نقد و بررسی
نقد خوب، بد، عجیب (The Good, the Bad, the Weird) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: وسترنی در جغرافیایی ناآشنا «The Good, the Bad, the Weird» ساختهٔ Kim Jee-woon، فیلمی کرهای از سال ۲۰۰۸ است که جهان وسترن را از دشتهای آشنای آمریکا به منچوریِ دههٔ ۱۹۳۰ میبرد؛ سرزمینی پهناور، ناآرام و درگیر کشمکشهای سیاسی و قومی. همین جابهجایی، از همان ابتدا به فیلم هویتی مستقل میبخشد: اینجا نه اسطورهٔ کابوی آمریکایی، بلکه برخورد فرهنگها، گروههای مسلح و آدمهایی است که در آشوب زمانه، به دنبال منفعت خویشاند.
فیلم با وامگیری آشکار از سنت وسترن اسپاگتی، بهویژه آثار Sergio Leone، وارد گفتوگویی با گذشته میشود؛ اما قصدش بازسازی صرف نیست. میخواهد آن میراث را به نمایش پرهیاهو، شوخطبع و بیقرار خود تبدیل کند. سه چهره، سه شیوهٔ بقا هستهٔ داستان بر تقابل سه مرد استوار است: شکارچی جایزهبگیری خونسرد، آدمکشی سنگدل و دزدی که عنوان «عجیب» را نه فقط در نام، بلکه در رفتار و نگاهش با خود حمل میکند.
نقشهای رازآمیز، مسیر این سه را به هم گره میزند و نیروهای دیگری نیز برای تصاحب آن وارد میدان میشوند. همین طرح ساده، زمینهای مناسب برای رقابت، خیانت و تعقیب فراهم میکند، بیآنکه فیلم ناچار باشد از همان ابتدا بار سنگین معماپردازی را بر دوش بکشد. عنوان سهگانه، بیش از آنکه مرزبندی اخلاقی دقیقی بسازد، شمایلی کمیک و اسطورهای به شخصیتها میدهد.
«خوب»، «بد» و «عجیب» هر یک حامل کیفیتی برجستهاند، اما فیلم از تبدیل آنها به نمادهایی یکبعدی پرهیز نمیکند؛ در عوض، با رفتارها و واکنشهایشان بازی میکند و بهتدریج نشان میدهد که در این جهان، هیچکس را نمیتوان تنها با یک صفت شناخت. این رویکرد بهویژه در شخصیت دزدِ عجیب جلوه دارد: او در ظاهر دستوپاچلفتی و آشفته مینماید، اما حضورش نیرویی زنده و غیرقابلپیشبینی به روایت تزریق میکند.
« میخواهد آن میراث را به نمایش پرهیاهو، شوخطبع و بیقرار خود تبدیل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اکشن؛ زبان اصلی فیلم بزرگترین دستاورد فیلم، طراحی و اجرای صحنههای اکشن است. تعقیبوگریزها تنها فاصلهای میان دو بخش داستان نیستند؛ خودشان به جاذبهٔ اصلی تبدیل میشوند و با تغییر مکان، وسیله و ترکیب نیروها، هر بار صورتی تازه پیدا میکنند. فیلم از قطار و بازار گرفته تا دشتهای باز، میدانهایی برای حرکت و برخورد میسازد.
دوربین در این لحظات بهجای ثبت منفعلانهٔ آشوب، آن را سازمان میدهد و تماشاگر را در مسیر سرعت، خطر و غافلگیری نگه میدارد. لذت این صحنهها تنها از تیراندازی و انفجار نمیآید؛ خلاقیت در میزانسن و ریتم نیز نقش مهمی دارد. اکشن گاه به شکلی اغراقآمیز و نزدیک به کارتون پیش میرود، اما همین اغراق با لحن بازیگوشانهٔ فیلم تناسب دارد.
برخلاف وسترنهایی که خشونت را با سکوت و مکث سنگین میکنند، این اثر معمولاً به سوی حرکت، صدا و هجوم جمعی میشتابد. نتیجه پرانرژی است، هرچند این شتاب مداوم ممکن است برای تماشاگرانی که به ضرباهنگ سنجیدهتر علاقه دارند، خستهکننده شود. قاب، رنگ و جغرافیای تصویر منچوریِ فیلم فقط پسزمینهای برای درگیریها نیست؛ وسعت جغرافیایی آن به بخشی از شخصیت اثر بدل میشود.
دشتهای خشک و افقهای باز، امکان میدهند که تعقیبها مقیاسی بزرگ و نمایشی پیدا کنند. قابهای عریض، حرکت آدمها و وسایل نقلیه را در پهنهٔ چشمانداز جا میدهند و در همان حال، احساس بیپناهی و آشوب را تقویت میکنند. فیلم میداند چه زمانی از شکوه منظره بهره ببرد و چه زمانی با نزدیکشدن به چهرهها، تنش را شخصیتر کند.
« اکشن؛ زبان اصلی فیلم بزرگترین دستاورد فیلم، طراحی و اجرای صحنههای اکشن است. »
شخصیتها و اجرا
این زیباییشناسی، میان وسترن کلاسیک، سینمای اکشن مدرن و نوعی شوخطبعی تصویری رفتوآمد میکند. طراحی صحنه و لباس، جهان را به گذشتهای قابلباور محدود نمیسازد؛ بلکه آن را به قلمرویی نمایشی تبدیل میکند که در آن هر شخصیت با ظاهر و شیوهٔ حرکتش قابلشناسایی است. موسیقی نیز در شکلدادن به این هویت سهم دارد: ضرباهنگی سرزنده که گاه یادآور وسترنهای قدیمی است و گاه با انرژی معاصر فیلم همراه میشود.
حاصل، اثری خوشقیافه است که نگاهکردن به آن، حتی در لحظات سادهتر، لذت بصری دارد. بازیگری و کمدیِ شخصیتمحور بازیگران اصلی، بهجای آنکه صرفاً تیپهای آشنای ژانر را بازتولید کنند، به تفاوتهای رفتاری آنها جان میبخشند. Jung Woo-sung با خونسردی و تسلط، تصویری استوار از شکارچی جایزهبگیر میسازد؛ Lee Byung-hun در نقش آدمکش، تهدیدی جذاب و کنترلشده دارد؛ و Song Kang-ho با بازی پرتحرک و انعطافپذیرش، مرکز ثقل طنز فیلم میشود.
کمدی او بر شوخیهای لفظی متکی نیست، بلکه از مکث، دستپاچگی، نگاه و حرکت بدن شکل میگیرد. همین ویژگی اجازه میدهد شخصیت «عجیب» هم خندهآور باشد و هم در موقعیتهای خطرناک حضوری مؤثر داشته باشد. این سه بازی، به فیلم تعادلی مهم میدهند. اگر شخصیتها فقط جدی و سنگین بودند، اثر به وسترنی متعارف نزدیک میشد؛ اگر همهچیز صرفاً کمدی بود، خطر و خشونت از میان میرفت.
بازیگران کمک میکنند میان این دو قطب رفتوآمد کنیم. البته لحن فیلم گاهی چنان ناگهانی تغییر میکند که طنز و خشونت در کنار هم برای همهٔ تماشاگران خوشایند نخواهد بود؛ اما همین ناهماهنگیِ حسابشده، بخشی از سرشت نامتعارف اثر است. روایت پرشتاب و مسئلهٔ انسجام فیلم در روایت، همان رویکردی را دنبال میکند که در اکشن دارد: پیوسته به جلو میتازد.
« این زیباییشناسی، میان وسترن کلاسیک، سینمای اکشن مدرن و نوعی شوخطبعی تصویری رفتوآمد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقشه و رقابت بر سر آن، زنجیرهای از برخوردها را ایجاد میکنند و هر بخش، نیروی تازهای به میدان میافزاید. این ساختار برای ساختن هیجان مؤثر است، اما همیشه به پیشرفت روشن داستان نمیانجامد. تعدد گروهها و تغییر پیدرپی موقعیتها، گاه توجه را از رابطهٔ میان شخصیتها میگیرد و تماشاگر را در جزئیات تعقیبها و درگیریها غرق میکند.
از این رو، فیلم در مقام ماجراجویی پرتحرک موفقتر از درامی منسجم و عمیق است. انگیزهها و کشمکشها گاهی در میان صحنههای بزرگ اکشن کمرنگ میشوند و بعضی اتفاقها بیشتر برای رساندن روایت به رویارویی بعدی طراحی شدهاند تا آنکه پیامد روانی یا اخلاقی برجستهای داشته باشند. این کمبود، لذت تماشای اثر را از بین نمیبرد، اما مشخص میکند که اولویت کارگردان کجاست: حرکت، شوک و سرگرمی بر ظرافت روایی تقدم دارند.
خشونت و لحن نامتوازن خشونت فیلم بخشی جداییناپذیر از جهان بیقانون آن است، اما همیشه با همان شدت یا همان لحن عرضه نمیشود. بعضی لحظات، خشونت را چون عنصری کمیک و اغراقآمیز به کار میگیرند؛ لحظاتی دیگر، ناگهان با تصویری خشن و بیپرده مواجه میشویم. این تغییر میتواند از نظر سبکی جذاب باشد، زیرا اجازه نمیدهد آشوب فیلم کاملاً بیخطر جلوه کند؛ بااینحال، ممکن است برای برخی مخاطبان تکاندهنده یا آزارنده باشد.
همین مسئله به طول فیلم نیز پیوند میخورد. صحنههای اکشن بزرگ و پرجزئیات، یکی پس از دیگری میآیند و در بخشهایی، احساس تکرار یا کشآمدن به وجود میآورند. فیلم گاه چنان مجذوب تواناییاش در ساختن نمایشهای پرزرقوبرق است که نمیداند چه زمانی باید از آنها فاصله بگیرد. در نتیجه، بخشی از اثرگذاری صحنههای پایانی و رویاروییهای بزرگ، زیر فشار مدتزمان و تراکم رویدادها کمرنگ میشود.
« نقشه و رقابت بر سر آن، زنجیرهای از برخوردها را ایجاد میکنند و هر بخش، نیروی تازهای به میدان میافزاید. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «The Good, the Bad, the Weird» وسترنی کرهای و پرهیاهو است که بیش از هر چیز با انرژی، تصویرپردازی و اکشن خلاقانهاش در خاطر میماند. Kim Jee-woon از الگوهای آشنای ژانر وام میگیرد، اما آنها را در جغرافیایی متفاوت و با لحنی آمیخته به کمدی، اغراق و آشوب بازآرایی میکند. بازی Song Kang-ho به فیلم گرمایی ویژه میبخشد و قابهای عریض و تعقیبهای پرتحرک، آن را به تجربهای تماشایی بدل میکنند.
در مقابل، روایت همیشه از پسِ انبوه رخدادها برنمیآید؛ ریتم نفسگیر گاه به شلوغی میرسد، خشونت ممکن است ناگهان از حد تحمل برخی مخاطبان فراتر رود و طول فیلم نیز از انسجام آن میکاهد. بااینهمه، اثر را باید با معیارهایی سنجید که خودش برمیگزیند: نه بهعنوان درامی ظریف و کمحادثه، بلکه بهمثابه نمایش سینمایی پرسرعتی که میخواهد تماشاگر را با شکوه تصویر و حرکت سرگرم کند.
در این قلمرو، فیلم هرچند بینقص نیست، شخصیتی متمایز و سرزنده دارد.
« در این قلمرو، فیلم هرچند بینقص نیست، شخصیتی متمایز و سرزنده دارد. »
ثبت دیدگاه