نقد و بررسی
نقد شعله و تیر (The Flame and the Arrow) | 1950
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در جامهٔ قصهای کهن «The Flame and the Arrow» ساختهٔ Jacques Tourneur، ماجراجویی تاریخیِ رنگینی است که از همان آغاز، خود را چندان درگیر بازآفرینی واقعگرایانهٔ تاریخ نمیکند. فیلم در لمباردیِ قرونوسطی میگذرد؛ جایی که داردو بارتولی، تیراندازی شورشی با یارانی وفادار، در برابر سلطهٔ اشغالگران هسی میایستد.
ربودهشدن پسرش، رودی، نبرد شخصی او را به مبارزهای گستردهتر برای رهایی مردم پیوند میزند. این چارچوب، آشنایی دلپذیری دارد: قهرمانی یاغی، گروهی همراه و صمیمی، حاکمی ستمگر و مردمی که چشم به رهایی دوختهاند. فیلم از این آشنایی نیرو میگیرد، اما بهایش را نیز میپردازد؛ زیرا گاه بیش از اندازه به الگوی رابینهودی تکیه میکند و کمتر میکوشد به آن هویت روایی تازهای ببخشد.
قهرمانی که با حرکت تعریف میشود برت لنکستر در نقش داردو، مرکز ثقل فیلم است؛ حضوری پرتحرک که گویی شخصیتش را نه فقط با گفتار، بلکه با جهش، تعقیب، بندبازی و بازیگوشی جسمانی میسازد. داردو قهرمانی عبوس و سنگینروح نیست. شوخطبعی و اعتمادبهنفسش به ماجراجویی سبکی میبخشد که آن را از یک ملودرام تاریخیِ جدی جدا میکند.
لنکستر میتواند در لحظهای تهدیدی را جدی جلوه دهد و لحظهای بعد، با لبخندی کج، موقعیت را به بازی بدل سازد. این تغییر لحن از مهمترین سرچشمههای سرزندگی فیلم است. توان بدنی بازیگر صرفاً به نمایش مهارت ختم نمیشود؛ به شیوهٔ حضور او در قاب شکل میدهد. داردو شخصیتی است که به نظر میرسد همواره راهی برای گریز یا وارونهکردن موازنهٔ قدرت پیدا میکند.
« ربودهشدن پسرش، رودی، نبرد شخصی او را به مبارزهای گستردهتر برای رهایی مردم پیوند میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، بدن او به بخشی از روایت تبدیل میشود: هر صعود، فرود یا چرخش، جلوهای از روحیهٔ سرکش قهرمان است. با این همه، فیلم گاه چنان به تماشای تواناییهای لنکستر دل میبندد که شخصیتپردازی و پیشروی قصه در مرتبهٔ بعد قرار میگیرند. آنچه باید ابزار بیان قهرمان باشد، بعضی وقتها به خودِ نمایش بدل میشود.
بندبازی؛ زبان اصلی فیلم نقطهٔ قوت آشکار اثر، بدلکاریها و حرکتهای آکروباتیک آن است. این صحنهها به فیلم انرژیای میدهند که هنوز میتواند تماشاگر امروز را با خود همراه کند. پرشها و جابهجاییهای سریع، تعقیبها و بهرهگیری از بلندیها و موانع، فضای ماجراجویانهای میسازند که بیش از گفتوگوهای توضیحی به چشم و بدن تکیه دارد.
همراهی Nick Cravat نیز در این بخشها اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ او و لنکستر پیشینهٔ آکروباتیک مشترک داشتند و هماهنگی جسمانیشان به صحنهها کیفیتی نمایشی و سرزنده میدهد. اما در همین نقطه، مرز میان جذابیت و زیادهروی باریک میشود. بعضی صحنهها به جای آنکه از دل موقعیت دراماتیک بیرون بیایند، گویی برای فراهمکردن فرصتی جهت نمایش یک حرکت تماشایی طراحی شدهاند.
در نتیجه، هیجان جسمانی همیشه به تعلیق روایی تبدیل نمیشود. بدلکاریها دیدنیاند، اما اگر تماشاگر در هر لحظه بیش از آنکه نگران سرنوشت شخصیتها باشد منتظر حرکت بعدی بماند، قصه بخشی از نیروی خود را از دست میدهد. فیلم در بهترین لحظات این دو وجه را به هم پیوند میزند؛ در لحظات ضعیفتر، نمایش بر روایت سایه میاندازد.
« در نتیجه، بدن او به بخشی از روایت تبدیل میشود: هر صعود، فرود یا چرخش، جلوهای از روحیهٔ سرکش قهرمان است. »
شخصیتها و اجرا
قصهٔ مقاومت و سایهٔ رابینهود طرح داستانی، ساده و مستقیم است: ربودن فرزند داردو، او را به شورشیان نزدیکتر میکند و جستوجوی نجات پسر، به میدان گستردهتری از مقاومت در برابر حاکمان ستمگر راه میبرد. این پیوند میان انگیزهٔ خانوادگی و هدف جمعی، در ذات خود کارآمد است؛ زیرا مبارزه را هم شخصی میکند و هم سیاسی.
بااینحال، فیلم چندان درنگ نمیکند تا پیچیدگیهای این دو انگیزه را بکاود. گاه رویدادها پشت سر هم میآیند، بیآنکه پیامد عاطفی یا سیاسی هر یک به اندازهٔ کافی مجال گسترش پیدا کند. شباهت به قصههای رابینهودی تنها در حضور یک یاغیِ محبوب و یارانش خلاصه نمیشود؛ شیوهٔ نمایش ستمگر، مردم تحت فشار و نبرد آزادیخواهانه نیز به همان سنت پهلو میزند.
این آشنایی به فیلم دسترسی فوری و آسانی میدهد: تماشاگر بیدرنگ میفهمد چه کسی باید حمایت شود و چه نیرویی باید شکست بخورد. ولی همین وضوح، گاهی به پیشبینیپذیری میانجامد. فیلم به جای آنکه انتظارها را زیرورو کند، بیشتر از لذتِ آشنای ماجراجویی تغذیه میکند. از این رو، اثر در مقام سرگرمی روانتر و در مقام درام کمغافلگیرکنندهتر است.
شخصیتهای پیرامونی و کشاکش عاطفی داردو بیش از دیگر شخصیتها در خاطر میماند؛ اما این تمرکز، به بهای کمرنگشدن برخی چهرههای پیرامونی تمام میشود. پیوند عاطفی میان داردو و آن، آنگونه که باید، از مسیر تحول تدریجی و لحظات مشترک باورپذیر شکل نمیگیرد. فیلم به این رابطه نیاز دارد تا در کنار محور پدرانه و مبارزهٔ سیاسی، رنگی عاشقانه نیز بیابد؛ بااینحال، شتاب روایت و اتکای آن به جذابیت بیرونی، مانع از آن میشود که این نزدیکی به اندازهٔ کافی ریشه بدواند.
« این پیوند میان انگیزهٔ خانوادگی و هدف جمعی، در ذات خود کارآمد است؛ زیرا مبارزه را هم شخصی میکند و هم سیاسی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، رابطهای است که در چارچوب ماجراجویی قابلقبول میماند، اما از عمق عاطفی چشمگیری برخوردار نمیشود. در سوی دیگر، کنت اولریش، با لقب «باز»، باید تهدیدی نیرومند برای داردو و مردمش باشد. بااینهمه، شخصیتپردازی محدود و حضور کمجاذبهٔ او باعث میشود تضاد اصلی فیلم بیش از آنکه از برخورد دو شخصیت پرمایه برخیزد، بر تقابل سادهٔ قهرمان و حاکم ستمگر استوار شود.
اگر نیروی شرور جذابتر و پیچیدهتر بود، پیروزی یا مقاومت قهرمان نیز وزن دراماتیک بیشتری پیدا میکرد. فیلم در این زمینه راه آسانتر را برمیگزیند: بدی را روشن و بیابهام میسازد، اما فرصت چندانی برای فهم ریشهها یا تناقضهای آن فراهم نمیکند. شمشیر، تیر و انتخابهای نمایشی عنوان فیلم وعدهٔ رویارویی با سلاحها و نبردهای پرشور را میدهد، اما بخش مهمی از جذابیت اثر در آکروباتیک و مهارتهای بدنی نهفته است، نه در دوئلهای شمشیربازی.
نبردهای تنبهتن، در مقایسه با انتظار حاصل از یک ماجراجویی شمشیرزنان، محدود و کمهیجاناند. این ناهمخوانی الزاماً فیلم را ناکام نمیکند، اما میان وعدهٔ ژانری و تجربهٔ واقعی تماشاگر فاصله میاندازد. گویی فیلم از شمشیر برای نشانهگذاریِ جهان قهرمانانهاش بهره میبرد، حال آنکه زبان تصویری واقعیاش را در حرکت و نمایش بدنی مییابد.
رنگپردازی و دکورها نیز به ساختن جهان پرزرقوبرق فیلم کمک میکنند. فضای تاریخی، بیش از آنکه مستند و خاکآلود باشد، صحنهای برای بازی، گریز و نمایش قهرمانانه است. موسیقی پرتحرک Max Steiner این حالوهوا را تقویت میکند و نمیگذارد فیلم در جدیت خود فروبماند. حاصل، ماجراجوییای است که میخواهد سرگرمکننده باشد، نه سنگین؛ انتخابی که با لحن شوخ و بیتکلف لنکستر هماهنگ است، هرچند گاه از پیچیدگی بصری و روایی فاصله میگیرد.
« نتیجه، رابطهای است که در چارچوب ماجراجویی قابلقبول میماند، اما از عمق عاطفی چشمگیری برخوردار نمیشود. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «The Flame and the Arrow» بیش از آنکه بر داستانی پیچیده یا شخصیتهایی چندلایه تکیه کند، بر حضور پرشور برت لنکستر، بدلکاریهای تماشایی و لذت سادهٔ ماجراجویی استوار است. فیلم در این قلمرو موفق است: ریتم و تحرک دارد، قهرمانش تماشایی است و فضای رنگینش به قصه حالوهوایی سبک و بازیگوش میدهد.
در مقابل، روایت گاه پراکنده و قابلپیشبینی میشود، الگوی رابینهودی بر آن سایه میاندازد، دشمن اصلی جذابیت چندانی ندارد و رابطهٔ عاشقانه به اندازهٔ کافی پرورده نمیشود. کمبود دوئلهای هیجانانگیز نیز میان تصور معمول از فیلم شمشیربازی و آنچه واقعاً عرضه میکند فاصله میاندازد. بااینحال، ضعفهایش از جنس فیلمی است که بلندپروازیاش را در جای دیگری میجوید.
این اثر قرار نیست درام تاریخیِ موشکافانهای باشد؛ لذت آن در چابکی، شوخی و بازی بدنی نهفته است. اگر داستانی نوآورانه و کشمکشهایی پیچیده انتظار رود، فیلم محدود به نظر میرسد؛ اما اگر معیار، سرگرمیِ پرجنبوجوش و تماشای ستارهای باشد که با تمام وجود در قاب حرکت میکند، هنوز جذابیت خود را حفظ کرده است.
« کمبود دوئلهای هیجانانگیز نیز میان تصور معمول از فیلم شمشیربازی و آنچه واقعاً عرضه میکند فاصله میاندازد. »
ثبت دیدگاه