیش میروند و بخشهایی از میانهٔ فیلم بیش از اندازه به تداوم حالوهوا متکیاند. تماشاگرانی که انتظار دارند هر صحنه گرهی تازه بگشاید، ممکن است احساس کنند روایت در جا میزند. بااینحال، کندی فیلم کاملاً بیهدف نیست؛ این زمانِ کشآمده به شخصیتها اجازه میدهد از مواضع اولیهشان فاصله بگیرند، بیآنکه تغییرشان ناگهانی یا معجزهآسا جلوه کند.
نقطهٔ قوت فیلم در این است که دگرگونی را به جای یک چرخش ناگهانی، مجموعهای از جابهجاییهای کوچک میبیند. فضا و زبان بصری زمستان در فیلم فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ با سرمای درونی شخصیتها پیوند میخورد. راهروهای خلوت، اتاقهای بزرگ و فضای مدرسهٔ شبانهروزی، حس انزوا را تشدید میکنند، حال آنکه برف و نورهای تعطیلاتی نوید گرما میدهند، بیآنکه بتوانند آن را بهسادگی تضمین کنند.
تضاد میان ظاهر جشن و تنهایی آدمها، یکی از منابع مهم تأثیر عاطفی فیلم است. بازسازی دههٔ ۱۹۷۰ نیز به جای آنکه صرفاً ویترینی از لباس و وسیله باشد، در بافت تصویر و حالوهوای اثر جا افتاده است. فیلم میکوشد حس اثری متعلق به همان دوره را بازآفرینی کند؛ این انتخاب، گذشته را به فضایی ملموس بدل میسازد، نه موضوعی برای نمایش نوستالژی.
« ریتم و ساختار روایی «The Holdovers» به ریتمی آرام و کمشتاب وفادار میماند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و ترانههای دوره نیز به همین جهان کمک میکنند و در کنار سکوتهای سنجیده، ضرباهنگ احساسی فیلم را شکل میدهند. در مجموع، طراحی بصری و صوتی با روایت همراه است و به جای جلب توجه مستقل، فضای شخصیتها را گسترش میدهد. مضمونها: آموزش، سوگ و همدلی فیلم نگاه سادهانگارانهای به آموزش ندارد.
Hunham از تاریخ و ادبیات دفاع میکند، اما روش تدریس سختگیرانهاش نشان میدهد دانستن، بهخودیخود، انسان را به فهم دیگران نمیرساند. رابطهٔ او با Angus این پرسش را پیش میکشد که آیا آموزش فقط انتقال اطلاعات است یا توان دیدن انسانِ روبهرو را نیز در بر میگیرد. فیلم پاسخ را در تبدیل ناگهانی معلم به قهرمان نمییابد؛ بلکه در لحظاتی میجوید که او از داوری فوری دست میکشد.
سوگ نیز در فیلم تجربهای یکسان برای همه نیست. Mary، Hunham و Angus هر یک با فقدان و محرومیتی متفاوت زندگی میکنند و اثر، این زخمها را همسنگ یا قابلتعویض نمیداند. همین تفاوت به رابطهٔ میان آنها عمق میبخشد: همدلی زمانی معنا پیدا میکند که فرد رنج دیگری را به نسخهای از رنج خود فرو نکاهد.
فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که کمککردن همیشه به معنای حلکردن مسئله نیست؛ گاهی کافی است کسی کنار دیگری بماند و او را جدی بگیرد. جمعبندی «The Holdovers» فیلمی گرم و انسانی است که نیروی اصلی خود را از شخصیتپردازی و بازیهای دقیق میگیرد، نه از پیچیدگی پیرنگ. فضای زمستانی، طنز خشک و ریتم آرام، جهانی میسازند که در آن نزدیکی میان آدمها بهتدریج و با دشواری شکل میگیرد.
« در مجموع، طراحی بصری و صوتی با روایت همراه است و به جای جلب توجه مستقل، فضای شخصیتها را گسترش میدهد. »
جمعبندی
در کنار این امتیازها، کندی بخشهایی از روایت، صراحت بیش از اندازهٔ بعضی لحظههای احساسی و گسست گاهوبیگاه میان شوخی و اندوه، از ظرافت اثر میکاهد. بااینحال، فیلم در نمایش آدمهایی که پشت بدخلقی، سرکشی یا سکوت پنهان شدهاند، به صداقت قابلتوجهی میرسد. نه همهچیز را حل میکند و نه زخمها را با یک آشتی ساده محو میسازد؛ ارزشش بیشتر در این است که نشان میدهد حتی یک همراهی موقت میتواند نگاه آدمها را به خود و دیگری اندکی تغییر دهد.
« بااینحال، فیلم در نمایش آدمهایی که پشت بدخلقی، سرکشی یا سکوت پنهان شدهاند، به صداقت قابلتوجهی میرسد. »
ثبت دیدگاه