نقد و بررسی
نقد تازش بزرگ (The Great Raid) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت تاریخی و نیروی دراماتیک «The Great Raid» به کارگردانی John Dahl، بازسازی سینماییِ یورش کاباناتوان در فیلیپین است؛ عملیاتی که در واپسین ماههای جنگ جهانی دوم، با هدف رهایی بیش از پانصد اسیر آمریکایی از اردوگاهی تحت کنترل ژاپنیها انجام شد. فیلم از همان ابتدا بر دو وضعیت موازی تکیه میکند: اسیرانی که در اردوگاه با گرسنگی، بیماری و فرسودگی دستوپنجه نرم میکنند، و نیروهایی که باید برای رسیدن به آنان عملیاتی دقیق و پرخطر طراحی کنند.
اهمیت داستان فقط در جسارت نظامی آن نیست؛ اثر میکوشد نشان دهد نجات انسانها، در میانهٔ جنگ، به هماهنگی، اطلاعات، اعتماد و مشارکت گروههایی گره میخورد که هر یک با مخاطراتی متفاوت روبهرو هستند. فیلم بر پایهٔ رویدادی واقعی ساخته شده و از آثاری چون کتاب «Ghost Soldiers» نیز بهره گرفته است.
ساختار روایی و مسئلهٔ ریتم بزرگترین دشواری فیلم در بخش آغازین آشکار میشود: روایت میان اردوگاه، نیروهای مهاجم و خط داستانی مرتبط با مانیل رفتوآمد میکند، اما این جابهجاییها همیشه به افزایش تنش نمیانجامند. اطلاعات تاریخی و توضیحات مربوط به موقعیت نظامی، گاه پیش از آنکه شخصیتها فرصت پیدا کنند در ذهن تماشاگر جا بیفتند، جای خود را به مسیر دیگری میدهند.
« فیلم بر پایهٔ رویدادی واقعی ساخته شده و از آثاری چون کتاب «Ghost Soldiers» نیز بهره گرفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، نیمهٔ نخست برای مخاطبی که انتظار دارد فیلم زودتر به تدارک عملیاتی و خطرهای آن برسد، کشدار به نظر میآید. این کندی صرفاً حاصل کمبود حادثه نیست؛ مسئله بیشتر به چگونگی توزیع توجه مربوط است. فیلم شخصیتهای گوناگونی را وارد میدان میکند، اما همه به یک اندازه مجال شکلگیری نمییابند.
برخی خطوط داستانی ظرفیت عاطفی قابل توجهی دارند، ولی پیوندشان با مسیر اصلی گاه کمرنگ میماند. با این حال، همین بخش آرامتر اطلاعاتی ضروری دربارهٔ فشارهای بیرونی و درونی عملیات فراهم میکند. وقتی روایت به مرحلهٔ اجرای نقشه نزدیک میشود، جزئیاتی که پیشتر پراکنده به نظر میرسیدند، به تدریج کارکردی روشنتر پیدا میکنند و فیلم شتاب و تمرکز بیشتری مییابد.
تعلیق و طراحی صحنههای نبرد نقطهٔ قوت آشکار اثر، تبدیل یک مأموریت پیچیده به تعلیقی قابلفهم است. فیلم بخشی از نقشه و شیوهٔ هماهنگی نیروها را برای تماشاگر روشن میکند؛ بنابراین هنگام اجرای عملیات، مخاطب فقط با آتش و حرکت روبهرو نیست، بلکه میداند چرا زمانبندی، فاصله و سکوت اهمیت دارند.
« این کندی صرفاً حاصل کمبود حادثه نیست؛ مسئله بیشتر به چگونگی توزیع توجه مربوط است. »
شخصیتها و اجرا
این آگاهی، انتظار را به بخشی از هیجان بدل میکند: گاهی مکث و تأخیر از خود درگیری پرتنشتر میشود، زیرا هر تصمیم میتواند جان اسیران یا نجاتدهندگان را به خطر اندازد. صحنههای نبرد در قیاس با مقدمهٔ طولانی فیلم انرژی بیشتری دارند. تدوین و میزانسن در این لحظات بر آشفتگی میدان، محدودیت دید و دشواری تشخیص موقعیت تأکید میکنند؛ در عین حال، فیلم معمولاً اجازه میدهد تماشاگر جهت کلی کنش را دنبال کند.
در برخی بخشها، نمایش خشونت و دشمنی چنان صریح و کارکردی میشود که پیچیدگی انسانی جنگ به پسزمینه میرود. با وجود این، اجرای عملیات از نظر سینمایی نیرویی دارد که میتواند تماشاگر را پس از شروعی کمشتاب، دوباره با فیلم همراه کند؛ بیآنکه لازم باشد برای ایجاد هیجان به افشای جزئیات پایان متوسل شود.
شخصیتها و بازیها Benjamin Bratt در نقش فرماندهٔ مأموریت، حضوری استوار و کماغراق دارد. بازی او به شخصیت اقتدار میبخشد، اما فیلم کمتر به لایههای شخصی و تردیدهای درونی او میپردازد؛ از این رو، فرمانده بیشتر در مقام ستون تصمیمگیری عمل میکند تا انسانی با تحول چشمگیر. Joseph Fiennes نیز در نقش افسری گرفتار بیماری و محرومیت، وجه فرسوده و آسیبپذیر اردوگاه را نمایندگی میکند.
« صحنههای نبرد در قیاس با مقدمهٔ طولانی فیلم انرژی بیشتری دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور او به تصویر اسیران بُعدی انسانی میدهد، هرچند متن فرصت محدودی برای بسط کامل رابطهها و تجربههای فردی فراهم میآورد. James Franco در نقش کاپیتان Prince، بخشی از بار برنامهریزی و هدایت عملیات را بر دوش دارد. اجرای او برای بعضی تماشاگران ممکن است بهسبب بیان زیرلبی و وضوح نهچندان مناسب دیالوگها دشوار باشد؛ این مسئله بهویژه در فیلمی که اطلاعات عملیاتی اهمیت دارد، از روانی روایت میکاهد.
Connie Nielsen در خط داستانی مانیل حضوری مؤثر دارد و نمایندهٔ شبکهای از یاریرسانی غیرنظامی است که بیرون از اردوگاه و جبهه نیز برای زنده ماندن اسیران تلاش میکند. با این همه، پیوند عاطفی این خط فرعی با طرح اصلی همیشه به اندازهٔ ظرفیتش استوار نمیشود. چریکهای فیلیپینی و گسترهٔ روایت یکی از انتخابهای قابل توجه فیلم، آن است که رهایی اسیران را صرفاً دستاورد نیروهای آمریکایی تصویر نمیکند.
چریکهای فیلیپینی در فراهمکردن اطلاعات، پشتیبانی محلی و مشارکت در عملیات نقش دارند؛ حضوری که اهمیت جغرافیا و شناخت بومی را یادآور میشود. شخصیت Juan Pajota، با بازی Cesar Montano، به این وجه از روایت چهره میبخشد. با وجود این، فیلم هنوز تا اندازهای از چشمانداز آمریکایی روایت میکند و سهم نیروهای محلی را بیش از آنکه در زندگی و انگیزههای مستقل آنان کاوش کند، در نسبت با مأموریت اصلی میسنجد.
« James Franco در نقش کاپیتان Prince، بخشی از بار برنامهریزی و هدایت عملیات را بر دوش دارد. »
قوتها و کاستیها
این محدودیت بر تصویر تاریخی اثر سایه میاندازد، اما ارزش توجه آن به همکاری میان نیروها را از میان نمیبرد. فیلم بهخوبی نشان میدهد که یک نقشهٔ نظامی نمیتواند تنها با شجاعت سربازان پیش برود؛ آگاهی از راهها، ارتباط با مردم و تکیه بر کسانی که محیط را میشناسند نیز تعیینکننده است.
اگر اثر زمان بیشتری به تجربهٔ چریکها و غیرنظامیان اختصاص میداد، تصویری چندصداتر و پیچیدهتر از مقاومت در فیلیپین به دست میآمد. فضاسازی، موسیقی و لحن فیلم در بازسازی فضای دوره، از اردوگاه محصور تا فضای تحت اشغال مانیل، به دنبال ایجاد حس ناامنی و فشار است. طراحی صحنه و پوششها بیش از آنکه جلوهفروشی کنند، به ساختن بستر تاریخی خدمت میکنند.
این فضاسازی در لحظات سکون و انتظار بهتر از بخشهایی عمل میکند که روایت به گفتوگوهای توضیحی متکی میشود. موسیقی Trevor Rabin همراهیکننده است، اما همیشه به عنصری متمایز بدل نمیشود؛ گاهی احساسات را بهصورت مستقیم هدایت میکند، بیآنکه لایهٔ تازهای به صحنه بیفزاید. از این رو، کسانی که از موسیقی یا کارگردانی انتظار امضایی پررنگ دارند، ممکن است اثر را کماثرتر از آن بیابند که موضوع پرکشش آن وعده میدهد.
« این محدودیت بر تصویر تاریخی اثر سایه میاندازد، اما ارزش توجه آن به همکاری میان نیروها را از میان نمیبرد. »
جمعبندی
در برخی نسخههای آغازین و پایانی نیز تصاویر آرشیوی یا حالوهوایی مستندگونه به روایت تاریخی پیوند میخورند. این انتخاب میتواند حس تماس با واقعهای واقعی را تقویت کند و داستان را از یک ماجرای صرفاً قهرمانانه فراتر ببرد. با این حال، فیلم در مجموع میان درام تاریخی و فیلم جنگی پرحادثه در نوسان است و همیشه نمیتواند این دو لحن را کاملاً یکپارچه سازد.
جمعبندی «The Great Raid» بیش از هر چیز بهواسطهٔ موضوع خود ارزش تماشا دارد: واقعهای کمترشناختهشده که امکان روایت همزمان رنج اسیران، خطر عملیات و همکاری نیروهای مختلف را فراهم میکند. فیلم در نیمهٔ نخست گرفتار پراکندگی و کندی است و شماری از شخصیتهایش فرصت کافی برای جانگرفتن پیدا نمیکنند؛ دیالوگهای James Franco نیز ممکن است در بعضی لحظات وضوح لازم را نداشته باشند.
در مقابل، هرچه عملیات به اجرا نزدیکتر میشود، تعلیق و انرژی صحنهها افزایش مییابد و فیلم توانایی خود را در تبدیل یک مأموریت نظامی به تجربهای پراضطراب نشان میدهد. نتیجه اثری بینقص یا کاملاً یکدست نیست، اما ماجرایی تاریخی را به شکلی قابلدسترس و سینمایی پیش چشم میآورد. تماشاگرانی که با ریتم آهستهٔ مقدمه کنار میآیند، احتمالاً در بخشهای عملیاتی پاداش توجه خود را میگیرند؛ و کسانی که به تاریخ جنگ، عملیات نجات و نقش نیروهای محلی علاقه دارند، با روایتی روبهرو میشوند که حتی با کاستیهایش، یادآور اهمیت همکاری و بهای انسانی جنگ است.
« در برخی نسخههای آغازین و پایانی نیز تصاویر آرشیوی یا حالوهوایی مستندگونه به روایت تاریخی پیوند میخورند. »
ثبت دیدگاه