نقد و بررسی
نقد شکوه جوانی (The Glory of Youth) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جوانی در آستانه انضباط «The Glory of Youth» در ظاهر روایتی درباره ورود چند دانشجوی دانشگاه به نیروی موشکی و گذراندن دورهای دشوار از آموزش نظامی است؛ اما نیروی دراماتیک آن بیش از آنکه از تجهیزات و مأموریتها بیاید، از برخورد دو جهان سرچشمه میگیرد: جهان جوانانی که به استقلال و انتخابهای شخصی خو گرفتهاند و جهان نهادی که بر نظم، سلسلهمراتب و کار جمعی استوار است.
چهار هماتاقی ــ شیا جوئو، اویانگ جون، لین آنبانگ و ییزیمنگ ــ با تصورهایی متفاوت قدم به این محیط میگذارند و خیلی زود درمییابند که اراده و توانایی فردی، بهتنهایی برای دوام آوردن کافی نیست. سریال این ورود را نه همچون یک دگرگونی ناگهانی، بلکه بهمثابه فرایندی تدریجی میبیند: عادتهای روزمره زیر فشار آموزش تغییر میکنند، خودبینی در برابر مسئولیت جمعی قرار میگیرد و اعتماد بهتدریج جای سوءظن و رقابت را میگیرد.
همین انتخاب، به روایت امکان میدهد «رشد» را از شعار انتزاعی به تجربهای ملموس تبدیل کند؛ تجربهای که با خستگی، مقاومت، خطا و پذیرش محدودیتها همراه است. داستان بر رفاقت چهار تازهوارد و شکلگیری رابطه آنان با سربازان باتجربه تکیه دارد و در قالب یک مجموعه چهلونهقسمتی گسترش مییابد.
چهار شخصیت، چهار راه مواجهه چهار هماتاقی قرار نیست نسخههایی از یک قهرمان واحد باشند. تفاوت منش و واکنش آنها به محیط تازه، امکان میدهد تنش اصلی سریال در سطح رابطهها نیز شکل بگیرد. یکی ممکن است در آغاز به توانایی ذهنی یا سابقه شخصی خود تکیه کند، دیگری با رقابت و جاهطلبی به میدان بیاید و آن دو دیگر، هر یک با ضعفها و عادتهای خاص خود، در برابر نظم جدید قرار گیرند.
« چهار شخصیت، چهار راه مواجهه چهار هماتاقی قرار نیست نسخههایی از یک قهرمان واحد باشند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ناهمسانی، فضای گروه را زنده میکند و مانع میشود آموزش نظامی به زنجیرهای یکنواخت از آزمونها و موفقیتها تقلیل یابد. اهمیت این شخصیتپردازی در آن است که بلوغ را با حذف تفاوتها یکی نمیگیرد. سربازشدن به معنای پاککردن کامل فردیت نیست؛ مسئله، آموختن این نکته است که توانایی شخصی هنگامی ارزش عملی پیدا میکند که در خدمت جمع قرار گیرد.
بنابراین هماتاقی بودن چهار جوان فقط زمینهای برای شوخی و صمیمیت نیست، بلکه آزمایشگاهی کوچک برای سنجش وفاداری، مسئولیتپذیری و تحمل تفاوتهاست. هرگاه فشار بیرونی بالا میرود، کیفیت رابطههای درونی نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. رابطه تازهواردان و کهنهسربازان یکی از محورهای مؤثر مجموعه، برخورد میان نسل تازهوارد و سربازانی است که تجربه طولانیتری از خدمت دارند.
این تقابل ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، زیرا دو سوی آن فقط به سن یا سابقه متفاوت محدود نیستند؛ آنها برداشتهای متفاوتی از شایستگی، فرمانبرداری و معنای وظیفه دارند. تازهواردان ممکن است به سرعت و هوش خود اعتماد کنند، حال آنکه کهنهسربازان بر عادتهای آزمودهشده و شناخت پیامدهای خطا تکیه دارند.
این اختلاف، گاه اصطکاک میآفریند و گاه زمینهای برای یادگیری متقابل میشود. سریال زمانی در این بخشها موفقتر است که اجازه میدهد رابطهها از خلال رفتار شکل بگیرند: سختگیری، حمایت، سرزنش و اعتماد بهتدریج معنای خود را پیدا کنند. در چنین لحظاتی، آموزش فقط انتقال مهارت نیست؛ آموزشِ دیدن دیگری نیز هست.
« اهمیت این شخصیتپردازی در آن است که بلوغ را با حذف تفاوتها یکی نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
سرباز باتجربه باید بپذیرد که جوانان، با وجود خامی، ظرفیت رشد دارند؛ تازهوارد نیز باید بفهمد که تجربه صرفاً مانعی در برابر شور و ابتکار نیست. این دادوستد انسانی به فضای نظامی گرما میبخشد و پیوند میان نسلها را از سطح یک مضمون تبلیغی فراتر میبرد. لحن: میان فشار و شوخی «The Glory of Youth» برای حفظ کشش، موقعیتهای پرتنش را با لحظههای طنزآمیز همراه میکند.
این ترکیب بهویژه در روایت آموزشی اهمیت دارد: اگر فشار نظامی پیوسته و بیوقفه نمایش داده شود، مخاطب ممکن است به یکنواختی برسد؛ اگر شوخیها نیز بیش از اندازه غالب شوند، جدیت مسیر از دست میرود. تعادل میان این دو، به مجموعه اجازه میدهد هم از انرژی جوانی بهره ببرد و هم دشواری سازگارشدن با یک نظم سخت را جدی بگیرد.
این آمیزشِ موقعیتهای دشوار و لحظههای خندهآور از ویژگیهایی است که در معرفی اثر نیز برجسته شده است. بااینحال، طنز همیشه به یک اندازه طبیعی عمل نمیکند. گاهی ممکن است واکنشها بیش از آنکه از شخصیتها بجوشند، برای سبککردن فضای قسمت به کار گرفته شوند. در بهترین لحظات، شوخی حاصل ناسازگاری میان عادتهای گذشته و قواعد تازه است و به شناخت شخصیت کمک میکند؛ در لحظات کماثرتر، نقش مکثی کوتاه میان دو بخش جدی را دارد.
همین تفاوت نشان میدهد که موفقیت لحن مجموعه به ظرافت پیوند میان کمدی و تحول شخصیتها وابسته است. مضمون و سایه شعار اثر آشکارا به ستایش خدمت، انضباط و احساس تعلق جمعی گرایش دارد. این جهتگیری، بخشی از هویت روایی آن است و تماشاگر را با چارچوب ارزشی مشخصی روبهرو میکند. در همین حال، تأکید پررنگ بر شعارهای نظامی ممکن است برای مخاطبی که به لحن تبلیغی حساس است، خستهکننده یا محدودکننده باشد.
« این دادوستد انسانی به فضای نظامی گرما میبخشد و پیوند میان نسلها را از سطح یک مضمون تبلیغی فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هرجا پیام از دل تصمیمها و رابطههای شخصیتها بیرون میآید، اثرگذاری بیشتری دارد؛ اما وقتی مضمون با تکرار مستقیم بیان میشود، پیچیدگی تجربه انسانی زیر سایه نتیجهای ازپیشتعیینشده قرار میگیرد. این محدودیت به معنای بیارزشبودن مضمون نیست. پرسش از اینکه فرد چگونه در یک ساختار جمعی جای میگیرد، پرسشی دراماتیک و قابلتأمل است.
مسئله به شیوه بیان بازمیگردد: آیا اثر اجازه میدهد تردید، دلزدگی یا اختلاف نظر نیز بخشی از مسیر رشد باشد، یا آنها را صرفاً مانعی موقت برای رسیدن به تصویری ازپیشمقرر میبیند؟ هرچه سریال به تجربههای مشخص شخصیتها وفادارتر بماند، مضمونش انسانیتر میشود؛ و هرچه بر بیان مستقیم پیام تکیه کند، فاصلهاش با مخاطبی که خواهان ابهام و چندصدایی است بیشتر خواهد شد.
اجرا و ریتم روایت بازی گروهی از نقاط قوت مجموعه است. اهمیت آن تنها به توانایی بازیگران در نمایش هیجان یا خستگی محدود نمیشود؛ باورپذیری رابطههاست که به بخشهایی از روایت جان میدهد. هنگامی که چهار تازهوارد در برابر سربازان باتجربه قرار میگیرند، تفاوت خلقوخو و جایگاه باید در تعاملها حس شود، نه اینکه فقط در توضیح داستان باقی بماند.
مجموعه در این زمینه از حضور گروهی شخصیتها سود میبرد و میدان را به یک قهرمان منفرد واگذار نمیکند. در مقابل، کیفیت بصری گاه کمهزینه یا نامنسجم به نظر میرسد و تصویرها همیشه آن قدرتی را ندارند که فضای نظامی و فشار آموزشی طلب میکند. این کاستی لزوماً تجربه تماشای مجموعه را از میان نمیبرد، اما لحظههایی را که به شکوه بصری یا حس تنش محیطی نیاز دارند، کماثرتر میکند.
« این محدودیت به معنای بیارزشبودن مضمون نیست. »
قوتها و کاستیها
مسئله دیگر طول روایت است. چهلونه قسمت فرصت میدهد شخصیتها و پیوندهایشان بهتدریج گسترش یابند، اما همین گستردگی خطر کندشدن ریتم و تکرار موقعیتها را نیز به همراه دارد. بخشهایی که تحول درونی با شتابی کمتر از تکرار آزمونها پیش میرود، ممکن است کشش کلی را کاهش دهد. شمار قسمتها و مدت تقریبی هر قسمت، گستره بلند روایت را نشان میدهد.
جمعبندی «The Glory of Youth» در هسته خود داستانِ تبدیلشدن است: تبدیل جوانانی با عادتها و انگیزههای متفاوت به گروهی که میتواند بر اعتماد و مسئولیت مشترک تکیه کند. قوت اصلی آن در بازی گروهی، رابطه میان تازهواردان و کهنهسربازان و توانایی آمیختن لحظههای دشوار با طنزی سبک است.
در برابر، تأکید مکرر بر شعارهای نظامی، نوسان کیفیت بصری و طولانیشدن روایت، از محدودیتهای مهم آن به شمار میآیند. این مجموعه برای تماشاگرانی مناسبتر است که به درامهای رشد، رفاقت گروهی و فضای نظامی علاقه دارند و با جهتگیری آشکار ارزشی اثر کنار میآیند. تماشاگرانی که روایت فشرده، تصویرپردازی صیقلی یا نگاه چندسویهتری به نهاد نظامی میخواهند، ممکن است با بخشهایی از آن فاصله بگیرند.
بااینهمه، زیر لایه انضباط و شعار، پرسشی آشنا و قابللمس باقی میماند: جوانان چگونه یاد میگیرند که قدرت فردی، هنگامی کامل میشود که بتوانند به دیگران تکیه کنند و دیگران نیز بتوانند به آنان اعتماد داشته باشند؟
« بخشهایی که تحول درونی با شتابی کمتر از تکرار آزمونها پیش میرود، ممکن است کشش کلی را کاهش دهد. »
ثبت دیدگاه