نقد و بررسی
نقد نبرد بزرگ (The Great Battle) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای که بیش از تاریخ، به نیروی تصویر تکیه دارد «نبرد بزرگ» ساختهٔ کیم کوانگسیک، بازآفرینی سینمایی محاصرهٔ دژ آنسی در سال ۶۴۵ میلادی است؛ رویدادی که در آن یانگ مانچون و مدافعان گوگوریو در برابر یورش ارتش دودمان تانگ از دژ خود دفاع میکنند. فیلم از همان ابتدا روشن میسازد که کانون توجهش نه شرحی آرام و فراگیر از تاریخ، بلکه نبردی عظیم و پرکشش است: لشکرها در دشتها به هم میرسند، دیوارهای دژ زیر ضربهٔ ابزارهای محاصره قرار میگیرند و هر تصمیم نظامی میتواند سرنوشت مردمی را که پشت حصار ماندهاند تغییر دهد.
این انتخاب، فیلم را به اثری پرهیجان بدل میکند؛ اما همزمان سبب میشود بسیاری از ظرافتهای تاریخی و دراماتیک در سایهٔ عظمت صحنهآرایی قرار گیرند. دژ آنسی؛ صحنهای برای مقاومت و نمایش آنسی در فیلم فقط یک مکان نظامی نیست؛ به کانونی بدل میشود که زندگی روزمره، همبستگی جمعی و پایداری مردم در برابر نیروی مهاجم در آن معنا پیدا میکند.
دیوارهای بلند، گذرگاههای محدود و چشماندازهای باز پیرامون دژ، محدودیتهای دفاعی را به بخشی از کشمکش بدل میکنند. این فضا به فیلم امکان میدهد نبرد را از سطح برخورد دو سپاه فراتر ببرد: هر حمله، تهدیدی علیه خانه و اجتماع است، نه صرفاً جابهجایی نیروها روی نقشه. قاببندیهای گسترده و طراحی بصری چشمگیر، مقیاس رویارویی را بهخوبی منتقل میکنند.
« قاببندیهای گسترده و طراحی بصری چشمگیر، مقیاس رویارویی را بهخوبی منتقل میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر آن، نماهای نزدیک از مدافعان، خستگی، آشفتگی و فشار روانی را به صحنهها میآورند. فیلم در این رفتوآمد میان نمای باشکوه و تجربهٔ فردی، گاه موفق میشود تماشاگر را همزمان با وسعت جنگ و آسیبپذیری آدمهای گرفتار در آن روبهرو کند. بااینحال، زیبایی بصری همیشه به عمق عاطفی نمیانجامد؛ گاه تصویر آنقدر سرگرم نمایش مقیاس است که فرصت مکث بر پیامدهای انسانی نبرد را از دست میدهد.
اکشن پرتحرک و مهندسی تعلیق توان اصلی «نبرد بزرگ» در طراحی و اجرای صحنههای جنگی است. تیراندازیها، یورش به دیوارها و تلاش برای گشودن راهی به درون دژ، هر یک شکل و ضرباهنگ خاص خود را دارند. فیلم از ابزارهای محاصره و جغرافیای میدان نبرد برای ایجاد موقعیتهای تازه بهره میگیرد و در بهترین لحظات، پیروزی یا شکست را نه نتیجهٔ زور صرف، بلکه حاصل تدبیر، شناخت محیط و هماهنگی مدافعان نشان میدهد.
این نکته به درگیریها نوعی تعلیق تاکتیکی میبخشد: پرسش فقط این نیست که کدام سپاه نیرومندتر است، بلکه این است که چه کسی بهتر میتواند از امکانات محدود خود استفاده کند. حرکت دوربین، تدوین پرشتاب و موسیقی پرطنین، انرژی صحنهها را حفظ میکنند و حس درگیری را به تماشاگر انتقال میدهند.
« در برابر آن، نماهای نزدیک از مدافعان، خستگی، آشفتگی و فشار روانی را به صحنهها میآورند. »
شخصیتها و اجرا
البته فیلم گاهی به اغراق در نمایش خشونت و قهرمانی نزدیک میشود. برخی لحظات بیش از آنکه از منطق واقعگرایانهٔ نبرد پیروی کنند، برای برانگیختن شور حماسی طراحی شدهاند. این رویکرد برای علاقهمندان به اکشن تاریخی میتواند لذتبخش باشد، اما تماشاگرانی که دنبال جنگی خشن، سرد و واقعگرایانهاند، ممکن است فاصلهٔ میان واقعیت مادی نبرد و بیان نمایشی فیلم را محسوس بیابند.
فرماندهان و کشمکشهای انسانی یانگ مانچون با بازی جو اینسونگ، محور اخلاقی و نظامی روایت است. او فرماندهای است که اقتدارش تنها از جایگاه نظامی نمیآید؛ رابطهاش با مردم و تواناییاش در جلب اعتماد آنان نیز بخشی از قدرت اوست. فیلم او را در موقعیت رهبری قرار میدهد که باید میان حفظ دژ، مراقبت از ساکنان و تصمیمهایی دشوار تعادل برقرار کند.
بازی اینسونگ به شخصیت وقار و حضور میبخشد و به نقش، نیرویی متناسب با ابعاد حماسی اثر میدهد. سامول، با بازی نام جو-هیوک، مسیر ورود مخاطب به جهان آنسی را فراهم میکند. جایگاه او در آغاز روایت، امکان طرح کشمکش میان وظیفه، وفاداری و شناخت شخصی را به فیلم میدهد. تقابل نگاه بیرونی او با تجربهٔ مردمی که در دژ زندگی میکنند، بالقوه یکی از جذابترین خطوط دراماتیک اثر است؛ بااینحال، این خط روایی به اندازهای که وعده میدهد بسط نمییابد.
« البته فیلم گاهی به اغراق در نمایش خشونت و قهرمانی نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شماری از شخصیتهای فرعی نیز با ویژگیهایی روشن و بهیادماندنی معرفی میشوند، اما کمتر مجال مییابند از تیپهای آشنای فیلم جنگی فراتر بروند. نتیجه آن است که جمع فرماندهان و مدافعان دیدنی است، ولی همیشه به همان اندازه که در صحنههای نبرد حضور دارد، در درام عمق پیدا نمیکند. فیلمنامه میان هیجان و تکرار فیلمنامه بیش از هر چیز در خدمت پیوستگی نبردهاست.
هر مرحله از محاصره، فرصتی برای آزمودن شیوهای تازه از حمله یا دفاع فراهم میکند و همین ساختار، فیلم را در بخشهایی پرجنبوجوش نگه میدارد. مشکل از جایی آغاز میشود که تکرار الگوی «تهدید تازه، واکنش مدافعان و بازگشت نبرد» جای تحول دراماتیک را میگیرد. با طولانیشدن محاصره، شدت بصری صحنهها بهتنهایی برای حفظ تازگی کافی نیست و ضرباهنگ اثر در بخشهایی یکنواخت میشود.
این مسئله به پرداخت شخصیتها نیز سرایت میکند. انگیزهها و روابط اصلی قابلفهماند، اما بسیاری از آنها در قالب نشانههایی کوتاه باقی میمانند و فرصت چندانی برای پیچیدهشدن پیدا نمیکنند. فیلم از لحظات انسانی و عاطفی بهره میبرد، ولی گاه چنان شتاب دارد که پیش از رسوبکردن احساس، به صحنهٔ بعدی یورش میبرد.
« فیلمنامه میان هیجان و تکرار فیلمنامه بیش از هر چیز در خدمت پیوستگی نبردهاست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، پیوند تماشاگر با سرنوشت مدافعان بیش از آنکه از شناخت عمیق شخصیتها برخیزد، بر همدلی با وضعیت جمعی آنان استوار میشود. بازآفرینی تاریخی و آزادی داستانپردازی فیلم بر پایهٔ یک رویارویی تاریخی ساخته شده، اما نباید آن را گزارشی مستند از جزئیات محاصره دانست. «نبرد بزرگ» برای ساختن روایتی سینمایی، در شخصیتپردازی و بازآفرینی برخی رویدادها آزادیهایی به خرج میدهد؛ همین امر نیز از سوی شماری از تماشاگران و منتقدان محل انتقاد بوده است.
بنابراین، اثر بیش از آنکه به بازسازی موشکافانهٔ تاریخ متعهد باشد، از گذشته برای ساماندادن به حماسهای دربارهٔ مقاومت و رهبری بهره میگیرد. این انتخاب فینفسه ایرادی قطعی نیست؛ سینمای تاریخی ناگزیر میان سند و درام دست به انتخاب میزند. مسئله آن است که فیلم گاهی عظمت قهرمانانه را چنان برجسته میکند که پیچیدگی سیاسی و تاریخی ماجرا به پسزمینه میرود.
تماشاگر اگر با انتظار مواجههای مستندگونه به سراغ فیلم برود، احتمالاً از فاصلهٔ آن با تاریخ شگفتزده خواهد شد. اما اگر آن را حماسهای سرگرمکننده با الهام از رخدادی تاریخی ببیند، میتواند از آزادیهای رواییاش آگاه باشد و در عین حال از نیروی نمایشی آن بهره ببرد. جمعبندی «نبرد بزرگ» فیلمی است که دستاوردهایش را بیش از هر چیز در مقیاس بصری، طراحی صحنههای جنگ و تصویرکردن مقاومت جمعی به دست میآورد.
« این انتخاب فینفسه ایرادی قطعی نیست؛ سینمای تاریخی ناگزیر میان سند و درام دست به انتخاب میزند. »
جمعبندی
محاصرهٔ دژ آنسی بستری مناسب برای اکشنی پرتنش فراهم کرده و فیلم با قاببندیهای گسترده، حرکت پرشتاب و فضاسازی حماسی، تماشاییبودن نبرد را بهخوبی حفظ میکند. یانگ مانچون نیز به لطف حضور مسلط جو اینسونگ، مرکزیتی قابلباور برای این جهان پرآشوب مییابد. در سوی دیگر، فیلمنامه و شخصیتپردازی همواره همپای شکوه صحنهها پیش نمیروند.
تأکید مکرر بر نبرد، ریتم را در بخشهایی طولانی و یکنواخت میکند و آزادیهای تاریخی، اثر را از بازسازی دقیق دور میسازند. بااینهمه، فیلم در آنچه برمیگزیند—ساختن حماسهای جنگی و پرتحرک—موفقیتهای چشمگیری دارد. «نبرد بزرگ» بیش از آنکه اثری ظریف در کاوش تاریخ و روان آدمها باشد، تجربهای تماشایی دربارهٔ پایداری در محاصره است؛ تجربهای که با همهٔ کاستیهای رواییاش، قدرت تصویر را در مرکز قرار میدهد.
« یانگ مانچون نیز به لطف حضور مسلط جو اینسونگ، مرکزیتی قابلباور برای این جهان پرآشوب مییابد. »
ثبت دیدگاه