نقد و بررسی
نقد شفابخش (The Healer) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح و جایگاه فیلم «The Healer» ساختهٔ Paco Arango فیلمی است دربارهٔ مردی که ناخواسته با امکان شفابخشی روبهرو میشود و در مسیر فهمیدن این توانایی، ناچار است به زندگی خود نیز نگاه تازهای بیندازد. آشنایی او با Abigail، نوجوانی مبتلا به سرطان، نیروی محرک عاطفی روایت است؛ اما فیلم بیش از آنکه دربارهٔ سازوکار یک قدرت خارقالعاده باشد، به پرسشی انسانی میپردازد: آیا کمککردن به دیگران میتواند فردی را که از خود و جهان رویگردان شده، به زندگی بازگرداند؟
فیلم از همان ابتدا خیالپردازی را با درام خانوادگی و کمدی موقعیت درمیآمیزد. این انتخاب، بالقوه امکان ساخت اثری گرم و پرتحرک را فراهم میکند؛ اثری که نه به تلخی محض پناه ببرد و نه معجزه را صرفاً ابزاری برای شگفتیسازی بداند. بااینحال، «شفا» در اینجا هم معنایی جسمانی دارد و هم استعاری: قهرمان باید نهفقط با رنج دیگران، بلکه با سوگ، بیمسئولیتی و سردرگمی خودش مواجه شود.
رستگاری و مسئولیت هستهٔ اخلاقی فیلم بر ایدهٔ رستگاری بنا شده است. شخصیت اصلی در آغاز، انسانی گرفتار و گریزپا به نظر میرسد؛ کسی که از مواجهه با پیامد انتخابهایش طفره میرود. ورود او به جامعهای تازه و روبهروشدنش با مردمی که از او انتظار کمک دارند، این گریز را دشوارتر میکند. فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که بخشش و تغییر، رخدادی ناگهانی نیستند؛ با مسئولیتپذیری، توجه به دیگران و پذیرفتن آسیبپذیری شکل میگیرند.
« فیلم از همان ابتدا خیالپردازی را با درام خانوادگی و کمدی موقعیت درمیآمیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، روایت گاهی میان «خوبشدن» و «خوبکردن» تمایز روشنی نمیگذارد. گویی حضور قهرمان در کنار دیگران، بهخودیخود راه تحول را هموار میکند و همین، مسیر درونی او را سادهتر از حد لازم جلوه میدهد. فیلم میخواهد بر قدرت شفقت تأکید کند، اما کمتر به دشواری پایدارِ تغییر میپردازد؛ به اینکه آدمی چگونه باید با عادتها و زخمهایی که سالها همراهش بودهاند، روبهرو شود.
شخصیتها و بازیها Oliver Jackson-Cohen نقش Alec را با آمیزهای از شوخطبعی، اندوه و بیقراری پیش میبرد. بازی او برای شخصیتی که میان انکار و کنجکاوی سرگردان است، مناسب به نظر میرسد و در بخشهایی که فیلم بر واکنشهای انسانی و نه بر رخدادهای خارقالعاده تکیه میکند، به قصه جان میدهد.
Jonathan Pryce نیز با وقار و طنزی کنترلشده، حضوری مؤثر دارد؛ او به فیلم نوعی ثبات میبخشد که در ساختار پراکندهٔ روایت همیشه یافت نمیشود. Kaitlyn Bernard در نقش Abigail به شخصیت نوجوان، سرزندگی و صراحت میدهد. او صرفاً نمادی از بیماری یا اندوه نیست و همین ویژگی به رابطهاش با Alec گرما میبخشد.
« بااینهمه، روایت گاهی میان «خوبشدن» و «خوبکردن» تمایز روشنی نمیگذارد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، پرداخت شخصیت او گاه بیش از اندازه تابع نقشی است که در تحول قهرمان دارد. دیگر شخصیتها نیز عموماً خوشنیت و دوستداشتنیاند، اما بسیاری از آنان بهسرعت به کارکرد روایی مشخصی فروکاسته میشوند: راهنما، همراه یا نمایندهٔ وجدان. در نتیجه، فضای عاطفی فیلم صمیمی است، ولی جهان انسانیاش همیشه پیچیدگی لازم را پیدا نمیکند.
لحن میان کمدی، درام و خیال یکی از مهمترین انتخابهای فیلم، جابهجایی پیوسته میان کمدی، درام و عناصر خیالپردازانه است. شوخیها در بخشهایی از سنگینی موضوع میکاهند و اجازه میدهند فیلم بهجای غرقشدن در اندوه، فضایی پذیرا و تماشایی بسازد. همین رگهٔ کمدی به شخصیت اصلی نیز کمک میکند از قالب قهرمان قدیسمآب بیرون بیاید و همچنان انسانی خطاکار و گاه مضحک باقی بماند.
اما این تعادل همواره حفظ نمیشود. بعضی لحظات جدی، پیش از آنکه فرصت تأثیرگذاری بیابند، با شوخی یا رویدادی سبک قطع میشوند؛ در سوی دیگر، بخشهای خیالانگیز نیز گاه با چنان قطعیتی پیش میروند که جای شگفتی یا پرسش را تنگ میکنند. مشکل نه در آمیختن ژانرها، بلکه در نبود پیوندی محکم میان آنهاست.
« بااینحال، پرداخت شخصیت او گاه بیش از اندازه تابع نقشی است که در تحول قهرمان دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم گاهی بهنظر میرسد همزمان میخواهد قصهای سرخوش، داستانی دربارهٔ رنج و حکایتی معنوی باشد، بیآنکه همیشه بداند کدامیک باید مسیر عاطفی صحنه را هدایت کند. ریتم و ساختار روایت داستان از چند مسیر فرعی و برخوردهای پیاپی نیرو میگیرد. این پراکندگی در آغاز میتواند حس ورود به محیطی زنده را ایجاد کند؛ شخصیت اصلی با آدمهای گوناگون روبهرو میشود و هر برخورد گوشهای از مسئلهٔ شفابخشی و مسئولیت را روشن میکند.
اما هرچه فیلم پیش میرود، این اپیزودها همیشه به خط مرکزی وحدت نمییابند. بعضی موقعیتها تکرار مضمونهای پیشیناند و بهجای آنکه لایهٔ تازهای به تحول شخصیت بیفزایند، حرکت قصه را کند میکنند. افت ریتم بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم بهجای پروراندن یک رابطه یا تعارض، سراغ رخدادی تازه میرود.
درام به لحظات مکث و سکوت نیاز دارد، اما مکث زمانی مؤثر است که تماشاگر احساس کند درون شخصیت چیزی در حال تغییر است. در اینجا برخی صحنهها بیشتر نقش پل میان نقاط داستانی را دارند تا فرصتی برای تعمیق عاطفه. نتیجه، فیلمی است که لحظات دلنشین کم ندارد، اما انسجام کلیاش به اندازهٔ نیت خیرخواهانهٔ آن استوار نیست.
« ریتم و ساختار روایت داستان از چند مسیر فرعی و برخوردهای پیاپی نیرو میگیرد. »
قوتها و کاستیها
مضمون معنوی و محدودیتهای آن «The Healer» بهروشنی به معنویت، ایمان و معنای بخشیدن به زندگی علاقهمند است. فیلم شفابخشی را تنها مهارتی خارقالعاده معرفی نمیکند؛ آن را دعوتی به توجه، همدلی و پذیرش پیوند میان آدمها میداند. این نگاه، برای تماشاگرانی که به قصههای امیدبخش علاقه دارند، میتواند صادقانه و آرامشبخش باشد.
فیلم از مخاطب میخواهد به امکان تغییر باور داشته باشد، حتی وقتی شخصیت اصلی هنوز خود را شایستهٔ آن نمیداند. بااینحال، پیام معنوی گاهی بیش از آنکه از دل کنشها و تناقضهای شخصیتها برآید، به صورت نتیجهای از پیش آماده عرضه میشود. پرسشهای دشوار دربارهٔ رنج، بیماری و حدود توانایی انسان بهطور کامل گشوده نمیشوند؛ پاسخ فیلم بیشتر بر ایمان و نیت خیر تکیه دارد تا بر کاوش پیچیدگیهای اخلاقی یا عاطفی.
ازاینرو، مضمون امید در لحظاتی اثرگذار است، اما در لحظاتی دیگر به کلیشهای آشنا نزدیک میشود. جمعبندی «The Healer» فیلمی مهربان، خوشنیت و خوشتماشاست که میخواهد از راه فانتزی و کمدی، داستانی دربارهٔ مسئولیت، شفقت و یافتن معنای زندگی روایت کند. بازیگران، بهویژه Oliver Jackson-Cohen و Jonathan Pryce، به فضای اثر گرما میبخشند و Abigail نیز در مرکز عاطفی داستان حضوری بهیادماندنی دارد.
« مضمون معنوی و محدودیتهای آن «The Healer» بهروشنی به معنویت، ایمان و معنای بخشیدن به زندگی علاقهمند است. »
جمعبندی
در مقابل، پراکندگی روایت، افتوخیز ریتم و ناهماهنگی میان لحنهای متفاوت، مانع میشوند که مضمون رستگاری به تجربهای کاملاً یکپارچه بدل شود. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی ایده یا ژرفای شخصیتپردازی باشد، در سادگی نیت و میل آشکارش به امیدبخشی نهفته است. تماشاگرانی که با قصههای معنوی و عاطفیِ خوشفرجام ارتباط میگیرند، احتمالاً از گرمای آن بهره خواهند برد؛ کسانی که انتظار درامی پیچیدهتر و ظریفتر دارند، ممکن است از سطحیماندن برخی ایدهها فاصله بگیرند.
ثبت دیدگاه