نقد و بررسی
نقد The Good Liar | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کلاهبرداری بهمثابه هنر اجرا «The Good Liar» از همان آغاز جهانی را میسازد که در آن حقیقت چیزی ثابت و قابلاعتماد نیست؛ واقعیتی است که میتوان آن را با لحنی مطمئن، پوششی مناسب و اندکی دستکاری، به شکلی دیگر عرضه کرد. روی، کلاهبرداری حرفهای است که زندگیاش را بر جعل هویت و تشخیص ضعفهای دیگران بنا کرده.
انتخاب بِتی، بیوهای ثروتمند و ظاهراً تنها، در نگاه نخست فرصتی ساده به نظر میرسد: نزدیکشدن، جلب اعتماد و تصاحب دارایی او. اما فیلم از همان ابتدا میکوشد نشان دهد هیچیک از دو سوی این رابطه لزوماً همان کسی نیست که وانمود میکند. در این نقد از افشای پیچش اصلی و پایان داستان پرهیز میشود.
لذت فیلم تا اندازهای در همین ابهام نهفته است: تماشاگر باید مدام نشانهها را دوباره بخواند و از خود بپرسد چه کسی در حال هدایت ماجراست. این بازی با ادراک، موتور تعلیق اثر است؛ بازیای که هرچه پیش میرود، از یک کلاهبرداری مالی فراتر میرود و پای گذشته، حافظه و زخمهای دیرپا را به میان میکشد.
دو ستاره در میدان بیاعتمادی بزرگترین سرمایهٔ فیلم، حضور هلن میرن و ایان مککلن در نقشهایی است که به مهارتهای بازیگری دقیق و چندلایه نیاز دارند. مککلن روی را نه صرفاً مردی حیلهگر، بلکه بازیگری دائمی نشان میدهد؛ کسی که حتی در لحظههای روزمره نیز گویی نقش مناسبی برای مخاطبش انتخاب میکند.
« روی، کلاهبرداری حرفهای است که زندگیاش را بر جعل هویت و تشخیص ضعفهای دیگران بنا کرده. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او میتواند در یک صحنه سالمند و آسیبپذیر به نظر برسد و در صحنهای دیگر، خشونتی سرد و حسابگرانه از خود بروز دهد. جذابیت اجرایش در همین لغزش میان ظاهر و باطن است: تماشاگر به سختی میتواند تشخیص دهد کدام حالت، نقاب است و کدامیک به شخصیت نزدیکتر. میرن نیز بِتی را با سکون و خویشتنداریای بازی میکند که بهتدریج معنای تازه مییابد.
در ظاهر، او زنی آرام، مؤدب و تنهاست؛ اما این آرامش بهسادگی با سادهلوحی اشتباه گرفته میشود. میرن با مکثها، نگاههای سنجیده و واکنشهای کوچک، نوعی هوشیاری پنهان را به شخصیت میافزاید. رابطهٔ دو بازیگر به رقابتی خاموش تبدیل میشود: هرکدام میکوشد دیگری را بخواند، بیآنکه اطلاعات بیشتری از خود آشکار کند.
همین کشاکش، صحنههای دونفره را زنده نگه میدارد و به داستانی که گاه بیش از اندازه به توضیح متکی است، انرژی میبخشد. تعلیق؛ میان سرنخ و سوءظن فیلم برای حفظ کنجکاوی، اطلاعات را بهتدریج عرضه میکند و بارها برداشت مخاطب از شخصیتها را تغییر میدهد. گفتوگوهای ظاهراً معمولی، دیدارهای خانوادگی و جزئیات زندگی روزمره میتوانند معنایی دوگانه پیدا کنند.
این شیوه به تماشاگر نقش فعالی میدهد: باید از میان رفتارها و اشارهها سرنخ بیرون بکشد، بیآنکه مطمئن باشد برداشتش درست است. در نتیجه، تعلیق اثر فقط به پرسش «چه اتفاقی میافتد؟» محدود نمیماند؛ پرسش مهمتر آن است که «چه کسی واقعاً میداند چه اتفاقی دارد میافتد؟» این بازی فکری، بهویژه در بخشهای میانی، کارآمد است.
« میرن نیز بِتی را با سکون و خویشتنداریای بازی میکند که بهتدریج معنای تازه مییابد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در آنجا با تغییر آرام توازن قدرت میان دو شخصیت، رابطهای را که ابتدا یکطرفه به نظر میرسید پیچیدهتر میکند. هر نزدیکشدن، هم میتواند نشانهٔ صمیمیت باشد و هم بخشی از نقشهای حسابشده. بااینحال، اثر گاه به جای آنکه بر ظرافت و اعتماد مخاطب تکیه کند، اطلاعات را با تأخیر نگه میدارد تا در زمان مناسب از آنها برای ایجاد چرخش استفاده کند.
این تفاوت میان پنهانکاریِ دراماتیک و عقبانداختنِ صرفِ اطلاعات، در پردهٔ پایانی آشکارتر میشود. کارگردانی و فضای بصری بیل کاندون داستان را با لحنی کنترلشده و کلاسیک روایت میکند؛ لحنی متناسب با فضای خانههای مرتب، خیابانهای آرام و زندگی ظاهراً باثبات شخصیتها. قاببندیها معمولاً آراماند و از شلوغی بصری دوری میکنند.
این نظم ظاهری، با بیثباتی اخلاقی شخصیتها تضاد جالبی میسازد: پشت هر فضای مرتب ممکن است دروغی پنهان باشد و در پس هر رفتار مؤدبانه، محاسبهای جریان داشته باشد. کارگردانی بهجای تکیه بر ضرباهنگ تند یا جلوههای آشکار هیجانی، از مواجههها و تغییرات کوچک در لحن و رفتار برای ایجاد فشار استفاده میکند.
چنین انتخابی با بازی دو بازیگر اصلی سازگار است، اما همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. گاه ریتم بیش از اندازه محتاط میشود و برخی صحنهها بیشتر از آنکه تنش را افزایش دهند، آن را درجا نگه میدارند. فیلم به فضای پرتعلیق خود وفادار میماند، اما تنش روانشناختی را همیشه با پیشروی روایی متناسب همراه نمیکند.
« هر نزدیکشدن، هم میتواند نشانهٔ صمیمیت باشد و هم بخشی از نقشهای حسابشده. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مضمون اعتماد، تنهایی و گذشته در زیر سطح داستان کلاهبرداری، «The Good Liar» به نیاز انسان به اعتماد و میل او به باورکردن روایتهایی میپردازد که زندگی را قابلتحملتر میکنند. روی از این نیاز بهرهبرداری میکند و اعتماد را ابزاری برای دسترسی به پول و قدرت میبیند. در سوی دیگر، تنهایی بِتی سبب میشود رابطهٔ تازه در زندگیاش اهمیت پیدا کند؛ اما فیلم او را تنها به جایگاه قربانی محدود نمیکند.
همین پیچیدگی، پرسشی اخلاقی پیش میکشد: آیا اعتماد، در جهانی آکنده از فریب، نشانهٔ آسیبپذیری است یا انتخابی آگاهانه و انسانی؟ گذشته نیز در این روایت نیرویی فعال دارد، نه صرفاً مجموعهای از خاطرات. آنچه شخصیتها پشت سر گذاشتهاند، بر انتخابهای اکنونشان سایه میاندازد و درک ما را از انگیزههایشان تغییر میدهد.
فیلم در بهترین لحظات خود نشان میدهد که زمان لزوماً اثر زخمها را محو نمیکند؛ گاهی فقط شکل بروز آنها را عوض میکند. بااینحال، پیوند میان تجربههای گذشته و رفتارهای امروز، در پایان بیش از آنکه از دل کنش شخصیتها بجوشد، با توضیحهای مستقیم روشن میشود. مضمون بالقوهٔ ظریف فیلم در این نقطه تا حدی به بیان صریح و کمظرافت فروکاسته میشود.
پیچشها و مسئلهٔ باورپذیری ساختار معمایی فیلم بر غافلگیریهای پیدرپی بنا شده، اما همهٔ پیچشها به یک اندازه مؤثر نیستند. برخی تغییر مسیرها رابطهٔ دو شخصیت را غنیتر میکنند و باعث میشوند صحنههای پیشین در ذهن مخاطب دوباره معنا شوند. برخی دیگر، بیشتر به کارکردی مکانیکی نزدیک میشوند: اطلاعاتی ناگهان آشکار میشود تا رفتار یا انگیزهای را توضیح دهد که پیشتر زمینهچینی کافی برای آن فراهم نشده است.
« روی از این نیاز بهرهبرداری میکند و اعتماد را ابزاری برای دسترسی به پول و قدرت میبیند. »
قوتها و کاستیها
پیچش نهایی نیز برای بخشی از تماشاگران احتمالاً چندان دور از انتظار نخواهد بود. فیلم نشانههایی میکارد که کنجکاوی را حفظ میکنند، اما بعضی از آنها بیش از حد جهتدارند و ممکن است مسیر احتمالی ماجرا را زودتر از موعد آشکار کنند. مشکل فقط پیشبینیپذیری نیست؛ مسئله این است که افشاگری نهایی باید هم غافلگیرکننده باشد و هم وقتی به گذشته نگاه میکنیم، منطقی به نظر برسد.
«The Good Liar» در این آزمون گاهی موفق و گاهی نامطمئن است. ضعف اصلی در بخش پایانی، انباشت توضیحها و فلشبکهایی است که انگیزهها را روشن میکنند، اما به جای آنکه همهچیز را طبیعی و ناگزیر جلوه دهند، نوعی تصنع به روایت میبخشند. برخی تصمیمها و واکنشها نیز برای پیشبردن نتیجهٔ دراماتیک، بیش از اندازه آسان یا کمباورپذیر به نظر میرسند.
ازاینرو، فرجام فیلم از نظر عاطفی میکوشد ضربهای مؤثر وارد کند، ولی استحکام منطقی لازم را همیشه ندارد. جمعبندی «The Good Liar» تریلری معمایی است که بیش از هر چیز با بازی دو بازیگر اصلی و کشاکش روانی میان شخصیتهایشان جان میگیرد. فیلم در طرحریزی رابطهای مبتنی بر ظن و اعتماد، در ساختن فضایی آرام اما ناآرامکننده و در حفظ کنجکاوی مخاطب تا بخش بزرگی از مسیر موفق است.
همچنین از تقابل میان فریبکاری حرفهای و تنهایی انسانی، مادهای دراماتیک میسازد که فراتر از یک نقشهٔ مالی ساده میرود. در مقابل، روایت در پردهٔ پایانی به توضیحهای ناگهانی و چرخشهایی تکیه میکند که گاه هم پیشبینیپذیرند و هم از نظر منطق داستانی به اندازهٔ کافی استوار نیستند. این کاستیها مانع از آن میشوند که فیلم به معمایی کاملاً دقیق و بینقص بدل شود، اما حضور میرن و مککلن همچنان آن را دیدنی نگه میدارد.
« پیچش نهایی نیز برای بخشی از تماشاگران احتمالاً چندان دور از انتظار نخواهد بود. »
جمعبندی
حاصل، اثری سرگرمکننده و خوشاجراست که بهترین لحظههایش را نه در پاسخ نهایی، بلکه در تردیدهایی مییابد که میان دو شخصیت شکل میگیرند.



ثبت دیدگاه