نقد و بررسی
نقد گانگستر، پلیس و شیطان (The Gangster, the Cop, the Devil) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت دراماتیک «The Gangster, the Cop, the Devil» ساختهٔ Lee Won-tae، تریلری جنایی است که نیروی محرک خود را از برخورد سه قطب میگیرد: تبهکاری قدرتمند، کارآگاهی قانونمدار و قاتلی زنجیرهای که شکارچیانش را به رقابتی خطرناک میکشاند. جانگ دونگسو پس از جان به در بردن از حملهٔ قاتل، با جونگ تهسوک همپیمان میشود؛ اما این اتحاد نه از اعتماد، که از همپوشانی موقت منافع شکل میگیرد.
یکی قاتل را برای انتقام میخواهد و دیگری برای پاسخگویی در برابر قانون. این تقابل، از همان آغاز ظرفیت جذابی دارد: آیا میتوان برای رسیدن به هدفی درست، به روشهایی نادرست متوسل شد؟ فیلم پرسش را پیش میکشد، اما بیش از آنکه در لایههای اخلاقیاش مکث کند، آن را به موتور تعقیبوگریزی پرتحرک بدل میسازد.
در نتیجه، ایدهٔ مرکزی از نظر مفهومی غنیتر از پرداخت نهایی آن به نظر میرسد. دو شریک ناهمگون بخش مهمی از جذابیت فیلم از کنار هم قرار گرفتن دونگسو و تهسوک میآید. دونگسو با سکوت، خشونت کنترلشده و اقتداری که حتی در مکثهایش احساس میشود، حضوری سنگین دارد. Ma Dong-seok نقش را با تکیه بر جثه و کاریزمای خود پیش میبرد، اما تنها به نمایش قدرت جسمانی بسنده نمیکند؛ شخصیت او در عین بیرحمی، حسابگر است و در برخورد با شریک تازهاش نوعی طنز خشک و کمحرفانه پدید میآورد.
« یکی قاتل را برای انتقام میخواهد و دیگری برای پاسخگویی در برابر قانون. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، تهسوک نمایندهٔ قانونی است که در عمل از نظم آرمانیاش فاصله دارد. سرسختی او با بیپروایی و لجاجتی همراه است که گاه مرز میان وظیفه و جاهطلبی را مبهم میکند. تفاوت این دو مرد، فضای مناسبی برای شوخیهای ظریف و کشمکشهای کوچک فراهم میآورد؛ با اینحال، رابطهشان همیشه به عمق دراماتیکی نمیرسد که طرح فیلم نوید میدهد.
فیلم از تضادشان برای سرگرمی و پیشبرد روایت بهره میبرد، اما کمتر فرصت میدهد اعتماد، بدگمانی یا تفاوت جهانبینیشان بهتدریج و با ظرافت دگرگون شود. بازیگری و اقتدار دونگسو نقطهٔ اتکای روشن فیلم بازی Ma Dong-seok است. او دونگسو را چنان میسازد که حضورش بهتنهایی میتواند صحنه را تحت سلطه بگیرد؛ چه در لحظههای آرام و چه در رویاروییهای فیزیکی.
خشونت شخصیت صرفاً نمایش خشم نیست، بلکه بخشی از زبان اوست: راهی برای اعلام قدرت، دفاع از قلمرو و تحمیل اراده. همین ویژگی باعث میشود هر بار که وارد قاب میشود، انتظار تماشاگر برای اتفاقی پرتنش افزایش یابد. Kim Mu-yeol نیز در نقش تهسوک انرژی لازم را به سوی دیگر این زوج میآورد و میان خویشتنداری ظاهری و رفتار تند شخصیت تعادل برقرار میکند.
« در سوی دیگر، تهسوک نمایندهٔ قانونی است که در عمل از نظم آرمانیاش فاصله دارد. »
شخصیتها و اجرا
Kim Sung-kyu در نقش قاتل، از نظر حضور و کارکرد روایی بهاندازهٔ دو بازیگر اصلی برجسته نمیشود. مسئله لزوماً ضعف بازی نیست؛ فیلم اطلاعات و توجه کافی به او اختصاص نمیدهد تا چهرهای پیچیده و بهیادماندنی بسازد. ازاینرو، خطر او بیشتر در ایدهٔ جنایتهایش و تهدیدی است که برای دیگران ایجاد میکند، نه در شخصیتی که تماشاگر بتواند بهخوبی درکش کند.
اکشن؛ نیروی اصلی فیلم فیلم در صحنههای درگیری، جسور و مستقیم عمل میکند. ضربهها وزن دارند، بدنها آسیب میبینند و خشونت اغلب با نوعی زمختی ملموس به تصویر درمیآید. این انتخاب با دنیای داستان تناسب دارد: جهانی که در آن آدمها بهجای بحثهای طولانی، با زور، تهدید و معامله پیش میروند.
صحنههای تعقیب و رویارویی نیز معمولاً ضرباهنگ فیلم را بالا نگه میدارند و اجازه نمیدهند روایت برای مدتی طولانی از حرکت بایستد. بااینحال، هیجان اکشن همیشه به تعلیق پایدار تبدیل نمیشود. فیلم بارها به انرژی فیزیکی و خشونت تکیه میکند، اما در بخشهایی که باید اضطرابِ یافتن قاتل یا ناآگاهی از حرکت بعدی او را پررنگ کند، چندان موشکاف نیست.
« Kim Sung-kyu در نقش قاتل، از نظر حضور و کارکرد روایی بهاندازهٔ دو بازیگر اصلی برجسته نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر ممکن است از شدت و سرعت صحنهها لذت ببرد، بیآنکه همزمان احساس کند خطر بهتدریج پیچیدهتر و مهیبتر میشود. اکشن در اینجا برگ برندهٔ فیلم است، اما گاهی جای خالی تعلیق را نیز پُر میکند. فضاسازی، شب و طنز تلخ فضای شبانه به فیلم هویتی دیداری میدهد؛ خیابانها، فضاهای صنعتی و محیطهای تیره، جهانی را میسازند که در آن قانون و جرم هر دو به شکلی فرسوده و ناپایدار جلوه میکنند.
نورپردازی و قاببندی در خدمت حس تعقیب و مراقبتاند: شخصیتها اغلب در دل فضاهایی قرار میگیرند که امنیت در آنها موقتی است و هر گوشه میتواند به محل درگیری بدل شود. فیلمبرداریِ شبانه، بهویژه در صحنههای تعقیب، به اثر کیفیتی سرد و پرتنش میبخشد. در کنار این تیرگی، شوخیهای ریز مانع از آن میشوند که فیلم به خشونتی یکنواخت و بیوقفه تبدیل شود.
طنز بیشتر از تضاد شخصیتها و خونسردی بعضی واکنشها پدید میآید تا از گفتوگوهای پرزرقوبرق. این لحظهها عموماً به نفع ریتم فیلم کار میکنند، هرچند گاه از سنگینی موقعیت میکاهند. توازن میان خشونت و شوخی، فیلم را سرگرمکنندهتر میکند، اما همزمان لحن آن را از یک تریلر تیره و موشکاف به اثری عامهپسندتر نزدیک میسازد.
« اکشن در اینجا برگ برندهٔ فیلم است، اما گاهی جای خالی تعلیق را نیز پُر میکند. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای روایت و شخصیت قاتل ضعف اصلی فیلم در فاصلهای است که میان طرح جذاب و پرداخت داستانی آن ایجاد میشود. همکاری یک خلافکار و یک کارآگاه برای شکار قاتلی مشترک، امکان پرداختی چندوجهی به فساد، عدالت، انتقام و سازوکارهای ناکارآمد پلیس را فراهم میکند. اثر نشانههایی از این مسائل را عرضه میکند، اما معمولاً از آنها عبور میکند تا به تعقیب بعدی یا رویارویی تازه برسد.
در نتیجه، پرسش اخلاقیِ آغازین بیشتر نقش چارچوب دارد تا موضوعی که فیلم با جدیت تا پایان بکاود. قاتل نیز از همین کمپرداختگی آسیب میبیند. او باید تهدیدی باشد که هم خلافکار و هم مأمور قانون را وادار به همکاری میکند، اما فیلم کمتر به جهان درونی یا منطق رفتاریاش میپردازد. وقتی ضدقهرمان به چهرهای کمرمق بدل شود، تعلیقِ شکار او نیز محدود میماند؛ زیرا تماشاگر نهتنها از کارهای بعدیاش، بلکه از خود او هم شناخت چندانی ندارد.
این کاستی باعث میشود بخشهایی از روایت قابل پیشبینیتر یا معمولیتر از ظرفیت اولیهٔ داستان جلوه کنند. مرز مبهم قانون و تبهکاری عنوان فیلم به سه جایگاه اشاره میکند، اما جذابیت محوریاش در ناپایداری همین دستهبندیهاست. دونگسو مجرم است، ولی در تعقیب قاتل نقشی مؤثر ایفا میکند؛ تهسوک مأمور قانون است، اما رفتار او همیشه با تصویر رسمیِ عدالت سازگار نیست.
« در نتیجه، پرسش اخلاقیِ آغازین بیشتر نقش چارچوب دارد تا موضوعی که فیلم با جدیت تا پایان بکاود. »
جمعبندی
فیلم از این وارونگی برای ساختن تنشی سرگرمکننده بهره میبرد: همکاری دو نفر، نه به این دلیل که باورهایشان یکی شده، بلکه چون در مقطعی هدف مشترکی دارند. این ابهام، بهتنهایی عمق سیاسی یا اخلاقی نمیسازد. اثر بیش از آنکه نظام عدالت را کالبدشکافی کند، از بینظمی آن برای پیشبرد ماجرا استفاده میکند.
بااینهمه، همین انتخاب به فضای فیلم طعمی تلخ میدهد: در جهانی که سازوکارهای رسمی کارآمد نیستند، حتی مقابله با شر نیز ممکن است به ابزارهای مشکوک و معاملههای ناپاک وابسته شود. جمعبندی «The Gangster, the Cop, the Devil» تریلری پرانرژی و خوشریتم است که بیش از هر چیز بر کاریزمای دونگسو، صحنههای اکشن خشن، فضاسازی شبانه و تضاد سرگرمکنندهٔ دو شخصیت اصلی تکیه دارد.
فیلم از ایدهای پُرکشش آغاز میکند، اما در پرداخت قاتل، ساخت تعلیق و کاوش اخلاقیِ مرز میان قانون و جرم به اندازهٔ وعدهٔ طرح پیش نمیرود. بنابراین، اثر را باید بیش از آنکه درامی ژرف دربارهٔ عدالت دانست، فیلمی جنایی و سرگرمکننده دید که در بهترین لحظههایش با حضور قدرتمند Ma Dong-seok جان میگیرد و در لحظههای ضعیفتر، به قراردادهای آشنای ژانر بازمیگردد.
« این ابهام، بهتنهایی عمق سیاسی یا اخلاقی نمیسازد. »
ثبت دیدگاه