نقد و بررسی
نقد نوه (The Grandson) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک تریلر انتقامی با قلبی خانوادگی «نوه» یا «The Grandson» در ظاهر داستانی آشنا دارد: مردی آرام و کمتجربه، پس از آنکه یکی از نزدیکانش قربانی بزهکاری میشود، تصمیم میگیرد خودش عدالت را دنبال کند. اما فیلم مجارستانی کریستوف دئاک بهجای آنکه تنها بر انتقام و تعقیب مجرمان تکیه کند، مسیرش را از پیوندی خانوادگی آغاز میکند؛ رابطهٔ رودی با پدربزرگش.
همین پیوند است که به ماجرا وزن عاطفی میدهد و انگیزهٔ رودی را از یک واکنش هیجانی ساده فراتر میبرد. فیلم در بهترین لحظاتش نه دربارهٔ قهرمانی شکستناپذیر، بلکه دربارهٔ جوانی است که از سر دلبستگی، قدمبهقدم از جهان امن و آشنای خود دور میشود. داستان با قربانیشدن پدربزرگ در دام کلاهبرداری تلفنی، به قلمرو تریلر جنایی وارد میشود؛ با این حال، موتور اصلی آن خشمی شخصی و انسانی است.
پرسش محوری فیلم این نیست که رودی تا کجا میتواند در تعقیب مجرمان پیش برود، بلکه این است که مواجهه با بیعدالتی چه تغییری در شخصیت او پدید میآورد. همین تمرکز، گاه به اثر عمق میبخشد و گاه آن را در مرز میان درام اجتماعی و هیجانپردازی معلق نگه میدارد. رابطهٔ رودی و پدربزرگ؛ کانون عاطفی فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ گرم رودی و پدربزرگ است.
این رابطه صرفاً وسیلهای برای ایجاد انگیزهٔ انتقام نیست؛ حضور پدربزرگ و آسیبپذیری او، ماجرا را به تجربهای ملموس و دردناک بدل میکند. کلاهبرداری، در این روایت، فقط از دسترفتن پول نیست. ضربهای است به احساس امنیت، استقلال و شأن انسانی کسی که سالها زندگی کرده و اکنون ناگهان درمییابد اعتمادش علیه خودش به کار رفته است.
« همین پیوند است که به ماجرا وزن عاطفی میدهد و انگیزهٔ رودی را از یک واکنش هیجانی ساده فراتر میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهدرستی از قضاوت قربانی فاصله میگیرد. سالمندِ فریبخورده نه سادهلوحی مضحک است و نه صرفاً ابزاری برای به حرکت درآوردن قهرمان؛ او انسانی است که ترس، نگرانی و محبتش دستاویز مجرمان قرار میگیرد. صمیمیت میان دو شخصیت اصلی، این نکته را بدون خطابههای سنگین منتقل میکند. همین خویشتنداری، به لحظههای عاطفی اثر قوت میبخشد: اندوه تماشاگر از آنجا میآید که پیوندی را باور کرده است، نه آنکه فیلم تنها از او بخواهد برای قربانی احساس تأسف کند.
بازیها و شخصیتپردازی بازیگر نقش رودی، او را در ابتدا جوانی کمحرف، مؤدب و محتاط نشان میدهد؛ کسی که نه مهارتهای یک انتقامجو را دارد و نه بهسادگی میتواند نقشی تازه برای خود بسازد. این ویژگی به تحول شخصیت معنا میدهد. رودی در مسیرش ناگهان به قهرمانی بینقص تبدیل نمیشود؛ تردیدها و ناشیگریاش بخشی از جذابیت اوست.
بازی گِرگؤ بلاهو، بهویژه در نمایش فاصلهٔ میان شخصیت آرام رودی و رفتاری که برای نزدیکشدن به مجرمان ناچار به اتخاذ آن است، باورپذیر و سنجیده است. تاماش یوردان نیز در نقش پدربزرگ، حضوری مؤثر دارد. بازی او به شخصیت سالخوردهاش وقار و فردیت میبخشد و او را از قالب قربانیِ صرف بیرون میآورد.
در کنار این دو، گروه سالمندانی که به رودی یاری میرسانند، رنگوبویی تازه به فیلم میدهند. آنها میتوانند یادآور این باشند که سالمندان فقط در معرض آسیب نیستند؛ تجربه، اراده و توانایی کنش جمعی نیز دارند. بااینهمه، فیلم گاهی از شخصیتهای فرعی بیش از آنکه فرصت گسترششان را فراهم کند، برای پیشبرد موقعیتها یا افزودن لحظههایی سبکتر بهره میگیرد.
« فیلم بهدرستی از قضاوت قربانی فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، ظرفیت این گروه بهطور کامل شکوفا نمیشود. میان درام اجتماعی و تریلر انتقامی «نوه» از نظر موضوعی بر بستری جدی بنا شده است: کلاهبرداری تلفنی و آسیبپذیری سالمندان. این موضوع بهخودیخود تنش دارد، زیرا مجرمان از عواطف خانوادگی و اضطرار ساختگی بهره میگیرند؛ قربانی را چنان میترسانند که فرصت سنجیدن حقیقت را از دست بدهد.
فیلم نشان میدهد که پیامد چنین فریبی فقط زیان مالی نیست و میتواند سلامت روان و رابطهٔ فرد با اطرافیانش را نیز متأثر کند. بااینحال، اثر در انتخاب هویت روایی خود یکدست نیست. بخشهایی از آن به درامی واقعگرا دربارهٔ تنهایی، سالمندی و اعتماد شباهت دارد؛ بخشهایی دیگر میخواهند تریلری پرتحرک و انتقامی باشند.
این دو مسیر میتوانستند مکمل یکدیگر شوند، اما پیوند میانشان همیشه روان نیست. درام اجتماعی گاه با شتاب کنار میرود تا قصه به تعقیب و مقابله برسد، و هیجان نیز در لحظاتی زیر سایهٔ تأکیدهای اخلاقی یا مکثهای طولانی قرار میگیرد. حاصل، فیلمی است که ایدهای نیرومند دارد، اما در تعیین اولویتهای خود گاهی مردد میماند.
ریتم، تعلیق و باورپذیری ریتم فیلم همیشه به اندازهٔ موضوعش پرتنش نیست. روند پیگیری ماجرا در بعضی مقاطع کند میشود و فاصلهٔ میان لحظههای اثرگذار، بهجای آنکه تدریجاً تعلیق بسازد، گاه احساس توقف ایجاد میکند. در تریلری که بر نزدیکشدن تدریجی قهرمان به شبکهای مجرمانه تکیه دارد، هر صحنه باید یا اطلاعات تازهای بدهد یا خطر را افزایش دهد.
« در نتیجه، ظرفیت این گروه بهطور کامل شکوفا نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«نوه» همهجا از این قاعده پیروی نمیکند؛ بنابراین کشش رواییاش فراز و فرود دارد و بخشی از مخاطبان ممکن است در انتظار شتابی بمانند که فیلم تنها گهگاه فراهم میکند. مسئلهٔ باورپذیری نیز در برخی درگیریها و اتفاقهای داستانی آشکار میشود. رودی شخصیتی است که از محدودهٔ تواناییهای معمول خود فراتر میرود، اما بعضی موقعیتها چنان طراحی شدهاند که فاصلهٔ میان او و قهرمانِ اکشن بیش از اندازه کم میشود.
در چنین لحظاتی، فیلم از واقعگراییای که در رابطهٔ خانوادگی و موضوع کلاهبرداری بنا کرده بود دور میشود. این لغزشها لزوماً همهٔ تأثیر اثر را از میان نمیبرند، اما تعادل شکنندهٔ آن میان واقعیت اجتماعی و هیجان سینمایی را ضعیف میکنند. دگرگونی رودی و معنای عدالتخواهی یکی از ایدههای جذاب فیلم، تبدیلشدن رودی به کسی است که در آغاز داستان نمیشناسیم.
این دگرگونی نه با تواناییهای خارقالعاده، بلکه با اجبارهای موقعیت شکل میگیرد: رودی باید از عادتهای امن خود فاصله بگیرد، اعتماد دیگران را جلب کند و در محیطی قدم بگذارد که قواعد اخلاقی سادهای ندارد. این مسیر بالقوه میتوانست مطالعهای ظریف دربارهٔ مرز میان عدالتخواهی و انتقام باشد؛ دربارهٔ اینکه آیا دفاع از عزیزان، هر روشی را مجاز میکند یا نه.
فیلم پاسخ قطعی و پیچیدهای به این پرسش نمیدهد، اما همین کشمکش در شخصیت رودی اهمیت دارد. او بهتمامی در هیئت انتقامجویی خشن فرو نمیرود و در نتیجه، داستان با الگوی معمول قهرمانی که همهٔ موانع را به زور کنار میزند فاصله میگیرد. بااینحال، این انتخاب گاهی به بهای کماثرشدن رویاروییها تمام میشود.
« مسئلهٔ باورپذیری نیز در برخی درگیریها و اتفاقهای داستانی آشکار میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان حفظ انسانیت رودی و تأمین هیجان ژانری، راهی میانه میجوید؛ راهی که از نظر اخلاقی جالب است، اما از نظر دراماتیک همیشه رضایتبخش از کار درنمیآید. مضمون سالمندی و مسئولیت اجتماعی اثر در پرداختن به سالمندی، موفقتر از بسیاری از بخشهای پرتحرک خود است. «نوه» یادآوری میکند که کلاهبرداری از سالمندان نباید به سرزنش قربانیان بینجامد.
فریبکاری زمانی موفق میشود که ترس و نگرانی انسانی را به ابزار تبدیل کند؛ پس پرسش اصلی، نه «چرا قربانی فریب خورد؟»، بلکه این است که مجرمان چگونه اعتماد را دستکاری میکنند و اطرافیان چگونه میتوانند مانع تنها ماندن قربانی شوند. حضور گروه سالمندان نیز به این مضمون بُعدی جمعی میدهد.
آنها با تجربههای متفاوتشان نشان میدهند که سالمندی یک وضعیت یکسان و منفعل نیست. این گروه میتوانست مرکز داستانی پررنگتر باشد و فرصت بیشتری برای نمایش شخصیتهای مستقل پیدا کند؛ بااینحال، حتی حضور محدودش نیز نگاه فیلم را از رابطهٔ دونفرهٔ رودی و پدربزرگ فراتر میبرد. اثر در این بخش، بیآنکه به بیانیهای صرف بدل شود، مخاطب را به توجه بیشتر به سالمندان و پرهیز از تحقیر قربانیان سوق میدهد.
جمعبندی «نوه» فیلمی نابرابر، اما برخوردار از هستهای عاطفی و اجتماعی نیرومند است. رابطهٔ رودی و پدربزرگ، بازیهای باورپذیر بازیگران اصلی و پرداختن به کلاهبرداری از سالمندان، آن را به اثری قابلتأمل بدل میکند. در سوی دیگر، تردید میان درام واقعگرا و تریلر انتقامی، افتوخیز ریتم و برخی موقعیتهای کمباور، مانع از آن میشوند که فیلم به تمام ظرفیت ایدهاش برسد.
« مضمون سالمندی و مسئولیت اجتماعی اثر در پرداختن به سالمندی، موفقتر از بسیاری از بخشهای پرتحرک خود است. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، ارزش اثر فقط به میزان موفقیتش در ایجاد تعلیق وابسته نیست. «نوه» بیش از هر چیز دربارهٔ پیوند، آسیبپذیری و واکنشی است که عشق به یک عزیز در برابر بیعدالتی برمیانگیزد. فیلم در لحظههایی که به این هسته وفادار میماند، صادق و اثرگذار است؛ و حتی وقتی روایتش از تعادل خارج میشود، پرسشی انسانی را در ذهن باقی میگذارد: در برابر فریبی که زندگی کسی را ویران کرده، مسئولیت ما تا کجا امتداد مییابد؟
« با وجود این کاستیها، ارزش اثر فقط به میزان موفقیتش در ایجاد تعلیق وابسته نیست. »
ثبت دیدگاه