نقد و بررسی
نقد پادشاهی ممنوعه (The Forbidden Kingdom) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سرزمین افسانهها «The Forbidden Kingdom» فیلمی است که از همان آغاز، تماشاگر را به قلمرویی میبرد که مرز میان خیال نوجوانانه، اسطوره و سینمای رزمی در آن چندان روشن نیست. جیسون، نوجوانی آمریکایی و شیفتهٔ فیلمهای کونگفو، در یک سمساری با عصای افسانهای شاه میمون روبهرو میشود؛ یادگاریای که او را به چین باستان و دل ماجرایی پرخطر میکشاند.
مأموریتش، آزاد کردن شاه میمون زندانی است؛ اما مسیر رسیدن به این هدف، بیش از آنکه بر غافلگیریهای روایی تکیه کند، فرصتی فراهم میآورد تا فیلم جهان فانتزی خود و مجموعهای از قهرمانان رزمیاش را پیش چشم تماشاگر بگستراند. فیلم برداشتی آزاد از افسانههای چینی دارد و میکوشد ماجرایی آشنا را با جذابیت ستارگان هنرهای رزمی زنده کند.
سفر قهرمان؛ از شیفتگی تا آزمودن خویشتن جیسون در آغاز، بیش از آنکه قهرمانی آماده باشد، تماشاگرِ مشتاقِ قهرمانان است. او جهان کونگفو را از پشت صفحهٔ نمایش میشناسد و ناگهان ناچار میشود در همان جهانی قدم بگذارد که زمانی تنها تماشایش میکرد. این جابهجایی، زمینهای مناسب برای روایت بلوغ و یافتن شجاعت فراهم میکند: نوجوانی که باید از علاقهمندی به تماشای مبارزه فراتر برود و مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد.
« فیلم برداشتی آزاد از افسانههای چینی دارد و میکوشد ماجرایی آشنا را با جذابیت ستارگان هنرهای رزمی زنده کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، مسیر رشد او به الگوی آشنای سفر قهرمان وفادار میماند. ورود به سرزمینی ناآشنا، آشنایی با استادان، آموزش، رویارویی با خطر و حرکت به سوی مأموریت نهایی، همگی از اجزای شناختهشدهٔ این گونهاند. فیلم کمتر میکوشد این الگو را دگرگون کند و بیشتر به دنبال آن است که از آن برای ساختن سرگرمیای روشن و قابلفهم استفاده کند.
نتیجه برای مخاطب جوان و خانوادگی پذیرفتنی است، اما برای تماشاگرِ خواهان پیچیدگی روایی، کمابیش قابلپیشبینی جلوه میکند. اسطوره و جهان تصویری یکی از امتیازهای فیلم، فضایی است که از پیوند افسانه و ماجراجویی پدید میآورد. چین باستانِ اثر، بازسازی تاریخی دقیق نیست؛ سرزمینی خیالپردازانه است که در آن طبیعت، معبدها، جنگجویان و موجودات اسطورهای در خدمت حسِ سفر و کشف قرار میگیرند.
چشماندازهای سرسبز و مکانهای دورافتاده، به روایت مجال میدهند از محیط شهری آغازین فاصله بگیرد و به جهان افسانهای خود وسعت ببخشد. این زیبایی بصری، هرچند در ساختن حالوهوای ماجرا مؤثر است، همیشه با عمق روایی همراه نمیشود. برخی مکانها بیشتر به پسزمینهای تماشایی برای نبردها شباهت دارند تا فضایی که تاریخ، فرهنگ یا قواعد ویژهٔ خود را داشته باشد.
« بااینحال، مسیر رشد او به الگوی آشنای سفر قهرمان وفادار میماند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از نشانههای آشنای افسانههای رزمی بهره میگیرد، اما گاه آنها را در حد رنگولعاب نگه میدارد. بنابراین جهان اثر در نگاه نخست دلانگیز است، ولی کمتر به اندازهای گسترش مییابد که تماشاگر احساس کند با منظومهای مستقل و پیچیده روبهروست. جکی چان و جتلی؛ جذابیتِ برخورد دو سبک حضور جکی چان و جتلی، بیتردید مهمترین جاذبهٔ فیلم برای دوستداران سینمای رزمی است.
کنار هم قرار گرفتن این دو چهره، خود بهتنهایی وعدهٔ رویارویی دو شیوه و دو منش متفاوت را میدهد: چابکی بازیگوشانه و طنز بدنیِ جکی چان در برابر دقت، انضباط و صلابت رزمی جتلی. فیلم در بخشهایی که این تفاوت را به کنش بدل میکند، بهخوبی از ظرفیت ستارگانش بهره میگیرد. مبارزهٔ میان این دو، نقطهٔ برجستهٔ تجربهٔ اکشن فیلم است؛ صحنهای که تماشاییبودنش تنها از سرعت حرکات نمیآید، بلکه از آگاهی تماشاگر به جایگاه این دو بازیگر در تاریخ سینمای کونگفو نیز نیرو میگیرد.
بااینهمه، فیلم در همهٔ صحنههای رزمی به همان اندازه الهامبخش نیست. گاه جلوههای بصری و پروازهای اغراقشده، از حسِ وزن و تماس واقعی بدنها میکاهند و نبردها را به نمایشهایی فانتزیتر تبدیل میکنند. این انتخاب با لحن افسانهای اثر سازگار است، اما ممکن است برای کسانی که مبارزهٔ زمینی و واقعگرایانه را ترجیح میدهند، رضایتبخش نباشد.
« فیلم از نشانههای آشنای افسانههای رزمی بهره میگیرد، اما گاه آنها را در حد رنگولعاب نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران و شخصیتپردازی مایکل آنگارانو در نقش جیسون، بهعنوان محور روایی فیلم، حضوری قابلقبول دارد. او باید هم آسیبپذیری نوجوانی ناآزموده را نشان دهد و هم تغییر تدریجی شخصیتی را که در دل خطر اعتمادبهنفس پیدا میکند. بازی او در بخشهایی که کنجکاوی و ترس را همزمان منتقل میکند، با حالوهوای ماجراجویانهٔ فیلم تناسب دارد؛ هرچند شخصیت جیسون به اندازهای پرداخت نمیشود که از قالب قهرمانِ داستانیِ آشنا فراتر برود.
جکی چان با تکیه بر مهارت همیشگیاش در آمیختن کنش و شوخی، به فیلم انرژی میبخشد، اما همین جنبهٔ کمیک گاهی بیش از اندازه پررنگ میشود. شوخیها همیشه بهاندازهٔ حرکتهای رزمی او روان نیستند و بعضی لحظهها بهجای افزودن گرما به شخصیت، ریتم صحنه را مختل میکنند. جتلی حضوری کمحرفتر و متینتر دارد و تضاد او با لحن شوختر جکی چان از ترکیبهای جذاب فیلم است.
بازیگران نقشهای مکمل نیز به ساخت فضای افسانهای کمک میکنند، ولی شخصیتپردازی بعضی از آنان محدود میماند و انگیزهها یا ویژگیهایشان مجال کافی برای گسترش پیدا نمیکند. ریتم، فیلمنامه و لحن فیلمنامه بر پیشروی مأموریت و برخورد جیسون با جهان تازه تکیه دارد؛ رویکردی که برای یک ماجرای خانوادگی ساده و سرراست مناسب است.
« بازیگران و شخصیتپردازی مایکل آنگارانو در نقش جیسون، بهعنوان محور روایی فیلم، حضوری قابلقبول دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم توضیحهای پیچیدهٔ اسطورهای را به حداقل میرساند و تماشاگر را زود وارد سفر میکند. در بهترین لحظهها، این سادگی به سود اثر تمام میشود: ماجرا بیدرنگ شکل میگیرد و مخاطب میتواند از منظرهها، شخصیتها و نبردها لذت ببرد. اما همین فیلمنامه در بخشهایی از میانهٔ راه نیروی خود را از دست میدهد.
برخی گفتوگوها کارکردی بیش از انتقال اطلاعات یا زمینهچینی ندارند و گذر از یک رویارویی به رویارویی دیگر، گاه بیش از اندازه طول میکشد. در نتیجه، ریتم فیلم همیشه یکدست نیست: لحظههای پرتحرک و سرگرمکننده با بخشهایی کمشتابتر همنشین میشوند. لحن اثر نیز میان حماسهٔ اسطورهای، ماجرای نوجوانانه و کمدی رزمی رفتوآمد میکند؛ ترکیبی که در بسیاری از صحنهها دلپذیر است، اما گاهی شوخیها را بیش از حد لوس و فضای دراماتیک را سبک میکند.
برای چه تماشاگری؟ «The Forbidden Kingdom» بیش از آنکه ادعای بازآفرینی ژرفِ افسانههای چینی را داشته باشد، فیلمی برای لذت بردن از یک سفر فانتزی و دیدن دو چهرهٔ بزرگ سینمای رزمی در یک قاب است. تماشاگر کمسنتر میتواند با قهرمانی همسنوسال خود همراه شود و از ماجراجویی، شوخیها و مبارزهها لذت ببرد.
« فیلم توضیحهای پیچیدهٔ اسطورهای را به حداقل میرساند و تماشاگر را زود وارد سفر میکند. »
جمعبندی
خانوادهها نیز احتمالاً از ترکیبِ ماجرای روشن و اکشنی که بیشتر بر نمایش مهارت و حرکت تکیه دارد تا خشونت واقعگرایانه، استقبال خواهند کرد. در مقابل، کسانی که از داستانهای بدیع، دیالوگهای تیز یا شخصیتهای چندلایه انتظار بالایی دارند، ممکن است از فرمولیبودن قصه و افتوخیز ریتم دلزده شوند.
طرفداران جدی هنرهای رزمی نیز احتمالاً از دیدار جکی چان و جتلی بیش از خودِ روایت بهره میبرند. فیلم در نهایت بهاندازهٔ جاذبهٔ اصلیاش ــ خیالِ دیدن دو اسطوره در کنار هم ــ بلندپرواز است، اما نه در همهٔ اجزای داستانیاش. جمعبندی «The Forbidden Kingdom» ماجرایی فانتزی و خوشمنظره است که از جاذبهٔ اسطورههای چینی و حضور جکی چان و جتلی برای ساختن سرگرمیای خانوادگی بهره میگیرد.
مبارزههای جذاب، فضای ماجراجویانه و مسیر رشد جیسون به فیلم نیرویی قابلتوجه میبخشند؛ در برابر، قصهٔ آشنا، دیالوگهای کمرمق، شوخیهای گاه اغراقآمیز و بخشهایی از روایت که کش میآیند، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای ماندگارتر تبدیل شود. ارزش اصلی فیلم در سادگیِ سرگرمکننده و لحظههای اکشن آن است: اثری که برای یک شبِ سبک و ماجراجویانه انتخابی مناسب به شمار میآید، بهویژه برای تماشاگرانی که دیدن دو ستارهٔ بزرگ کونگفو در کنار هم برایشان خودِ ماجراست.
« طرفداران جدی هنرهای رزمی نیز احتمالاً از دیدار جکی چان و جتلی بیش از خودِ روایت بهره میبرند. »
ثبت دیدگاه