نقد و بررسی
نقد The Founder of Diabolism | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از دلِ مرگ آغاز میشود «The Founder of Diabolism» یا «Mo Dao Zu Shi» قصهاش را با بازگشتی نامعمول به زندگی پی میگیرد: وی ووشیان، چهرهای هراسانگیز و منفور در جهان پرآشوب پرورشدهندگان معنوی، پس از سالها در بدن مردی دیگر بیدار میشود. او در کنار لان وانگجی، رقیبی از گذشته، ناگزیر وارد ماجرایی میشود که پای ارواح، رازهای خانوادگی و حسابهای ناتمام را به میان میکشد.
این مجموعه، اقتباسی پویانمایی از رمان مو شیانگ تونگ شیو است و در قالب فانتزی ماورایی، معما و ماجراجویی پیش میرود. اما جذابیت داستان تنها در پرسش «چه کسی یا چه چیزی پشت این رخدادهاست؟» خلاصه نمیشود. سریال از همان ابتدا میان شهرت یک شخصیت و واقعیت زندگی او فاصله میگذارد. آنچه مردم درباره وی ووشیان میپندارند، بهتدریج در برابر خاطرات و انتخابهایش قرار میگیرد؛ و تماشاگر درمییابد که برای فهم اکنون، باید به گذشته بازگشت.
این رفتوآمد زمانی، موتور اصلی تعلیق است و در عین حال، تصویری تدریجی از شخصیتی میسازد که داوری دربارهاش آسان نیست. گذشته؛ قطعات پراکندهی یک حقیقت ساختار روایت، اطلاعات را یکجا و بیواسطه عرضه نمیکند. بخش مهمی از مسیر داستان با بازگشت به گذشته شکل میگیرد؛ گذشتهای که روابط میان شخصیتها، ریشهی خصومتها و زمینهی شکلگیری نام بدنام وی ووشیان را روشنتر میکند.
روایت همچون معمایی بزرگ عمل میکند: هر بخش نشانهای تازه میگذارد و گاه معنای رخدادهای پیشین را تغییر میدهد، بیآنکه بلافاصله همهی پاسخها را آشکار سازد. این شیوه به مجموعه نیروی کششی قابلتوجهی میبخشد، اما بیهزینه نیست. نامهای متعدد، پیوندهای خاندانی و فرقهای، و اصطلاحات مربوط به جهان داستان ممکن است بهویژه در آغاز، دنبالکردن ماجرا را دشوار کنند.
« اما جذابیت داستان تنها در پرسش «چه کسی یا چه چیزی پشت این رخدادهاست؟» خلاصه نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سریال فرض میگیرد که مخاطب با دقت به جزئیات توجه دارد و همیشه فرصت نمیدهد هر رابطه یا انگیزهای در همان لحظه کاملاً جا بیفتد. از این رو، بخشی از لذت تماشا در کنار هم گذاشتن سرنخهاست؛ ولی همین ویژگی میتواند برای تماشاگرانی که روایتی خطی و کمگره میخواهند، مانع ایجاد کند. شخصیتپردازی و فاصلهی میان شهرت و حقیقت وی ووشیان شخصیتی پرجنبوجوش، شوخطبع و سرکش است؛ اما این سرزندگی، لایههای جدیتر او را پنهان نمیکند.
او در جهانی زندگی میکند که برای قدرت و جایگاه اجتماعی ارزش فراوان قائل است، و شیوههای نامتعارفش او را در برابر نظم پذیرفتهشده قرار میدهد. سریال از این تقابل برای طرح پرسشی اخلاقی بهره میگیرد: آیا شکستن قواعد، بهخودیخود نشانهی فساد است، یا ممکن است در شرایطی خاص واکنشی به بیعدالتی باشد؟
پاسخ را بهسادگی در اختیار تماشاگر نمیگذارد؛ بلکه اجازه میدهد داوریهای اولیه زیر فشار اطلاعات تازه قرار گیرند. در کنار او، لان وانگجی با خویشتنداری، سکوت و پایبندی به اصول شناخته میشود. تضاد این دو تنها در تفاوت خلقوخو خلاصه نیست؛ هر یک شیوهای متفاوت برای فهم مسئولیت، نظم و وفاداری دارد.
همین تفاوت، گفتوگوها و موقعیتهای مشترکشان را زنده میکند. شخصیتهای پیرامونی نیز صرفاً کارکردی برای پیشبرد معما ندارند: وابستگیهای خانوادگی، وفاداریها و رنجشهای قدیمی در شکلگیری رفتارشان نقش دارند. گاهی آنچه در نگاه نخست خودخواهی یا دشمنی به نظر میرسد، با شناخت بیشتر معنای پیچیدهتری پیدا میکند.
« در کنار او، لان وانگجی با خویشتنداری، سکوت و پایبندی به اصول شناخته میشود. »
شخصیتها و اجرا
رابطهی دو قهرمان؛ از اصطکاک تا اعتماد رابطهی وی ووشیان و لان وانگجی یکی از پایههای عاطفی مجموعه است. این پیوند با اعترافهای ناگهانی یا صمیمیتی فوری شکل نمیگیرد؛ از برخورد دو منش متفاوت، خاطرههای مشترک و موقعیتهایی ساخته میشود که اعتماد را بهآرامی میآزمایند. وی ووشیان اغلب با شوخی و بازیگوشی واکنش نشان میدهد، در حالی که لان وانگجی احساساتش را کمتر به زبان میآورد.
همین ناهمزمانی، رابطه را هم دلنشین میکند و هم گاه پرتنش. سریال برای این رابطه به لحظههای کوچک تکیه دارد: توجهی که در سکوت آشکار میشود، همراهی در زمان خطر، یا فاصلهای که پس از یک سوءتفاهم باقی میماند. چنین انتخابی باعث میشود نزدیکی دو شخصیت حاصل تجربهی مشترک به نظر برسد، نه صرفاً خواستهی بیرونی داستان.
در عین حال، کندیِ این روند ممکن است توقع مخاطبی را که منتظر پیشرفت سریعتر رابطه است برآورده نکند. جذابیت آن در تدریج و زیرمتن است؛ چیزی که باید از لحن، رفتار و سکوتها دریافت شود. لحن و آمیختگی ژانرها «The Founder of Diabolism» میان چند حالوهوا حرکت میکند: نبردهای ماورایی، معماهای مربوط به ارواح، لحظههای طنز و صحنههای عاطفی.
این تنوع به داستان امکان میدهد از یکنواختی فاصله بگیرد. شوخیهای وی ووشیان گاه تنش را میشکنند و به شخصیت او رنگی انسانی میدهند؛ در سوی دیگر، پیامدهای خشونت و فقدان اجازه نمیدهند جهان داستان به ماجراجویی سبکسرانه فروکاسته شود. با این حال، جابهجایی لحن همیشه یکدست نیست. گاهی شوخی در مجاورت صحنهای جدی قرار میگیرد و ممکن است برای بعضی تماشاگران از شدت عاطفی آن بکاهد.
« رابطهی دو قهرمان؛ از اصطکاک تا اعتماد رابطهی وی ووشیان و لان وانگجی یکی از پایههای عاطفی مجموعه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مواردی نیز تراکم رخدادها مجال مکث و تأمل را محدود میکند. با وجود این، مجموعه در بهترین لحظههایش از همین تضادها سود میبرد: شادی و اندوه در جهان آن از یکدیگر جدا نیستند و شخصیتها ناچارند در دل خطر نیز به زندگی روزمره و پیوندهای انسانی چنگ بزنند. جهانسازی و کیفیت بصری جهان داستان بر مجموعهای از فرقهها، خاندانها و مناسبات معنوی بنا شده است.
این ساختار فقط پسزمینهای برای مبارزه نیست؛ جایگاه هر شخصیت را در جامعه تعیین میکند و زمینهی رقابت، سوءظن و اتحادهای شکننده را فراهم میآورد. طراحی لباسها و فضاها نیز به این جهان هویت میدهد و از آشفتگی تصویری پرهیز میکند. در کنار معماری و طبیعت، ابزارهای آیینی و نشانههای وابسته به هر خاندان، به مخاطب کمک میکنند تفاوت گروهها را در ذهن نگه دارد.
پویانمایی در بخشهایی چشمنواز است و بهویژه در خلق فضاهای خیالانگیز و صحنههای پرتحرک، ظرفیت جهان داستان را بهخوبی نشان میدهد. طراحی کلی، میان زیبایی و سادگی تعادل برقرار میکند؛ با این همه، کیفیت اجرا در تمام لحظهها یکسان نیست. بعضی صحنهها از نظر حرکت یا پرداخت تصویری میتوانستند روانتر و دقیقتر باشند، و گاه ناهمگونی میان تصویرپردازی دوبعدی و عناصر رایانهای به چشم میآید.
این ضعفها تجربه را از هم نمیپاشند، اما در مقایسه با قدرت داستان و طراحی جهان، بیشتر دیده میشوند. موسیقی و ضرباهنگ موسیقی در ساخت فضای خیالانگیز و عاطفی مجموعه نقش مهمی دارد. ملودیها به لحظههای تنهایی، دلتنگی و شکوهی که جهان داستان طلب میکند، رنگ میبخشند و گاه پس از پایان صحنه نیز در ذهن میمانند.
« در مواردی نیز تراکم رخدادها مجال مکث و تأمل را محدود میکند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی بهویژه زمانی مؤثر است که تصویر و روایت از توضیح مستقیم پرهیز میکنند و احساس شخصیتها را از راه فضا منتقل میسازند. ضرباهنگ، در عوض، نوسانهایی دارد. آغاز مجموعه ممکن است دیر به نظر برسد، زیرا تماشاگر باید همزمان با معرفی شخصیتها، قواعد جهان و پرسشهای اصلی کنار بیاید. پس از آن، با آشکارشدن پیوند میان رخدادهای پراکنده، روایت جان میگیرد و میل به ادامهدادن بیشتر میشود.
با این حال، پیچیدگی داستان گاهی چنان بالا میرود که بار اطلاعاتی بر کشش عاطفی پیشی میگیرد. صبوری و توجه به جزئیات، در اینجا بخشی از تجربهی تماشا است. جمعبندی «The Founder of Diabolism» فانتزیای معمایی و شخصیتمحور است که نیروی اصلی خود را از پیوند رازهای گذشته با انتخابهای اخلاقی اکنون میگیرد.
جهانسازی پرجزئیات، رابطهی تدریجی وی ووشیان و لان وانگجی، و آمیزش اکشن، طنز و اندوه، آن را به اثری پرکشش تبدیل میکند. در مقابل، آغاز نسبتاً دشوار، انبوه نامها و مناسبات، نوسان ضرباهنگ و نابرابری کیفیت پویانمایی ممکن است بخشی از مخاطبان را از آن دور کند. این مجموعه برای تماشاگری مناسب است که از روایتهای چندلایه، شخصیتهایی که داوری دربارهشان بهسادگی ممکن نیست، و رابطههایی که در گذر زمان شکل میگیرند لذت میبرد.
ارزش آن بیش از آنکه در غافلگیریهای منفرد باشد، در چگونگی بازنگری مداومِ تماشاگر نسبت به گذشته و آدمهای آن است؛ سفری که با هر قطعهی تازه، تصویر پیشین را اندکی دگرگون میکند.
« پس از آن، با آشکارشدن پیوند میان رخدادهای پراکنده، روایت جان میگیرد و میل به ادامهدادن بیشتر میشود. »
ثبت دیدگاه