نقد و بررسی
نقد بهترین نت (The High Note) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان زرقوبرق صحنه و روزمرّگی پشتصحنه «The High Note» در لسآنجلسِ موسیقیزده و پرزرقوبرق میگذرد؛ جهانی که در آن شهرت میتواند هم سرمایهای گرانبها باشد و هم قفسی زرین. گریس دیویس، خوانندهای نامدار، سالها با اجراهایی موفق جایگاهش را حفظ کرده، اما پشت آن تصویر باشکوه، پرسشی جدی پنهان است: هنرمند تا چه اندازه میتواند در آسایشِ شهرت بماند، بیآنکه میل به آفرینش تازه را از دست بدهد؟
در سوی دیگر، مگی شروود، دستیار پرکار گریس، میان برنامههای فشرده، سفارشها و وظایف کوچک گرفتار است؛ بااینحال، رؤیای تهیهکنندگی موسیقی را رها نکرده است. فیلم بهجای آنکه فقط داستانی دربارهٔ رسیدن به آرزوها باشد، دو نگاه متفاوت به کار و جاهطلبی را کنار هم میگذارد: اشتیاقِ کسی که هنوز راهش را آغاز نکرده و فرسودگیِ کسی که سالها در مرکز توجه بوده است.
همین تقابل، هستهٔ عاطفی اثر را شکل میدهد و به قصهای آشنا اندکی عمق میبخشد. قصهای ساده، با مسیری قابل پیشبینی طرح داستان بر آشناییِ روشنی استوار است: مگی میخواهد از جایگاه دستیار فراتر برود، گریس با تصمیمی دشوار در برابر مسیر حرفهایاش روبهروست و یک فرصت تازه میتواند آیندهٔ هر دو را تغییر دهد.
« همین تقابل، هستهٔ عاطفی اثر را شکل میدهد و به قصهای آشنا اندکی عمق میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از همان ابتدا نشانههای آشنای کمدیدرامهای مسیر شغلی را عرضه میکند؛ رؤیایی که با واقعیت برخورد میکند، مانعهایی که باید پشت سر گذاشت و روابطی که در این میان دگرگون میشوند. این آشنایی، تماشای فیلم را دشوار نمیکند، اما پیشبینیپذیریاش را هم نمیتوان نادیده گرفت. بسیاری از موقعیتها پیش از وقوع، مقصد تقریبی خود را آشکار میکنند و قصه کمتر از مخاطب میخواهد که حدسهایش را کنار بگذارد.
مسئله این نیست که فیلم باید حتماً غافلگیرکننده باشد؛ بلکه میتوانست از موقعیتهای آشنا، تنش یا ظرافت بیشتری بیرون بکشد. گاه نیز چند خط روایی، بهجای آنکه در یک مسیر منسجم به هم برسند، حالتی پراکنده پیدا میکنند. دو زن و دو سوی شهرت نقطهٔ قوت اصلی فیلم در رابطهٔ میان مگی و گریس است.
مگی با شور و اطمینان به تواناییهایش، میخواهد در صنعتی که راه ورود به آن آسان نیست، جدی گرفته شود. گریس اما از جایگاهی سخن میگوید که مگی هنوز به آن نرسیده: جایگاه هنرمندی که موفقیتش تثبیت شده، ولی باید میان تکرار فرمولهای امن و خطرِ تغییر انتخاب کند. تفاوت تجربهٔ آن دو، بستری مناسب برای کشمکش و همدلی فراهم میآورد.
« این آشنایی، تماشای فیلم را دشوار نمیکند، اما پیشبینیپذیریاش را هم نمیتوان نادیده گرفت. »
شخصیتها و اجرا
فیلم همچنین به موانعی اشاره میکند که سن، جنسیت و نژاد میتوانند برای زنی در صنعت موسیقی ایجاد کنند. این مضمون، بهویژه از خلال نگرانیهای گریس دربارهٔ آیندهٔ هنریاش، ظرفیتی فراتر از یک کمدیدرام سبک دارد؛ بااینحال، اغلب در حد اشاره باقی میماند. اثر کمتر از آنچه وعده میدهد در دشواریهای این جایگاه مکث میکند و گاهی بهسرعت به سمت لحنی آرامشبخش بازمیگردد.
از همین رو، گریس در بهترین لحظاتش شخصیتی چندلایه است، اما فیلم همیشه فرصت نمیدهد لایههای او بهاندازهٔ کافی گشوده شوند. بازیها و جانِ شخصیتها تریسی الیس راس با حضوری گرم و متکیبهنفس، مرکز ثقل فیلم است. او گریس را صرفاً به ستارهای متکبر یا رئیسِ سختگیر تبدیل نمیکند؛ در نگاهها و مکثهایش میتوان خستگی، احتیاط و آسیبپذیری زنی را دید که بهخوبی میداند شهرت تا چه اندازه شکننده است.
جذابیت بازی او از آنجا میآید که شکوهِ ستارهبودن را با لحظههای انسانی و کمزرقوبرق درمیآمیزد. داکوتا جانسون در نقش مگی، شورِ آرزومندی را به فیلم میآورد، اما بازیاش در همهٔ لحظات به یک اندازه نافذ نیست. گاه انرژی و لجاجت شخصیت را خوب منتقل میکند و گاه به نظر میرسد از شدت و شتاب درونی او فاصله میگیرد.
« فیلم همچنین به موانعی اشاره میکند که سن، جنسیت و نژاد میتوانند برای زنی در صنعت موسیقی ایجاد کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین ناهمواری باعث میشود مسیر مگی، با وجود اهمیتش، همیشه بهاندازهٔ داستان گریس گیرایی نداشته باشد. کوین هریسون جونیور نیز در نقش دیوید حضوری دلنشین دارد، هرچند شخصیت او در بخشهایی بیشتر به کارکردی روایی محدود میشود تا شخصیتی کاملاً مستقل. موسیقی؛ نیرویی فراتر از پسزمینه موسیقی در «The High Note» تزئینی برای پرکردن فاصلهٔ میان صحنهها نیست؛ یکی از اصلیترین راههای بیانِ آرزو و دگرگونی است.
ترانهها و اجراها به فیلم نیرویی میدهند که خودِ طرح داستان گاهی از تولیدش ناتوان میماند. جلسات ضبط، تمرینها و لحظههای اجرا، فضای موسیقاییِ خوششنوایی میسازند و تماشاگر را به جهانی نزدیک میکنند که مگی مشتاق ورود به آن است. در این میان، موسیقی به تفاوت میان حفظ محبوبیت و جستوجوی صدایی تازه نیز اشاره میکند.
برای گریس، مسئله فقط خواندن یا اجراکردن نیست؛ مسئله این است که آیا میتواند اثری را عرضه کند که بازتاب تجربه و خواست خودش باشد. همین کشمکش، لحظههای موسیقایی را از نقش سرگرمی صرف بیرون میآورد. بااینهمه، قدرت ترانهها همیشه به تحول دراماتیک بدل نمیشود: گاه موسیقی از داستان اثرگذارتر است و بار عاطفیای را بر دوش میکشد که فیلمنامه بهتنهایی از پسِ آن برنمیآید.
« همین ناهمواری باعث میشود مسیر مگی، با وجود اهمیتش، همیشه بهاندازهٔ داستان گریس گیرایی نداشته باشد. »
قوتها و کاستیها
فضای بصری و ریتم روایت فیلم تصویری روشن و خوشایند از صنعت سرگرمی میسازد: از فضای پرجنبوجوش لسآنجلس تا اتاقهای ضبط و محیطهایی که کار روزمرهٔ یک ستاره را احاطه میکنند. این تصویر، بهجای واقعگرایی تلخ و بیواسطه، بیشتر در پی ایجاد حالوهوایی سبک و دلپذیر است. فاصلهٔ میان پشتصحنه و صحنه، میان کار طاقتفرسا و لحظهٔ درخشش، از دل همین فضا دیده میشود.
ریتم فیلم در بخشهایی خوشحرکت است، اما همیشه تعادل خود را حفظ نمیکند. بعضی لحظات بیش از نیاز کش میآیند، درحالیکه برخی تغییرات مهم ناگهان از راه میرسند و فرصت کافی برای رسوبکردن در ذهن مخاطب نمییابند. این نابرابری در بخش پایانی محسوستر میشود: فیلم میکوشد چند رشتهٔ داستانی را زودتر از آنچه لازم است به سرانجام برساند.
در نتیجه، حالوهوای امیدوارکنندهٔ پایان باقی میماند، اما اثر عاطفی آن میتوانست با مکث و پرداخت بیشتر نیرومندتر شود. کامیابیها و کاستیها «The High Note» بیش از هر چیز در ساختن تجربهای خوشایند موفق است. موسیقی شنیدنی، بازی گیرای تریسی الیس راس و رابطهٔ پرکشمکش دو زن، فیلم را از یک قصهٔ کاملاً معمولی فراتر میبرند.
« این تصویر، بهجای واقعگرایی تلخ و بیواسطه، بیشتر در پی ایجاد حالوهوایی سبک و دلپذیر است. »
جمعبندی
همچنین ایدهٔ کنار هم قراردادنِ هنرمندی در آستانهٔ بازنگری در مسیرش و دستیار جوانی که خواهان فرصتی برای اثبات خود است، ظرفیت دراماتیک روشنی دارد. در برابر این امتیازها، کلیشههای روایی و قابل حدس بودن مسیر داستان قرار میگیرند. فیلم گاهی مسئلههای مهمی را مطرح میکند، اما برای کاوش آنها درنگ نمیکند؛ گاهی نیز شخصیتهای فرعی یا خطوط عاطفی را به اندازهٔ کافی پرورش نمیدهد.
افزون بر این، شتابِ جمعبندی در پایان، از مجالِ شکلگیری یک فرود عمیقتر میکاهد. این کاستیها مانع لذت بردن از فیلم نیستند، اما نشان میدهند اثری با ایدهها و شخصیتهای جذابتر از آنچه در نهایت به تصویر میکشد، روبهرو هستیم. جمعبندی «The High Note» فیلمی بیادعا و خوشتماشاست که نیروی اصلیاش را از موسیقی و از همراهی دو زن با تجربههای متفاوت میگیرد.
قصهاش تازگی چشمگیری ندارد و در پرداخت برخی مضمونهای مهم و در جمعبندیِ شتابزدهاش کم میآورد؛ بااینحال، گرمای بازی تریسی الیس راس و انرژی ترانهها، به آن شخصیتی دوستداشتنی میبخشند. این فیلم بیش از آنکه اثری پیچیده دربارهٔ سازوکارهای صنعت موسیقی باشد، روایتی سرگرمکننده دربارهٔ رؤیا، فرصت و بازنگری در مسیر زندگی است؛ روایتی که پس از پایان، بیش از هر چیز با حالوهوای موسیقایی و لبخندی آرام در خاطر میماند.
« در برابر این امتیازها، کلیشههای روایی و قابل حدس بودن مسیر داستان قرار میگیرند. »



ثبت دیدگاه