نقد و بررسی
نقد دختر در کتاب (The Girl in the Book) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت گذشته به اکنون «The Girl in the Book» درامی روانشناختی به نویسندگی و کارگردانی Marya Cohn است که دگرگونی زنی جوان را در پی بازگشت ناخواسته گذشتهاش به زندگی روزمره دنبال میکند. Alice Harvey، با بازی Emily VanCamp، در جهان نشر نیویورک کار میکند و آرزوی نویسندگی در سر دارد؛ اما وقتی مأموریت حرفهای تازهای او را دوباره با نویسندهای بانفوذ روبهرو میکند، خاطراتی که سالها در حاشیه ذهنش ماندهاند، آرامش ظاهری زندگی او را برهم میزنند.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که مسئلهاش صرفاً بازگشت به یک رابطه قدیمی نیست، بلکه چگونگی باقیماندن اثر یک تجربه آسیبزا در شخصیت و انتخابهای آدمی است. عنوانی با دو معنای مرتبط عنوان فیلم را میتوان هم به معنای دختر حاضر در یک کتاب فهمید و هم بهمنزله اشارهای به زنی که زندگیاش در روایت دیگری بازتاب یافته است.
برای Alice، نوشتن صرفاً انتخابی شغلی یا آرزویی هنری نیست؛ با حافظه، اختیار و توانایی تعریفکردن تجربه شخصی پیوند دارد. از این منظر، پرسش مرکزی فیلم این است که چه کسی حق دارد داستان یک انسان را بازگو کند و چه زمانی فرد میتواند روایت زندگیاش را از دیگران پس بگیرد. پیوند میان ادبیات و زندگی در این اثر جذاب است، زیرا نوشتن را نه نیرویی جادویی برای درمان همه زخمها، بلکه عرصهای میبیند که در آن قدرت و آسیبپذیری به هم میرسند.
بااینحال، فیلم گاهی از ظرفیت این ایده بیشتر وعده میدهد تا آنکه در تمام لحظات آن را بپروراند. پیوند نمادین عنوان و سرگذشت شخصیت اصلی معنادار است، اما بعضی از نتایجی که داستان از آن میگیرد، چندان دور از انتظار نیستند. اجرای Emily VanCamp ستون اصلی فیلم، بازی Emily VanCamp است. او Alice را نه بهصورت شخصیتی که همه احساساتش را آشکارا بیان میکند، بلکه همچون زنی تصویر میکند که در ظاهر به کار و روابط روزانه ادامه میدهد و در درون با آشفتگی، خشم و تردید دستوپنجه نرم میکند.
« بااینحال، فیلم گاهی از ظرفیت این ایده بیشتر وعده میدهد تا آنکه در تمام لحظات آن را بپروراند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مکثها، نگاههای گریزپا و تغییرهای ظریف در رفتار، بخشی از بار عاطفی نقش را بر دوش میکشند. بدینسان، مخاطب با شخصیتی روبهرو میشود که آسیبپذیریاش به معنای ناتوانی نیست؛ بلکه نشان میدهد ایستادگی نیز ممکن است با لغزش و سردرگمی همراه باشد. در برابر او، Michael Nyqvist شخصیتی میآفریند که حضورش در روایت، خود به منبع تنش بدل میشود.
تقابل این دو بازیگر، بدون نیاز به رویاروییهای پرهیاهو، فاصله و نابرابری قدرت میان شخصیتها را محسوس میکند. بازی VanCamp بهویژه در لحظههایی اثرگذار است که Alice میکوشد از واکنش خود فاصله بگیرد، اما بدن و نگاهش پیش از کلمات، اضطراب او را آشکار میکنند. حضور اوست که بخشهایی از روایت کمتحرک فیلم را زنده و باورپذیر نگه میدارد.
حافظه و بازنمایی آسیب یکی از دستاوردهای فیلم، پرهیز از این تصور سادهانگارانه است که رنج گذشته با گذشت زمان خودبهخود پایان مییابد. آثار سوءاستفاده میتوانند در اعتماد، رابطه با خانواده، انتخابهای عاطفی و تصور فرد از خویشتن رسوب کنند. فیلم این پیامدها را نه فقط از راه رخدادهای گذشته، بلکه از خلال رفتار امروز Alice نشان میدهد؛ از فاصلهگرفتن او از دیگران تا دشواریاش در تشخیص مرز میان خواست شخصی و انتظارات محیط.
روایت در این زمینه سنجیده است، زیرا از تبدیل تجربه آسیبزا به وسیلهای برای ایجاد هیجان صرف پرهیز میکند. گذشته بهصورت توضیحی آماده و کامل عرضه نمیشود؛ خاطرهها بهتدریج کنار هم قرار میگیرند و معنای رفتار کنونی شخصیت را تغییر میدهند. همین تدریج به مخاطب امکان میدهد پیچیدگی تجربه را دریابد، بیآنکه فیلم از او بخواهد درباره شخصیت اصلی حکمی فوری صادر کند.
« مکثها، نگاههای گریزپا و تغییرهای ظریف در رفتار، بخشی از بار عاطفی نقش را بر دوش میکشند. »
شخصیتها و اجرا
البته پرداخت محتاطانه گاه بیش از اندازه آرام میشود و بار عاطفی صحنهها بهاندازه ظرفیت موضوع بالا نمیرود. رفتوآمد میان گذشته و حال ساختار فیلم با جابهجایی میان دورههای مختلف زندگی Alice شکل میگیرد. این رفتوبرگشتها صرفاً اطلاعات تازهای درباره گذشته نمیدهند؛ آنها نشان میدهند که خاطره چگونه در زمان حال بازفعال میشود و بر دریافت فرد از موقعیتهای کنونی سایه میاندازد.
تماشاگر با هر بازگشت به گذشته، تصویری کاملتر از شخصیت میسازد و رفتارهایی را که پیشتر ممکن بود خودویرانگر یا نامفهوم به نظر برسند، در بستری تازه میبیند. این روش روایت در بهترین لحظاتش، گذشته و حال را به دو بخش جدا از هم تبدیل نمیکند. گذشته نه فصل بستهای در زندگی Alice، بلکه نیرویی فعال در اکنون اوست.
بااینهمه، تکرار این رفتوبرگشتها گاهی از ظرافت اولیه میکاهد. وقتی مخاطب الگوی روایی را شناخت، برخی بازگشتها بیش از آنکه کشفی تازه باشند، تأییدی بر دانستههای پیشیناند. فیلم میتوانست با فشردهکردن بعضی از این بخشها، هم ریتم را بهبود ببخشد و هم ضربههای عاطفی را متمرکزتر کند.
ریتم و پیشبینیپذیری کندی ریتم، مهمترین مانع فیلم در دستیافتن به تأثیری پایدار است. آرامش روایت در آغاز با فضای درونی و گوشهگیر شخصیت تناسب دارد، اما در بخشهایی این آرامش به کشآمدن تبدیل میشود. برخی صحنهها اطلاعات یا تحول تازهای به رابطهها نمیافزایند و مکثهای پیاپی، بهجای تعمیق سکوت، حرکت داستان را کمجان میکنند.
« البته پرداخت محتاطانه گاه بیش از اندازه آرام میشود و بار عاطفی صحنهها بهاندازه ظرفیت موضوع بالا نمیرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله بهویژه در میانه فیلم محسوس است؛ جایی که انگیزههای شخصیت روشن شدهاند، اما پیشروی دراماتیک هنوز شتاب لازم را پیدا نکرده است. مسیر داستان نیز عموماً قابلپیشبینی میماند. موضوع فیلم ظرفیت فراوانی برای پیچیدگی دارد، اما روایت کمتر خطر میکند یا برداشت مخاطب را به شکلی اساسی دگرگون میسازد.
این انتخاب لزوماً با صداقت عاطفی اثر ناسازگار نیست؛ بااینحال، بخشی از نیروی بالقوه داستان را محدود میکند. مخاطب ممکن است زودتر از خود شخصیت، جهت کلی حرکت او را حدس بزند و در نتیجه، انتظار برای رسیدن روایت به نقاط اصلی اندکی طولانی احساس شود. روابط فرعی و فضای روایی روابط خانوادگی Alice زمینهای مهم برای شناخت شیوه شکلگیری سکوت و ناتوانی او در بیان نیازهایش فراهم میکنند.
فیلم بهدرستی نشان میدهد که گذشته تنها در رابطه با فرد آسیبزننده معنا نمییابد؛ محیطی که نشانهها را نمیبیند، کوچک میشمارد یا از کنارشان میگذرد نیز بخشی از تجربه شخصیت است. درعینحال، برخی از این رابطهها بیشتر کارکرد توضیحی دارند تا آنکه به شخصیتهای مستقل و چندوجهی بدل شوند.
خردهداستان عاشقانه نیز با همین دشواری روبهرو است. این رابطه میتواند امکان تجربه دوباره صمیمیت و اعتماد را برای Alice مطرح کند، اما پرداخت آن بهاندازه کافی بسط نمییابد تا پیوندی عمیق با محور اصلی پیدا کند. ازاینرو، گاهی چنین به نظر میرسد که داستان عاشقانه در کنار فیلم قرار گرفته، نه آنکه از دل کشمکشهای درونی شخصیت بهطور طبیعی سربرآورده باشد.
« مسیر داستان نیز عموماً قابلپیشبینی میماند. »
قوتها و کاستیها
اگر این بخش کوتاهتر یا پروردهتر بود، احتمالاً انسجام کلی اثر بیشتر میشد. جمعبندی «The Girl in the Book» اثری جدی و انسانی درباره ماندگاری آسیب، پیچیدگی حافظه و دشواری بازپسگیری اختیار بر روایت زندگی خویش است. بازی تأثیرگذار Emily VanCamp و ساختار رفتوبرگشتی فیلم، بهترین ابزارهای آن برای نزدیکشدن به جهان درونی Alice هستند.
فیلم در پرداخت پیامدهای سوءاستفاده، از نگاه سطحی و قضاوت شتابزده فاصله میگیرد و نشان میدهد که اثر یک تجربه تلخ میتواند در شکلهای گوناگون و گاه نامنتظر ادامه یابد. در مقابل، ریتم کشدار، پیشبینیپذیری مسیر و خردهداستان عاشقانه کمپرداخته، مانع میشوند که همه ظرفیت موضوع به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود.
بااینحال، فیلم بهواسطه اجرای مرکزی نیرومند و توجهش به صدای زنی که میکوشد گذشته را بفهمد، نه آنکه صرفاً از آن بگریزد، اثری قابلتأمل باقی میماند.### Sources:
« اگر این بخش کوتاهتر یا پروردهتر بود، احتمالاً انسجام کلی اثر بیشتر میشد. »



ثبت دیدگاه