نقد و بررسی
نقد فراری بزرگ (The Great Escaper) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای کوچک با سایهای بزرگ «The Great Escaper» ساختهٔ Oliver Parker، در ظاهر روایت سفری کوتاه و ساده است: در تابستان ۲۰۱۴، برنی جردن، کهنهسرباز سالخوردهٔ نیروی دریایی بریتانیا، بیخبر از خانهٔ سالمندانش بیرون میرود تا در مراسم هفتادمین سالگرد پیادهشدن نیروهای متفقین در نرماندی حضور یابد.
اما فیلم از همین رخداد واقعی، نقطهٔ عزیمتی برای تأملی فراتر میسازد؛ دربارهٔ حافظه، پیری، عشق و باری که جنگ میتواند تا پایان عمر بر دوش بازماندگان بگذارد. فیلمنامهٔ William Ivory، ماجرای سفر را با بخشهایی از گذشتهٔ برنی و رابطهٔ او با همسرش، رنه، درهم میآمیزد؛ بیآنکه اصل داستان را به یک ماجراجویی پرحادثه تقلیل دهد.
نیروی اصلی فیلم در همین جابهجایی آرام میان ظاهر و باطن نهفته است. خبرِ «فرار» مردی نودساله میتواند بهسادگی دستمایهٔ یک کمدی دلپذیر یا حکایتی شیرین شود؛ فیلم نیز از شوخطبعی و جذابیت موقعیت بهره میگیرد، اما به آن بسنده نمیکند. سفر برنی به نرماندی بهتدریج معنایی شخصیتر مییابد و یادآور میشود که گذشته برای او صرفاً خاطرهای دور نیست، بلکه بخشی زنده از اکنون است.
سفر بهمثابه جستوجوی درونی سفر در «The Great Escaper» بیش از آنکه مجموعهای از موانع و خطرها باشد، حرکتی به سوی مواجهه با گذشته است. فیلم چندان در پی ساختن تعلیقی پرشتاب نیست؛ اهمیت مسیر در آن است که برنی، مردی که بهظاهر فقط میخواهد خود را به یک مراسم برساند، در برخورد با خاطرهها و آدمهای دیگر، به سوی پرسشی درونی سوق داده میشود.
« نیروی اصلی فیلم در همین جابهجایی آرام میان ظاهر و باطن نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب، به روایت حالوهوایی تأملی میبخشد و آن را از الگوی متعارف فیلمهای سفر و فرار جدا میکند. با اینهمه، آرامش روایت گاه به کمحادثهبودن نزدیک میشود. خروج برنی از خانهٔ سالمندان و رسیدن او به مقصد، در بخشهایی آسانتر از آنچه انتظار میرود پیش میرود؛ دشواریهای عملی سفر بهاندازهای نیستند که اضطراب یا کشمکش پررنگی ایجاد کنند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه نگران سرنوشت سفر باشد، منتظر بماند تا فیلم به لایهٔ عاطفی و تاریخی خود بازگردد. این کاستی، تجربه را از هم نمیپاشد، اما نشان میدهد که روایت برای پرداختن به درون شخصیت، بخشی از ظرفیت دراماتیکِ موقعیت بیرونی را کنار گذاشته است. عشق در هیئت زندگی روزمره رابطهٔ برنی و رنه قلب عاطفی فیلم است.
ارزش این رابطه در آن است که فیلم آن را به عشقی آرمانی و بیاصطکاک تبدیل نمیکند. این دو، زوجی دیرپا هستند که نزدیکیشان از راه نگاهها، مکثها، شوخیهای کوتاه و عادتهای مشترک آشکار میشود؛ نه با انبوهی از گفتوگوهای توضیحی. زندگی مشترکشان پشتوانهٔ عاطفی سفر برنی است و در عین حال، یادآوری میکند که همراهی فقط به معنای حضور در یک مکان نیست.
فیلم میان عشق و خاطره پیوند برقرار میکند، اما رابطه را صرفاً وسیلهای برای ایجاد اندوه نمیسازد. نزدیکی این دو در لحظههای عادی و کمادعا باورپذیرتر از هر تأکید کلامی است. در همین جزئیات، اثر به برداشتی انسانی از پیری میرسد: سالخوردگی در اینجا تنها نشانهٔ ناتوانی نیست؛ زمانی است آکنده از تجربه، وابستگی، شوخی و انتخاب.
« همین انتخاب، به روایت حالوهوایی تأملی میبخشد و آن را از الگوی متعارف فیلمهای سفر و فرار جدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم البته همیشه به ظرافت همین لحظهها وفادار نمیماند و گاه برای برانگیختن احساس، به تأکیدهای پررنگتر روی میآورد؛ اما رابطهٔ مرکزی آنقدر استوار است که این لغزشها تمام تأثیرش را از میان نمیبرند. بازیهایی که سکوت را معنا میکنند مایکل کین در نقش برنی، با بازیای کماغراق و دقیق، از حرکات محدود و تغییرات ظریف چهره برای آشکارکردن وضعیت شخصیت بهره میگیرد.
او نه برنی را به قهرمانی بینقص بدل میکند و نه ضعفهای سنوسالش را به نشانههایی برای ترحم فرو میکاهد. حضورش ترکیبی از خستگی، سرسختی و نوعی خویشتنداری است؛ گویی شخصیت بخش مهمی از احساسات خود را درون سکوت نگه میدارد. همین خویشتنداری، سفر او را از نمایش سادهٔ دلاوری دور میکند.
گلندا جکسون در نقش رنه، حضوری مستقل و پرقدرت دارد. شخصیت او به حاشیهٔ داستان برنی رانده نمیشود؛ واکنشها، شوخطبعی و ارادهاش به رابطهٔ این دو وزن میبخشند. جکسون با پرهیز از بازیِ صرفاً لطیف یا ناتوان، زنی را تصویر میکند که هم آسیبپذیری دارد و هم نیروی درونی. شیمی میان او و کین در هماهنگیهای کوچک و باورپذیرشان شکل میگیرد؛ در فاصلهٔ میان جملهها و در شیوهای که هرکدام حضور دیگری را میشناسد.
بازیهای این دو، مهمترین پشتوانهٔ عاطفی فیلماند. حافظهٔ جنگ و وزن ناگفتهها فیلم برای پرداختن به جنگ، از نمایش پرحجم و پرهیاهوی نبرد فاصله میگیرد. خاطرههای گذشته در کنار زمان حال قرار میگیرند تا نشان دهند تجربهٔ جنگ چگونه در زندگی خصوصی ادامه مییابد. گذشته نه فقط رویدادی تاریخی، بلکه مجموعهای از تصویرها، اندوهها و پرسشهای حلنشده است.
« او نه برنی را به قهرمانی بینقص بدل میکند و نه ضعفهای سنوسالش را به نشانههایی برای ترحم فرو میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد به فیلم امکان میدهد بر پیامد انسانی جنگ تمرکز کند، نه بر بازسازی پرزرقوبرق صحنههای نظامی. با این حال، پیوند میان خاطرهها و روایت امروز همیشه یکدست نیست. بخشهایی از گذشته میتوانند به توضیحی مستقیم برای احساسات شخصیتها نزدیک شوند؛ گویی فیلم میخواهد معنای رنج را برای تماشاگر روشنتر از آنچه لازم است بیان کند.
در لحظههای موفقتر، تصویر و سکوت خود بار عاطفی را بر دوش میکشند؛ در لحظههای ضعیفتر، موسیقی یا تأکیدهای روایی بیش از اندازه راهنمای احساسات مخاطب میشوند. حاصل، فیلمی است که در پرداختن به خاطره و فقدان صادقانه مینماید، اما همیشه در برابر وسوسهٔ احساسگرایی مقاومت نمیکند. فضاسازی و ریتم Oliver Parker برای فیلم فضایی آرام و صمیمی میسازد.
خانهٔ سالمندان، راههای سفر و محیط ساحلی، بیشتر بهعنوان مکانهایی برای مکث و مشاهده به کار میروند تا میدانهایی برای رویاروییهای پرتنش. این انتخاب با شخصیت محوری اثر هماهنگ است: فیلم میخواهد تماشاگر را در کنار برنی قرار دهد، نه اینکه او را در میان رخدادهایی پیاپی به جلو براند.
قاببندیها و ریتم سنجیده، مجال میدهند تا چهرهها، رفتارها و تغییرات جزئی در رابطهٔ شخصیتها دیده شوند. اما این آرامش هزینهای هم دارد. فیلم در بعضی بخشها آنقدر از کشمکش بیرونی فاصله میگیرد که حرکت رواییاش کند میشود. سفر، با توجه به ظرفیت بالقوهاش برای ایجاد خطر و اضطراب، گاهی بیش از حد بیدردسر جلوه میکند.
« این رویکرد به فیلم امکان میدهد بر پیامد انسانی جنگ تمرکز کند، نه بر بازسازی پرزرقوبرق صحنههای نظامی. »
قوتها و کاستیها
اگر فیلم دشواریهای مسیر را اندکی پررنگتر میساخت، احتمالاً تضاد میان جسم سالخوردهٔ برنی و ارادهٔ او نیز نیروی دراماتیک بیشتری پیدا میکرد. با این حال، کندی ریتم برای همهٔ مخاطبان یکسره عیب نیست؛ همین مکثها با لحن آرام و توجه اثر به جزئیات انسانی تناسب دارند. مرز میان تأثر و احساسگرایی «The Great Escaper» بهروشنی میخواهد تماشاگر را متأثر کند، و سرچشمهٔ این تأثر نیز شریف و قابلفهم است: عشق دیرپا، یاد کشتهشدگان و کوشش انسان برای کنارآمدن با خاطرات سنگین.
مشکل زمانی پدید میآید که فیلم بهجای اعتماد به این عناصر، احساس موردنظر را با نشانههای پررنگتری برجسته میکند. بعضی لحظهها چنان طراحی شدهاند که واکنش عاطفی مخاطب را پیشاپیش تعیین کنند؛ از این رو، برای تماشاگرانی که به روایتهای خویشتندار علاقه دارند، احتمالاً کمی دستکاریشده یا سانتیمانتال به نظر میرسند.
با این همه، اثر در مجموع به ملودرامی بیمهار تبدیل نمیشود. حضور دو بازیگر اصلی، رابطهٔ ملموس شخصیتها و تمرکز بر لحظههای روزمره، بارها فیلم را به سوی صداقتی آرام بازمیگرداند. یکی از امتیازهای آن همین نوسان میان صمیمیت و تأکید است: حتی هنگامی که فیلم زیادی میخواهد احساسبرانگیز باشد، بنیان انسانی داستان همچنان قابلباور میماند.
جمعبندی «The Great Escaper» در ظاهر داستان فرار مردی سالخورده برای شرکت در مراسمی تاریخی است، اما در عمق، دربارهٔ آن چیزی است که آدمی پس از سالها زندگی هنوز با خود حمل میکند: عشق، خاطره و زخمهایی که زمان بهتنهایی از میان نمیبرد. فیلم از ریتمی آرام، کشمکشی بیرونیِ کمتنش و گاه تأکیدهایی احساساتی رنج میبرد؛ با این حال، بازیهای پرظرافت مایکل کین و گلندا جکسون و توجه به رابطهٔ دیرپای برنی و رنه، به آن گرما و اعتبار میبخشند.
« با این همه، اثر در مجموع به ملودرامی بیمهار تبدیل نمیشود. »
جمعبندی
حاصل، اثری کمادعا و انسانی است که بیش از آنکه با حادثههای بزرگ به یاد بماند، با کیفیت حضور شخصیتهایش و تأمل آرامش دربارهٔ پیری، عشق و حافظه اثر میگذارد.



ثبت دیدگاه