نقد و بررسی
نقد قلعهٔ تسخیرشده (The Haunted Castle) | 1921
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عنوانی که وعدهای نادرست میدهد «قلعهٔ جنزده» از همان نامش انتظار تماشاگر را به سوی فیلمی ترسناک میبرد: راهروهای تاریک، حضور نیروهای فراطبیعی و قلعهای که گذشتهاش را در سکوتی شوم پنهان کرده است. اما فیلم فریدریش ویلهلم مورنائو، ساختهٔ سال ۱۹۲۱، بیش از آنکه وحشتنامهای گوتیک باشد، معمایی دربارهٔ سوءظن، آبرو و رازهای خانوادگی است.
داستان در قلعهای اشرافی میگذرد؛ جایی که مهمانی و برنامهٔ شکار، با بارش باران و ورود ناخواستهٔ کنت اوتش از مسیر معمول خود خارج میشود. شایعهٔ قتل برادر او، و حضور بارونسی که بیوهٔ آن مرد بوده، فضای جمع را از همان آغاز سنگین میکند. عنوان فیلم ممکن است مخاطب ناآشنا را گمراه کند، اما این فاصله میان وعدهٔ عنوان و جنس واقعی اثر، بخشی از تجربهٔ تماشای آن است.
قلعه بهمثابه محفظهٔ تعلیق مهمترین کارکرد قلعه در فیلم، ساختن فضایی بسته و محدود است؛ مکانی که شخصیتها ناچارند در آن کنار یکدیگر بمانند و از مواجهه با گذشته بگریزند. باران، رفتوآمدهای محدود و گردهمایی اشرافی، به داستان حالوهوایی محصور میدهند. قلعه نه موجودی زنده و نه نیرویی ماورایی است، اما دیوارهایش انگار رازهای ساکنان را در خود نگه داشتهاند.
« شایعهٔ قتل برادر او، و حضور بارونسی که بیوهٔ آن مرد بوده، فضای جمع را از همان آغاز سنگین میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین محیطی، هر نگاه و مکث میتواند معنایی بیش از ظاهرش پیدا کند: یک پاسخ سربسته، سکوتی طولانی یا تغییر رفتار، بهسرعت به نشانهای برای بدگمانی بدل میشود. این فضا از جنس وحشت مستقیم نیست؛ بیشتر با اضطراب اجتماعی و انتظار کار میکند. تهدید اصلی نه شبحی در راهرو، بلکه احتمال آن است که حقیقتی ناگوار برملا شود و نظم ظاهری مهمانی را فروبپاشد.
از همین منظر، قلعهٔ فیلم را میتوان صحنهای برای نمایش مناسبات قدرت و قضاوت دانست: همه حاضرند دربارهٔ دیگران حکم صادر کنند، اما کمتر کسی مشتاق است به سهم خود در ماجرا نگاه کند. معمایی بر پایهٔ ظن و روایت هستهٔ روایی فیلم بر پرسشی ساده و مؤثر استوار است: در قتل گذشته چه کسی دست داشته است؟
ورود کنت اوتش، که بیدعوت در جمع حاضر میشود و از رفتن سر باز میزند، این پرسش را از خاطرهای دور به بحرانی در زمان حال تبدیل میکند. مهمانان او را از پیش محکوم کردهاند و حضور بارونس زافِرشتِت این تنش را تشدید میکند. اوتش، در برابر نگاههای خصمانه، وعده میدهد قاتل واقعی را آشکار کند؛ وعدهای که به داستان نیروی پیشبرنده میبخشد، بیآنکه فیلم فوراً همهٔ پاسخها را در اختیار تماشاگر بگذارد.
« این فضا از جنس وحشت مستقیم نیست؛ بیشتر با اضطراب اجتماعی و انتظار کار میکند. »
شخصیتها و اجرا
نکتهٔ جذاب، صرفاً یافتن پاسخ نهایی نیست، بلکه دیدن چگونگی تغییر معنای اطلاعات است. روایت، بهتدریج شکافهایی در برداشت اولیهٔ شخصیتها ایجاد میکند و ما را وامیدارد میان اتهام، خاطره و اعتراف فرق بگذاریم. بازگشتهایی به گذشته نیز در همین فرایند نقش دارند: آنچه ابتدا روشن به نظر میرسد، با اضافهشدن زاویهای تازه ممکن است شکل دیگری پیدا کند.
با این حال، فیلم همهٔ ابهامها را با ظرافتی یکسان مدیریت نمیکند؛ گاهی نشانهها چنان مستقیم عرضه میشوند که تماشاگر پیش از شخصیتها به مسیر احتمالی ماجرا پی میبرد. میزانسن و نیروی تصویر در سینمای صامت، تصویر باید هم روایت کند و هم حالوهوا بسازد؛ «قلعهٔ جنزده» در بعضی لحظهها از این توانایی بهرهٔ خوبی میبرد.
ترکیب قابها، حضور شخصیتها در فضای داخلی و استفاده از محیط قلعه، حس رسمی و نمایشی مهمانی را تقویت میکند. قابهای چشمگیر و برخی لحظات تصویری، به فیلم جان میدهند و نشان میدهند که حتی در صحنههای کمتحرک نیز میتوان با جایگیری بدنها، فاصلهٔ میان شخصیتها و نگاههایشان تنش آفرید.
« نکتهٔ جذاب، صرفاً یافتن پاسخ نهایی نیست، بلکه دیدن چگونگی تغییر معنای اطلاعات است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، تصویر در سراسر فیلم به یک اندازه خلاقانه یا پرتحرک نیست. بخش بزرگی از اثر در فضاهای داخلی میگذرد و در صحنههای گفتوگو، حرکت روایی گاه جای خود را به ایستایی میدهد. اگر تماشاگر انتظار داشته باشد مورنائوی فیلمهای مشهورترش را در اوج مهارت بصری ببیند، احتمالاً با اثری نابرابر روبهرو خواهد شد: لحظههایی که از نظر فضاسازی اثرگذارند، در کنار بخشهایی قرار میگیرند که بیشتر به ثبت تبادل اطلاعات بسنده میکنند.
این ناهمواری، فیلم را از تجربهای یکدست بازمیدارد. بازیگری و لحن نمایشی اجرای فیلم به سنت بازیگری سینمای صامت و فضای اشرافی آن نزدیک است؛ بنابراین حرکات و واکنشها گاه اغراقآمیز به نظر میرسند. این ویژگی برای مخاطب امروز ممکن است ابتدا تصنعی جلوه کند، اما الزاماً با جهان فیلم ناسازگار نیست.
شخصیتها در جمعی زندگی میکنند که ظاهر آراسته و رفتار رسمیاش بخشی از سازوکار پنهانکردن حقیقت است؛ در چنین بستری، نمایشگری بازیها میتواند بازتابی از خودِ مناسبات اجتماعی باشد. کنت اوتش از همان ورود، مرکز توجه و اختلال است: حضورش تعادل جمع را بر هم میزند و نگاهها را به سوی موضوعی میکشاند که مهمانان ترجیح میدهند دربارهاش خاموش بمانند.
« بااینهمه، تصویر در سراسر فیلم به یک اندازه خلاقانه یا پرتحرک نیست. »
قوتها و کاستیها
بارونس نیز حضوری حساس در روایت دارد، زیرا واکنشهای او به گذشته و موقعیت اکنون، لایهای عاطفی به معما میافزاید. با وجود این، محدودیتهای روایت باعث میشود برخی شخصیتها بیش از آنکه بهصورت فردهایی پیچیده شکل بگیرند، در خدمت جابهجایی اطلاعات و افزایش بدگمانی باشند. ریتم و محدودیتهای تعلیق ضعف آشکار فیلم، ریتم کند آن است.
صحنههای گفتوگو گاه بیش از اندازه کش میآیند و تکرار فضای مشکوک، همیشه به افزایش واقعی تنش نمیانجامد. معمای قتل بهتنهایی برای حفظ کنجکاوی کافی نیست؛ تماشاگر باید در فاصلهٔ میان افشاگریها نیز از دگرگونی رابطهها یا از کشف جزئیات تازه لذت ببرد. فیلم در برخی لحظهها چنین پیشرفتی را فراهم میکند، اما در بخشهایی دیگر، گفتوگوها بیشتر مکث ایجاد میکنند تا حرکت.
از سوی دیگر، فیلم گاهی میان لحن جدی معمایی و لحظات نمایشی یا حتی اندکی نامتعارف نوسان دارد. این ناهمگونی ممکن است برای بعضی تماشاگران جذاب باشد و به اثر کیفیتی بازیگوشانه بدهد، اما برای برخی دیگر نشانهٔ شلختگی به نظر برسد. آنچه در یک فیلم صامت قدیمی میتواند تازگی و جسارت تلقی شود، ممکن است در لحظهای دیگر ریتم را مختل کند.
« ریتم و محدودیتهای تعلیق ضعف آشکار فیلم، ریتم کند آن است. »
جمعبندی
به همین دلیل، میزان لذت از اثر تا حدی به آمادگی مخاطب برای پذیرفتن این نابرابری وابسته است. جمعبندی «قلعهٔ جنزده» بیش از آنکه دربارهٔ قلعهای تسخیرشده باشد، دربارهٔ جمعی گرفتار گذشته و شایعه است. جذابیتش در فضای بسته و بارانی، در معمای قتلی که با افشاگریهای تدریجی پیش میرود، و در بازی با دیدگاههای گوناگون نهفته است.
در برابر این امتیازها، ریتم کند، گفتوگوهای کشدار و بخشهایی از اجرای نمایشی، مانع از آن میشوند که تعلیق همواره نیروی یکسانی داشته باشد. تماشای فیلم برای علاقهمندان به سینمای صامت و آثار آغازین مورنائو میتواند تجربهای ارزشمند باشد، بهویژه اگر انتظارشان را از وحشت به سوی درام معمایی تغییر دهند.
فیلم نه شبحنامهای پرحادثه است و نه اثری بینقص؛ بیشتر طرحی رازآلود و گاه نابرابر است که در بهترین لحظاتش، از دل یک مهمانی اشرافی، پرسشی دربارهٔ گناه، سکوت و حقیقت بیرون میکشد.
« به همین دلیل، میزان لذت از اثر تا حدی به آمادگی مخاطب برای پذیرفتن این نابرابری وابسته است. »



ثبت دیدگاه