نقد و بررسی
نقد فول مانتی (The Full Monty) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شهری خاموش «The Full Monty» از دلِ شهری آغاز میشود که روزگاری با کارخانههای فولادش نفس میکشید و اکنون، پس از تعطیلی کارخانهها، نشانی از آن رونق ندارد. شفیلد در فیلم صرفاً پسزمینهای جغرافیایی نیست؛ زخمِ اقتصادی آن در خیابانها، خانهها و سکوت مردانی حضور دارد که شغلشان را از دست دادهاند و نمیدانند چگونه جایگاه خود را در جهان تازه پیدا کنند.
تصمیم گز، کارگر بیکار و پدری گرفتار تنگنای مالی، برای تشکیل گروهی رقصنده، در ظاهر طرحی کمدی و عجیب است؛ اما نیروی اصلی قصه از همین تقابل میآید: خندهای که از دل نومیدی سر برمیآورد. فیلم با این ایده، بیآنکه دشواری بیکاری را کوچک بشمارد، آن را به فرصتی برای بازنگری در دوستی، خانواده و تصور مردان از ارزش خویش بدل میکند.
شفیلدِ قصه، شهری است که گذشتهاش هنوز بر دوش شخصیتها سنگینی میکند، اما آیندهاش را باید با دستهای خالی ساخت. ⟨,3"⟩ کمدیای با ریشههای اجتماعی ظاهر ماجرا ممکن است تماشاگر را به این گمان بیندازد که با کمدیای متکی بر شوخیهای بدنی و موقعیتهای خجالتآور روبهروست. فیلم البته از همین ابزارها بهره میگیرد؛ تمرینهای ناموزون، اضطراب مردانی که ناگهان باید بدن خود را در برابر نگاه دیگران به نمایش بگذارند، و تفاوت میان جاهطلبی گز و توانایی واقعی گروه، سرچشمه لحظههای خندهدارند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما شوخیها در خلأ اتفاق نمیافتند. پشت هر حرکت ناشیانه، شرم از بیکاری، نگرانی درباره پول و ترس از ازدستدادن احترام دیگران پنهان است. فیلم بهجای آنکه شخصیتها را به نمونههایی ساده از «مردان شکستخورده» تقلیل دهد، میگذارد ضعف، غرور، خودخواهی و مهربانیشان همزمان دیده شود. همین چندلایگی، کمدی را از تحقیر شخصیتها دور میکند.
تماشاگر به آنان نمیخندد چون بیارزشاند؛ میخندد چون آدمهایی واقعیاند که در موقعیتی نامعمول میکوشند با محدودیتهایشان کنار بیایند. طنز فیلم گاه تند و بیپرواست، اما در بهترین لحظههایش با عطوفت همراه میشود و به شخصیتها فرصت میدهد از فرودستیِ تحمیلشده بر خود فاصله بگیرند. مردانگی زیر فشار یکی از موضوعهای محوری فیلم، مردانگی در روزگاری است که پیوند آن با شغل و نانآوری سست شده است.
گز، دیو و جرالد هر یک به شکلی متفاوت با این بحران روبهرو میشوند. برای یکی، بیکاری تهدیدی علیه رابطهاش با فرزند است؛ برای دیگری، تغییری در تعادل زندگی زناشویی؛ و برای آن دیگری، ضربهای به غرور و تصویری که سالها از خود ساخته است. فیلم نشان میدهد که از دستدادن شغل، تنها کمشدن درآمد نیست؛ میتواند حس تعلق، استقلال و حتی تواناییِ تعریفکردن خویشتن را نیز متزلزل کند.
« پشت هر حرکت ناشیانه، شرم از بیکاری، نگرانی درباره پول و ترس از ازدستدادن احترام دیگران پنهان است. »
شخصیتها و اجرا
ایده رقص استریپتیز از همین زاویه معنایی فراتر از شوخی پیدا میکند. مردانی که زمانی نیروی کارشان موتور کارخانه بوده، حالا بدن خود را به صحنه میآورند؛ چیزی که میتواند هم مضحک باشد و هم رهاییبخش. آنها ناچارند در برابر نگاه دیگران قرار بگیرند و با ناامنیهای جسمانی و عاطفی خود مواجه شوند.
فیلم از این جابهجایی برای پرسیدن پرسشی ساده اما مهم بهره میگیرد: اگر شغل و قدرت اقتصادی از آدم گرفته شود، آیا هنوز راهی برای حفظ کرامت و پیوند با دیگران باقی میماند؟ پاسخ اثر، نه در سخنرانیهای سنگین، بلکه در پذیرش متقابل و همراهی گروهی شکل میگیرد. گروهی نامتجانس، رفاقتی باورپذیر جذابیت «The Full Monty» تا اندازه زیادی به گروه بازیگران و کیفیت رابطه میان شخصیتها وابسته است.
رابرت کارلایل در نقش گز، ترکیبی از سماجت، دستپاچگی و درماندگی را به نمایش میگذارد؛ او قهرمانی بینقص نیست و همین نقصهاست که نقشهاش را باورپذیر میکند. تام ویلکینسون به جرالد وقار و آسیبپذیری میبخشد و مارک ادی در نقش دیو، گرمایی آرام و انسانی دارد. در کنار آنان، دیگر اعضای گروه نیز تنها ابزارهایی برای افزودن شوخی نیستند؛ هرکدام با ترس و محدودیت شخصی خود وارد ماجرا میشوند.
« ایده رقص استریپتیز از همین زاویه معنایی فراتر از شوخی پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رفاقت این مردان نه از مسیر گفتوگوهای احساساتیِ طولانی، بلکه از دل کارهای کوچک پدیدار میشود: تمرینکردن، سربهسر هم گذاشتن، تحملکردن ضعف یکدیگر و ماندن در کنار کسی که ممکن است رفتار دشواری داشته باشد. فیلم بهخوبی درمییابد که صمیمیت مردانه همیشه با اعتراف مستقیم همراه نیست. گاهی یک شوخی، یک همراهی عملی یا سکوتی که دیگری را تنها نمیگذارد، بیانگر پیوندی عمیقتر است.
همین شیمی گروهی سبب میشود که جمعِ ناهمگونِ مردان بهتدریج حس یک گروه واقعی پیدا کند، نه تیمی که صرفاً برای پیشبرد نقشه داستان کنار هم چیده شده است. کارگردانی، ریتم و موسیقی پیتر کاتانئو فیلم را با بیانی روشن و بیتکلف پیش میبرد. قابها و فضاها به اندازهای سادهاند که توجه از زندگی شخصیتها منحرف نشود؛ کارخانه متروک، خانههای معمولی و محیطهای عمومی، همگی بخشی از تصویری ملموس از شهری هستند که فرصتهایش کاهش یافته است.
فیلم به نمایش پرزرقوبرق نیاز ندارد، زیرا نیروی خود را از تضاد میان وضعیت تلخ مردان و سرزندگی طرحشان میگیرد. موسیقی نیز در خلق لحظههای بهیادماندنی سهم مهمی دارد. ترانههای پرانرژی، گاه پیش از آنکه شخصیتها بدانند چگونه احساساتشان را بیان کنند، انرژی پنهانشان را آشکار میسازند.
« فیلم بهخوبی درمییابد که صمیمیت مردانه همیشه با اعتراف مستقیم همراه نیست. »
قوتها و کاستیها
لحظههایی که ریتم موسیقی به حرکت گروه جان میدهد، از بهترین نمونههای پیوند میان طنز و امید در فیلماند. در عین حال، فیلم همیشه از نظر ریتم یکدست نیست. بعضی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند و برخی موقعیتها، پیش از آنکه به نتیجهای تازه برسند، کمی طول میکشند. اگر تماشاگر انتظار روایتی تند و پیوسته داشته باشد، ممکن است در میانه راه احساس کند داستان شتاب کافی ندارد.
مرز میان شیرینی و معمولیبودن همان ویژگیهایی که فیلم را دلنشین میکنند، گاهی محدودیتش نیز هستند. روایت در چند نقطه به الگوهای آشنای کمدیِ گروهی نزدیک میشود و شماری از گرهها یا واکنشها چندان غافلگیرکننده نیستند. فیلم بیشتر به همدلی با شخصیتها متکی است تا پیچیدگی ساختاری یا ایدههای تازه در هر صحنه.
ازاینرو، برای تماشاگرانی که با حالوهوای قصه ارتباط نمیگیرند، بعضی بخشها ممکن است معمولی یا کمکشش به نظر برسد. بااینحال، همین سادگی همیشه ضعف نیست. فیلم نمیکوشد از بیکاری و فرسودگی اقتصادی اثری تلخ و سنگین بسازد؛ در عوض، میپذیرد که زندگی روزمره گاهی با خندههای ناگهانی، ناکامیهای تکراری و امیدهایی کوچک پیش میرود.
« لحظههایی که ریتم موسیقی به حرکت گروه جان میدهد، از بهترین نمونههای پیوند میان طنز و امید در فیلماند. »
جمعبندی
تعادل میان شیرینی و تلخی در همه لحظهها بینقص نیست، اما غالباً به فیلم کمک میکند از دو افراط دور بماند: نه رنج شخصیتها را بهانهای برای موعظه میکند و نه آن را پشت شوخیهای بیوقفه پنهان میسازد. نتیجه، کمدیای گرم است که بهجای ادعای ژرفاندیشی، از مشاهده دقیق آدمهای معمولی نیرو میگیرد.
جمعبندی «The Full Monty» بیش از آنکه داستان اجرای نمایشی نامتعارف باشد، درباره مردانی است که پس از ازدستدادن شغل و اعتمادبهنفس، میکوشند دوباره راهی برای ایستادن کنار یکدیگر پیدا کنند. فیلم با طنزی زمینی، بازیهایی صمیمانه و موسیقی پرتحرک، بحران هویت و معیشت را به روایتی انسانی و سرگرمکننده پیوند میزند.
ریتم آن گاه کند میشود و بعضی اجزایش تازگی چشمگیری ندارند، اما رفاقت باورپذیر گروه و نگاه مهربانانهاش به آسیبپذیری، این کاستیها را تا اندازه زیادی جبران میکند. حاصل، فیلمی است که میتواند هم خنده بر لب بیاورد و هم زیر آن خنده، اندوهی آرام و قابلدرک باقی بگذارد. ⟨,3,4"⟩
« نتیجه، کمدیای گرم است که بهجای ادعای ژرفاندیشی، از مشاهده دقیق آدمهای معمولی نیرو میگیرد. »



ثبت دیدگاه