نقد و بررسی
نقد The Game Changer | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شانگهایِ پرآشوب و جهانِ فیلم «The Game Changer» ساختهٔ Gao Xixi، فیلمی جنایی و اکشن است که مخاطب را به شانگهایِ دههٔ ۱۹۳۰ میبرد؛ شهری که در آن قدرت نه فقط با پول و نفوذ، بلکه با تهدید، معامله و اسلحه حفظ میشود. داستان حول دو زندانی فراری میگردد که به حلقهٔ نزدیک آقای تانگ، رئیس بانفوذ گروه اژدهای سبز، راه پیدا میکنند.
در پی تلاش تانگ برای گسترش سلطهاش بر معاملات شهر، روابط درون گروه نیز به آزمونی برای اعتماد و وفاداری بدل میشود. فیلم در کنار این کشمکش قدرت، از پیوندهای شخصی، عشق و گذشتهٔ پنهان شخصیتها نیز بهره میگیرد؛ عناصری که قرار است تنش میان خواستههای فردی و منطق بیرحمانهٔ دنیای تبهکاران را بسازند.
اثر در سال ۲۰۱۷ ساخته شده و فضای آن با سنت سینمای گانگستریِ شانگهای و اکشنهای پرزرقوبرق پیوند دارد. شروعی پرشتاب و تماشایی یکی از بزرگترین امتیازهای فیلم، آغاز پرانرژی آن است. ماجرا از همان ابتدا با تعلیق و حرکت پیش میرود و فیلم برای معرفی فضای خشنش به مقدمهچینی طولانی نیاز ندارد.
فرار، تعقیب و درگیریها زودهنگام رخ میدهند و هرکدام میکوشند دامنهٔ هیجان را بیشتر کنند. این انتخاب، تماشاگر را سریع وارد جهان اثر میکند و نشان میدهد با درامی آرام و واقعگرا روبهرو نیستیم؛ فیلم از همان ابتدا به اغراق و نمایش آشکار قدرت بدنی و آتش اسلحه علاقه دارد. تیراندازیها، انفجارها و تعقیبها یادآور آن نوع اکشن هنگکنگیاند که در آن خشونت به نوعی طراحی صحنه بدل میشود: شخصیتها در میان آشوب حرکت میکنند و هر رویارویی، بیش از آنکه صرفاً راهی برای پیشبرد قصه باشد، فرصتی برای نمایش مهارت و هیجان است.
« داستان حول دو زندانی فراری میگردد که به حلقهٔ نزدیک آقای تانگ، رئیس بانفوذ گروه اژدهای سبز، راه پیدا میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد گاه بسیار سرگرمکننده از کار درمیآید. صحنههای آغازین بهویژه از انرژی و ضرباهنگ خوبی برخوردارند و تماشاگر را با وعدهٔ یک فیلم پرتحرک همراه میکنند. اکشن؛ میان مهارت و افراط طراحی درگیریها از جاذبههای اصلی «The Game Changer» است. فیلم میخواهد اکشن را بزرگ، پرتحرک و بهیادماندنی جلوه دهد؛ در بهترین لحظات، این بلندپروازی به صحنههایی میانجامد که تماشایشان لذتبخش است.
شخصیتها در محیطهای گوناگون به نبرد میپردازند و حرکت دوربین و تدوین میکوشد حس آشفتگیِ یک درگیری واقعی را با شکوه نمایشی سینما ترکیب کند. در این میان، بازی Peter Ho در نقش شخصیت محوری، بهخصوص در صحنههای جسمانی، حضوری چشمگیر دارد و به فیلم کمک میکند قهرمانش را به نیرویی مسلط بر قاب بدل سازد.
اما همین میل به بزرگنمایی همیشه به سود فیلم نیست. گاه تعداد مهاجمان، گلولهها و انفجارها چنان زیاد میشود که صحنه از تنش واقعی فاصله میگیرد و به نمایش پرهیاهویی از اغراق بدل میشود. هنگامی که هر رویارویی باید از صحنهٔ قبلی بزرگتر باشد، خطر یکنواختی در دلِ هیجان پدیدار میشود: شلوغی جای وضوح را میگیرد و مخاطب ممکن است بهجای دنبالکردن جغرافیای صحنه، صرفاً با انبوهی از حرکت و صدا روبهرو شود.
بنابراین، فیلم در اکشنهایش همزمان جذاب و ناپایدار است؛ گاهی بهخوبی سرگرم میکند و گاهی از مرز تأثیرگذاری عبور میکند. لباسها و سیمای دیداری طراحی لباسها از بخشهایی است که به فضای تاریخی فیلم شخصیت میبخشد. کتوشلوارها، پوششهای رسمی و ظاهر آراستهٔ افراد گروه، جهان قدرت و سلسلهمراتب را در قاب قابل لمس میکنند.
« این رویکرد گاه بسیار سرگرمکننده از کار درمیآید. »
شخصیتها و اجرا
لباسها تنها تزئینی نیستند؛ به مخاطب نشان میدهند هر شخصیت در چه جایگاهی ایستاده و چگونه میخواهد خود را به دیگران عرضه کند. این توجه به ظاهر، بهویژه در کنار محیطهای شهری و فضای پرزرقوبرق گروههای تبهکار، به فیلم حالوهوایی جذاب میدهد. بااینحال، سیمای دیداری اثر در همهٔ بخشها به یک اندازه استوار نیست.
جلوههای کامپیوتری در بعضی نماها ارزان و ناپخته به نظر میرسند و میان آنچه فیلم میخواهد نمایش دهد و آنچه تصویر واقعاً منتقل میکند، فاصله میاندازند. این ضعف در فیلمی که بر شکوه صحنههای اکشن تکیه دارد، بیشتر به چشم میآید؛ زیرا مخاطب ناگهان از فضای داستان بیرون میافتد و متوجه مصنوعیبودن تصویر میشود.
تدوین نیز گاهی بهجای آنکه به کنشها وضوح ببخشد، شتابزده و ناهماهنگ جلوه میکند. نتیجه، اثری است که از نظر طراحی لباس و ترکیببندی قاب میتواند چشمنواز باشد، اما در پرداخت فنی همیشه همسطح جاهطلبی خود نیست. از هیجان به درام باندی تغییر مسیر فیلم در نیمهٔ دوم، نقطهٔ عطف مهمی در تجربهٔ تماشاگر است.
پس از شروعی پر از درگیری و حرکت، داستان بیش از پیش به مناسبات درونی گروه، معاملههای قدرت و تنشهای عاطفی شخصیتها تکیه میکند. این جابهجایی میتوانست عمق بیشتری به قصه بدهد: درام باندی ظرفیت آن را دارد که نشان دهد قدرت چگونه دوستی را فرسوده میکند و اعتماد در فضایی آکنده از سوءظن چهقدر شکننده است.
« بااینحال، سیمای دیداری اثر در همهٔ بخشها به یک اندازه استوار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل اینجاست که گذار میان دو وجه فیلم کاملاً روان نیست. نیمهٔ نخست با شتابی چشمگیر پیش میرود، اما در نیمهٔ دوم ریتم افت میکند و روایت گاه بیش از حد بر ملودرام و گفتوگوهای عاطفی متکی میشود. رابطهها و کشمکشهای شخصی میتوانند زمینهٔ مناسبی برای پیچیدهترکردن شخصیتها باشند، ولی پرداخت اغراقشدهٔ بعضی لحظات، از ظرافت لازم میکاهد.
فیلم میان دو خواسته گرفتار میشود: از یکسو میخواهد ماجرایی پرهیجان و سرراست باشد و از سوی دیگر به دنبال درامی سنگین دربارهٔ وفاداری و خیانت میرود. پیوند این دو همیشه بهخوبی شکل نمیگیرد و همین ناهماهنگی در ضرباهنگ احساس میشود. شخصیتها و بازیها محور دراماتیک فیلم بر رابطهٔ میان آقای تانگ و مردانی استوار است که در نزدیکترین فاصله به او قرار میگیرند.
این نزدیکی، بهجای آنکه نشانهٔ اطمینان باشد، سرچشمهٔ نگرانی است: در جهان فیلم، هیچ پیوندی از آزمون قدرت مصون نمیماند. Wang Xueqi در نقش تانگ حضوری حسابشده دارد و شخصیت را صرفاً به یک شرور پرخاشگر تقلیل نمیدهد؛ خویشتنداری او در برابر اغراقهای پیرامون، گاهی جذابیتی متفاوت میسازد.
در مقابل، Peter Ho قهرمانی پرتوان و تماشایی ارائه میکند که حضور فیزیکیاش با جنس اکشن فیلم تناسب دارد. Huang Zitao نیز در نقش Fang Jie به گروه شخصیتهای جوانتر و پرتحرک تعلق دارد و میان وجه قهرمانانه و عاطفی نقش حرکت میکند. بااینهمه، فیلم فرصت یکسانی برای پرداخت همهٔ شخصیتها فراهم نمیکند.
« مشکل اینجاست که گذار میان دو وجه فیلم کاملاً روان نیست. »
قوتها و کاستیها
زنان داستان، با وجود اهمیتشان در شبکهٔ رابطهها، گاه بیشتر به محورهای کشمکش عاطفی مردان تبدیل میشوند تا شخصیتهایی با مسیر مستقل و گسترده. این محدودیت، دامنهٔ درام را کوچکتر میکند و مانع از آن میشود که روابط شخصی فیلم همواره به اندازهٔ صحنههای اکشن گیرایی داشته باشند. جمعبندی «The Game Changer» فیلمی است که جذابیتش را بیش از هر چیز از انرژی بصری و اکشنهای پرشور میگیرد.
آغاز پرتحرک، تیراندازیهای نمایشی، طراحی لباسهای چشمگیر و فضاسازی شانگهایِ تبهکارانه، آن را به اثری سرگرمکننده برای دوستداران اکشنهای اغراقآمیز تبدیل میکند. در برابر این امتیازها، افت ریتم در نیمهٔ دوم، ملودرامی که گاه از اندازه میگذرد و جلوههای کامپیوتری ناهماهنگ قرار دارند.
فیلم میخواهد هم قصهای دربارهٔ جاهطلبی و اعتماد باشد و هم نمایشی بزرگ از خشونت و هیجان؛ اما در ترکیب این دو، همیشه تعادل لازم را پیدا نمیکند. بااینحال، همین افراط بخشی از هویت آن است: اثری که بهجای ظرافت پیوسته، بر لحظات پرهیاهو و تأثیر فوری تکیه دارد. اگر تماشاگر با این لحن نمایشی همراه شود، فیلم در نیمهٔ نخست سرگرمی قابلتوجهی فراهم میکند؛ و اگر انتظار درامی منسجم و ظریف داشته باشد، کاستیهای روایت و ریتم بیشتر به چشم خواهد آمد.
« جمعبندی «The Game Changer» فیلمی است که جذابیتش را بیش از هر چیز از انرژی بصری و اکشنهای پرشور میگیرد. »
ثبت دیدگاه